یک نکته تفسیری از صفحه ۲۰۰ قرآن کریم..mp3
3.61M
☘️ قطرهای از دریا
آب دریا را اگر نتوان کشید
ور به قدر تشنگی باید چشید
🔹 یک نکتهی تفسیری از صفحه ۲۰۱ قرآن کریم.
🔥 چه کسانی هستند که در قیامت حتی شفاعت امام حسین (علیه السلام) به دردشان نمیخورد؟
💠 @azizinamaz
یک نکتهی تفسیری از صفحه ۲۰۱ قرآن کریم..mp3
3.53M
☘️ قطرهای از دریا
آب دریا را اگر نتوان کشید
ور به قدر تشنگی باید چشید
🔹 یک نکتهی تفسیری از صفحه ۲۰۱ قرآن کریم.
🔸دو نشانه از نشانههای مؤمنین و منافقین
💠 @azizinamaz
☘️ جزیرهای که نماد قدرت جمهوری اسلامی ایران شده است.
🔸 الف- اهمیت جزیره ابوموسی برای ایران و امارات:
فاصله میان این جزیره و جزایر تنب بزرگ و کوچک، (به دلیل عمق مناسب آب،) تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکشهای بزرگ است که یکی از بهترین موقعیتهای اقتصادی را برای مالک آن فراهم میآورد.
❗️از طرفی این جزیره یکی از نقاط مهم راهبردی خلیجفارس محسوب شده و در خط زنجیره دفاعی اول ایران در تنگه هرمز قرار دارد.
🔸 ب- موقعیت جغرافیایی جزیره ابوموسی:
ابوموسی به عنوان جنوبیترین جزیره ایران در خلیج فارس، در فاصله ۲۲۲ کیلومتری بندرعباس و ۶۴ کیلومتری (۳۵ مایل دریایی) امارات متحده عربی قرار گرفته است.
و دلایل متعددی سبب شده است تا طمع امارات برای به چنگ آوردن آن را دو چندان کند. دلایلی از جمله:
👌 ۱- وجود مزایای اقتصادی نظامی و ... برای این جزیره.
👌 ۲- فاصله بسیار کم این جزیره تا امارات؛ به گونهای که تا بندعبارس ۲۲۲ کیلومتر فاصله دارد اما فاصله اش تا امارات بیش از ۶۴ کیلومتر نیست.
👌 ۳- تسلط سالهای گذشته امارات بر این جزیره
⬅️ بد نیست بدانید که این جزیره در سال ۱۹۰۸ در حمله انگلیسیها بهطور کامل تحت اشغال بریتانیا به عنوان قیم رسمی امارات درآمده بود و امارات به گونهای بر این جزایر تسلط داشت.
🔸 ج- وضعیت کنونی جزیره ابوموسی:
اکنون ایران بهواسطه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش مقتدرش در جزیره ابوموسی حضور نظامی دارد. از طرفی پلیس محلی شارجه نیز از زمان تفاهمنامه ۱۹۷۱، پاسگاهی در این جزیره دارد.
ادامه دارد ...
💠 @azizinamaz
☘️ ... ادامه
🔸 د- خوب است بدانید که آمریکا و فرانسه در کشور امارات پایگاهی نظامی به نام «الظفره» دارند و از همین پایگاه نظامی در شهر ابوظبی بود که پهباد آمریکایی «آر کیو-۴ گلوبال هاوک» با هدف تجاوز به مرزهای هوایی ایران برخواست اما با رصد فرزندان ایران زمین، زمینگیر شد.
😉 آری، امارات برای به چنگ آوردن این جزیره تا شکایت به شورای امنیت هم پیش رفت، پایگاه نظامی در اختیار اربابش آمریکا گذاشت،
اما سالهاست که نه خودش جرأت نگاه چپ کردن به این جزیره را دارد و نه ارباب مثلاً گردن کلفتش.
🔸ه- یک جرعه حرف حساب:
خبرنگار نيويورک تايمز، در گفتگو با يک شهروند ايرانی، درباره چشم طمع آمارات به این جزیره از وي سوال مي كند. اين شهروند ايراني كه خانمي 35 ساله است، مي گويد: ما ايراني ها ممكن است به عنوان زن و شوهر با هم مشاجره و دعوا كنيم، اما وقتي كسي سعي میكند كودک ما را از ما جدا كند، با هم متحد شده و با تهديدات او مقابله مي كنيم.
