eitaa logo
کانال ‌متن روضه
81.7هزار دنبال‌کننده
790 عکس
462 ویدیو
62 فایل
👈ارتباط با ما: @babolharam_admin تبلیغ نداریم سایت: www.babolharam.net #شماره_کارت جهت مشارکت در #نذر_فرهنگی شامل تامین هزینه‌های جاری کانال، تایپ مطالب ، حفظ و نگهداری سایت و .. :👇 6273817010150831 به نام گروه جهادی بابُ‌الحَرَم
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•در پناه قرآنیم.... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام به اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ عاشق اهلَ البِیتیم در پناه قرآنیم در سپاهِ موعود و در سپاهِ قرآنیم خط به خط ما بی تابِ آیه های قرآنیم جان فدای مولا و جان فدای قرآنیم این حسینِ همه جا قرآن خونده جا به جای کربلا قرآن خونده تو شب عاشورا قرآن خونده سرِ روی نیزه ها قرآن خونده «حسین ای جانم...» ما به فردا ها خوش بین، با امید قرآنیم حال اگر لازم باشد ما شهیدِ قرآنیم ما همیشه مؤمن بر، وعده های قرآنیم جان فدای مولا و جان فدای قرآنیم مولا برا همه قرآن خونده توی کوچه فاطمه قرآن خونده سقّا تو علقمه قرآن خونده زینب تو همهمه قرآن خونده «حسین ای جانم ..» ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
03-zamine.mp3
9.3M
|⇦•در پناه قرآنیم....... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ این حسینِ همه جا قرآن خونده جا به جای کربلا قرآن خونده 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•یه روز قطره میشه... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ یه روز قطره میشه بارون یه روز چشمه میشه دریا من آخر با همین اشکا میشم عاشق میشم شیدا ازت دست بر نمیدارم آخه خیلی دوسِت دارم، دوسِت دارم من از روز تولد یا حسین گفتم به هر بهونه ای یاد تو می افتم تویی تو جانِ جانانم حسین جانم حسین جانم خودت بودی خریدارم خودت آقا شدی یارم شدی ماه شب تارم همه چیزم کَس و کارم نگاهم کن گرفتارم آخه خیلی دوسِت دارم دوسِت دارم ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
06-vahed.mp3
7.57M
|⇦•یه روز قطره میشه....... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ من از روز تولد یا حسین گفتم به هر بهونه ای یاد تو می افتم تویی تو جانِ جانانم حسین جانم حسین جانم 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•قلب ما از تو... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ قلب ما از تو غم عشق تقاضا دارد چشم ما نیز فقط گریه تمنّا دارد قدر بال مگسی گوهر اشک غم تو قیمتی بیشتر از گوهر دریا دارد هر که در بزم عزای تو قدم بگذارد زیر پایش پَر جبریل مَلَک را دارد غیر آغوش تو هر جا بروم نا امن است روضه ات امن ترین جاست که دنیا دارد آی مردم به خدا تربت قدسیِ حسین اثر بیشتری از دم عیسی دارد *شیخ جعفر شوشتری رحمه الله علیه در کتاب اشک روان بر امیر کاروان، خصائص الحسینیه، نوشتن همه ی پیغمبرا وقتی اومدن برا حسین گریه کردن...* نیستم در پیِ درمان مگر از دست حسین عبد هنگام بلا چشم به مولا دارد *هر کدوم از شهدای کربلا وقتی رو زمین افتادن، همشون حضرت رو صدا زدن و سلامی دادن اما دو تا شهیده که وقتی افتادن روشون نشد آقا رو‌صدا بزنن.. یکی جناب حر بود که وقتی افتاد رو زمین، یه مرتبه حس کرد دستی اومد زیر سرش، ابی عبدالله اومد بالا سرش.... دوم نفر اون غلام سیاه بود گفت: همین که اجازه داده بری میدان بَسِتِه، اما آقای من و شما انقدر مهربونه، همون کاری که با علی اکبرش کرد با غلام سیاش کرد صورت رو صورتش گذاشت.... برا همینه انقد آقاست با این همه گناه تو این شلوغیِ دنیا همه مونو جمع کرده، تو هم لبیک بگو دستت بیاد بالا بگو حسین..* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
01-roze.mp3
16.97M
|⇦•قلب ما از تو....... و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ نیستم در پیِ درمان مگر از دست حسین عبد هنگام بلا چشم به مولا دارد 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•قامت کمان کند.... و توسل به دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها به اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ قامت کمان کند که دو تا تیرِ آخرش یک دم سپر شوند برای برادرش خون عقاب در جگر شیرشان پر است از نسل جعفرند و علی، این دو لشکرند این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند آیینه ای که آه نسازد مُکَدَّرش وا حیرتا! که دو جوانان زینب اند یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش *جانم زینب! والله همه ی قلم ها کم میاد، محاله تا فردای محشر بخواد از زینب بگه و بنویسه... وقتی بی بی زینب دید برادرش غریبه، به قدری ناراحت شد، همون جوری که مادرش زهرا تربیتش کرده.. دید کسی نیست گفت خودم که هستم. تنهایی اومد وسطِ کوچه.