eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5837100811439573617.mp3
361.8K
از سری سبکهای تک محرم ۹۹ 🏴سبک زمینه یا واحد تند یا زنجیرزنی محرم الحرام ۹۹ احساسی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام ۹۹ ۹۹ ۹۹ 🏴بند اول بازم به تو دل میدم...خداروشکر محرمت رو دیدم...خداروشکر بازم یه سال دیگه زیر این بیرق پیرهن سیاه پوشیدم...خداروشکر۲ خداروشکر،،،رسیدم پای علم خداروشکر،،،منو اینهمه کرم خداروشکر،،،دستته روی سرم خداروشکر،،،که به سینم میزنم خداروشکر،،،وقفته جون و تنم خداروشکر،،،میبینی چشم ترم آقام حسین،،،یا اباعبدالله 🏴بند دوم دل به هوات حیرونه...خداروشکر چشام برات بارونه...خداروشکر دوباره غوغا میکنم با ذکرت منم همون دیوونه...خداروشکر۲ خداروشکر،،،زیر پرچم توام خداروشکر،،،محزون از غم توام خداروشکر،،،سایته روی سرم آقام حسین،،،دل و دلدار منی آقام حسین،،،تو خریدار منی آقام حسین،،،به هوات دربدرم آقام حسین،،،یا اباعبدالله 🏴بند سوم سلام علی مصباح...الهدا حسین سلام علی شاهه...کربلا حسین با ذکر تو این دل من آرومه سلام علی تسکین...دلا حسین۲ آقام حسین،،،کرمت رو عشقه آقام حسین،،،حرمت رو عشقه آقام حسین،،،قطره ام دریایی آقام حسین،،،علمت رو عشقه آقام حسین،،،پرچمت رو عشقه آقام حسین،،،عبدم و مولایی آقام حسین،،،یا اباعبدالله 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
4_5874998816880462041.mp3
240.1K
از سری سبکهای تک محرم ۹۹ 🚩واحد تند و زنجیرزنی قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ۹۹ ۹۹ 🚩بند اول باب الحوائج و سقای کربلا ای هاشمی نصب،ای معدن سخا ای شاهه علقمه،بر تو سلام ما شیر حیدر یا عباس میر لشکر یا عباس فوق باور یا عباس هستی محشر یا عباس یا عباس سیدی... 🚩بند دوم سردار لشکر و مصداق لافتا بحر شجاعت و ای معنی وفا اسطوره ی ادب،بر تو درود ما با اصالت یا عباس با صلابت یا عباس با شهامت یا عباس کوه غیرت یا عباس یا عباس سیدی... 🚩بند سوم شورآفرینی و صاحب لوا تویی یار حسینی و فرمان روا تویی بحر کرامت و حجب و حیا تویی شهریاری یا عباس با وقاری یا عباس کهنه کاری یا عباس سفره داری یا عباس یا عباس سیدی... ۱۳۹۹/۵/۲۰ 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
4_6026037389158254074.mp3
395K
خادم اهل بیت 🌺: 🏴دوبند سبک واحد سنگین شب تاسوعای قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل علیه السلام،زبانحال امام حسین علیه السلام ۹۸ 🏴بند اول امیر لشکر من،پشت و پناهم عباس ای یار و یاور من،همه سپاهم عباس چرا شدی زمینگیر،پاشو بریم به خیمه افتاده دست تو وای،بر سر راهم عباس برادرم ماه حرم پاشو بگیر برام علم چرا شده دستت قلم برادرم ای دلبرم پاشو بریم دلاورم پاشو بریم آب آورم اگر نشد آبی میّسر فدا سرت پاشو برادر عباسم ای امیر لشکر 《عباسم ای امیر لشکر》 🏴بند دوم ای نور دیدهٔ من،ماه منیرم عباس ای مه جبین برادر،یل دلیرم عباس ای همه ی امیدم،بستی تو راه چارم بالا سر تو دست به،کمر میگیرم عباس برادرم ای یاورم تنها امید اصغرم پاشو امیر لشکرم برادرم تاج سرم پاشو که اومد مادرم پاشو امیر لشکرم چرا به خاک و خون نشستی پشتم رو از غمت شکستی پشت و پناه من تو هستی 《عباسم ای امیر لشکر》 ۱۳۹۸/۶/۱۷ 🙏التماس دعای خیر ✍️🎵ڪربلایی امیرحسین سلطانی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
4_5841604411066943353.mp3
262.1K
🚩زمینه یا شور احساسی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام 🚩بند اول وقتی میام تو هیئتت خودم رو پیدا میکنم با روضه های کربلات چشمامو دریا میکنم منم زیر بال و پر تو رزقمه از صدقه سر تو جونم فدای اکبر تو۲ سینه زن بزم عزاتم من خاک پای نوکراتم من سینه چاک کربلاتم۲ جانم ‌حسین جانم،ارباب 🚩بند دوم با ذکر زیبای تو من روحم و زیبا میکنم واسه محرمت آقا دل رو محیا میکنم دلخوشیه نوکرت اینه امسال محرم و ببینه تو مجلس عزا بشینه۲ خدا میدونه آرزوشه برات پیرن سیاه بپوشه چاییِ روضتو بنوشه۲ جانم حسین جانم،ارباب 🚩بند سوم وقتی تو کارمه گره خودت برام وا میکنی وقتی به تو رو میکُنم دلم رو احیا میکنی با مدد تو رو به راهم به دستای توئه نگاهم اگه نباشی بی پناهم۲ این تویی که هوامو داری هیچ موقع تنهام نمیذاری برای من دار و نداری۲ جانم حسین جانم،ارباب ۱۳۹۹/۵/۸ 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
یابن زهرا(س) حالِ دلِ ما زیرِ پرچم رو به راه است عمریست گرچه رویمان آقا سیاه است تغییر ده احوالِ ما را یابن زهرا.. اوضاعِ این نوکر فقط گیرِ نگاه است با روضه هایت زنده ام اصلاً حسین جان این روضه ها از بهرِ من چون قبله گاه است ای وای اگر سستی کنم‌بینِ مجالس.. در خواستم از محضرِ تو اشک و آه است (حُرّ ِ پشیمانی حسابم کن که مستم) (دل را سرِ پرچم سیاهِ توست بستم) راهم بده خیلی پریشانم حسین جان عیسای من!لطفی که بی جانم حسین جان لطفت شود گر شاملِ حالم ..چه غصّه لطفت رسیده مثلِ بارانم حسین جان در مجلست شرکت نمودم بی تکلّف.. پیوسته من دنبالِ احسانم حسین جان عادت شده در هر شرایط هر مصیبت در زیرِ لب نامِ تو می خوانم حسین جان (کرببلایی کن مرا با یک براتی) (الحق که آقاجان تو کشتی نجاتی) حالا که اینجا آمدم از در نرانی تنها تو بودی دادی ام نام و نشانی حالا که اینجا آمدم حالم عوض کن هم‌ میهمانم آخرش تو میزبانی غصّه نخوردم ذرّه ای بر خرجی خود مولا تویی و می دهی هم آب و نانی در پای مقتل های عمرم به سر شد شد حاصلِ اش موی سپید و قد کمانی (من هرچه دارم را به تو مدیونم آقا) (در روضه های تو چنان مجنونم آقا) محسن راحت حق ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
برگرد مائیم و شهری که هوایم را ندارد من نه هوایِ بچه‌هایم را ندارد نامرد دیدم باز مردی کردم آقا با این دو کودک کوچه گردی کردم آقا دیدم که خوشحالند خوشها جمع هستند مظلومِ من مظلوم کُشها جمع هستند طوعه در این نامردها یک شیر زن بود تنها پناهم خانه‌ی یک پیرزن بود بیرون زدم تا شعله بر معجر نیفتد مثل مدینه طوعه پشتِ در نیفتد در راه‌ها و کوچه‌هایش چال کندند رسم است اینجا ابتدا گودال کندند گودال وقتی که بیفتی شیر گردند دستت اگر زخمی شود شمشیر گردند از پشتِ سر نامرد آمد گیرم انداخت تیری به پایم خورد در زنجیرم انداخت شُکر خدا خواهر ندارم تا ببیند این دور و بَر دختر ندارم تا ببیند ای آبرویم آبرویم را که بردند از دور با نیزه گلویم را که بردند نامِ تو را بردم لبم را چاک کردند خون ریخت باچکمه زخم را پاک کردند ای کاش سنگی گوشه‌ای پنهان نمی‌ماند جای شما از من لب و دندان