eitaa logo
🌷عکسنوشته شهدا 🌷
1.2هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
15 فایل
🌷 اینجا با شهدایی آشنا میشی که حتی اسمشونم نشنیدی کانال های دیگر ما سیاسی 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI حجاب 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/302448687Cd7ee6e0c16
مشاهده در ایتا
دانلود
✍با سلام و ارزوی قبولی طاعات دوستان گرامی کانال 👈نماز توبه که معروف به نماز یکشنبه های ذی القعده هست بسیار ساده و با برکات بیشمار 👈خاصیت بسیار جالب این نماز اینه که باعث میشه ...👇👇👇 http://zekr108.blogfa.com/post/29 التماس دعا برای مدیران و خادمان کانال🙏 👈از صواب نشر جا نمونی 👈خوندن نماز برای ماههای دیگه مشکلی نیست
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
قاسم این شعر را با عشق و بُغض و تمنّا و آرزو در ماه پیارسال در بیت الزهرا(س) کرمان خواند و پارسال حاجتش را از خدایش گرفت. در شبهای ماه رمضان امسال به یادش هستیم و از خدای بزرگ می‌خواهیم آرزومندان شهادت را به کاروان آن عزیز سفر کرده برساند... "حاج حیدر" 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
هر روز وقتی برمی گشتیم بطری آب من خالی بود، اما بطری مجید پازوکی پر بود. تو این حرارت آفتاب لب به آب نمی زد. همیشه به دنبال یه جای خاص بود. نزدیک ظهر روی یه تپه ی خاک با ارتفاع هفت - هشت متر نشسته بودیم و اطراف رو نگاه می کردیم که مجید بلند شد. خیلی حالش عجیب بود. تا حالا اون رو اینجور ندیده بودم. مرتب می گفت:" پیدا کردم. این همون بلدوزره. " یه خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند. روی سیم خاردار دو شهید افتاده بودند که به سیم ها جوش خورده بودند و پشت سر اونا چهارده شهید دیگه! مجید بعضی از اونا رو به اسم می شناخت. مخصوصا اونا که روی سیم خاردار خوابیده بودند. جمجمه ی شهدا با کمی فاصله روی زمین افتاده بود. مجید بطری آب رو برداشت روی دندانهای جمجمه می ریخت و گریه می کرد و می گفت: " بچه ها! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم. به خدا نداشتم. تازه آب براتون ضرر داشت!" ... مجید روضه خوان شده بود و ... 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
کم سن ترین شهید دفاع مقدس ۱۱ سال سن بیشتر نداشت که موفق به دیدار امام شد . داوطلبانه از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . نخستین بار از طریق تیپ ۱۱۴ امام حسین(ع) به جبهه اعزام شد و در عملیات‌های فتح خرمشهر و رمضان به همراه پدر و تنها برادرش حضور پیدا کرد . در عملیات رمضان و در روز ۲۳ ماه مبارک رمضان، ظفر همراه برادرش "خدارحم" جانانه ایستادند و در حالی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، به شهادت رسیدند و پس از ۱۰ سال، پیکرشان به همان شکل در آغوش هم، پیدا شد و به میهن بازگشتند . 🌷 🌷 یاد شهدا با صلوات ــــــــــــــــــــــــ🕊🌷ـــــــــــــــــــــــــــ 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
✍️ 💠 چشمانم را بستم و با همین چشم بسته، بریده حیدر را می‌دیدم که دستم روی ضامن لرزید و فریاد عدنان پلکم را پاره کرد. خودش را روی زمین می‌کشید و با چشمانی که از عصبانیت آتش گرفته بود، داد و بیداد می‌کرد :«برو اون پشت! زود باش!» دوباره اسلحه را به سمتم گرفته بود، فرصت انفجار از دستم رفته و نمی‌فهمیدم چه شده که اینهمه وحشت کرده است. از شدت خونریزی جانش تمام شده و حتی نمی‌توانست چند قدم مانده خودش را به سمتم بکشد که با تهدیدِ اسلحه سرم فریاد زد :«برو پشت اون بشکه‌ها! نمی‌خوام تو رو با این بی‌پدرها تقسیم کنم!» 