eitaa logo
کلاس اولی ها(یوسفی)
2.9هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
784 ویدیو
589 فایل
🔹آموزگارپایه‌اول‌دبستان 🔹آموزش‌مفاهیم‌باایده‌های‌جذاب 🔹ارائه‌کاربرگ‌نمونه‌سوال 🆔 @aval_learning99 ادمین👇 @aval_learning ناشناس👇 https://abzarek.ir/service-p/msg/4014188
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️ بنظرتون چجوری🤔؟! بچه شونو نشون دادن گفتن اینه؟! نه! + نشونه هاشو گفتن! حالا چه نشونه هایی؟🧐 بیا داستانشو برات تعریف کنم🥺
. شیعیان در زمان امام حسن‌عسکری گمان میکردن که مثلا فرزنـد امام هادی [سید محمد] امـام میشه و تقدیر خدا این بود که او در زمان خود امام هادی از دنیا بره و مسئله ی امامت شفاف بشه! .
. و از این جهت دائـم خونـه ی امام حسن عسکـری... زیر نظر بود که مبادا بچه‌ای از اون خونه به دنیا بیاد .
📜 امام حسن به یکی از خادمیـن خوبش به نام ابوالادیان یه چندتا نامـه داد گفت برو مدائن بده به فلانی و فلانی،بعد از ۱۵ روز برگرد سامرا وقتی برمیگردی سامرا دیگه منو زنده نمیبینی.. ‌
امام حسن عسکری امام بعدی رو به چند نفر از خوبان زمان ، حدود ۴۰ نفر نشون دادن✨! ‌
. وقتی امام از شهادتش خبر میده این خادم شروع میکنه به گریه کردن،امام می‌فرمایند تقدیر الهی اینطوری هستش تا دو هفتـه ی دیگر من به شهادت میرسم خادم پرسید امام عسکری امـام بعـدی شمـا کیه و چه نشونه هایی داره🤔؟! .
امام عسکری،امام زمان رو به اون خادم نشون نداده بود و هنوز نمیدونست... امام فرمود 3⃣ تا نشونه ازش میبینید!
[💡] یک نشانه اینکـه جواب نامه هایی را که از مدائن میاری ازت میخواد،اون کسی‌‌ که جواب نامه ها رو ازت میخواد و میگیره امام زمانه🤍″ ‌ نشانه دوم ، اون کسی که بر جنازه ی من نماز میخونه! ‌ نشانه سوم اون کسی که از محتواییات داخل کیسه ها خبر میده... خادم میگه من این سومی رو نفهمیدم ولی عظمت آقا مانع شد بپرسم که یعنی چه🤔 خجالت کشید و چیزی نگفت...
. میگه رفتم مدائن دنبال ماموریتم . . 🚶 نامه هایی که امام داده بود رو رفتم رسوندم و برگشتم و بعد از ۱۵ روز دیدم جلو درخونه امام گریه و شیون هست و فهمیدم که به شهادت رسیدن🥲 .
‌ میگه من وارد شدم دیدم جنازه ی امام رو که آوردن و میخوان برش نماز بخونن یه مرتبه دیدم برادر ایشون جعفر کذاب (که‌ادعای‌امامت‌میکرد‌و‌آدم‌فاسقی‌بود)اون داره نماز میخونه😧 ابوالادیان میگه من تعجب کردم😵‍💫 میگه یه مرتبه دیدم یه کودکی مثل خورشید☀️از اندرونی اومد بیرون لباس عموش جعفر کذاب رو گرفت گفت من سزاوار ترم بر پدرو نماز بخوانم،برو کنار! جعفر کذاب هم بدون هیچ ممانعتی رفت کنار
ابوالادیان گفت دیدم این یه نشونه که بر جنازه ی امام حسن این کودک نماز خواند بعد که نماز خواند به من اشاره کرد که اون نامه هایی که از مدائن آوردی رو بده دیدم اینم دومین نشانه😍
. دنبال سومین نشانه میگشتم🧐 یه چند روز گذشت شیعیان قم آمدن سامرا برای اینکه وجوهـات شون رو به امام حسـن حساب بکنن دیدن امام به شهـادت رسیـده، اومدن،جعفر کذاب تو اون خونه نشسته بود و ادعای امامت میکرد😕! اومدن کیسه‌هایی رو که توش وجوهات بود به جعفر کـذاب بدن گفتن ما هر موقع . . . به خدمت امام حسـن عسکـری می رسیدیم ازمحتویات داخل که چقدر پولِ به ما خبر میدادن شماهم خبر بده 👀 جعفر کذاب گفت: از من میخواید که علم غیب داشته باشم؟ من چمیدونم چقدر‌ توشه🤷 .