هدایت شده از 🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
⭕️ دردناکترین خبری که این روزا شنیدم شرمندگی پدری بود که باید برای تحصیل دخترش گوشی همراه بگیره ولی هیچ پولی نداره!وهرموقع دخترش رومیبینه غم عالم می شینه روی قلبش.😔
بعضیا فک میکنن فقط مشکل اینترنت.نه!مشکل بزرگترشون نداشتن گوشیه وحتی به اینترنتش فکر نمیکنن.
کودکیشون باحسرت داره میره
#کرونا
#شبکه_اموزش_سیما
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
#اختصاصی_عکسنوشته_سیاسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دختر رئیس ساواک مسئول پروژه ژنوم ایرانی در آمریکا!
پردیس ثابتی مسئول تحقیقات ژنوم ایرانیها در دانشگاه هاروارد هست. او فرزند پرویز ثابتی رئیس اداره سوم ساواک میباشد.
این پروژه با تحقیق روی ژنوم ایرانیها ابزار خطرناک و قدرتمندی را در دست آمریکا برای حملات بیولوژیک مهیا میکند.
#جنگ_بیولوزیک
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
6.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺سوالی اساسی
✅اگر «لااِکراهَ فِي الدّین»
هیچ اجباری در دین نیست...
پس چرا حجاب در ایران اجباریست؟
توریست های خارجی که شهروند ایران نیستن پس چرا اونا مجبورن حجاب داشته باشن؟
#حجاب
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
بسم الله الرحمن الرحیم
من زنده ام
قسمت پنجم
اما خودم بی تاب بودم. پدرت شروع کرد به زیر لب قرآن خواندن. اشک توی چشمهاش جمع شده بود و از اتاق بیرون رفت. چیزی نگذشت که صدای الله اکبر اذان و صدای نوزاد به هم گره خورد و عطری در اتاق پیچید. همه به هم نگاه می کردیم صدایی به صداها اضافه شده بود. موجودی که تا حالا حضور داشت ولی دیده نمی شد، دیدنی شده بود. همه ی خوابیده ها بیدار شدند. مثل اینکه همه فهمیده بودند یکی به ما اضافه شده. گریه ها خنده شد و چهره ها شکفته، حتی گنجشک های پشت پنجره اتاق هم در شادی ما شریک شده بودند. پریدم پشت درد که بپرسم بچه دختره یا پسر ، که صدای همهمه و پچ پچ و ذکر صلوات و سبحان الله و الحمدالله با هم قاطی شد. هر چه در راه هل دادم در باز نشد. ننه مجید دوست مادرت که زن چاق و چله ای بود پشت در نشسته بود و تکان نمی خورد. دری که قفل و بست نداشت حالا انگار هفت قفله شده بود. تمام زورم را توی مشتم جمع کردم و به در کوبیدم و گفتم: چرا جوابم را نمی دهید ؟ حال مادرش چطوره؟ حال بچه چطوره؟ چرا پچ پچ می کنید؟ ننه مجید تو رو خدا از پشت در بلند شو بزار در تکون بخوره بیام تو. مگه بچه چیزیش شده؟
هر چی می گفتم هیچ جوابی نمی شنیدم. گوشم را به در چسبانده بودم. فقط می شنیدم که سیده زهرا می گفت: بعد از ۲۰ سال قابلگی، خودم به چشم دیدم. قبلاً شنیده بودم اما امروز دیدم.
مادرت با ترس و نگرانی التماس می کرد: سیده زهرا تورو به جدت قسم، بچه ام ناقصه؟ کجاش عیب داره؟ نشونم بدید.
همه چیز مثل برق می گذشت. صدای ننه مجید را میشنیدم که مرتب می گفت: الحمدالله، سبحان الله. تمام این اتفاقات از الله اکبر تا حی علی الصلوه اذان صبح طول کشید. کسی نمی پرسید دختره یا پسر. همه نگران سلامت بچه بودند. بالاخره بچه ها همه آمدند و زور مان را یکی کردیم و در راه هل دادیم. در به همراه ننه مجید از جا کنده شد و بچهها از ترس پا به فرار گذاشتند و پریدن توی حیاط.
تمام تنم خیس عرق شده بود. با چشم های خیس وبا التماس خواستم چیزی بگویم اما زبانم بند آمده بود. نه نمی تونستم چیزی بگم نه چیزی بپرسم. اما یک بچه دیدم مثل برگ گل، تنش هنوز خیس بود، بند نافش را تازه قیچی زده بودند. هر چه نگاه کردم هیچ عیب و نقصی ندیدم. دست هاش ، پاهاش، صورتش، سرش، گوش هاش؛ همه جا را دست کشیدم. انگشت هاش را دانه دانه شمردم و گفتم: سیده زهرا اینکه سالمه؟گفت: پس می خواستی جاسم باشه؟
همه خندیدند. بچه را تحویل مادرت دادم و گفتم:
نترس! انگشتاشم شمردم هیچی کم نداره.
اما پچ پچ سیده زهرا و زن های همسایه تمام نمی شد. مات و مبهوت به هم نگاه میکردند. می خواستم از نگاههای آنها چیزی بفهمم اما نمی شد. باز هق هق مادرت و نوزاد توی هم رفت که سیده زهرا گفت: کلافه ام کردید، این بچه، پرده رو بود. نقاب به صورتش داشت. نقاب رو برداشتم و کنار گذاشتن که بهتون بدم. این نشونه است.
مادرت پرسید: یعنی چشماش نمی بینه؟
سیدهزهرا گفت: نه مش عزت، از جنس پوست صورتشه. دختر و پسر نداره، بعضی بچه ها با پرده به دنیا می آن، پرده رو برداشتم و کنار گذاشتم. این نقاب، نقاب برکت، شانس، شفا، امانت و ایمانه. این رو نگهدار. زیر بالشش هم که چاقو و قیچی بذاری، جن ها ازش دور می شن. این نقاب برای نذر و حاجت و شفای بیمارا و نیازمندان است. هرکس نذر این بچه کرد یه تیکه از این نقاب رو بهش بدید...
پایان قسمت پنجم
#نهضت_کتابخوانی
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️سکوت چرخنده درباره اتهامات شهربانو منصوریان شکست
🔺مدتی پیش شهربانو منصوریان با حضور در یک تلویزیون اینترنتی اتهاماتی به الهام چرخنده وارده کرده بود