💠 قدم‌هایم قوت نداشت، دیوارهای سیمانی خانه هر لحظه از موج انفجار می‌لرزید، همهمه‌ای را از بیرون خانه می‌شنیدم و از حرف تقسیم غنائم می‌فهمیدم به خانه نزدیک می‌شوند و عدنان این دختر زیبای را تنها برای خود می‌خواهد. نارنجک را با هر دو دستم پنهان کرده بودم و عدنان امانم نمی‌داد که گلنگدن را کشید و نعره زد :«میری یا بزنم؟» و دیوار کنار سرم را با گلوله‌ای کوبید که از ترس خودم را روی زمین انداختم و او همچنان وحشیانه می‌کرد تا پنهان شوم. 💠 کنج اتاق چند بشکه خالی آب بود و باید فرار می‌کردم که بدن لرزانم را روی زمین می‌کشیدم تا پشت بشکه‌ها رسیدم و هنوز کامل مخفی نشده، صدای باز شدن در را شنیدم. ساکم هنوز کنار دیوار مانده و می‌ترسیدم از همان ساک به حضورم پی ببرند و اگر چنین می‌شد، فقط این نارنجک می‌توانست نجاتم دهد. 💠 با یک دست نارنجک و با دست دیگر دهانم را محکم گرفته بودم تا صدای نفس‌های را نشنوند و شنیدم عدنان ناله زد :«از دیشب که زخمی شدم خودم رو کشوندم اینجا تا شماها بیاید کمکم!» و صدایی غریبه می‌آمد که با زبانی مضطرب خبر داد :«دارن می‌رسن، باید عقب بکشیم!» انگار از حمله نیروهای مردمی وحشت کرده بودند که از میان بشکه‌ها نگاه کردم و دیدم دو نفر بالای سر عدنان ایستاده و یکی دستش بود. عدنان اسلحه‌اش را زمین گذاشته، به شلوار رفیقش چنگ انداخته و التماسش می‌کرد تا او را هم با خود ببرند. 💠 یعنی ارتش و نیروهای مردمی به‌قدری نزدیک بودند که دیگر عدنان از خیال من گذشته و فقط می‌خواست جان را نجات دهد؟ هنوز هول بریدن سر حیدر به حنجرم مانده و دیگر از این زندگی بریده بودم که تنها به بهای از خدا می‌خواستم نجاتم دهد. در دلم دامن (سلام‌الله‌علیها) را گرفته و با رؤیای رسیدن نیروهای مردمی همچنان از ترس می‌لرزیدم که دیدم یکی عدنان را با صورت به زمین کوبید و دیگری روی کمرش چمباته زد. 💠 عدنان مثل حیوانی زوزه می‌کشید، دست و پا می‌زد و من از ترس در حال جان کندن بودم که دیدم در یک لحظه سر عدنان را با خنجرش برید و از حجم خونی که پاشید، حالم زیر و رو شد. تمام تنم از ترس می‌تپید و بدنم طوری یخ کرده بود که انگار دیگر خونی در رگ‌هایم نبود. موی عدنان در چنگ هم‌پیاله‌اش مانده و نعش نحسش نقش زمین بود و دیگر کاری در این خانه نداشتند که رفتند و سر عدنان را هم با خودشان بردند. 💠 حالا در این اتاق سیمانی من با جنازه بی‌سر عدنان تنها بودم که چشمانم از وحشت خشک‌شان زده و حس می‌کردم بشکه‌ها از تکان‌های بدنم به لرزه افتاده‌اند. رگبار گلوله همچنان در گوشم بود و چشمم به عدنانی که دیگر به رفته و هنوز بوی تعفنش مشامم را می‌زد. جرأت نمی‌کردم از پشت این بشکه‌ها بیرون بیایم و دیگر وحشت عدنان به دلم نبود که از تصور بریدن سر حیدرم آتش گرفتم و ضجه‌ام سقف این سیاهچال را شکافت. 💠 دلم در آتش دلتنگی حیدر پَرپَر می‌زد و پس از هشتاد روز دیگر از چشمانم به جای اشک، خون می‌بارید. می‌دانستم این آتشِ نیروهای خودی بر سنگرهای داعش است و نمی‌ترسیدم این خانه را هم به نام داعش بکوبند و جانم را بگیرند که با داغ اینهمه عزیز دیگر برایم ارزش نداشت. موبایل خاموش شده، حساب ساعت و زمان از دستم رفته و تنها از گرمای هوا می‌فهمیدم نزدیک ظهر شده و می‌ترسیدم از جایم تکان بخورم مبادا دوباره اسیر داعشی شوم. 💠 پشت بشکه‌ها سرم را روی زانو گذاشته، خاطرات حیدر از خیالم رد می‌شد و عطش با اشکم فروکش نمی‌کرد که هر لحظه تشنه‌تر می‌شدم. شیشه آب و نان خشک در ساکم بود و این‌ها باید قسمت حیدرم می‌شد که در این تنگنای تشنگی و گرسنگی چیزی از گلویم پایین نمی‌رفت و فقط از درد دلتنگی زار می‌زدم... ✍️نویسنده: 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🦋با آرزوی قبولی طاعات و عبادات، الحمدالله سوره کوثر ۲۶۵۰مرتبه قرائت شد. 🔰همسنگران روزه دار در روز قرائت به نیات⤵ 🔸تعجیل در فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه و الشریف) 🔹سلامتی رهبر عزیزمان(دامت برکاته) 🔸شادی روح شهیدان⤵️ 🌹 شهید سید مصطفی موسوی 🌹 شهید مفقودالاثر مرتضی ناطقی 🌹 شهید سید میلاد مصطفوی 🌹 شهید جهاد مغنیه 🌹 شهید احمد مشلب 🌀در صورت سهیم شدن تعدادی که برایتان مقدور هست قرائت کرده و اعلام نمایید. @shahid_ahmadali_nayeri ⏳ مهلت قرائت : تا اذان صبح روز بعد 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ختم صلوات امروز به نیت : 🌺 سهم هر بزرگوار 5صلوات 🌺 🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
🍃🌹عزیزان درس زندگی را از امام امت این وارث به حق انبیاء و اولیاء فرا گیرید در همان حال که در میدان مبارزه همانند اجداد طاهرینش ، قامتی افراشته و استوار ، یک تنه در مقابل تمامی کفر بدون کوچکترین سازشی ایستادگی نموده و ظریفترین توطئه ها را به اسانی در می یابد و خنثی می نماید ، در میدان مبارزه با نفس نیز یکه تازند و لحظه ای از ذکر و دعا و توسط غافل نبوده و نیست ، و لذا متذکر می شوم که اگر توجه به مبارزه با شیاطین ما را از دعا و معنویت و خودسازی و تهذیب نفس و عرفان دور سازد ، و دچار نسیان شویم ، و در واقع از خط امام که همان اسلام است جدا شده ایم . 🍃🌹ذکر این نکته را در همینجا ضروری می دانم که جلسات احیای لیالی مبارک قدر ماه رمضان و دعاهای ابوحمزه و جوشن کبیر را از یاد نبرید و این حقیر را هم دعا کنید راستی چه روحانیت و صفائی داشت آن شبها و چه حال خوشی پیدا می کردیم با گریه های جناب حجه الاسلام تسخیری حفظ الله تعالی راستی ، خداوندا اگر ائمه اطهار در دعاهائی همانند کمیل ، مناجات شعبانیه ، ابوحمزه ثمالی ، دعاهای عرفه ، دعاهای رجبیه ، زیارت عاشورا ، زیارت جامعه و صدها دعا و زیارت مأثور دیگر ، طریقه دعا کردن را به ما نمی آموختند بندگان عاشق تو چه می کردند ؟! و چقدر کور باطنند آنان که علیرغم این همه معارف عمیق و لطیف باز هم دعا از تفسیر مادی می کنند . دیگر این که از شرکت در مراسم عزاداری اهل بیت عصمت علیهم السلام غفلت نکنید و خصوصاً کودکان را شرکت دهید تا محبت آن برگزیدگان آفرینش از همان زمان در دلشان جای گیرد و ریشه دار شود . 🍃🌹من روی این کته تأکید دارم و اصرار می ورزم که زندگی و حالات و رفتار و افکار امام بزرگوار را در تمامی ابعادش دقیقاً مطالعه و بررسی نموده و بشناسید و آن را الگوی حرکت و موضع گیریهای خویش قرار دهید . خط امام و ولایت فقیه را عمیقانه بشناسید و (مقلدانه ، نه تحلیگرانه ) عمل کنید . چون یکی از عمده ترین ضعفهایی که منشاء بسیاری از اختلافات و کدورتها و برخوردهای خلاف اسلامی در جمع یاوران انقلاب می شود ، اجتهاد کردن بسیاری از مقلدین و معتقدین به ولایت فقیه است! 🍃🌹عزیزان ، خط انقلاب و مسیر تداوم آن را از امام عزیز و یاوران مقاوم او خصوصاً روحانیت آگاهی که در عمل نیز خود و زندگیشان را با امام تطبیق می دهند کسب نموده و از روحانیت جدا نشوید و آنان را سخت احترام نمائید و مورد توجه قرار دهید که آنها مرزداران حقیقی اسلامند .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷عکسنوشته شهدا 🌷
🦋با آرزوی قبولی طاعات و عبادات، الحمدالله سوره کوثر ۲۶۵۰مرتبه قرائت شد. 🔰همسنگران روزه دار در روز #
🌻 رسول اکرم(ص): هر کس سوره توحید را قرائت کند،با خواندن آیه اول،خداوند هزار نگاه به او می کند و با خواندن آیه دوم،خداوند هزار دعای او را اجابت می کند و با آیه سوم،خداوند هزار خواسته اش را به او می دهد و با آیه چهارم،هزار حاجت از حاجت های دنیا و اخرتش را روا می کند. 📚جامع الاخبار، ص۵۲ 🌺 الحمدالله تا الان #۱۰۷۵_مرتبه سوره توحید اعلام شده است. طرح تا اذان صبح ادامه دارد. 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
‏دقیقا یکسال پیش بود که ‎ توسط یک شرور مسلح به شهادت رسید. آقا مصطفی قاسمی، طلبه ساده‌زیستی که تنها دارایی‌اش کتابهایش بود. قاتل همان روزها به دَرَک واصل شد اما مهناز افشار، که می‌بایست پاسخگوی ارتباطش با این قتل باشد، فرار کرد و الان مشغول کاسه لیسی شبکه های سعودی است. 🌹 @AXNEVESHTESHOHADA