نمی‌ماند طفلی اگر مهمان کوفه گردد آقا سرگرمیِ طفلان کوفه گردد آقا از راه آمد زجر و خوشها جمع هستند شمر آمده با زجر کُشها جمع هستند رویِ زمین بودم که رویم را کشیدند تا پشتِ بام از کوچه مویم را کشیدند طوری کشیدند آنقدر مژگان من ریخت تقصیرِ سنگ‌ِ پله شد دندان من ریخت خورشید جایش در دل شب نیست برگرد میدانِ کوفه جای زینب نیست برگرد باخنده می‌آیند و خوشها جمع هستند سربسته گفتم بچه‌کُشها جمع هستند  حسن لطفی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
اعوذ باالله من الکرب والبلا غصه گرفته تمام پیکر من را این زمین کجاست حسین آمدم اینجا می دهد اینجا چه قدَر بوی آشنا اعوذ باالله من الکرب والبلا کاش بدانی چه قدَر مضطرم حسین خیمه در اینجا مزنی دلبرم حسین کرده سفارش چه قدَر مادرم، حسین اعوذ باالله من الکرب و البلا خسته نکن بهر خیمه بازوی خود را تاب نده بیش از این دو ابروی خود را یا که نده دست باد ،گیسوی خود را اعوذ و باالله من الکرب و البلا شام سیاهش فراق قافله دارد دشت پر از خار و زخمِ آبله دارد خولی و شمر و سنان و حرمله دارد اعوذ و باالله من الکرب والبلا فکر خودم نه فکر دخترت هستم فکر تو بعداز علیِّ اکبرت هستم فکر تو و قتلگاه و حنجرت هستم اعوذ باالله من الکرب والبلا فکر گل هستم ولی به فکر گلابند فکر ربابم به فکر بستن آبند فکر تو هستم به فکر بزم شرابند اعوذ باالله من الکرب والبلا خوب نگاه کن به قد و قامت عباس خوب نگاه کن به شور و اینهمه احساس می رسد از علقمه شمیم گل یاس اعوذ بااله من الکرب والبلا می کُشدم ماجرای پیکر و گودال دیدن شمشیر شمر و حنجر و گودال می کُشدم غارت انگشتر و گودال اعوذ باالله من الکرب والبلا مهدی شریف زاده ،_مرثیه_1400،_شعر_روضه ،_شعر_جدید ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
ای یاورم ای یاورم شکسته شدی نیست باورم باید برای پای تو مرهم بیاورم با اینکه سوختم دو سه جا بین خیمه ها داغی شبیه زخم تو آتش نزد مرا دیگر رعایت دل ما را نکن بس است تو درد داری ، از حرکاتت مشخص است زارِ سه ساله از چه غمی زار میزنی؟ زودست اینکه دست به دیوار میزنی هرچند با تمام توان راه میروی داری شبیه پیرِزنان راه میروی خاکستر است روی سرت یا که موی توست؟ مویت سفید گشت و کبودی به روی توست تو آه میکشی جگرم پاره میشود تسبیح عمر پر خطرم پاره میشود تو آه میکشی دل من تیر میکشد اشکت به روی خاک علمگیر میکشد خاک خرابه سرد تر از قلب دشمن است سردی این «خورابه» تورا مثل من شکست شب سرد و خاک سرد و تن زخمی تو سرد سرما امان نداده بخوابی و یا که درد!؟ تقصیر زجر شد که سرت درد میکند بال و پرت ، سرت ، کمرت درد میکند تقصیر زجر شد که صدایت گرفته است زخم است دست تو ، چه به پایت گرفته است؟ بابا می آید از سفر امشب به هوش باش خیلی مواظب رگ زیر گلوش باش رگ های او بریده بریده بریده است این سر هزار مرتبه سرنیزه دیده است بابا می اید ای نفس عمه! صبر کن فکری به حال رویت و این لکه ابر کن گفته امانتی تو ، خجالت نده مرا چیزی به او نگو ز غم گوشواره ها حرفی به او ز حمله‌ی اشرار هم نگو از گریه هایمان سر بازار هم نگو اما بگو که معجر عمه تکان نخورد آری بگو که ابرو از شام و کوفه برد  عماد بهرامی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
