.
#مدح_امام_علی_علیه_السلام
#رمضان_الکریم
دنیا به حال آل علی غبطه می خورد
بر آن همه کمال علی غبطه می خورد
دنیای فانی من و تو ای مرید عشق
بر روح بی زوال علی غبطه می خورد
یوسف که در جلالت صورت نمونه بود
هر لحظه بر جمال علی غبطه می خورد
عالم همه فدای نخ شال سبز او
حبل المتین به شال علی غبطه می خورد
باغ و چمن به جای خودش، در تمام فصل
جنّت به سیب کال علی غبطه می خورد
تنها نه هر سخنور و راوی و کاتبی
حتی نبی، به قال علی:غبطه می خورد
عاشق هماره در پی معشوق گفته است
بر عشق بی مثال علی غبطه می خورد
بالاترین مدال شجاعت از آن اوست
مرحب بر این مدال علی غبطه می خورد
رنگ سفید و سرخ و طلائی و زرد و سبز
بر آن سیاه خال علی غبطه می خورد
با اینکه او به مال کمش کرد اکتفا
اما جهان به مال علی غبطه می خورد
حقش نبود خانه نشینی و بی کسی
حقانیت به حال علی غبطه می خورد
گرچه که او به شصت و سه سالی بسنده کرد
تاریخ ما به سال علی غبطه می خورد
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#شهادت_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#رمضان_الکریم
ناله كن اى دل به عزاى على
گریه كن اى دیده براى على
كعبه ز كف داده چو مولود خویش
گشته سیهپوش عزاى على
عمر على عمرۀ مقبوله بود
هر قدمش سعى و صفاى على
دیدۀ زمزم كه پر از اشک شد
یاد كند، زمزمههاى على
تیغ شهادت سر او را شكافت
كوفه بُوَد، كوه مناى على
عالم امكان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداى على
منبر و محراب كشد انتظار
تا كه زند بوسه به پاى على
ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعاى على
آه كه محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقاى على
مانده تهى سفرۀ بیچارگان
منتظر نان و غذاى على
واى امیر دو سرا كشته شد
خانۀ غم گشته، سراى على
پیش حسین و حسن و زینبین
خون چكد از فرق هماى على
خواهی اگر ملک دو عالم «حسان»
از دل و جان باش گداى على
#حبیب_چایچیان
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#شهادت_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#رمضان_الکریم
برگزیده
"مجموعهای از رباعیات علوی"
رباعی۱
ای در پی گنج، گنج و گنجینه علیست
ای اهل عمل، دست پر از پینه علیست
ای آن که به دنبال خدا میگردی
دنبال علی باش که آئینه علیست
رباعی۲
هرکس که در این جهان گرفتار علیست
با قیمت جان و دل خریدار علیست
عمریست جهان ریزهخور سفرهی اوست
هرچند که نانونمک افطار علیست
رباعی۳
هر دل که شناختهست راهی بهعلی
پس رو زده با کوه گناهی بهعلی
پیغمبر ما که "مُستَجابُ الدَّعوة" است
در سجده چنین گفت؛ "الهی بِعلی"
رباعی۴
بر پای تو کوه درد و غم سجده کند
نامت که نوشته شد، قلم سجده کند
از بس که به سجده رفته ای در دل شب
حق است که برتوسجده هم سجده کند
رباعی۵
بار غم اگر به شانه برداشت علی
در کوفه نهال عشق را کاشت علی
هر شب در اوج خلوت نخلستان
باچاه قرار درددل داشت علی
رباعی۶
یکعمر به فکر دیگران بود علی
با دشمن و دوست مهربان بود علی
تاریخ گواه است که تا روز ابد
مظلومترین مرد جهان بود علی
رباعی۷
شبهای زمین بدون او بیبدر است
حتی شب قدر بیعلی بیقدر است
در زمرهی خوبان جهان در تاریخ
تا روز حساب نام او در صدر است
رباعی۸
بودند اگرچه دورش افراد دورو
هرگز دو خورش نبود بر سفرهی او
از جهلِ زمانه با علی عمری بود؛
خاری در چشم و استخوانی به گلو
رباعی۹
امشب خبری نشد از آن مرد کریم
خالی ماندهست ظرف طفلان یتیم
اینبار به دست کافری معجزه شد
در مسجد کوفه ماه گردید دونیم
رباعی۱۰
شب شاهد چشمهای بیدار علیست
تاریخ در انتظار تکرار علیست
خوشبخت کسی که مُهر پروندهی او
امضای "براءَةٌ مِنَ النّارِ" علیست
#مجتبی_خرسندی
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
.
#رمضان_الکریم
(شب قدر)
شب قـدر است و من قـدری ندارم
چـه سـازم؟ تـوشـهی قبــری ندارم
شب عفـو است و محتـاج دعــایـم
ز عمــق دل ، دعــایی کــن بــرایــم
اگـر امشب به محبــوبـت رســیدی
خـــدا را در میـــان اشــک ، دیــدی
کمی هــم نــزد او یـــادی ز مــا کـن
کمی هـم جــای مـا او را صــدا کـن
بگـو یارب! فــلانـی روســیاه است
دو دستش خالی و غرق گناه است
بگـو یارب! تـویی دریــای جـوشان
درین شـب رحمتت بر وی بنـوشان
بـه حـق (سـاقی) کــوثــر خــدایــا
بـه حـق پهلـــوی مجـــروح زهـــرا
قلــم زن بـر معـــاصی مـن امشـب
مبــادا در "جـــزا" بــاشــم معــذّب
#سید_محمدرضا_شمس
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#رمضان_الکریم
#شهادت_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
وقتی از تیغ غمت حکم مماتم دادند
شهد شیرین تو را با صلواتم دادند
با اذان لب تو اذن صلاتم دادند
"دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند"
در شب قدر قرین برکاتم کردند
فکری از راه وفا بهر نجاتم کردند
ساکن بارگه صبر و ثباتم کردند
"بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلّی صفاتم دادند"
آمد از جانب گل جلوه تابنده شبی
سحر از چهره او ساخته زیبنده شبی
بود بر عاشق دلباخته بالنده شبی
"چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند"
می برد نام تو از دیده و دل گرد ملال
چکد از لعل لبت در همه جا آب زلال
پرده از چهره بینداز که شد وقت وصال
"بعد ازین روی من و آینه وصف جمال
که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند"
ای که دادی به جگر سوخته منزل چه عجب
برده ای جان مرا جانب ساحل چه عجب
شده ای راهبر گم شده محمل چه عجب
"من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند"
کرم و لطف تو ای دوست مرا خجلت داد
عشق تو آمد و بر عاشق تو عزت داد
جلوه ات باز مرا جرأت این صحبت داد
"هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند"
شبنم از دیده ی تو در چمنم می ریزد
شمعم و شعله ز افروختنم می ریزد
عطر از مهر تو بر جان و تنم می ریزد
"این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد
اجر صبری ست کزان شاخ نباتم دادند"
ای حرمخانه وصلت همه جا رشک جنان
آمدم جانب درگاه تو جاروب کشان
تا کنم بنده گی کوی تو را از دل و جان
"کیمیایی ست عجب بنده گی پیر مغان
خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند"
ماه و خورشید در آیینه او پنهان بود
هر سخن با نفسش آیه ای از قرآن بود
آنچه «یاسر» ز طلوع رخ او بر جان بود
"همت «حافظ» و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایّام نجاتم دادند"
#حاج_محمود_تاری
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
.
1_4170472525.mp3
333.5K
#رمضان_الکریم
#مناجات_با_خدا
بند اول
عبد خطاکاره توام
رب خطاپوش تویی
اونکه به روی بنده ها
وا کرده آغوش تویی
ای مهربونه من خدا
دارم به تو امیده عفو
من بر خودم کردم جفا
دارم به تو امیده عفو
الهی العفو...
بند دوم
منکه ندارم توشه ای
غیر از گناه و معصیت
از تو خدای مهربون
دارم امیده مغفرت
با چشم گریون اومدم
دارم به تو امیده عفو
زار و پریشون اومدم
دارم به تو امیده عفو
الهی العفو...
بندسوم
توو خلوتم همونیکه
کردم فراموش،تویی
اونیکه روی عیب من
میذاره سرپوش تویی
از کرده ی خود نادمم
دارم به تو امیده عفو
من بر حسینت خادمم
دارم به تو امیده عفو
الهی العفو...
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#امیرحسین_سلطانی
@babollharam
#زمزمه_مناجات
#رمضان_الکریم
حیف که از دست ما ماه خدا میرود
ماه مناجات و نور، ماه دعا میرود
ماه سحر خیزی اهل صفا میرود
ماه وصال علی، ماه ولا میرود
ماه خدا رفت رفت، جلوۀ بدرش به خیر
زمزمـههای شب و لیلۀ قدرش به خیر
بود به روی خدا، چشم تماشای ما
خواندن جوشن کبیر، صوت دلآرای ما
هر شب و هر روز بود، بزم خدا جای ما
زمـزمۀ افتتاح، سـر زد از آوای مـا
حیف که مانند برق، این مه معبود رفت
دیـر ز راه آمد و، خنده زد و زود رفت
ماه خداوند رفت، ماند به دل آه ما
دست خداوندگار بود به همراه ما
نور به افلاک داد، ذکر هو الله ما
ذکر هو اللهِ ما، اشک سحرگاه ما
نـالۀ العفو مـا از رمضان دل ربود
گاه دعای سحر، گاه ابوحمزه بود
زآینۀ دل گرفت ماه خداوند، زنگ
سلسلۀ زلف وصل، بود سحرها به چنگ
عبد خدا بود و صلح، دیو هوی بود و جنگ
یافت ز خون علی صورت این ماه، رنگ
محفل قرب خدا کوی علی بود و بس
روی جمیل خدا روی علی بود و بس
کیست علی؟ کیست؟ کیست؟ سرّ مگوی خدا
آن کـه هیـاهوی اوست، معنی هـوی خـدا
دست و زبان گوش و چشم روی نکوی خدا
داشته شصت و سه سال، دیده به سوی خدا
نور به او متکی، خلق به او زنده بود
عالم و آدم نبود، او به خدا بنده بود
ارض و سماوات را در همگان یک علی است
هم به مکان یک علی، هم به زمان یک علی است
هم به جهان یک علی، هم به جنان یک علی است
بلکه خداوند را در دو جهان یک علی است
قادر منان یکی است، خالق داور یکی است
بعـد خداونـدگار، احمد و حیـدر یکی است
حاصل لوح و قلم، نام علی بود و بود
نقش وجود و عدم، نام علی بود و بود
بعد خدا دم به دم، نام علی بود و بود
ذکر خداوند هم نام علی بود و بود
مدح علی هم همان مدح محمّد بوَد
احمـد حیـدر بـود حیـدر احمد بوَد
علی به نص صریح، نفس پیمبر بود
علی کنـار نبی، ساقی کوثر بود
علی تمام نماز، نه بلکه برتر بود
نمـاز بی مهر او، گنـاه اکبـر بود
عبد مؤید علی است، جمال سرمد علی است
نه، جان پیغمبر است، تمام احمد علی است
این دو ز صبح ازل، کنار هم زیستند
جدا ز هم تا ابد، نبوده و نیستند
خدای داند فقط که بوده و کیستند
که بوده و کیستند؟ چه بوده و چیستند؟
دو نـاشناس وجـود دو نـور غیب و شهود
به هر دو از حق سلام به هر دو از ما درود
علی است آقای من، علی است مولای من
علی است دنیای من علی است عقبای من
جحیم با مهر اوست، جنت اعلای من
اگر رَوَم در بهشت، سوای او، وای من
مرده بُدم با دمی زنده شدم از دمش
«میثمم» و میدهم جان به ره میثمش
#استاد_غلامرضا_سازگار
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#رمضان_الکریم
#زمزمه_مناجات
یــــادت دلیل گریهی پـــنـــهــانـی من است
نامـــت انـیـس این دل زنــــدانــی من است
نـــــیمه شب آمــدم که نــبــیــنــــی رخ مرا
بـــــار گــنــاه عـــلـــت پـــنـــهانی من است
از خود بریدهام به تـــو نـــزدیــــک تـــر شوم
این لحظهها که خلوت روحــــانی من است
در خــلــوتــم همــیــشـه کـلـنـجـار مـیروم
میگویم این چه وضع مسلمانی من است؟!
کـــاری بــکـن کـه رو نـزم بر کـسـی بــیا…
چـیــزی بــده کــه رزق سـلیمانی من است
از ســفــرهی تــو مـیخورم و سیر میشوم
شـکـرت از این که نـعـمتت ارزانی من است
یـک جلـوهات بر این دل تــــاریک و سنگیام
پـایـان خـوابهـای زمـسـتـانـی من اســـت
امــشــب کـه داد مـیزنـم الـعـفـو ای خدا!
لـحـظـه بـه لـحـظـه رحمت بارانی من است
گــــــرم گــنــاه بــــــودهام و دیـــــر آمــــدم
عـــصــیـــان دلــیـل غیبت طولانی من است
تـا کـه نـبــخــشیام من از این جا نمیروم
ایـــن گــریــه برگ سبز پشیمانی من است
دارد بــســاط سفـــرهی تـــو جمع میشـود
غــم مــیخــورم که آخر مهمـانی من اسـت
#محمد_حسین_بیات_لو
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#زمزمه_مناجات
#رمضان_الکریم
فرصت توبه گذشت و گریه می بارم هنوز
حسرت اوقات غفلت را به دل دارم هنوز
باز هم جا ماندم و این غافله از ما گذشت
مانده خاری در کف پا و گرفتارم هنوز
هر چه درمان بود مخصوص ضیافت خانه بود
عافیت بود و شفا هر چند بیمارم هنوز
بعد از آن شب های بهتر از تمام سال ها
در مسیر بندگی ای وای کم کارم هنوز
من نبودم زینت مهمانی خوبان تو
هر چه تو بخشیده ای من عبد سربارم هنوز
گر چه دارد می رود این ماه اما میزبان
باز می گوید گنه داری؟ خریدارم هنوز
لحظه ای با ما سرِ یاری اگر داری بیا
اشتیاق دستگیری از تو را دارم هنوز
تا که من هستم چرا بر دیگران رو می زنی
من که قبل از هر که گویی دوستت دارم هنوز
#جواد_حیدری
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#رمضان_الکریم
وقتِ خداحافظیه، مهمونی ام تموم شد!
حسرتِ این روزایِ خوش، بغضی توی گلوم شد
صاب خونه ممنون توأم، هیچ چیزی کم نذاشتی
با اینکه لایق نبودم، سنگ تموم گذاشتی
نمی تونم دل بِکنم، جدایی خیلی سخته!
بدرقه رفتن اینطوری، خدایی خیلی سخته!
ماه رمضون کجا میری!؟ نرو دلم می گیره
از این به بعد باز غروبا، بی تو دلم می گیره
تا سال بعد چیکار کنم! زنده شاید نباشم
با چشم گریون دوباره، از تو باید جداشم
حرف جدایی که میشه، دلم عزا می گیره
دلم به یادِ روضه های کربلا می گیره
**
حسین من نرو بمون، سایه ی روسرم باش
حالا که عباس ندارم، پناه این حرم باش
دلم شده پشتِ سرت، مثل موهات پریشون
خودت بگو چیکار کنم، تنها تو این بیابون
داداش نرو تورو خدا، نذار که در به در شم
نذار با شمر و حرمله، تا کوفه همسفر شم
#وحید_قاسمی
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#رمضان_الکریم
#زمزمه_مناجات
دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم
تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم
ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم
من پُست غلامیِ تو احراز نکردم
ساقی بده جامی که تو را درک نکردم
شاید که دگر میکده را درک نکردم
من لایق مهمانی ات ای یار نبودم
من قابل الطاف تو ای یار نبودم
بودم به حضور تو و انگار نبودم
در محضر تو بودم و انگار نبودم
من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای
شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای
شب های مناجات و دعا رفت ز دستم
فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم
یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم
همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم
جامانده ترین رهروِ این جاده منم من
از پا و نفس بین ره افتاده منم من
افسوس که رفته ز کفم حاصلم ای دوست
آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست
بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست
بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست
راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم
بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم
من جز تو کسی را گل زهرا نستایم
شکرانه به جا آورم از این که گدایم
با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم
تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم
بگذار سحرها به قنوت تو بمانم
مثل تو سحر ناله ی العفو بخوانم
شب های زیارت ز دل خسته دلان رفت
هم ناله شدن با نفس سینه زنان رفت
گریه ز غم قافله ی اهل جنان رفت
تا اینکه براتی ز تو گیریم زمان رفت
هرکس که از او قلب تو دلدار رضا شد
داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد
دست کرمت گر ز کسی دست نگیرد
بیچاره شود زار و گنهکار بمیرد
خوش بخت هر آنکه دلت او را بپذیرد
از لوث گنه پاک شده عید بگیرد
بر ما که فقیران ره تزکیه هستیم
عیدی بده ما مستحق فطریه هستیم
ای آن که تو صاحب به زمین و به زمانی
هستی به کنار همه و باز نهانی
فرزند رضا ضامن عشاق جهانی
ای کاش نمازی به صف فطر بخوانی
تا آنکه به دست دل تو دل بسپاریم
سر بر قدمت یوسف زهرا بگذاریم
#احسان_محسنی_فر
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
@babollharam
#رمضان_الکریم
روايت شده است كه حضرت زين العابدين عليه السّلام اين دعا را،از اوّل تا آخر شب بیست و هفتم مكرّر مىخواندند:
✅ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ
خدايا روزيم كن دورى گزيدن از خانۀ فريب و بازگشت به سوى خانۀ جاويدان و آماده شدن براى موت [قطع دلبستگی از دنیا] پيش از رسيدن فوت.
@babollharam