Ghashie - Sharab-e-Beheshti.mp3
4.62M
💥تکان دهنده💥
🌹ترجمه گویای سوره مبارکه غاشیه
👌لطفاجهت تاثیرگذاری بیشتر در سکوت یا باهندزفری گوش کنید.
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
،
⛄️ســلام
صبحِ آولین دوشنبه
بهمن ماهتون بخیر و شادی☕️
☃️روز تون پراز قشنگی
💕 امیـدوارم
☃️ساعاتی مملو از
💕عشـق و ایثار
☃️دقایقی لبریز از مهربانی
💕 و پر از خیر و برکت
☃️در کنار خانواده
💕 در انتظارتون باشه
💖Join👇
🌸🍃
🌹مناجات خداوند وحضرت موسی(ع)🌹
❣از جمله مناجات حق تعالی با موسی آن بود که:
ای موسی! دنیا اندک است و ناچیز و فانی است، نه گنجایش آن دارد که ثواب مؤمنان در آن باشد و نه عقاب فاجران، پس حسرت ابدی برای کسی است که ثواب آخرت خود را بفروشد به چشیدنی از دنیا که باقی نماند لذت آن و به لیسیدنی که به زودی برطرف شود، پس چنان باش که من تو را امر می کنم و هر چه امر می کنم موجب رشد و صلاح است.
✍️کافی 8 / 42؛ تحف العقول 490.
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
🌹تلنگری از قرآن🌹
🌸 آیہ 227سورہ بقرة:
☘«و ان عزموا الطلاق فان اللہ سمیع علیم»
🌱و اگر تصمیم بہ طلاق گرفتید پس خدا بسیار شنوا و داناست
❣قرآن ڪریم ما رو متوجہ این مطلب میڪنہ ڪہ در ڪارها بہ حاضر و ناظر بودن خدا توجہ ڪنیم.
👈مردے تصمیم بہ جدایے از همسرش گرفتہ؛مهریہ رو پرداخت ڪردہ.
دو شاهد هم آوردہ و ...
قرآن مے فرماید ؛
👌علاوہ بر اینها یادت باشہ ڪہ خدا حرفاتون رو میشنوہ و از ظاهر و باطن شما آگاهہ.
یعنے ببین روز قیامت میتونے جواب بدے در دادگاہ خدا ڪہ چرا این ڪار رو ڪردے؟
🔥 همہ توهین هایے ڪہ در جریان طلاق_متأسفانہ_صورت میگیرہ رو خدا میشنوہ.
از همہ دل هایے ڪہ در جریان طلاق شڪستہ میشہ خدا خبر دارہ.
💥بنظرم اگہ مردم متوجہ این دو صفت خدا بودند انقدر راحت حاضر بہ جدایے نمے شدند.
در هرصورت هر تصمیمے میخوایم بگیریم یادمون باشہ ڪه
«فان اللہ سمیع علیم»
و روز قیامت بہ پاے حسابرسے چنین خدایے خواهیم رفت.
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
🍃شیخ رجبعلی خیاط(ره)از عرفا و صاحب چشم برزخی
در ایام جوانی دختری رعنا و زیبا از بستگان دلباخته من شد و سرانجام در خانه ای خلوت، مرا به دام انداخت، با خود گفتم:
رجبعلی! خدا می تواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن.
سپس به خداوند عرضه داشتم:
"خدایا! من این گناه را برای تو ترک می کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن!"
آن گاه یوسف گونه پا به فرار
می گذارد و نتیجه ترک این گناه، باز شدن دید برزخی او می شود، به گونه ای که آنچه را که دیگران نمی دیدند و نمی شنیدند، می بیند و می شنود و برخی اسرار برای او کشف می شود.
📚کیمیای محبت
#کنترل_شهوت
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
🔥جن در قرآن
👁جن موجودی عاقل که از حس انسان پوشیده شده و آفرینش آن در اصل از آتش است و ابلیس از همین گروه میباشد.
