📡 #پخش_زنده ٢۴ ساعته از مزار شهید حاج قاسم سلیمانی در ایام اربعین شهدای مقاومت
🌐 برای مشاهده وارد لینک زیر شوید
https://www.aparat.com/masaf.ir/live?eitaafly
✍با سلام خدمت شما پرونده ویژه امروز در مورد شهید گرانقدر جهان پهلوان ابراهیم هادی هست
پ.ن:مطالب جهت نشر و اجرش با خود شهید و حضرت زهرا(س)
#پرونده_ویژه
#بیعت_با_ولی
دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل وحنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.
سرانجام در 22 بهمن سال 61 بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او راندید.
او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند. چرا که گمنامی صفت یاران خداست. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام وغریب در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
ابراهیم دراول اردیبهشت سال 36 در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمد حسین به او علاقه خاصی داشت.
او نیزمنزلت پدر خویش رابدرستی شناخته بود. پدری که باشغل بقالی توانسته بود فرزندانش را به بهترین نحو تربیت نماید.
ابراهیم نوجوان بود که طعم تلخ یتیمی را چشید. از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت ودبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان وکریم خان. سال 55 توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال های پایانی دبیرستان مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد.
حضوردرهیئت جوانان وحدت اسلامی وهمراهی وشاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیاردر رشد شخصیتی ابراهیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت های بسیاری از خود نشان داد.
او همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود. پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد. ابراهیم همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز وبوم مشغول شد.
اهل ورزش بود. با ورزش پهلوانی یعنی ورزش باستانی شروع کرد. در والیبال وکشتی بی نظیر بود. هرگز در هیچ میدانی پا پس نکشید ومردانه می ایستاد.
مردانگی اورا می توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی درازو گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب مشاهده کرد. حماسه های او در این مناطق هنوز در اذهان یاران قدیمی جنگ تداعی می کند.
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
از ویژگیهای ابراهیم، احترام به دیگران حتی به اسیران جنگی بود. همیشه این حرف را از ابراهیم میشنیدیم که اکثر این دشمنان ما انسانهای جاهل و ناآگاه هستند. باید اسلام واقعی را از ما ببیند. آن وقت خواهید دید که آنها هم مخالف حزب بعث خواهند شد. لذا در بسیاری از عملیاتها قبلا از شلیک به سمت دشمن در فکر به اسارت درآوردن نیروهای آنها بود. با اسیر هم رفتار بسیار صحیحی داشت. سه اسیر عراقی را داخل شهر آوردند. هنوز محلی برای نگهداری آنها نبود. مسئولیت حفاظت آنها را به ابراهیم سپردیم.
هر چیزی که از طرف تدارکات برای ما میآمد و یا هر چیزی که ما میخوردیم. ابراهیم همان را بین اسرا توزیع میکرد. همین باعث میشد که همه، حتی اسرا مجذوب رفتار او شوند. (ابراهیم) کمی هم عربی بلد بود. در اوقات بیکاری مینشست و با اسرا صحبت میکرد. دو روز ابراهیم با آنها بود، تا اینکه خودرو حمل اسرا آمد. آنها (اسرا) از ابراهیم سوال کردند: شما هم با ما میآیی؟ وقتی جواب منفی شنیدند خیلی ناراحت شدند. آنها با گریه التماس میکردند و میگفتند: ما را اینجا نگهدار، هر کاری بخواهی انجام میدهیم. حتی حاضریم با بعثیها بجنگیم.
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
#فرار_از_مجلس_خواستگاری
یکی از دفعاتی که ابراهیم برای مرخصی به تهران میآید، پدر یکی از دختران محل که آرزو داشت وی را داماد خود کند، دست او را میگیرد و به زور به خانهاش میبرد و از آن طرف عاقد را هم خبر میکند.
خانواده ابراهیم را هم به خانه دعوت میکند. ابراهیم در اتاق دیگری نشسته بود.
پدر دختر با خانواده ابراهیم صحبت میکند و به سراغ ابراهیم میروند، میبینند که ابراهیم در اتاق پشتی حضور ندارد.
در حالی که اگر وی میخواست خارج شود، تنها راه خروج از جلوی دیدگان دیگران بود.
ناچار خانواده ابراهیم سمت منزل برمیگردند، میبینند که ابراهیم خندان جلوی درب منزل ایستاده !!
همگی تعجب میکنند و میپرسند که چطور از منزل پدر دختر خارج شده که آنها او را ندیدهاند.
میگوید آیه "وجعلنا من بين ايديهم سدا ومن خلفهم سدا فاغشيناهم فهم لا يبصرون " خواندم و خارج شدم...😅
نمیخواهم چشمی در گوشه خانه و در انتظار من گریان باشد.
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
#شهیدانه
ازش پرسیدم :
این همه به فقیران کمک میکنی چیزی برای خودت باقی می ماند؟!
خیلی آرام گفت :
من کاره ای نیستم .
من فقط وسیله هستم .
روزی دهنده خداست
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
🍃یاصاحب_الزمان_ادرکنی
شبی با تعدادی از بچهها برای شناسایی رفته بودیم. درست در کنار مواضع دشمن، پایم به روی مین💣 رفت. عراقیها تیراندازی کردند و دوستانم که خیال میکردند شهیدشدم، مجبور شدند بدون من برگردند.
خون زیادی از پایم رفته بود. حالت عجیبی داشتم. زیر لب فقط میگفتم: یاصاحب_الزمان_ادرکنی. جوانی خوش سیما و نورانی بالای سرم آمد.
🔹مرا به آرامی بلند کرد و از میدان مین بیرون برد و در گوشهای امن روی زمین گذاشت. من دیگر دردی حس نمیکردم آن آقا به من گفت: کسی میآید و شما را نجات میدهد. او دوست ماست لحظاتی بعد ابراهیم_هادی آمد و مرا به دوش گرفت و به عقب برد.
#شهید_ابراهیم_هادی🌷
📚 خاطره شهید ماشاءالله عزیزی/کتاب سلام بر ابراهیم/ص۱۱۷
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
#سلام_بر_ابراهیم
نویســنده ی ڪتاب
[ســـلام بر ابراهیـــم] :
وقتی ڪه ڪتاب را تــــمام ڪردم
استخاره بلد نبودم و تمرین نداشتم
ولیقرآݩ را باز ڪردم و نیت کردم
که خدایا اسم کتاب را چه بگذارم؟
اول صفـــحه آمـــد:
«سَلٰامُ عَلٰی اِبْرٰاهیمْ -صافات ۱۰۹-»
#شهید_ابراهیم_هادی
#پرونده_ویژه
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا