eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تعجیل در فرج اقا امام زمان عج صلوات واحد یا زمزمه امام زمان عج تقدیم به روح مظلوم شهدای مظلوم هند و کشمیر و یمن و همه ی دنیا العجل ای یاور مظلومان عالم العجل ای منتقم سلیلیه زهرا العجل ای قرار قلبه بی قراران العجل ای وارث ذولفقار مولا العجل اقا. به نوای زهرا به سوز و اشک . و گریه های زهرا العجل اقا. به دعای زهرا ذکر قنوت و. ربنای زهرا العجل اقا یا بقیه الله العجل اقا یا بقیه الله چه محشری ال یهود بازم به پا کرد کربو بلا دوباره انگار شده تکرار هر جای این دنیارو می بینی می ریزه که خونه شیعیانتون از درو دیوار بیا که اقا. دل شیعه خونه بیا که ابه این شریعه خونه بیا که اقا. تموم شه دردو غم بیا که اقا. تموم شه این ستم العجل اقا یا بقیه الله العجل اقا یا بقیه الله رضا نصابی
التماس دعای فرج عشقو من تو چی میبینم شراره ی عشقت میجوشه تو سینم اشکام معجزه ی عشقه بتو رسیدن هم جایزه ی عشقه عشقت یعنی از این بعد زندگیم میده بوی تو اول هرکاری حسین رو میکنم به سوی تو روسر میزنم محکم میزنم داغ عشقتو به عالم میزنم این سینه زدن یعنی پیش تو کل زندگی من میشه تو بند دوم وقتی تو رو دارم آقا غمی نمیمونه ، یچیزی هست اما عشقو ازت طلبکارم حالا که میدونی چقد دوست دارم دانش آموز عشق تو نداره فارغی حسین آخه تمومی نداره مسیر عاشقی حسین تو این مدرسه ، خوب و بد داری ردی نداره ، مگه تو میذاری بدها حر میشن ، خوبا هم زهیر عون وجعفر و حبیب و بریر بند سوم چشمام میجوشه چند ماهه تا حرمت ارباب یه آسمون راهه مادر شد واسطم ارباب باتو رفیقم کرد نوکرتو دریاب اعوذ بلله میگم و با خدا خلوت میکنم به اسم تو که میرسم سجده رو تربت میکنم تب عشقمو ، مزمن میکنی تو امر محالو ، ممکن میکنی بیخود نیست شدی کشتی نجات میشه بتو گفت "ماحیَ السیئات"
4_5917890078285234813.mp3
11.28M
التماس دعای فرج با دلی که غرق خونه با تنی که نیمه جونه چشمای من پره بارونه وقت پروازم رسیده زد شب هجران سپیده قامتم از غم خمیده جای ،زخم زنجیر ، شده نفس گیر ، امون از این غم مونده روی قلبم ، غبار ماتم ، از اون محرم غریب عالم آقا ،آقا امام سجاد غریب عالم آقا ، آقا امام سجاد بند دوم ابرو بارون تو نگامه حوض خون تووی چشامه جای زنجیر رو شونه هامه روضه خونه کربلامو همسفر باعمه هامو جای خاره روی پاهامو یاد اون سه ساله،که تو خرابه ، روخاکا خوابید اون ، که نیمه ی شب ، سر باباشو ، تو یه طبق دید غریب عالم آقا ،آقا امام سجاد غریب عالم آقا ، آقا امام سجاد بندسوم زهر دشمن داده آبم امشب آروم میشه خوابم عمریه من خونه خرابم بوی غم داره مدینه مونده بغضی روی سینه یاد قلب داغ سکینه وقتی بین گودال ، میون نی ها بابا رو میدید تیرو نیزه هارو ، آروم آروم از ، تن بابا چید غریب عالم آقا ،آقا امام سجاد غریب عالم آقا ، آقا امام سجاد اجرا
4_5915737487921120752.mp3
11.26M
‍ هدیه به حضرت رقیه صلوات شور روضه ای حضرت رقیه شعرو سبک رضا نصابی به نفس کربلایی سید مجید موسوی گوشه ی ویرونه شد منزل و ماوای من ابله زد پای من ن تار شده چشمای من هرشب به جای شونت سرم رو سنگ می زارم تا صبح بابا بیدارم زخم هام و من می شمارم یادم نمی ره بابا تو مجلس می نامرد با چوب به لبهات می زد خون از لبت میومد بابا جون وااا دور از چشای عباس خیلی کتک خرد عمه هزار دفه مرد عمه اسم تو می برد عمه دور از چشای عباس تو خیمه ها غوغا شد پای حرومی واشد خیلی جسار ت ها شد دور از چشای عباس کنیز به من گفت یک مست یه لاابالیه پست به معجرمن برد دست بابا جون. واا دور از چشای عباس بال و پر من می سوخت چشم تر من می سوخت زخم سر. من می سوخت دور از چشای عباس چه ازدحامی دیدم بازار شامی دیدم بی احترامی دیدم دور از چشای عباس زجر به سرم داد می زد حرمله فریاد می زد زجر به سرم داد می زد بابا جون. واا رضا نصابی
میان شام می آید سری پشت سری دیگر به زنجیر آمده همراه سر ها لشکری دیگر گذشته کاروان تا از شلوغی های این کوچه رسیده باز هم در ازدحام مَعبری دیگر عقیله خاک را تا می تکاند از تن طفلی به روی خاک می افتد دوباره دختری دیگر به غیر از آستین ناموس حق در بین این مردم ندارد خاک عالم بر سر من معجری دیگر به یاد خاتم بابا سکینه با خودش میگفت: ندارد ساربان ما مگر انگشتری دیگر میان سنگ باران ها به جز آغوش عمه نیست برای دختران داغ دیده سنگری دیگر ندارد زجر جز زجر سه ساله در غل و زنجیر میان کوچه ها تفریح از این بهتری دیگر شبیه مرتضی ، زینب به روی ناقه ی عریان دوباره خطبه میخواند ولی بر منبری دیگر سر دشمن به زیر افتاد با تیغ کلام او میان شام زینب کرده فتح خیبری دیگر نوشته در دل تاریخ تا روز قیامت هم نمی آید به قرآن مثل زینب خواهری دیگر