ولی روشی که من رفتم :
سعی کردم از هر چیزی تو دنیای بیرون یه فرم و شکل جدید واسه شخصیتایی که تو ذهنمن پیدا کنم
به اشیا یه احساسیو نسبت میدادم و سعی میکردم تصور کنم اگه ادم بود چجوری میشد
مثلا از فرم شامپو که یه سر کوچیکه با یه بدنه بزرگ میشد به یه فرم واسه کاراکتر رسید
ظروف سفالیو شبیه ادم میدیدم
سعی میکردم جای اجزای صورت مثل ابرو و چشم و مو از اشیا استفاده کنم
مثلا یه بار جعبه ی دکمه ها و تیله ها رو ریختم بیرون و دونه دونه نگاشون کردم ببینم اگه جای چشما بودن چجوری میشدن
یا حتی درختا و سنگا
واسه موها حتی به اون ته جارو دستیم فکر میکردم یا حتی سبزی وسط سفره
به همه چیز دور و برم ریز میشم و شروع میکنم به تغیر دادنشون تو ذهنم
بعد یه مدت که ذهنم فقط یه مدل تغیرو پذیرفت همونو ادامه میدم رو کاغذ
یه زمانی سبک انیمه ای میکشیدم یادش بخیر ( الان اصلا خوشم نمیاد ازش خیلی اشباع شده)
. کنج خیال .
براش های پینتر هیچ وقت منو ناامید نمیکنن همیشه حال خوب کن خودشونو دارن _براش ماژیک چیزی که داشت خاک
تجربه شماره 2 ""
به نظرم بیخودترین براش ممکن واسه نقاشی بود و خیلی نمیشد باهاش مانور داد از همون اوایل که امتحانش کرده بودم تا الان دست نخورده مونده بود
امروز که حس نقاشیم نبود با خودم گفتم باید راز این براشو پیدا کنم 😂مگه میشه یه چیزیو الکی بذارن؟
به نظرم واسه طرح اولیه میتونه خوب باشه چون سایه ها نقششونو خیلی خوشگل ایفا میکنن بعد یه لایه اصلی اضافه میکنیم و طبق سایه هاش رنگ و براش خودمونو به کار میبریم تا کار تمیز در بیاد
خب این روشم به خاطر اینه که فکر میکنم هنوزم این براش مشکل رنگ و بافت داره که باید حسابی با تنظیماتش کار کنم تا درست شه
حس خوبی از تونستن و کشف کردن بود ✨