اون مرحله ای از زندگی که قراره دیگه مشکلی نباشه و یه آخیششش گنده از ته دل بگیم، دقیقا کی میرسه؟
دارم یه کتاب میخونم راجع به تله های رفتاری و صفحه ای نبوده که نکاتشو خط نکشم.
به محض اینکه تموم شه اینجا رو باهاش به خاک و خون میکشم.
اینکه میبیند محتواها همه میز و کتاب شده به خاطر اینه که یه هفتهست پام تو پانسمانه و رسما در حبس خانگی به سر میبرم🦦