4_5850455767433349154.mp3
1.26M
⭕ بند دوم
#عالیه_رجبی
#شب_سوم
#زمینه
#چهکارخوبیکردیکه
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول :
چه کار خوبی کردی که
پیش من آخر اومدی
فدای تو بشم که با سر اومدی
روشن شده با اومدنت چشای تارم
وقتی که توباشی باکسی کاری ندارم
شرمنده اگه پیش تو با لباس پاره م
بابا میدونی ازچی
دلگیرم و غمگینم
آخه با چشه تارم
روتو خوب نمی بینم
بند دوم
باباتو راه این سفر
هرچی بلا سرت اومد
همون بلاها سر دخترت اومد
سوخته تو آتیش موی تو و موی رقیه
خونی شده هم روی تو هم روی رقیه
زخمه مثه ابروی تو ابروی رقیه
ماهردوتامون داریم
لبهای ترک خورده
عین تو بابا خیلی
دخترت کتک خورده
بند سوم
بیا بشین تو بغلم
میخوام ببندم زخماتو
این دفه هرجا که بری میام باتو
موندن نداره اینجایی که حرمله باشه
هرجای تنم کبوده جای لگداشه
بابا دیگه عمر دختر تو آخراشه
وقتی که بیام باتو
دیگه نمیشم اذیت
از گریه ی هر روزم
عمه جون میشه راحت
#حلقه_ادبی_ریان
#شب_اول_محرم
#طلیعه_محرم
#شعر_ترانه
#مهدی_قربانی
#چقدرچشمبهراشدیمهمه
#حلقه_ادبی_ریان
چِقَدَر چشم به را شدیم همه
تا بازم نسیمِ پرچمش بیاد
ثانیه ها رو شمردیم شب و روز
تا بازم ماهِ محرمش بیاد
شب اول خستگی در میکنن
نوکرایی که سیاهی میزدن
پارچه ها رو میزدند و زیر لب
هِی میگفتن یا حسینِ بی کفن
پارچه هم گریزِ روضه شده تا
هر کجا پارچه دیدی گریه کنی
حواست باید باشه تمومِ عمر
رفتی پیرَن خریدی گریه کنی
آخه این درد و باید کجا بگیم
شاهِ شاها بود و پیرُهن نداشت
بذا اصلا روضه رو بازش کنم
پیرُهن جایِ خودش ، کفن نداشت
شبِ اول شده اِذنتو بگیر
از توو هیئت برو تا کرب وبلا
اگه میخوای که تو هم زود برسی
گاهی وقتا بگو یا امام رضا
با امام رضا دلت پَر میکِشه
با همون روضه هایِ سخت و عجیب
گریه میکرد و میگف یابن الشبیب
جدِمون و تشنه کُشتند و غریب
حالا گریه کن!!! بیا خودت بگو
مگه میشه به امام جواب نَدَن؟
مثلا بگه که ای وای جیگرم
بِشنَوَن بهش یه جرعه آب نَدَن
آره بابا همهٔ اینا شده
تشنه لب بود و سرش رو بُریدن
دستِ آخر جلو چشمِ خواهرش
بدنش رو رویِ خاکا کشیدن
#حلقه_ادبی_ریان
4_5845872663666362486.mp3
2.05M
#زمینه
#شب_ششم
#وحید_خیری
#مهدی_قربانی
#سیزده_سالمه_ولی
#حلقه_ادبی_ریان
بنداول:
سیزده سالمه ولی، از خونِ حیدرم
فرزندِ مجتبی، شاگردِ اکبرم
من از نسلِ ، بنی هاشم، منم قاسم منم قاسم
به اِذنِ عشق، شدم عازم، منم قاسم منم قاسم
توو این دنیایِ وانفسا، عمو جونِ من دنیامه
به وَالله که بعد از بابام، عمو جونِ من بابامه
بنددوم :
هستم تا پایِ جون، در پایِ بیرَق و
من یک تنه زدم، خاندانِ اَزرَق و
تا من زِنَدَم، نمی زارم، که بندازن، عمو جون و
بدون او، نمی خوام این، سر و دستو، رگ و خون و
بیایید ای قومِ کافر، که بابام داره می بینه
شهادت پایِ این پرچم، برا من خیلی شیرینه
بند سوم:
افتادم از فَرَس، در زیرِ دست و پا
پهلویِ من شکست، در زیرِ نیزه ها