🔸 نتیجه:
و اینجاست که امارات آرزو میکند و حسرت میخورد که ای کاش
ای کاش آن زمان که بحرین را از ایران جدا کردند ما هم اقدامی میکردیم و تا تنور داغ بود ما هم برای گرفتن امارات کاری میکردیم.
💠 @azizinamaz
ا
☘️ انقلاب برایمان چه کرد؟
یکی بود یکی نبود در زمانهای نه چندان دور (در زمان همین پهلوی مثلاً عزیز و مقتدر، شاهنشاه ایران)، جنگ جهانی دوم روی داد.
ایران مقتدر اعلام بی طرفی کرد و در جنگ ورود نکرد اما سرتان را درد نیاورم، بالاخره دامنه جنگ به ایران هم کشیده شد و ارتش مقتدر رضا خان در کمتر از چهار روز سقوط کرد.
شمال ایران را روسها اشغال کردند و جنوب را انگلیسیها.
داستان غم انگیز جدا شدن بحرین از ایران را هم خودتان بخوانید.
اما امروزه «ابوموسی» بر خودش مینازد که پایگاه نظامی به اصطلاح کدخدا در ۶۰-۷۰ کیلومتری اوست اما جرأت نگاه چپ به او را ندارند.
چرا که فرزندان خمینی نگهبان اویند.
2⃣ آری، انقلاب، برایمان عزت بین المللی به ارمغان آورد.
💠 @azizinamaz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☘️ کشتی نوح کجاست؟
در این خزان مهر و به طوفان فتنهها
چون نوح ناخدا و ساحلی آرامم آرزوست
🔸 این خانم هماتولوژیسم، خانم دکتر طناز بحری است که سالها در اروپا زندگی میکرد.
میگه از ده سالگی با خانواده اومدم هلند ...
او فرشتهای است که در هلند حقوق 10 هزار یورویی داشت و رئیس کلینیک هماتولوژی بیمارستان آراسموس هلند بود
اما همه را رها کرد و الان اومده ایران و رفته سیستان و بلوچستان، زابل تا ...
مابقی ماجرا را از زبان خودش بشنوید
درباره ایشان در لینک زیر بیشتر بخوانید👇
@azizinamaz
☘️ آری
🔸پاسدار همان منتخب خداست، که او را گذاشت تا پاسدار ارزشهای الهی و انسانی باشد.
🔸 جانباز همان ایثارگری است که برای حفظ دین خدا و کرامت انسانی، جانش را در طبق اخلاص گذاشت و جانباز شد تا انسانیت، شرف و عزتمان برایمان بماند.
🔸 و آزاده، همان رنج کشیدهای است که از عشق دنیا رهید، از زنجیر اسارتهای پلید دنیایی آزاد شد و برای حفظ دین خدا از هر آنچه داشت دست شست و ایثارگرانه همه را فدا کرد.
🙏 السلام علیک یا ابا عبدالله
🙏 السلام علیک یا قمر العشیره
🙏 و السلام علیک یا زین العباد
✍ ایام ولادت این انوار پاک و مقدس را تبریک و تهنیت میگوئیم
این ایام روز ارج نهادن به خدمات این ایثارگران عزیز است.
قدر دادن شهدا هستیم و دست شما ایثارگران عزیز را میبوسیم و از خودگذشتگیتان را ارج میگذاریم.
💠 @azizinamaz
☘️ داستانک
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸 نزدیکیهای غروب بود،
پدر، که برای کارگری به محله بالایی رفته بود، با رفیقانش خداحافظی کرده به سوی خانه به راه افتاد،
با تنی خسته و رنجور، دستگیره درب را گرفت و شروع به کوبیدن کرد،
از درون خانه صدای مادر بلند شد که می گفت:
کیه؟
یه کم آروم تر.
الان می یام.
🔸 مادر، نان های تیری روی تنور را جابجا کرد، چند شاخه هیزم از زیر تنور بیرون کشید و شعله را کم کرد،
دوباره صدای کوبهی درب بلند شد،
مادر، همین طور که دستانش را با آفتابه می شست دوباره صدا زد،
اومدم، اومدم
و کمی با عجله خودش را به درب رساند و گیره چوبی پشت درب را به کناری زد،
درب باز شد،
پدر، سرش را خم کرد، از آستانهی درب، وارد خانه شده و سلام کرد.
