سرو در آبِ اسمان
اما این همان خون نوزاد مظلومی است به روی دستانِ امام،
انگاه که زمین فریاد میکشید که : وای بر من اگر یک قطره از آن را بغل گیرم
و ساکنان اسمان میزبان باران ان سروِ کوچکِ به خون نشسته شدند
قیام عاشورا در خیال کوچک من
اسمانیست که در آن
ازادهانسانی
چون حسین(ع)
سیاهی کنار کشید
و نور را هدیده داد
به انسان و
انسان
شد سروی سبز،
پر از طراوت بارانِ حسین (ع)
قد کشیده در هوای او.
( روایت از سمت راست تصویر به چپ)