🌷وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ [سوره الحجر : 27]
🌱و پیش از آن جن را از آتشی سوزان و بی دود خلق کردیم.
👁 آنها مانند انسان دارای افراد مومن،صالح،مسلمان و کافر هستند و دارای اختیار ،تکلیف و مسئولیت میباشند و همانند انسان،خدا را عبادت میکنند.
🌷 وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ ۖ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا [سوره الجن : 11]
🌱و از میان ما برخی درستکارند و برخی غیر آن و ما فرقه های گوناگونیم.
🌷 وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا [سوره الجن : 12]
🌱و ما میدانیم که هرگز نمیتوانیم در زمین خدای را به ستوه در آوریم و هرگز او را با گریز [خود]درمانده نتوانیم کرد.
🌷 وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ ۖ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا [سوره الجن : 13]
🌱و ما چون هدایت را شنیدیم بدان گرویدیم ؛پس کسی که به پروردگار خود ایمان آورداز کمی پاداش و سختی بیم ندارد.
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
🧶❤️🧶💍🧶❤️💍🧶
🧶❤️🧶💍
🧶❤️
🧶
✫#ارسالی از اعضای کانال ✦
عنوان داستان #جوانی_بر_باد_رفته_6
🎯قسمت ششم
.پسرم ۴ ماهه که شد همسرم گفت دیگه نمیتونه تو شهر اجاره بده و باید بریم روستا پیش مادرش، هم مادرش تنها نباشه هم اینکه اون پولی که میخواییم اجاره بدیم جمع کنیم و یکی دو سالی اونجا باشیم و دوباره بریم شهرستان. من گفتم هر چی مامان بابام بگن. دو سه روزی رفتیم روستا منو گذاشت روستا و خودش تنها رفت شهر و پیش مامانم و گفته بود که میخوایم بریم . مامان منم گفته بود ایرادی نداره به شرط اینکه امورات زندگی را کلا دست من بده و ماهی ۱۳ هزار تومنی که اجاره میدادیم هر ماه بزاریم کنار توی بانک...
خلاصه این شد که ما کل اثاث را جمع کردیم و رفتیم روستا .. خدا شاهده توی یه اتاق زندگی کردم.اون زمان مد بود کمد سه تیکه میدادن رختخواب چیدم بالای کمد، اثاث برقی ها را چیدم و روش را ملحفه کشیدم. دقیقا هم اول پاییز بود که رفتیم روستا و از شانس بد من همون هفته اول آبگرمکن خونه مادر شوهرم سوراخ شد و اون همسر بی فکر منم که اصلا به خیالش نبود. و من بدبخت موندم و با یخ بندون و سرمای روستا با یه بچه کوچیک.. واااای واااااای که مصیبتی بود. هر روز ، روزی یه لگن بزرگ کهنه بچه و لباس بچه میبردم لب جوب آب و میشستم تا میرفتم بگم هم که سردم میشه و اینجوری پیش بره آرتروز میگیرم مادر شوهرم مثل پلنگ جلوم سبز میشد و میگفت چخبرته و مگه من زن نبود که چهار تا بچه را بزرگ کردم با همین شستشو توی جوب آب و توام وظیفته و بچه ات را باید بزرگ کنی. از اونطرف هم همسر بی لیاقتم دوباره خودشو از کار بیکار کرد و به بهونه اینکه بیمه بیکاری میره و باید یک روز در میون بره اداره بیمه شهرستان امضا کنه. منو با یه بچه کوچیک گذاشته بودن تو روستا توی یه اتاق با درب چوبی که وقتی هوا سرد میشد و بارونی میشد یعنی هر چی گرمایی روشن میکردم تو اتاق جوابگو نبود. همسرم و مادرش هم شهرستان بودن و همسرم فقط در هفته یکی دوبار میومد و سریع بر میگشت .. مادرش هم وقتی میومد با کمال پررویی میگفت ما نمیتونیم توی سرمای اینجا باشیم میریم شهر پای بخاری ..فقط من انگار اضافی بودم.