دستان پینه بسته و ترک ترک شده اش را شست، و گوشه ای، کنار تنور، در حالی که لم داده بود، پاهایش که از سرما کرخت شده بود را گرم می کرد،
🔸 تنور، آخرین قرص نان را هم برشته و طلایی کرد که صدای اذان مغرب از بلندگوی مسجد، بلند شد، پدر برخواست، با عجله وضویی ساخت و خود را به مسجد رساند،
مادر هم همانجا کنار تنور، سجادهاش را پهن کرد و پس از نماز، برای تدارک شام آماده شد،
شام، املت بود، غذایی که همه آن را خیلی دوست داشتند.
ادامه دارد ...
💠 @azizinamaz
☘️ ... ادامه
سفره پهن شده بود که پدر هم از مسجد برگشت و در حالی که این جملات را می گفت شروع به شستن دستانش کرد:
خانم، سفره را پهن کن که خیلی گرسنه و خستهام، امروز یکی از کارگرها مریض شده بود و نتوانست سر کار حاضر شود، خلاصه، یه کارگر کم بود و کلی هم کار داشتیم، امروز خیلی اذیت شدیم.
🔸 مادر، ماهیتابه که روی شعلهی هیزمها سیاه شده بود را وسط سفرهی پارچهای گذاشت و خودش هم نشست، من و برادر کوچکترم، نیز سر سفره آمدیم و همگی دور هم، مشغول خوردن شام شدیم.
🔸 صدای رادیو در فضای کوچک حیاط پیچیده بود و داشت اخبار میگفت حضور ۳۰۰ هزار نفری مردم تبریز در اعتراض به دولت بختیار و حمایت از دولت موقت بازرگان، دولت منتخب امام خمینی و حضور مردم در شهرهای نور، بابل، هشترود، عباسآباد شهسوار، تربتحیدریه، کرج، ساری، کاشمر، صفاد، بهبهان، همدان، خوانسار، هرسین، نیشابور، زرینشهر، نجفآباد، قزوین، استهبان، جهرم، شاهرود، سبزوار، گلپایگان، پیشوای ورامین، کلاله، اصفهان، زاهدان، بهار همدان، خرمدره، چالوس، کرمانشاه و گرگان در خیابانها و ...
صدای پدرم بود که هر دقیقهای چند بار بلند میشد و همه را به سکوت دعوت میکرد.
🔸 چند دقیقهای از شروع سفره بیشتر نگذشته بود که پدر کنار کشید و به بهانهی اینکه خوابش میآید گوشهای دراز کشیده و پتو را روی صورتش کشید، و داشت به اخبار گوشت میداد. مادر هم چیز زیادی نخورد و بعدها من فهمیدم که مثل همیشه غذا کم بوده و آنها بخاطر من و برادرم پس کشیده بودند.
🔸 بالاخره صبح شد، پدر دوباره شال و کلاه کرد تا برای کارگری به روستای احمد آباد برود،
اما به ناگاه با بدن تب دار برادرم روبرو شد که در آتش تب می سوخت، متأسفانه در روستای ما پزشکی وجود نداشت و برای معالجه باید برادرم را به شهر میبردیم.
🔸 پدر، بدن برادرم را از میان اتاق و از لابلای گوسفندان (که در پله پائین اتاق بودند) بیرون کشید و سوار بر الاغ، او را تا ورودی روستا برد.
و همانجا منتظر رسیدن ماشین روستا نشست، همانجا موی سپید کرد، و چشم به راه ماند، اما تنها ماشین روستا، هرگز از راه نرسید،
ثانیه ها، برایش همچون ساعتها میگذشت،
🔸 بالاخره زمانی «تنها ماشین روستا» از راه رسید که دیگر شعلههای تب برادرم فرو نشسته بود، بدنش سرد بود و لبخند معنا داری بر لب داشت و بسیار آرام و بیصدا خفته بود.
