بالای ایوون که بودم
صحنه ی عجیب مردمو میدیدم همه پرچم سرخ یا سربندسرخ داشتن
سیل جمعیت میومدو میرفت
اقای رسولی روضه حضرت زهرا میخوند
جمعیت تمام غمشونو در لعن به قاتلین امام جمع کرده بودن
یک تاریخ منتظر این جمعیت بود
و ما حاصل تاریخِ انسانیم
و مینویسیم بر تاریخ عالم که انقلاب جهان را بر دوش داشتیم
ان شاء الله
تو راه کناریم گفت شبیه اربعینه
من گفتم شبیه پیاده روی عرفاته
یهو جلویی گفت بو مشهد میاد بچه ها
راست میگفت مصلی همه چیز بود :)
یک روح بزرگ انجا بود که انگار همه ی جهان به دنبالش بودند...