بیا مولا، ببین جایِ، سُمِ مرکب، رو پاهامه
دارم میرم، خداحافظ، حالا چشمم، به بابامه
تو بودی مثلِ بابامو، منم که مثلِ اولادِت
حنابندون شد از خونم، بِرِس به دادِ دامادِت
#حلقه_ادبی_ریان
4_5852598015516215112.mp3
3.1M
#پیش_زمینه
#عالیه_رجبی
#محسن_بیننده
#تسبیحتربتکههمرامه
#حلقه_ادبی_ریان
تسبیح تربت که همرامه
انگاری کربلا باهامه
دق کردم از غم این دوری
شاهد حرفامم اشکامه
میبینی آقا
من خیلی دلتنگ اربعینم
آشوبه دلم
یعنی بازم حرم رو می بینم
هربلایی که میخواد بباره
تا ابد روضه هات برقراره
ازتو دل کندن امکان نداره
بند دوم
رحمت بی مرز رحمانی
سوره ی یاسین قرآنی
پیغمبر حضرت جانان و
تو جان حضرت جانانی
ذکر یاحسین
آرامش بخش قلب صبوره
راه اربعین
تنها راهه که ختمش ظهوره
روضه های تو آغازه عشقه
گریه بر داغ تو رازه عشقه
اینکه دنیامو میسازه عشقه
#حلقه_ادبی_ریان
4_5852598015516215112.mp3
3.1M
#پیش_زمینه
#عالیه_رجبی
#محسن_بیننده
#تسبیحتربتکههمرامه
#حلقه_ادبی_ریان
تسبیح تربت که همرامه
انگاری کربلا باهامه
دق کردم از غم این دوری
شاهد حرفامم اشکامه
میبینی آقا
من خیلی دلتنگ اربعینم
آشوبه دلم
یعنی بازم حرم رو می بینم
هربلایی که میخواد بباره
تا ابد روضه هات برقراره
ازتو دل کندن امکان نداره
بند دوم
رحمت بی مرز رحمانی
سوره ی یاسین قرآنی
پیغمبر حضرت جانان و
تو جان حضرت جانانی
ذکر یاحسین
آرامش بخش قلب صبوره
راه اربعین
تنها راهه که ختمش ظهوره
روضه های تو آغازه عشقه
گریه بر داغ تو رازه عشقه
اینکه دنیامو میسازه عشقه
#حلقه_ادبی_ریان
4_5850404214940895772.mp3
1.07M
#زمینه
#شب_ششم
#خسرو_جولافیان
#بانواییاحسینکوهکشتههاسازم
#حلقه_ادبی_ریان
با نوای یاحسین کوه کشته ها سازم
منم آنکه بی امان به دل فتنه می تازم
به زیر سایه ی علمت
شوم مدافع حرمت
السلام ای شاه بی قرینم
السلام ای عشق آتشینم
السلام ای ارباب وزینم
السلام ای ذکر دلنشینم
صاحب پرچم حسنم
عقیق خاتم حسنم
بت شکنم آری بت شکنم
____
با نوای العطش لشکری بلرزانم
منم آنکه بی زره ابوتراب گردانم
به زیر سایه ی علمت
شوم مدافع حرمت
من سپاه حق کربلایم
من طلوع رزم مجتبی یم
من همان تکبیر آشنایم
من خروش سرخ مرتضی یم
وارث غیرت حسنم
وزیر دولت حسنم
بت شکنم آری بت شکنم
____
به تن حرامیان نیزه ها برافشانم
منم آنکه دشمن یزیدی و یزیدانم
به زیر سایه ی علمت
شوم مدافع حرمت
آنکه از جانش سیر است بیاید
آنکه اهل شمشیر است بیاید
آنکه در جنگ امیر است بیاید
آنکه در میدان شیر است بیاید
حافظ سنگر حسنم
نهیب لشکر حسنم
بت شکنم آری بت شکنم
#حلقه_ادبی_ریان
#نیره_کاشی
#امامحسینع
#مثنوی
#سلامایآفتاباینوردیده
#حلقه_ادبی_ریان
سلام ای آفتاب ای نور دیده
سلام ای حنجر خشک بریده
سلام ما به ماه غربت و خون
سلام ما به هفتاد و دو مجنون
سلام ما به روز آخری که...
به صبر پر شکوه خواهری که...
امان از ذوالجناح بی سوار و
امان از ناله های مادری که...
