🌷🍃 وصیت نامه شهید ؛
اینک که به یاری خداوند و پیرو لبیک به رهـبر عزیزمان قسمت شد که در مسیر الهی گام بردارم و به عنوان مــدافع حــرم بـیبـی حضــرت زینــب (سلام الله علیها) قدم بردارم خوشحالم و به خود می بالم،هدف ما جلب رضایت خداوند، اولیا و انبیاء الهی است زیرا در این دنیا افراد و ملت هایی هستند که حرف حساب را به خوبی نمی فهمند و باید جور دیگری برخورد کنیم، ان شاء الله که مورد شفاعت بی بی حضرت زینب (سلام الله علیها) قرار بگیریم.
🌷🍃 راوی همسر شهید ؛
من، حواسم به همه آرمان هایت هست، تا جایی که نفس داشته باشم برای تحقق آرمانت تلاش می کنم . این جا کسانی هستند که درک می کنند نباید رهبرمان تنها بماند. فراموش نمی کنم حتی اگر اسم خود را فراموش کنم.
🌷🍃 یک روز رضا با من تماس گرفت و گفت میخواهد خبر مهمی به من بدهد، خیلی خوشحال بود و من فکرکردم حتما اتفاق مهمی برای زندگی مان افتاده. اما وقتی گفت کارش درست شده و میخواهد به سوریه برود خیلی ناراحت شدم و نمیدانستم باید چه جوابی بدهم، فقط گفتم برای چه میخواهی بروی که رضا گفت آقا امر کرده، بعد گفت به خاطر حضرت زینب(س) و بچههای آنجا میروم.
🌷🍃 من خیلی به قسمت و سرنوشتی که خدا برایمان تقدیر میکند اعتقاد دارم، بخصوص درباره مرگ که هیچ چیز نمیتواند آن را عوض کند. حالا شاکرم که اگر رضا از پیش ما رفته با شهادت رفته چون اگر مرگی غیر ازاین داشت من به هیچ عنوان نمیتوانستم با آن کنار بیایم.
🌹ختم زیارت عاشورا به نیت :
#شهید_داریوش_منعمی
(سالروز ولادت)
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهداِ
🍃🌹شهید منعمی در سال ۱۳۴۶ در روستای چهار روستایی در خانوادهای مومن ولی از طبقه مستضعف پا به عرصه زندگی نهاد نامش داریوش و کشاورز زادهای مخلص بود . و تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستای محروم چهار روستایی با کمبود وسایل رفاهی دانشآموزی آغاز نمود و بعد از دوران ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی همان روستا شد .
🍃🌹مدرسهای که به نام یکی از شهیدان همین روستا که صدای هل من ناصراً ینصرنی حسین زمانش را شنیده بود و در جبهه شوش بر اثر خمپاره دشمن زبونی به لقاء الله پیوسته ، نام گذاری شده بود .
🍃🌹شهید منعمی در دوره راهنمایی چون محیط و همکلاسیهایش فرق می کرد . نسبت به امام و انقلاب اسلامی وظیفه بیشتری را احساس نمود و به فرمان رهبرش امام خمینی لبیک گفت و در ارتش بیست میلیونی شرکت نمود .
🍃🌹 وی در بسیج فعالیت بسزایی داشت همیشه سعی میداشت که افراد بسیج از نظر معنویت در سطح بالایی باشند تا بتوانند مردم را بیشتر به طرف خود جذب کنند .
🍃🌹شهید منعمی چند خصلت بارز داشت او ایمان کامل به خدای خویش داشت که همچون چراغی راه او را تا افقهای بیکران آسمان روشن کرد . صداقت و راستگویی که آن سیمای پر عطوفت او را در خاطرهها برای ابد ثبت کرد . او خوب مینوشت و امانت قلم را خوب نگاه میداشت . همیشه مستکبران و یادشان را با قلم و زبان رسایش میکوبید و محرومان را که خود از قلب آنها بر خواسته بود ارج مینهاد و الحق هم جان خویش را بر سر آنها نهاد .
🍃🌹به قول یکی از همکلاسیهایش میگفت داریوش چراغی در بین ما بود . به کلاس نور و روشنایی میداد و کلاس را با نور خود منور ساخته بود . آری او انگیزه عجیبی برای جبهه رفتن داشت به همین مناسبت فضای باز مدرسه را بر خود تنگ احساس نمود و راهی جبهه حق علیه باطل گشت . ولی ناگفته نماند که او به معلمین و دوستان و همکلاسیش قول داده بود که در امتحان آبان ماه شرکت کند و کارنامه نیمه تمامش را کامل نماید اما او در سحر گاه خونین ۱۳۶۱/۰۸/۱۵در حمله تحت نام محرم با رمز یا زینب ،خواهر سرور شهیدان حسین (ع) و در ماه محرم در کربلای عین خوش در خون جوشان خویش غلتید و به شهادت رسید.
🌹ختم دعای فرج به نیت
#شهید_حبیب_خیاط_بصره
(سالروز شهادت)
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
7.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی زیبا از مزار شهدای مدافع حرم بهمراه بیانات رهبر انقلاب
🌷 @AXNEVESHTESHOHADA
#اختصاصی_عکسنوشته_شهدا
🍃🌹محسن حججی متولد 21 تیر 1370 در نجف آباد، شهید حرم است .فارغ التحصیل مرکز آموزش علمی کاربردی علویجه در رشته تکنولوژی کنترل ورودی سال ۱۳۸۷ بود یک برادر و سه خواهر دارد، خودش فرزند دوم خانواده می باشد
🍃🌹کودکی از زبان مادرش⬇
درسش خوب بود اما علاقه شدیدی به قرآن و درس دینی داشت .در مدرسه محسن همیشه جلوتر از همه اعلام آمادگی می کرد که قرآن و دعا را بخواند کتاب خواندن را خیلی دوست داشت مخصوصا به کتاب های مذهبی علاقه شدیدی داشت
🍃🌹زمانی که هشت سالش بود به کانون مقداد می رفت. آنجا گروه سرود تشکیل دادند و قرآن می خواندند و فعالیت های هنری و مذهبی زیادی انجام می دادند
🍃🌹حضور در کارهای جهادی⬇
محسن از همان نوجوانی در کارهای فرهنگی فعال بود، همیشه در اردوهای جهادی شرکت میکرد. یکی از اعضای فعال موسسه شهید حاج احمد کاظمی بود و کلا فعالیتهای جهادیاش را از همینجا شروع کرد
🍃🌹ازدواج⬇
محسن حججی در 11 آبان 91 با زهرا عباسی عقد کرد، این دو در 9 مرداد 93 با یکدیگر ازدواج کردند و زیر یک سقف رفتند، تنها فرزندشان علی در 24 فروردین 1395 بدنیا امد
🍃🌹ورود به سپاه پاسداران⬇
بعد ازخدمت سربازی اشتیاقش برای حضور داوطلبانه در سپاه بیشتر شد در سال 1393 بعد از ازدواج رفت ثبت نام کرد و قبولش کردند
🍃🌹اعزام به سوریه⬇
زهرا عباسی همسرش : دفعه اولی که میخواست اعزام شود، من باردار بودم .محسن آمد با خوشحالی گفت که بالاخره با کلی خواهش، اسم من درآمده و با اعزامم موافقت شده، میخواهم بروم سوریه اما تو به کسی نگو بارداری که مخالفت نکنند. من هم همینکار را کردم و محسن چند روز قبل از محرم ۹۴ اعزام شد و بعد از اربعین ۹۴ به خانه برگشت .دومین بار در ۲۷ تیر اعزام شد
🍃🌹همه می دانستند که چقدر من و محسن به همدیگر علاقه داشتیم
همه غبطه می خوردند به عشق بین من و شوهرم اما او همیشه می گفت زهرا در عشق من به خودت و پسرمان علی شک نکن ولی وقتی که پای حضرت زینب (س) بیاید وسط، زهرا جان من شماها را می گذارم و می روم
🍃🌹اسارات و شهادت⬇
این مدافع مظلوم و مقتدر حرم در روز دوشنبه 16 مرداد 1396 به اسارت حرامیان داعشی درآمد و در روز چهارشنبه 18 مرداد 1396 در منطقه تنف سوریه به شهادت رسید، داعش ها سر وی را بدنش جدا کردند