ایشون👦🏼(آقا محمد علی) از خواب که بیدار شد
گفت مامان چرا اینطوری حرف میزنی ،
🧕🏻مریض شدم ، حالم خوب نیست
👦🏼آخی ، بچهها مامان داره میمیره
👧🏼عه ، بی ادب
👦🏼مامان، من بی ادبم، مامان داره میمیره حرف بی ادبیه؟!
@ba_fereshteha
چه همراهان با محبتی داریم🥰
برای استفاده دوستان در زمان گلودرد...
ولی چندسال بود همچین گلودردی نگرفته بودیم😬
7.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 رفتار مشترک همه مردان دنیا!
همه مردها علاقه دارن توی کارهای خونه کمک کنن خصوصاً وقتی همسرشون مریضه🤪
@ba_fereshteha
یڪ روز با فرشتہها
قسمت بیست و چهارم 👩🏻💻خب مشغول خوندن نمازهای ملکوتی بودیم و تعریف ستم هایی که به قشر مادران و خواهر
یعنی تو این دو سه هفته ای که خورد به سفر مشهد ما و بیماری های زنجیره ای خانوادگی یک نفر نباید میومد میگفت یادش بخیر یه داستان هزار و یک شبی هم میذاشتید😏
به پاس این کم محبتی امشب آنچه گذشت میزاریم😁 تا درس عبرتی شود برای آیندگان...
هدایت شده از یڪ روز با فرشتہها
قسمت بیست و چهارم
👩🏻💻خب مشغول خوندن نمازهای ملکوتی بودیم و تعریف ستم هایی که به قشر مادران و خواهران و هر چادر به سری میشه سر این نمازها😵💫🤣
شروع نماز بعدی...
من🧕🏻: الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم
جوجه کوچکه:مامان، مامان ،سوسک 🪳،سوسک
رئیس ارشد💂🏻♀:کجاست؟ الآن می گیرمش،😎یه دمپایی سریع برام بیارید.
معاون رئیس :دمپایی نیست، الان یچیز خوب میارم🤓
-بیا انبردست آوردم😈
🧕🏻:سبحان الله😳، سبحان الله😤، سبحان الله😬
دلسوز خونه👩🏻🎓: مامان میگه نکنید.
مسئول ثبت تصاویر تاریخی: بیاید ازش فیلم بگیریم😍...
سخن گوی هیت آشوب: اینو که دارید تو فیلم می بینید، ما گرفتیم، با انبردست بَرش داشتیم تا دفعه دیگه اشتباه نکنه بیاد خونه ما.
دوست داره حیوانات منزل: بده مرغ من بخورش😌. مرغ ها، سوسک دوست دارن😋...
🧕🏻: السلام علیکم ورحمة الله🤢😤
👦🏼بندازیدش بیرون نماز مامان تمام شد.
-مامان ما نبودیم اون اول انبردست آورد.
-من نبودم خودش گفت.
-مامان بیا اصلا فیلمو ببین، تا ببینی تقصیر کی بوده.
🧕🏻در خواست ویدئو چک هم میدید؟
و من در جست و جوی پاکت تهوع...
چند دقیقه بعد از اینکه دل و روده مبارکم به سکون رسید🤢
هرکسی کار داره بگه میخوام زیارت عاشورامو بخونما🥺
-نه مامان دعاتو بخون، بخون دیگه گوش میدیم، فقط تمام شد نخودچی بهمون میدی؟
🧕🏻خدایا صبر منو زیاد کن، میدم😬، بله میدم😏
بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک یا ابا عبدالله...
إنی سلمٌ لمن سا لِمکم و حَربٌ لِمَن حاربکم...
👨🏻🎓مامان من دیگه خیلی گشنمه شما دعاتو بخون من غذا میریزم.
🧕🏻استغفرالله، صبر کن خودم اومدم.
👧🏼منم می خوام
👦🏼مامان برای منم بریز.
🧕🏻دیگه کسی نمی خواد؟
🧑🏻🎓چرا من دوباره می خوام.
🧕🏻ماشاءالله زرنگ شدی، کی فرصت کردی بخوری!
🧑🏻🎓رُبش کم بود، نمک هم نداشت.
👧🏼داداش، بخاطر همین دوباره می خوای؟
🧑🏻🎓آره، تازه خوردم بازم می خوام. مجبورم دیگه میمونه اسراف میشه.
🧕🏻پُرس های بعدی و داری می خوری فکرهاتو بکن اگه بازم کم وکسری داشت بگو مادر؛ تعارف نکن.
با اجازتون من میرم بقیه ی دعامو بخونم.
اللهم لَکَ الحمدُ حمد الشاکرین... آخخخخ😵💫🥴
معصومه :داداشی نشستی رو کمر مامان. برو جلوتر منم بیام بشینم.
زینب :مامان چی شدی؟
🧕🏻بیا این بچهها رو از روی کمرم بردار...
👩🏻🎓این مامانه ها، بابا نیست ک میره سجده میشینید رو کمرش...
👧🏼مامان گفته مامان ها خیلی قوی هستن، من میخوام بشینم.
🧕🏻معصومه برو از کمرم پایین، مامان قوی ولی با هرکی باید بازی خودشو بکنی.
خدایا منکه روم نمیشه اینیکی خوندم و هدیه بدم به آقا.
خودتون یجور مرتبش کنید منظم بشه، فرشته ها بتونن برسونن به آقا😁
-مامان بیا، زود بیابدو...
🧕🏻چی شده مگه؟ ترسوندیم
👩🏻🎓بیا خودت ببین
🧕🏻دوباره کی داره آب بازی میکنه؟
👩🏻🎓هیچکس
🧕🏻کی کبریت روشن کرده؟
👩🏻🎓هیچکی
🧕🏻دوباره کنترل شکسته؟
👩🏻🎓نه
🧕🏻یا حضرت عباس (ع) بگو من طاقتشو دارم.
👩🏻🎓حالا بیا، الان تموم میشه. آبجی معصومه داره حرف زدن یاد داداشی میده...
🧕🏻وای خدا نکشت... قلبم افتاد تو دمپاییم زودتر بگو خب🤦🏻♀
👩🏻🎓مثل اون قسمت از دفترتون که خوندم من حرف زدن یاد داداش حیدر می دادم....
#داستان_هزار_و_یک_شب
#داستان_یک_روز_با_فرشته_ها
@ba_fereshteha
«وارثان نصر»
اجتماع بزرگ مردم وفادار تهران در روز تشییع شهید سید حسن نصرالله دبیر کل فقید حزبالله لبنان
زمان: یکشنبه ۵ اسفندماه، بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: مصلای امام خمینی(ره)
#انا_علی_العهد
@ba_fereshteha
یڪ روز با فرشتہها
«وارثان نصر» اجتماع بزرگ مردم وفادار تهران در روز تشییع شهید سید حسن نصرالله دبیر کل فقید حزبالله
دقت کردین کم پیدام
چون خیلی شلوغم این روزها
از اجتماع امروز غافل نشیم
دوستای جدید خیلی خوش اومدین🥰
تو کانال خواهری به همتون شلوار گل گلی رسیده دیگه ، اگه نه این چندتا رو از خواهری براتون قرض گرفتم 😌بپوشید تا داستان شب رو بزارم