امان از غربت بی انتهایت
تنور و نیزه و تشت و سری که -
سری که روی نی قرآن بخواند
امان از چشم های دختری که -
شبی کنج خرابه مأمنش بود
سر بابا به روی دامنش بود
*
مرا با این دل بی تاب دریاب
مرا یا أیّها الارباب، دریاب
*
خدایا داد از این داغ جگر سوز
برای شیعه عاشوراست هر روز
پر از داغیم، غرق شور و شِینیم
و تا محشر عزادار حسینیم
خدا را شکر مست جام اوییم
به هل من ناصرش لبیک گوییم
« خداوندا به حق هشت و چارت »
به دلهای به مشتاقی دچارت
به دست سرد شب مسپار ما را
« به خود یک لحظه وا مگذار ما را »
*
مرا با این دل بی تاب دریاب
مرا یا أیّها الارباب، دریاب
*
سیاه پرچمت را دوست دارم
بدم اما غمت را دوست دارم
خوشم در غربتت ماتم بگیرم
و از شور عزایت دم بگیرم
دلم گرم است دلخون تو هستم
خراب و مست و مجنون تو هستم
خوشم با واحد و سنگین و شورَت
زیارت نامه ی از راه دورت
خوشم لبریز احساس تو هستم
غلام و مست عباس تو هستم
خدا را شکر اربابم حسین است
قرار قلب بی تابم حسین است
*
مرا با این دل بی تاب دریاب
مرا یا أیّها الارباب، دریاب
*
کمی از بارش لطفت ترم کن
و در عشقت ابالفضلی ترم کن
نگاهم کن که با تو جان بگیرم
مرا دریاب تا سامان بگیرم
اگر یاد تو بودن اوج درد است
الهی درد بی درمان بگیرم
«خداوندا به حق شاه مردان»
دلم را دست خالی بر مگردان
***
مرا با این دل بی تاب دریاب
مرا یا أیّها الارباب، دریاب
#حلقه_ادبی_ریان
4_5846094485842298856.mp3
1.62M
#زمینه
#شب_سوم
#امیر_اسدی
#سعیده_کرمانی
#عالیه_رجبی
#شباتاسحرازغصه
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول
شبا تا سحر از غصه، دل من بیتابه
دختر تو خیلی وقته، راحت نمیخوابه
من فقط تو رو میخوام/ بی تو نیمه جونم
بی تو تاره این شبهام/ ماه آسمونم
دردسر شده بابا برام/ لکنت زبونم
میبینی که پام سوخته
تموم موهام سوخته
الهی من بمیرم
صورت بابام سوخته
بند دوم
از بالای نیزه بابا، که منو میدیدی
وقتی صدات میزدم من، صدامو میشنیدی
پای نیزه بودم با/ قامت کمونی
درد دل میکردم تا/ دردمو بدونی
تو دلم میگفتم بابایی/ کاش پیشم بمونی
تاری چشام بسه
دوری بابام بسه
میشه منو ببری بابا
یتیمی برام بسه
بند سوم
سفیده همه موهام و/ سو نداره چشمام
می بینی که نیستم دیگه/شبیه هم سِنّـــام
زخمام و اگه بابا/ من بدم نشونت
حق داری که از غصه/ بند بیاد زبونت
خورشید خونت حالا شده/ ماه قد کمونت
پیری واسه من زوده
خمیده شدن زوده
برای دختر تو
تابوت و کفن زوده
#حلقه_ادبی_ریان
4_5848017596103788234.mp3
1.27M
#شور
#مرتضی_سراوانی
#عالیه_رجبی
#نمیدوننکهخاکاینجاشفاست
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول
نمیدونن که خاک اینجا شفاست
نمیدونن که هیئتا کربلاست
نمیدونن یه قطره اشک روضه
(به تمومه دردای عالم دواست) ۲
اگه بدونه دنیا/میشه گدای این در
(اینجا همه بیمه اند/با دعای/خیرِ مادر)۲
این هیئتا داره /حکم شفاخونه
خوشبخته هرکسی/تو روضه مهمونه
لبیک یا حسین۸
بند دوم
نگاه تو علاج هر سختیه
گریه برات باعث خوشبختیه
اگه ازم محرّمو بگیرن
(خدا میدونه تهه بدبختیه)۲
بدون تو زندگی/نمی ارزه پشیزی
(راه نجات ازبلا/نیس به غیره /روضه چیزی)۲
ما مثل کوفیا/تنهات نمیذاریم
می مونه پرچمت/تا وقتی جون داریم
لبیک یا حسین ۸
بندسوم
توکه حواست پیش نوکراته
چون لقبت سفینه النجاته
وامیکنی راهو آخه میدونی
جون همه بسته به کربلاته
نذار دل نوکرات/ تو غصه ها فرو شه
نذار روی دلامون/اربعینت/آرزوشه
تا لحظه ی ظهور/تا لحظه ی قیام
عشق تو باقیه/درسینه والسلام
