#سبک_زمینه_فراغ_اربعین🖤
#حیرون_و_پریشونم
🏴بند اول:
حیرون و پریشونم
داغ فراغ خیلی سوزوندم
نمیدونم چه کنم
توی بلا تکلیفی موندم
بی قرارم این شبا
تو حس و حال اربعینم
جا موندم بازم آقا
کِی میشه صحنتو ببینم
خیلی وقته که ندیدم حرمت رو
دارم از دوری میمیرم
موندم انگار توی حسرت زیارت
بدجوری به غم اسیرم
به خدا خیلی دلم تنگه برات
بسه دوری یا قتیل العبرات
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
🏴بند دوم:
کبوتره قلب من
جلد جایی جز بغلت نیس
پناه آورده بهت
با دل تنگ و چشمای خیس
مبتلام به حرمت
کاش منو از خودت نرونی
من اضافی ام ولی
کاش منو از خودت بدونی
هرکسی خوب شده زخمش با نگاهت
حال و روزش دیگه بد نیس
واسه حل مشکلاتش دیگه تنها
راهی جز تو رو بلد نیس
از پس دوریت نمیشه بر بیام
یه اشاره کن تا من با سر بیام
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
🏴بند سوم:
تو حسین همه ای
حتی اونی که تو گناهه
گرچه غیر تو آقا
همه مسیرا اشتباهه
تو حسین همه ای
دلم بهم گواهی میده
که واسه درست شدن
حسین بهم یه راهی میده
تو رفیقی نمیذاری که رفیقت
توی دلتنگی بمیره
دل من غصه نخور یه روز آقا
میاد و دستتو میگیره
تو که آخر گره رو وا میکنی
پس چرا امروز و فردا میکنی
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
شاعران: #یاحسین(طاها تحقیقی)
#محبوبه_سادات_حسینی
#رضا_محمدی
هدایت شده از کتیبه و پرچم باب الحرم
4_5938049246023388083.mp3
2.81M
#سبک_زمینه_فراغ_اربعین🖤
#حیرون_و_پریشونم
🏴بند اول:
حیرون و پریشونم
داغ فراغ خیلی سوزوندم
نمیدونم چه کنم
توی بلا تکلیفی موندم
بی قرارم این شبا
تو حس و حال اربعینم
جا موندم بازم آقا
کِی میشه صحنتو ببینم
خیلی وقته که ندیدم حرمت رو
دارم از دوری میمیرم
موندم انگار توی حسرت زیارت
بدجوری به غم اسیرم
به خدا خیلی دلم تنگه برات
بسه دوری یا قتیل العبرات
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
🏴بند دوم:
کبوتره قلب من
جلد جایی جز بغلت نیس
پناه آورده بهت
با دل تنگ و چشمای خیس
مبتلام به حرمت
کاش منو از خودت نرونی
من اضافی ام ولی
کاش منو از خودت بدونی
هرکسی خوب شده زخمش با نگاهت
حال و روزش دیگه بد نیس
واسه حل مشکلاتش دیگه تنها
راهی جز تو رو بلد نیس
از پس دوریت نمیشه بر بیام
یه اشاره کن تا من با سر بیام
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
🏴بند سوم:
تو حسین همه ای
حتی اونی که تو گناهه
گرچه غیر تو آقا
همه مسیرا اشتباهه
تو حسین همه ای
دلم بهم گواهی میده
که واسه درست شدن
حسین بهم یه راهی میده
تو رفیقی نمیذاری که رفیقت
توی دلتنگی بمیره
دل من غصه نخور یه روز آقا
میاد و دستتو میگیره
تو که آخر گره رو وا میکنی
پس چرا امروز و فردا میکنی
اللهم الرزقنا، حرم حرم حرم حرم
شاعران: #یاحسین(طاها تحقیقی)
#محبوبه_سادات_حسینی
#رضا_محمدی
با دست بسته هست ولی دست بسته نیست
گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست
هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست
رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست
حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست
چشم او در اثر حادثه کم سو شده است
کمرش خم شده و دست به زانو شده است
بیت بیت دل او از هم پاشیده شده
صورتش در اثر لطمه خراشیده شده
گفت برخیز که من زینب مجروح توام
چند روزیست که محو لب مجروح توام
این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت
پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت
این رباب است که این گونه دلش ویران است
در پی قبر علی اصغر خود حیران است
گر چه من در اثر حادثه کم می بینم
ولی انگار دراین دشت علم می بینم
دارد انگار علمدار تو برمی گردد
مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد
خوب می شد اگر او چند قدم می آمد
خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد
تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین
تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین
راستی دختر تو...دختر تو...شرمنده
زجر...سیلی...رخ نیلی...سرتو شرمنده
وای از دختر و از یوسف بازار شدن
وای از مردم نا اهل و خریدار شدن
سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو
چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو
سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی
وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خونی
#اربعین
مجیدتال
سر تو از سر نیزه به من توان می داد
امید بر دل مجروح بی کسان می داد
خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی
کنیزکی به یتیم تو خرده نان می داد
نماز جمعه کوفه شلوغ بود آن روز
گمان کنم که علی اکبرت اذان می داد
میان مجلس شان از کنیز تا گفتند:
سکینه دخترت از ترس داشت جان می داد
برای خوش گذرانی، یزید در مجلس
مدال نیزه زنی را که بر سنان می داد...
...رقیه دختر دردانه داشت دق می کرد
دوباره رأس اباالفضل را نشان می داد
هزار مرتبه گفتم نخوان عزیز دلم!
تو خواندی و صله ات را به خیزران می داد
همین که چوب جفا بر لبان تو می خورد
بدان که خواهر تو سخت امتحان می داد
نبودن تو ز یک سو و ضربۀ زنجیر
به جسم خواهر تو درد استخوان می داد
#اربعین
مهدی نظری
به دلم داغ حرم را مگذارید فقط
به همین حال مرا وا مگذارید فقط
ببریدم ببریدم شده حتی در خواب
بین این شهر مرا جا مگذارید فقط
همه رفتند و شده قبرمن این شهر ...مرا
در مزارم تک و تنها مگذارید فقط
میزنیدم بزنید این همه تنبیه ولی
به دلم داغ حرم را مگذارید فقط
حرم امروز دهیدم به خدا خسته شدم
با دلم وعده فردا مگذارید فقط
بگذارید که سر بر قدمش بگذاریم
روی این خواهش ما پا مگذارید فقط
اربعین پای پیاده نجف وکرببلا
حسرتش را به دل ما مگذارید فقط
تشنه روضه ام و اه فرات است بلند
آب را تشنه دریا مگذارید فقط
لای هر برگه قرآن چقدر برگ گل است
پا براین مصحف زیبا مگذارید فقط
داد زد این سرو این حلق من و سینه من
چیزی از پیکر من جا مگذارید فقط
مرد باشید ولی , تا که نکشتید مرا
پا سوی خیمه زنها مگذارید فقط
#اربعین
موسی علیمرادی
#امام_حسین
#اربعین_حسینی
#جامانده
از غم اینکه مرا تا کربلایش راه نیست
شرح هجران در مجال یک غزل، کوتاه نیست
قطره قطره می چکد از چشم من باران اشک
کاروان ها راهی اند و بر لبم جز آه نیست
هر نَفَس از سینه ی ما آه می آید برون
حالِ ماتم دیدگان هم مثل ما جانکاه نیست
کربلا.. پای پیاده.. اربعین.. زائر شدن
برمنِ جا مانده از ره، حسرتش دلخواه نیست
هرکه جامانده یقین داند سرِ این سفره است
زان که جز بابُ الحسین از بهر او درگاه نیست
گفت شه با زینبش رَختِ اسیری کن به تن
بعد از عباس این حرم را خیمه و خرگاه نیست
تا عمـودِ آهنین بـر فـرق سقـّایم نشست
درکنار علقمه پشت من از غصّه شکست
وحید دکامین
اشعار اربعین امام حسین علیه السلام ـ محمد بختیاری
از کربلا جامونده ها بیاید با هم گریه کنیم
اشکای سرخمون و به کشته ی اشک هدیه کنیم
درسته که اسم ماها میون زائرا نبود
درسته که رفتن همه ولی برا ما جا نبود
درسته که قد ماها هیچکس بی دست و پا نبود
مردیم و چاره ای به جز گریه برای ما نبود
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
اون کار درستایی که بی رفیقاشون راهی شدن
تو رود سرخ اربعین افتادن و ماهی شدن
ما توی چاه موندیم، اونا کبوتر چاهی شدن
چی از ما بر میاد به جز، آه سحرگاهی شدن
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
حالا که جمع سوخته هاس کنایه گفتن روا نیس
گیر ما گیر نیّته و گرنه مشکل ویزا نیس
باید بمیریم که برا ما جا توی کربلا نیس
حالا که راه بازه برا همه ولی برا ما نیس
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
ما موندیم و یه دل خون، ما و خماری و جنون
ما این پا اون پا کردیم و قافله ی رفیقامون
دل و زدن به کربلا پابه پای صاحب زمون
رفتن و دریایی شدن، ما شدیم اینجا روضه خون
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
یه اربعین تو هیأتا موندیم مگه شراب بشیم
گفتیم که با زیارتش با خدا بی حساب بشیم
گفتیم فدای گریه های حضرت رباب بشیم
اونقد باید گریه کنیم تا از خجالت آب بشیم
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
این روزا حال و روز کربلا پر از تاب و تبه
انگاری سنگ و چوبشم گرم نوای یا ربه
چشم امام حسین به راه، جون شهیدا به لبه
چون موقع شنیدن روضه ی بی بی زینبه
آی کربلا نرفته ها بیاید با هم گریه کنیم
******************
اربعین شد باز هم از قافله جا مانده ام
گوشه ی هیئت من غمدیده تنها مانده ام
کربلایم گیره یک گوشه نگاهت مانده و
از خوراک و خواب و از روز و شب آقا مانده ام
عطر سیبی از حوالی حرم ها می وزد
آن چنان مستم که ره نارفته از پا مانده ام
بادلم گفتم، حرم باشد برای اربعین
من چگونه تا کنم با این دل وا مانده ام؟
در کف یک جرعه از جام شراب دلبرم
تشنه کام باده ی دلچسب سقا مانده ام
برگه را آورده ام تا اینکه امضایش کنی
مثل برخی دوستانم لنگ امضا مانده ام
با تو نزدیکان، حرم پای پیاده می روند
انقدر دورم، پسِ یک مهر ویزا مانده ام
هیچ ایرادی ندارد با دلم تا می کنم
گرچه زیر بار این زخم زبانها، مانده ام
من دم در، خاک پای مادرت باشم بس است
شکر حق، در زیر پای مجلس آرا، مانده ام
اخذ مزد نوکری از دست مادر بهتر است
زین سبب در انتظار دست زهرا، مانده ام
*****************
⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️
⬛️
💔🏴 اربعین_حسینی
قلم به جوهر اشکت ز نینوا بنویس
به رنگ خون خدایت زکربلا بنویس
غزل مصیبت زینب به صفه ورقت
ز اول سفرش تا به انتها بنویس
ز روز دوم و آن سرزمین پر ز بلا
روان به مشق عزایت ز خیمه ها
بنویس
قلم قدم به قدم رو به قتلگه نظری
تو از وداع عقیله ز سرجدا بنویس
حکایت از دل زینب کن و به
دفتر خود
ز راس شاه شهیدان به نیزه ها
بنویس
تو از اسارت زینب خدای حجب وحیا
زاشک و آه غم بنت مرتضی بنویس
زدردهجر واسیری روان تومرثیه ای
برای چله نشین شه ولا بنویس
غزل مصیبت یک اربعین به صفحه
خون
زشام و کوفه غم تا به کربلا بنویس
زاربعین حسین و وصال حضرت
عشق
کنار قبر برادر به صد نوا بنویس
بروی تربت شاه شهید کرب و بلا
زقامت خم بانوی نینوا بنویس
سکینه و حرم و مشک خالی سقا
بروی قبر علمدار با وفا بنویس
قلم بگو که گرفته دلم برای حسین
زگنبد و حرم و صحن با صفا بنویس
💔⚫️السلام على الحسين
( عليه السلام)
❣﷽❣
غزل مرثیه
اربعین
مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند
در همان گوشه ی گودال, فدایم کردند
دوستانم که نبودند بگریند به من
دشمنانم همگی گریه برایم کردند
من که خود, راهنمای همه عالم بودم
سر خونین تو را راهنمایم کردند!
هر کجا خواستم از پای در افتم, دیدم
کودکان دست گشودند و دعایم کردند
خجلم از تو که گم گشته امانتهایت
بر سر خار دویدند و صدایم کردند
گریهها داشتم از دوری روی تو, ولی
خندهها بود که بر اشک عزایم کردند
همرهانم که گرفتند غبار از محمل
همه در خاک فتادند و رهایم کردند
تا دَم مرگ, طرفدار تو بودم ای دوست
دشمنان, یکسره تحسین به وفایم کردند
این اسارت همه جا عزّت من بود حسین
که پیام آور خون شهدایم کردند
“میثمم” کوس شهی بر همه عالم زدهام
سرفرازم که در این کوی, گدایم کردند
✍غلامرضا سازگار
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••
#واحد_ #اربعین و کربلا
سبک ما اصحاب .....
وَاعْتَصِمُوا بِحَبلِ اللّه
حُبُّالحسین حبلُاللّه است
این لشکرِ میلیونیِ ....
آقا بقیةُ اللّه است
از نجف تا کربلا همراهِ اشک و ناله
دعایِ هر زائری اَدرکنی اباصالح
امام رضا دستامونو گرفته
گذاشته تویِ دستایِ علمدار
الهی تا وقتی که زنده هستیم
باشیم ما از سینهزنایِ دلدار
حسین حسین حسین عزیزِ زهرا ۴
سپاهِ صاحبَالزّمان
پایِ پیاده راه افتاد
در دستِ هر زائر حکمی
با مُهرِ پنجره فولاد
از نجف تا کربلا فریادم یا ثاراللّه
دعایِ هر زائری اَدرکنی حجةاللّه
الهی با دلبرِ بینظیرم
پا بذارم تو حرمِ امیرم
جون بدم اون لحظهای که تو روضهَت
ذکر حسین حسین حسین میگیرم
حسین حسین......
#حسین_ایمانی