#زمینه
#شب_هفتم
#خسرو_جولافیان
#شهید_قله_قاف_نینوا_اصغرم
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول
شهید قلهی قاف نینوا اصغرم
ذبیح تشنهی شاه کربلا اصغرم
قتیل روضهخون گهوارهها اصغرم
سفیدی گلوشو نشونه داره دشمن
تیره که داره میبره سر و گلو ازهم
دیگه نفسای آخرشه علی اصغر
داره میرسه صدای خسخسِ بچم
کاش یهجور دیگه میشد قصه
کاش یه جور دیگه میشد آخر
کاش که حرمله میلرزید دستاش
کاش که اصلا نمیرفتی مادر
بند دوم
صدای تیر و نیزه لالایی اصغرم
کمون حرمله کاش بدونه من مادرم
دعای جوشن میخونن مادرا تو حرم
لالایی مادرونه ینی بازم میشه
بخونم و بخوابه توی آغوشم کم کم
ندای مادرونهی توی دلم میگه
برسه یا نرسه دیگه میمیره بچم
کاش یهجور دیگه میشد قصه
کاش رسیده بود عموی اصغر
کاش کنار علقمه بود خیمه
کاش که اصلا نمیرفتی مادر
بند سوم
نبینه مادری بچشو روی نیزهها
نبینه دستوپا میزنه رو دست بابا
نبینه غرق خونه از سرتاپا ای خدا
چه خوابایی دیده بودم برا علیاصغر
لباس دومادیشو بیاره علیاکبر
گل بریزه روی قد و بالاش عمو عباس
دست باباشو ببوسه پیش چش مادر
کاش یهجور دیگه میشد قصه
کاش یهجوری زنده میموند اصغر
کاش که توی خیمه خوابت میبرد
کاش که اصلا نمیرفتی مادر
#حلقه_ادبی_ریان
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
✅کانال سبک وشعر باب الحرم
#محرم
#شب_هفتم
#واحد_شلاقی
بند1⃣
عمریه تو حسینیه با آقام گفتگو دارم
همش از لطف اربابه من اگه آبرو دارم
قبلهی من خود روضهست نمازم ناله و آهه
واسه اینه که تو هیئت من همیشه وضو دارم
اسم حسینو با وضو باید برد
روزی رو از دست حسین باید خورد
تو روضه از غم حسین باید مرد
شکر خدا توی دنیا سر و کارم با حسینه
شکر خدا که همیشه ذکر لبهام یا حسینه
سیدی یا مولا یا اباعبدالله
بند2⃣
اومدم این شبا اما با گناه بی اندازه
میدونستم که با این حال در هیئت به روم بازه
اومدم با هزار امید توی روضه که میدونم
گریه ها از دل سنگم آخرش آینه میسازه
گریه همه بدی هامو میشوره
تو دل تاریکی قبرم نوره
گریه کنش با فاطمه محشوره
شکر خدا که امسالم روزیِ اشکم زیاده
شکر خدا بازم ارباب به من اذن گریه داده
سیدی یا مولا یا اباعبدالله
بند3⃣
به دل زهرا میشینه هر کی میشینه تو هیئت
غم نمی بینه تو دنیا هرکی غمگینه تو هیئت
زیر این پرچم مشکی روسیاه روسفید میشه
تا بریزه غبار دل میزنم سینه تو هیئت
سینه زنی جزء اصول عشقه
سینه زنی وقت نزول عشقه
سینه زنی مُهر قبول عشقه
شکر خدا توی هیئت منصب من سینه زن شد
شکر خدا سینهی من نذر شاه بیکفن شد
سیدی یا مولا یا اباعبدالله
شعر: محمدجواد ابوترابزاده و احسان نوری
سبک: محمدجواد ابوترابزاده
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
✅کانال سبک وشعر باب الحرم
#محرم
#شب_هفتم
#واحد_سنگین
بند1⃣
ای همه ی آرامشم
الهی که فدات بشم
لباتو باز و بسته نکن که خیلی خجالت میکشم
دردت به جونم
چشماتو روم نبند علی
نالم میشه بلند علی
به خاطر منم شده گریه نکن بخند علی
ای نور چشم مادر
گریه نکن داره منم گریم میگیره
پاشو نگاه کن مادرت داره میمیره
یکم دیگه دووم بیار نگو که دیره
علی اصغرم لالا
بند2⃣
ای نوه ی ابوتراب
ای همه هستی رباب
بابات غریبه پاشو علی جان هل من معین و بده جواب
وقتشه دیگه
واسه بابات کاری کنی
امام تو یاری کنی
زوده ولی بعد عمو باید علمداری کنی
مواظب خودت باش
داری میری برو علی خدا به همرات
باید توی شش ماهگی وایسی رو پاهات
تو عمرمی میریزمت به پای بابات
علی اصغرم لالا
بند3⃣
رفتی و غم سهم منه
تنها امیدم مردنه
باید کنار قبر تو بابات یه قبر دیگم بکنه
به قلب من خورد
تیری که رگهاتو برید
صدات تا خیمه ها رسید
لب سه شعبه حنجرتو رو به جای من بوسید
قد بابات خمیده
آخه واسش هیچ داغی نیست سنگین ترازاین
جای لالایی میخونه برا تو تلقین
سردی خاک شاید بده این درد و تسکین
علی اصغرم لالا
شعر و سبک: امیر آهمند و احسان نوری
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
✅کانال سبک وشعر باب الحرم
#محرم
#شب_هفتم
#زمینه
بند1⃣
لالالالا ببین دارم میمیرم از غمت بابا
بخواب آروم روی دستام که برگردونمت بابا
توی خون گرفتی آخرین وضوتو
زدنت با تیری که زد به زمین عموتو
باورم نمیشه دیدم سرخی گلوتو
کبوتر من پرتو افتاده
یه جوری زدن سرتو افتاده
شبیه گلوت نگاه تو سرخه
که خون تو چش تر تو افتاده
لالالالا گلم لالا
لالالالا علی لالا
بند2⃣
چه بی رحمن چه نامردن رو دستام کشتنت بابا
جلو چشمام جدا کردن سرت رو از تنت بابا
حالا مات و مبهوت با نگاه سردم
اگه سمت خیمه هی میرم و برمیگردم
آخه از رباب شرمندم راهو گم نکردم
برات میسوزه جگرم ای بابا
غمت نمیشه باورم ای بابا
منو میبینه مادرت از خیمه
چه جوری تو رو ببرم ای بابا
لالالالا گلم لالا
لالالالا علی لالا
بند3⃣
حالا که تو توی این سن تو قلب خاک شدی ساکن
برام کوچه مجسم شد شدی هم قصه با محسن
حالا توی صحرا شده کوچه تکرار
تو رو با سه شعبه کشتن محسنو با مسمار
تو رو توی میدون کشتن اونو پای دیوار
منم شبیه آسمون ای بابا
شدم واسه تو روضه خون ای بابا
حالا که میری به مادرم زهرا
سلام منو برسون ای بابا
لالالالا گلم لالا
لالالالا علی لالا
شعر و سبک: محمدرضا محمدی
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
✅کانال سبک وشعر باب الحرم
4_6037106726765856354.mp3
2.54M
#شور
#سعیده_کرمانی
#دلتنگدلتنگم
#حلقهادبیریان
بنداول
دلتنگ دلتنگم ، آشوب آشوبم
من بی تو پریشوونم ، فقط با تو خوبم
آرزومه تو روضه هات
قطره قطره بارون بشم
روی صحن خشک لبات
جرعه جرعه مهمون بشم
تو سینم
طپش دل پریشونم
با دم نوحه ت آقا جونم
داره میکوبه
تاوقتی
گریه کن غمتم آقا
انگار تو حرمتم آقا
حال من خوبه
بنددوم
میدونم میدونی بی تو سرگردونم
محتاج غیر از تو کمک کن نمونم
آسمون روی سرم
سایه سار لطف توئه
آبروم یه عمرِ که از
اعتبار لطف توئه
تاریکه
هر جایی که بمونم بی تو
میدونی نمیتونم بی تو
مهربون آقام
آقا جون
نگاه تو همه دنیا مه
عشق تو امید فردامه
ای همه رویام
بندسوم
تو دنیای خاکی تو عطر بارونی
هر عشقی گم میشه ولی تو میمونی
اسم تو بهار منه
ای بهانه بندگیم
دستمو بگیر تا منم
وقف تو بشه زندگیم
اسم تو
خدا میدونه چه شیرینه
همه ی خوشیم آقا اینه
با تو مانوسم
تو هیات
انگاری تو حرمم با تو
شال عزای نوکرهاتو
وقتی میبوسم
#حلقه_ادبی_ریان
🌷 رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند :
☘ هرکس به امّت من حدیثی برساند که به سبب آن ، سنّتی برپا شود ، یا بدعتی از میان برود ، جایش در بهشت است.