لبیک یا حسین ۸
#حلقه_ادبی_ریان
4_5841672297320024185.mp3
1.67M
#زمینه
#شب_پنجم
#وحید_خیری
#مهدی_قربانی
#دارم_میبینمت_گلم
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول :
دارم می بینمت، گُلم، نیا، توویِ قتلگاه
نیا جانِ عمو، برگرد، برو، توویِ خیمه گاه
اینجا دریایِ تیر و نیزه است، من خودم زیرِ دست و پاهام
دیدی با اصغرم چه کردن، نذا بازم جاری شه اشکام
دیگه تمومه کارِ من، چه تو بیای چه تو نیای
سرم میره روو نیزه ها، چه تو بخوای چه تو نخوای
بند دوم:
شلوغِ قتلگاه، برو، چقد، مگه جون داری
صدایِ پایِ شمر، میاد، برو، اومد انگاری
بذا جونم به لب بیادش، بعدِ تو جون و سر نمیخوام
دستتو بالاتر نیاری، اینجوری که سپر نمیخوام
رمق نمونده توو تنت، شکسته استخوون تو
ببین به رویِ صورتم، داره میریزه خونِ تو
بند سوم :
جدا شد دست تو، ولی، تنت، زیر نیزه هاس
نمیدونم که تو، دیدی، بابات، روبه روی ماس
می میرم با غمت توو گودال، پیش من شد تنِ تو پامال
منِ بیچاره موندم و تو، رویِ دستم که رفتی از حال
بمیرم ای گُلِ عمو، نفس گرفته توو گَلوت
میریزه روی صورتت ، اشک غریبیِ عموت
#حلقه_ادبی_ریان
4_5834765173864270422.mp3
1.53M
#زمینه
#شب_دوم
#وحید_خیری
#مهدی_قربانی
#دلم_پر_از_آشوبه
#حلقه_ادبی_ریان
دلم پُر از آشوبه و می جوشه، آسمونِ اینجا چقد دلگیره
هوایِ قلبم شبیهِ پاییزه، چرا توو دستایِ همه شمشیره
اینجا کجاست، خیلی دلم شور می زنه
قلبم داره، از تویِ سینه می کَنه
نگو که این منزلِ آخرِ منه
آره خواهر، رسیدی به قتلگاه اکبر
رسیدی به قتلگاه اصغر
رسیدی به موسمِ جدایی از برادر
بند۲:
من که دلم با تو فقط آرومه، نبینمت که اینجا تنها باشی
بعدِ علی اکبر و بعد از عباس، نبینمت طعمهٔ گرگا باشی
خیمه نزن،خیمه مثِ زندون شده
از غربتت، دست و پاهام لرزون شده
با اشک تو، چشم منم گریون شده
دیگه آروم، ندارم، بیا بریم از این جا
ندارم، طاقت درد و بلا
ندارم، تَوونِ موندن توی این کربلا
بند۳:
توو این بیابون چِقَدَر تنهایی،کسی نیومده به استقبالت
نگو که اینجا خونِ تو میریزه، نگو که آخرش میان گودالت
میفتی و، میان به بالای سرت
از هم جدا، میشه تموم پیکرت
غارت میشه، پیرُهن و انگشترت
میگم اینجا، نمونیم، اگه می خوای نمیرم
نمونیم، که من عزا نگیرم
نمونیم، گمون کنم که بعدِ تو اسیرم
#حلقه_ادبی_ریان
4_5848371870776167147.mp3
5.57M
#زمینه
#شب_سوم
#حضرت_رقیه_س
#علی_مشرف
#ضربه_های_دست_عدو
#حلقه_ادبی_ریان
بند1:
ضربه های دست عدو
صورتم رو کرده کبود
راستی یادم نبود بگم
یکی بود یکی نبود
حال و هوامون خزونی بود
به ماها گفتن مهمونی بود
آرزو داشتم که ای خدا....!!
توقّعم مهربونی بود
گلای لالۀ گلشن و می زدن
با سیلی و با نیزه ها زن و می زدن
با هرچی دستشون اومد من و می زدن آی می زدن آی می زدن
آی می زدن
بند2:
به خدا اهل معرفت
مثه بابام کسی نبود
یکی میگه بهم چرا؟؟
سر بابام رو نیزه بود
هر دفعه با طعنه آب می داد
من و با خنده اش عذاب می داد
وقتی می پرسیدم از بابام
با کعب نی جواب می داد
با بغض و کینۀ جدّمون می زدن
ما رو شبا تو اوج گریمون می زدن
حالا دارم لک.. نت زبون می زدن آی میزدن آی می زدن
آی می زدن
بند3:
به تمنّای بوی تو
به تماشای روی تو
بیا تا بوسه بزنم
طرّه های گیسوی تو
باشه.. میگین آسمونی بود..
آخه بابام همونی بود...
که شما دعوتش گرفتین
این چه رسم مهمونی بود؟؟
برای غارت خیمه گاه می زدن
تو رو میونه قتله گاه می زدن
عمه می گفت رو یک سپاه می زدن آه می زدن آه می زدن
آی می زدن