یعنی یه سلام کردن به آقا . . .
به قیمت جون شون تموم میشد💔
اونوقت ما تو تمام ثانیه ها به امام
حاضرمون میتونیم سلام کنیمو
قدر نمیدونیم...
.
یکی از زیرکی هایی که امام حسن عسکری
داشتن این بود که امام بعدی رو به
شیعیان خاص شون نشون داده بودن🤫
⁉️
بنظرتون چجوری🤔؟!
بچه شونو نشون دادن گفتن اینه؟!
نه!
+ نشونه هاشو گفتن!
حالا چه نشونه هایی؟🧐
بیا داستانشو برات تعریف کنم🥺
.
شیعیان در زمان امام حسنعسکری گمان میکردن
که مثلا فرزنـد امام هادی [سید محمد] امـام میشه
و تقدیر خدا این بود که او در زمان خود امام هادی
از دنیا بره و مسئله ی امامت شفاف بشه!
.
.
و از این جهت دائـم خونـه ی امام حسن عسکـری...
زیر نظر بود که مبادا بچهای از اون خونه به دنیا بیاد
.
📜
امام حسن به یکی از خادمیـن خوبش به نام
ابوالادیان یه چندتا نامـه داد گفت برو مدائن
بده به فلانی و فلانی،بعد از ۱۵ روز برگرد سامرا
وقتی برمیگردی سامرا دیگه منو زنده نمیبینی..
امام حسن عسکری امام بعدی رو
به چند نفر از خوبان زمان ، حدود
۴۰ نفر نشون دادن✨!
.
وقتی امام از شهادتش خبر میده این خادم
شروع میکنه به گریه کردن،امام میفرمایند
تقدیر الهی اینطوری هستش تا دو هفتـه ی
دیگر من به شهادت میرسم
خادم پرسید امام عسکری امـام بعـدی شمـا
کیه و چه نشونه هایی داره🤔؟!
.
امام عسکری،امام زمان رو به اون خادم
نشون نداده بود و هنوز نمیدونست...
امام فرمود 3⃣ تا نشونه ازش میبینید!
[💡]
یک نشانه اینکـه جواب نامه هایی را که
از مدائن میاری ازت میخواد،اون کسی که
جواب نامه ها رو ازت میخواد و میگیره
امام زمانه🤍″
نشانه دوم ،
اون کسی که بر جنازه ی من نماز میخونه!
نشانه سوم اون کسی که
از محتواییات داخل کیسه ها خبر میده...
خادم میگه من این سومی رو نفهمیدم ولی
عظمت آقا مانع شد بپرسم که یعنی چه🤔
خجالت کشید و چیزی نگفت...
.
میگه رفتم مدائن دنبال ماموریتم . . 🚶
نامه هایی که امام داده بود رو رفتم رسوندم
و برگشتم و بعد از ۱۵ روز دیدم جلو درخونه
امام گریه و شیون هست و فهمیدم که
به شهادت رسیدن🥲
.
میگه من وارد شدم دیدم جنازه ی امام
رو که آوردن و میخوان برش نماز بخونن
یه مرتبه دیدم برادر ایشون جعفر کذاب
(کهادعایامامتمیکردوآدمفاسقیبود)اون
داره نماز میخونه😧
ابوالادیان میگه من تعجب کردم😵💫
میگه یه مرتبه دیدم یه کودکی
مثل خورشید☀️از اندرونی اومد بیرون
لباس عموش جعفر کذاب رو گرفت گفت
من سزاوار ترم بر پدرو نماز بخوانم،برو کنار!
جعفر کذاب هم بدون هیچ ممانعتی رفت کنار