📚 میزان الحکمة ج 2 ص 517
4_5850455767433349154.mp3
1.26M
⭕ بند دوم
#عالیه_رجبی
#شب_سوم
#زمینه
#چهکارخوبیکردیکه
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول :
چه کار خوبی کردی که
پیش من آخر اومدی
فدای تو بشم که با سر اومدی
روشن شده با اومدنت چشای تارم
وقتی که توباشی باکسی کاری ندارم
شرمنده اگه پیش تو با لباس پاره م
بابا میدونی ازچی
دلگیرم و غمگینم
آخه با چشه تارم
روتو خوب نمی بینم
بند دوم
باباتو راه این سفر
هرچی بلا سرت اومد
همون بلاها سر دخترت اومد
سوخته تو آتیش موی تو و موی رقیه
خونی شده هم روی تو هم روی رقیه
زخمه مثه ابروی تو ابروی رقیه
ماهردوتامون داریم
لبهای ترک خورده
عین تو بابا خیلی
دخترت کتک خورده
بند سوم
بیا بشین تو بغلم
میخوام ببندم زخماتو
این دفه هرجا که بری میام باتو
موندن نداره اینجایی که حرمله باشه
هرجای تنم کبوده جای لگداشه
بابا دیگه عمر دختر تو آخراشه
وقتی که بیام باتو
دیگه نمیشم اذیت
از گریه ی هر روزم
عمه جون میشه راحت
#حلقه_ادبی_ریان
#شب_اول_محرم
#طلیعه_محرم
#شعر_ترانه
#مهدی_قربانی
#چقدرچشمبهراشدیمهمه
#حلقه_ادبی_ریان
چِقَدَر چشم به را شدیم همه
تا بازم نسیمِ پرچمش بیاد
ثانیه ها رو شمردیم شب و روز
تا بازم ماهِ محرمش بیاد
شب اول خستگی در میکنن
نوکرایی که سیاهی میزدن
پارچه ها رو میزدند و زیر لب
هِی میگفتن یا حسینِ بی کفن
پارچه هم گریزِ روضه شده تا
هر کجا پارچه دیدی گریه کنی
حواست باید باشه تمومِ عمر
رفتی پیرَن خریدی گریه کنی
آخه این درد و باید کجا بگیم
شاهِ شاها بود و پیرُهن نداشت
بذا اصلا روضه رو بازش کنم
پیرُهن جایِ خودش ، کفن نداشت
شبِ اول شده اِذنتو بگیر
از توو هیئت برو تا کرب وبلا
اگه میخوای که تو هم زود برسی
گاهی وقتا بگو یا امام رضا
با امام رضا دلت پَر میکِشه
با همون روضه هایِ سخت و عجیب
گریه میکرد و میگف یابن الشبیب
جدِمون و تشنه کُشتند و غریب
حالا گریه کن!!! بیا خودت بگو
مگه میشه به امام جواب نَدَن؟
مثلا بگه که ای وای جیگرم
بِشنَوَن بهش یه جرعه آب نَدَن
آره بابا همهٔ اینا شده
تشنه لب بود و سرش رو بُریدن
دستِ آخر جلو چشمِ خواهرش
بدنش رو رویِ خاکا کشیدن
#حلقه_ادبی_ریان