سرو در آبِ اسمان
اما این همان خون نوزاد مظلومی است به روی دستانِ امام،
انگاه که زمین فریاد میکشید که : وای بر من اگر یک قطره از آن را بغل گیرم
و ساکنان اسمان میزبان باران ان سروِ کوچکِ به خون نشسته شدند
قیام عاشورا در خیال کوچک من
اسمانیست که در آن
ازادهانسانی
چون حسین(ع)
سیاهی کنار کشید
و نور را هدیده داد
به انسان و
انسان
شد سروی سبز،
پر از طراوت بارانِ حسین (ع)
قد کشیده در هوای او.
( روایت از سمت راست تصویر به چپ)
لحظه ای که سرو بلند امامت
آن امانتِ سنگینِ انسان
به دست شقی ترینِ انسان
روی زمینِ آسمان افتاد
سرش شد ابروی عرش بر زمین
و خونش
تکه هایی که آینه شدند
برای انسانِ زمین
و یک سرو عمود این نگاره است
پایه ی سنگینی های رنگهاست
امید به ادای امانت است
و ایستادن پای امامت
اون همان سروِ بلند است که ماه را در دل خود پنهان کرده و کمان ابروانش موج شکنِ سپاه باطل است
علمدار با وفای حسین(ع)