eitaa logo
شعبه ۲ آوینیسم 🌱
599 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
232 ویدیو
33 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاید براتون یه چیزی تعریف کنم من همچنان در شگفتم ازش که مگه میشه...
؛ امسال که روزشمار عید غدیر از چند هفته پیش راه افتاد، حقیقتا دیدم امسال هم باز کاری از دستم بر نمیاد و همونجا به امیرالمؤمنین(ع) گفتم آقا شرمندم کاش میشد کاری برات کنم چون هرچی نگاه کردم دیدم دستم فعلا از همه نظر بسته است و روی حساب اون نمی‌تونم برنامه‌ای بچینم؛ از طرفی غدیر مگه الکیه، کار برای ولایت و ولی خداست مهمه که قوی پیش بره. .
؛ خلاصه دیدم من که کاری نمی‌تونم بکنم و ته دلم حسرت نه واقعا غبطه میخورم و گفتم الان دو چیز دستته یکی دعا برای بچه های پای کار و یکی هم تا اونجا که میتونم کمک های ریز و درشت مالی به همین بچه ها بکنم، پس اگر می‌بینید میگم این هزاری ها نوره واقعا نــوره! مهم اینه طرف هزار تومن داده برای غدیر مولا(ع)! ارزشش به کمیته نیست به کیفیت نیتشه. به قول حاج مهدی رسولی یه روزی بیاد که ما نباشیم از ما قشنگتر برای آقا(ع) کار کنن... پس دریغ نمی‌کنیم حتی اگه هزار تومنه.
؛ یه شب تو همین حوالی افکار و غمی که می‌دونستم تا عید غدیر بعدی قراره باهام باشه از اینکه غدیر کاری نکردم... یکی بهم پیام داد گفت کمک می‌خوایم میای؟ من نمی دونستم اصلا واسه کجاست گفتم هرچی باشه بتونم میام،رفتم دیدم دارن واسه غدیر کار می‌کنن:) نه اونا منو میشناختن نه من اونا رو، در حدی که اسم همدیگه رو نمی‌دونستیم و فقط در حد دو سه بار قبلا کم و بیش صحبت کرده بودیم.
؛ همونجا غم به کلی کمرنگ شد؛ دیگه مطمئن بودم همون یه جمله به امیرالمؤمنین(ع) رو دیدن و نه تنها دیدن، جواب هم دادند.
؛ گذشت و خوشحال بودم خیلی زیاد، نمی‌دونستم همین رضایت به همین نشونه، شکر نعمته و قراره همون جمله معروف که میگن شکر نعمت، نعمتت افزون کند، اتفاق بیوفته.
؛ من اونجا کار خاصی نداشتم و قرار بود اگر چیزی بود کمک برسونم، که دوستم پیام داد و گفت یه غرفه تو شهر پیدا کردم هستی دو نفری موکب بزنیم؟ گفتم هستم اما همین صحنه تو ذهنم اومد که هیچی نداریم مهم نیست مهم اینه بالاخره منم جدی جدی قراره غدیر دیگه کاری کنم حالا میخواد هر کاری باشه.
؛ تا همین دیروز صبح شنبه ته حسابمون واسه کار موکب زیر دویست هزارتومن پول جمع کرده بودیم، دیگه زدیم خط آخر گفتیم به هرکسی بشه برای آقا(ع) پیام میدیم، ما دیگه امیدمون به خدا بود هنوز باورم نمیشه داشتیم واقعا با دست خالی شروع می‌کردیم و حین صحبت و پیدا کردن راه حل به شوخی گفتیم یا امام زمان(ع) کار از ما پول و جور کردن این چیزا با خودت. می‌خندیدیم و جدی فکرمون این بود حالا همین که یه موکب ساده هم باشه بسه خدا می‌رسونه می‌دونستیم صفر صفریم اما برای خودمم عجیب بود که چرا ناراحت نیستی کارا هنوز پیش نرفته چند روز فرصت بیشتر نیست.
؛ خلاصه، ما تنها سرمایه‌مون همین رزق بود که دو دستی گرفته بودیم و اولین تجربه‌امون بود، اما کارا داشت یه جوری پیش می‌رفت انگار هزار بار تجربه داشتیم، می‌فهمیدیم اینا دست ما نیست به ما بود دو هفته طول می‌کشید حداقل، کم کم رزق ها شروع شد یکی پیام داد هر کمکی بود بهم بگین، یکی گفت از ایده‌تون خوشم اومد هر وسیله خواستین بگین داشتیم بهتون میدیم، یکی گفت مالی نمیشه ولی فلان کارتون با ما، شماره کارت گذاشتیم راستش گفتم خدایا زیر دو تومن هم باشه حله و مطمئن بودم یه جوری پولش میرسه...
؛ عزیزان پولش رسید، وسایل رسید، کلی آدم اومدن کمک، بقیه دعا و تشویق میکردن! قبل از شروع ما فقط یه نیت و شور غدیر رو داشتیم اونم از امام زمان(عج). نمی‌دونستیم قراره چی بشه می‌دونستیم از نظر فیزیکی با چیز هایی که داریم این کار ممکن نیست اما مهم نبود واقعا مهم این بود غدیر باشیم...
؛ مبلغ جمع شده چند برابر چیزی شد که فکر میکردیم، صادقانه گفتم ته ته مبلغ جمع شده ما زیر دویست هزارتومن بود، ولی... برای من از همه اینا عزیزتر این بود که کار تا اسم مولا(ع) اومد بدون اینکه ما بخواهیم درست شد،مردم اومدن، از زمین و زمان رزق رسید و می‌دونیم که تازه بعد از این عید قراره متوجه بشیم آسمون چند روزی مهمون زمین بوده...
شعبه ۲ آوینیسم 🌱
؛ خلاصه دیدم من که کاری نمی‌تونم بکنم و ته دلم حسرت نه واقعا غبطه میخورم و گفتم الان دو چیز دستته ی
*این پیام دو نکته داشت اصلاح شد، دوستانی که قبل خوندن دوباره بخونن لطفا. چون ممکنه حقی برگردنم بمونه،ممنونم.