خرابه نشین شدم حالا که اومدی موهامو ببین خرابه نشین شدم جامو ببین کاش میشد به دختر یزید بگم حالا دیگه بیا بابامو ببین اومدی آروم جونم مگه نه؟ قراره پیشت بمونم مگه نه؟ یه ذره فقط زبونم میگیره هنوزم شیرین زبونم مگه نه؟ گریه جوهر صدامو می‌گرفت زنجیرا جلوی پامو می‌گرفت هرجا حرف بد به ماها میزدن دستای عمه گوشامو می‌گرفت راستی چشمامو دیدی کبود شده؟ صورتم رو شنیدی کبود شده؟ هرجاتو که بوسیدم نیزه زدن هر جامو که بوسیدی کبود شده هر جا میرم یکی دنبال منه خواهرت دلواپس حال منه چرا شمرو روی سینت جا دادی؟ بغلت آخه فقط مال منه موقع دوری رسید دلم شکست هیشکی حالمو ندید دلم شکست خیزران دیدم لباتو میبوسه توی مجلس یزید دلم شکست دیگه روزای خوشایند نمیاد رو لبام بعد تو لبخند نمیاد یه جوری گوشواره هامو دزدیدن که هنوز خون گوشم بند نمیاد  آرش براری
بابا کجایی بابا کجایی گل تو شوق بیابان ندارد گلبرگ کوچک توان خار مغیلان ندارد با خیمه می سوزد این دل از طعنه های اراذل تا تو کنارم نیایی این درد درمان ندارد دیده النگوی من را هی می کشد موی من را بابا چرا مرد شامی بی رحم ایمان ندارد هر مجلس و محفلی تا آوردم اسم علی را سیلی جانانه خوردم اینجا مسلمان ندارد از چه برایت بگویم؟ مرگم شده آرزویم تو روی نی... من خرابه... این هرگز امکان ندارد یک تکه نان هم نخوردم بی تو چگونه نمردم گیرم که نانی بیاید طفل تو دندان ندارد امشب که در التهابم شاید بیایی به خوابم ای سر نیا این خرابه سودای مهمان ندارد اینجا فقط گرد و خاک است از تشنگی دل هلاک است نفرین بر این آسمان و ابری که باران ندارد از کینه آباد هستند با گریه ام شاد هستند اینجا کسی از غم ما سر در گریبان ندارد شامم شده گریه و غم از بی کسی غصه خوردم جز روشنی نگاهت این شام پایان ندارد  مهدی کبیری ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
شبیه مادر این صحنه‌ها را پیش از این یکبار دیدم من هر چه می‌بینم به خواب انگار دیدم شکر خدا اکنون درون تشت هستی بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش من مثل زهرا مادرت آزار دیدم یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم احساس کردم صورتم آتش گرفته است خود را میان یک در ودیوار دیدم مجموع درد خارها بر من اثر کرد من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم سوغات مکه توی گوشم بود بردند کوفه همان را داخل بازار دیدم کاظم بهمنی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
چه معراجی دلم میخواست معراجت ببینم چه معراجی عجب رنگین کمانی نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم بیا قولی بده دیگر بمانی تورا با زخم صورت میشناسم مرا بشناس با قد کمانی نمیدانم چرا این زجر نامرد بدش می آید از شیرین زبانی عبایت روی دوش نیزه داری عقیق تو بدست ساربانی چه مویی داشتی بابا زمانی چه مویی داشتم بابا زمانی اگر مال منی پس پیش من باش چرا دائم بدست این و آنی؟! نشد غارت پدر جان!چادرم را.. خودم دادم به آن دختر امانی! نفهمد هیچکس بازار رفتم بماند بین ما راز نهانی رخت را سیر دیدم سیر گشتم تو بودی آن غذای آسمانی سرت خاکی شده دراین خرابه شدم شرمنده ازین میزبانی سید پوریا هاشمی ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam