هیچکدام از این رنجها به او تعلقی نداشت و دلش تنها یک زندگی کوچک و ساده میخواست. مدام حس میکرد تکهای گمشده از ستارهای دور است که در زمینی زشت گرفتار شدهاست.
فقط یه نقدی دارم راجع به ترجمه،
گویا تو نسخه اصلی از عبارات ثقیل و سنگین ژاپنی استفاده شده ولی مترجم اصلا تو انتقال این مفاهیم موفق نبوده.
انگار کلی کلمه قلمبه سلمبه پشت هم ردیف شده بدون اینکه بتونه مفهومی رو به مخاطب برسونه.
اگه بتونم تا آخر هفته ۲۰ جلسه نهاد رو ببینم و اون کتاب ۵۰۰ صفحه ای رو خلاصه کنم، انسان شادتری خواهم بود.