دم هم نمیزدم خاک تو سرم که انقدر آبرو داری همچین آدمی را میکردم اونم روز به روز پرروتر میشد. منم تنها توی اون خونه تو روستا تا صبح خواب به چشمم نمیومد. یک سال روستا بودیم . زمستون سال بعدیش که شد . همسرم یه شب که اومد دید خیلی هوا به شدت سرد شده و من دو تا چراغ علاالدین روشن کردم و کرسی گذاشتم و با بچم هر چی لباس پشمی و گرم هم داشتیم پوشیدیم و زیر پتو بودیم تا خرخره. تا اومد و اوضاعمون را دید
گفت پاشو ساک لباستون ببند فردا بریم شهر یه خونه بگیریم.. هیچی هم پول نداشتیم. همسرم گفت طلاهات را برو از مادرت بگیر . از اون خونه دوباره اثاث کشی کردیم رفتیم یه خونه دوتا اتاق بود با یه آشپزخونه کوچیک....
همچنان همسر بیکار بود و اصلا انگار نه انگار که زن و بچه خرج داره و کرایه خونه باید بده.
مادر شوهرم دیگه خوشش شده بود و یسره خونه ما بود میرفت گردش و تفریح از اون خونه دوباره سر سال اثاث کشی کردیم رفتیم خونه یه پیرمردی که قبلا سرايدار شرکت قبلی همسرم بود.اونجا دیگه یباره شد همسرم پیش اون پیرمرد معتاد کامل شد یسره تو زیرزمین خونش باهم میشستن به تریاک کشی.
مادر شوهرم میخواست بره سوریه و همسر منم ببره که مواظبش باشه همسرم که اصلا آدم با خدایی نبود گفت من نمیام. منم گفتم خب کارای منو ردیف کن من برم جای تو . همسرم آدم زن دوستی بود ولی خب ذاتش هم بد بود و جنسش خراب بود. ولی اونشب گفت باشه تو برو با مادرم . رفت برام گذرنامه گرفت و منو با مادرش فرستاد سوریه دو هفته سفر ما طول کشید .تابستون بود که از سوریه برگشته بودیم.و قرار شده بود کل تابستون را روستا بمونیم. منم خودم به همسرم گفتم یه قالیچه کوچیک برام بزنه و بره شهر رنگ بخره تابستونی ببافمش اونم که بیکار بود سریع از پیشنهادم استقبال کرد.
یروز توی اتاق مادر شوهرم بودیم و اتفاقا نهار همسرم کباب درست کرده بود و خیلی روز خوبی گذرونده بودیم بعد نهار مادر شوهرم پای سماورش داشت چایی برامون میریخت منم پسرم را روی پام تکون میدادم تا خواب بره. همسرم سرش را روی شونم گذاشته بود و توی چرت بود. یهو من شوخی و خیلی آروم زوم توی پیشونی همسرم بعد چند دقیقه همسرم گفت زدی توی پیشونیم درد گرفت . منم گفتم چرا مثل دختر بچها خودت لوس میکنی نترس نمیمیری ، مُردی هم قبرستون نزدیکه...اینو گفتم انگار کفر گفتم یهو مادرشوهرم مثل اسپند رو آتیش شد گفت خودت بمیر داداشت و بابات بمیره ...
🎯#ادامهدارد..
✫داستان های واقعی و آموزنده در کانال
🧶
🧶❤️
🧶❤️🧶💍
🧶❤️🧶💍🧶❤️💍🧶
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ_تصویری
🎥 پاداشش از شهید هم بالاتره!
استاد عالی
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
از چشم خدا افتادی؟
تنها راه فهمیدن!
کانال شب اول قبر وعالم برزخ
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨
💥آن روز گناهکاران را به هم پیوسته
و در غل و زنجیر خواهی دید.
🔥 پیراهنهای ایشان از سرب ذوب شده است
و آتش، سر و صورت آنان را فرا میگیرد.
ابراهیم 49 _50
✨✨✨
@ba_khodabash1
✨✨✨