برادرم دیگر در تب نمی سوخت، و ناله نمی کرد، بدنش دیگر داغ نبود،
اما داغ او بر جگر پدر شعله میکشید، و روی رفتن به خانه را نداشته و توان رساندن این خبر به مادر را در خود نمیدید.
پدر، هرگز آرزوی داشتن ماشین نداشت، و با درآمد ناچیز کارگری، اصلا به این مسأله فکر هم نمیکرد.
تنها فکر و آرزویی که پدر را ذوب و مویش را سپید کرد،
او را شکست،
و یک شبه پیرش کرد،
یک آرزو بود
یک آرزو که
«ای کاش در روستای ما ماشین دیگری هم وجود داشت»
---------------------------------------------
💠 یک پرده از زندگی واقعی بخش عظیمی از مردم، در زمان حکومت آریا مهر، اعلیحضرت شاهنشاه ایران، زمانی که دنیا هواپیما میساخت، پسر آریا مهر با هلیکوپتر به مدرسه میرفت اما مردم آب آشامیدنی سالم هم نداشتند، برق و گاز را که دیگر نگویم و ...
🔸 مترو که مردم پایتخت هم حتی اسمش را نشنیده بودند و آن را نمیشناختند.
--------------------------------------------
✍ خلاصه:
مراقب باشیم که:
شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْۖ وَ لَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِيدٌ ». « آیه ۷ سوره ابراهیم»
آری، بیائیم با همین داشته هامان بهشت را برای خود، در همینجا بسازیم،
و در حسرت نداشتهها، بهشتمان را جهنم نکنیم.
بد نیست کلیپ زیر درباره مترو را هم ببینید 👇
💠 @azizinamaz
8.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘️ سخنرانی عجیب آیة الله هاشمی رفسنجانی درباره مترو
بد نیست بدانید که این خطبه نماز جمعه، در ۵ بهمن ۱۳۶۳ (۳۹ سال قبل) ایراد شده است.
👌 البته مشکل از آقای هاشمی نیست، مشکل از مردم تهران پایتخت است که نمیدانستند مترو چیست.
😔 آری مردم لندن ۱۶۱ سال قبل مترو سوار میشدند اما مردم تهران ۳۹ سال قبل هنوز نمیدانستند مترو چیست.
و اطلاعات مردم تهران درباره مترو در ۳۹ سال قبل در حدی پائین است که آیة الله هاشمی رفسنجانی مجبور میشود با این ادبیات برای آنها توضیح دهد.
💪 خوب است بدانید که اکنون، طولانی ترین خط ریل مترو در خاورمیانه، خط ریل متروی تهران است. (آری این هم گوشهای از خدمات انقلاب برای مردم عزیز ماست)
----------------------------------
قدیمیترین متروهای جهان:
لندن (انگلستان) ۱۶۱ سال قبل
تاریخ افتتاح: 10 ژانویه 1863
بوداپست (مجارستان) ۱۲۸ سال قبل
تاریخ افتتاح: 1896
گلاسکو (اسکاتلند) ۱۲۸ سال قبل
تاریخ افتتاح: 14 دسامبر 1896
پاریس (فرانسه) ۱۲۴ سال قبل
تاریخ افتتاح: 19 جولای 1900
نیویورک (آمریکا) ۱۲۰ سال قبل
تاریخ افتتاح: 27 اکتبر 1904
بوئنوس آیرس (آرژانتین) ۱۱۱ سال قبل
تاریخ افتتاح: 1 دسامبر 1913
آری پیشرفت دنیا مال این ۴۰ - ۵۰ سال اخیر نیست.
دنیا سالهاست که پیشرفت کرده بود اما ایران، کشوری با تمدن ۲۵۰۰ ساله، با تدبیرات آریا مهر اعلیحضرت همایونی شاهنشاه ایران ... بود.
💠 @azizinamaz
نکتهی تفسیری از صفحه ۲۰۳ قرآن کریم .mp3
3.5M
☘️ قطرهای از دریا
آب دریا را اگر نتوان کشید
ور به قدر تشنگی باید چشید
🔹 یک نکتهی تفسیری از صفحه ۲۰۳ قرآن کریم.
🌱 چه کسانی دعای پیغمبر بدرقهی زندگیشان است؟
🔥 و چه کسانی نفرین پیغمبر همراه زندگیشان؟
💠 @azizinamaz