مادرش هم اومد وسط کوچه تنهایی کمربند علی رو گرفت... یه مرتبه بچه هاشو صدا زد، محمد و عونشُ گفت مادر بیاین، آورد تو خیمه سُرمه به چشمشون کشید، خودش لباس رزم تنشون کرد. گفت: برید امروز از دایی اجازه بگیرید برید میدان.. مادرتون سال ها منتظر همچین روزی بوده. کاش مرد بودم شمشیر می‌گرفتم میومدم وسط میدان می جنگیدم. برید از دایی تون اجازه ی میدان بگیرید، بگید ما رو مادرمون زینب فرستاده. دو تا آقازاده اومدن جلو خیمه ی دایی شون، سر پایین مؤدب، آقا جان! دایی جان ما رو مادرمون زینب فرستاده، اجازه میدی بریم شمشیر بزنیم؟ آخه مادر وقتی لباس تنشون می‌کرد میگفت: یجوری شمشیر بزنید، انتقام سیلیِ مادرمو بگیرید. انتقام اون روزی که بابامو خونه نشین کردن بگیرید... هر شمشیری زدید به نیابت داداش حسنم شمشیر بزنید. با یه ذوقی رفتن جلو‌ خیمه ی ابی عبدالله، اما ابی عبدالله فرمود: نه! برگردید.. خدا می‌دونه که این دو تا آقازاده، چه حالی داشتن. اومدن، مادر نگاه کرد اینجا چیکار می‌کنید، دایی اجازه داد؟ سرشونو پایین انداختن، نه مادر! دایی به ما اجازه نداد.. یه مرتبه دیدن خودش با عجله دوید اومد جلو حسین گفت: داداش! نکنه خواهرتو قابل نمیدونی. صدا زد.. عزیز دلم! شاید عبدالله جعفر راضی نباشه.بی بی صدا زد.. اتفاقا وقتی داشتیم میومدیم عبدالله جلو منو گرفت گفت زینب، هر جایی دیدی کار به جنگ کشید، اول کسایی که میدون میرن پسرای منن.... حسین جانِ مادرم اجازه بده بچه هام میدان برن جونشونو فدا کنن؛ انگاری خدا همه ی دنیا رو تو اون غم به زینب داد، فرمود: حالا که تو میگی برن، برن...* با جان و دل دو پاره جگر وقف می‌کند یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش یک دست، گرمِ اشک گرفتن ز چشم هاش مشغولِ عطر و شانه زدن دستِ دیگرش چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر چشمش گدازه ریخت ولی زیرِ معجرش زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت تا که خدا نکرده مبادا برادرش *آقازاده ها رفتن شمشیر زدن، صدای اهل خیمه بلند شد.. اون ساعتی که این دو برادر روی زمین افتادن، ابی عبدالله مث باز شکاری اومد بالا سر این دو تا آقازاده...اما نگاه کردن از صبح هر کی رو زمین افتاد زینب میومد، اما هی چی نگاه کردن دیدن زینب نیست. اومدن دیدن گوشه ی خیمه نشسته، گفتن: خانم جان چرا نمیای به استقبال پسرات؟ صدا زد.. آخه می‌ترسم داداشم وقتی منو می‌بینه خجالت بکشه؛ ای جانم، فریاد بزن بگو.. حسین..!* زینب همان شُکوه که ناموس غیرت است زینب که در مدینه قُرُق بود معبرش زینب همان که فاطمه از هر نظر شده ست از بس که رفته این همه این زن به مادرش زینب همان که زینتِ بابای خویش بود در کربلا شدند پس پسرهاش زیوَرش گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات وقتی گذشته بود دگر آب از سرش :سیّد حمیدرضا برقعي *حسین اومد خواهرشو بغل گرفت، خدا صبرت بده... همون کاری که زینب بالا سر علی اکبر با حسین کرد، اینجا حسین بغلش گرفت.. اما ساعتی دیگه، وقتی اومد وارد گودال شد....* سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب *حق بده نشناختمت، انقد بدن پاره پاره بود....حسین....!* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
02-roze.mp3
37.08M
|⇦•قامت کمان کند... و توسل به دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•ذوالفقارِ دو‌ دَم... و توسل به دو طفلان‌حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ ذوالفقار دو دم زینب کبری هستند یا اباعبدالله یا اباعبدالله حسین این دو تا شیر نر بیشه ی مولا هستند یا اباعبدالله یا اباعبدالله حسین ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
07-dodame.mp3
3.47M
|⇦•ذو الفقار دو‌ دم....... و توسل به دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ کربلا شرح بلای زینبه کربلا خاک بلای زینبه کربلا با این همه ابهتش جای دفن بچه های زینبه 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•خانه ای غرق نور.... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌ محمود کریمی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ خانه ای غرق نور می‌بینم غم گرفتند اهل این خانه اتفاقی مهیب رخ داده چند روزی ست در همین خانه ردّ خون است جای جای زمین ردّ میخ است بر روی دیوار این سیاهی، سیاهیِ دود است خانه آتش گرفته ست انگار مردِ خانه نشسته گوشه ای و چادری را گرفته در دستش چادری رنگ خون و خاکستر مرد را خسته کرده از هستش ماجرا ماجرای ناموس است همه ی اهل خانه غم دارند بین بستر نشسته خوابیده چشم هایش ولی ورم دارند موقع باز کردنِ چشمش زخم ابرو اذیتش میکرد لحظه های نفس نفس زدنش درد پهلو اذیتش میکرد خیلی آرام زد صدا و گفت دخترم با تو صحبتی دارم راز هایی ست در دلم باید با تو گویم وصیتی دارم اولاً دخترم به چادر من پاک کن دیده ی ترت زینب زخم هایی که خورده ام کاری ست ماندنی نیست مادرت زینب چند سالی که بگذرد مادر فرق قرآن شکاف خواهد خورد سر بابات می‌شود پر خون اصل ایمان شکاف خواهد خورد چند سالی پس از غم پدرت می‌رسد نوبت حسن، زینب جگر پاره، تیر بر تابوت میکُشد غربت حسن، زینب وای از غصه ی حسینم وای بی کس و بی پناه می‌ماند تشنه، زخمی، غریب، بی یاور پسرم بی سپاه می‌ماند زینب! آن روز باش یاور او خواهری کن خودت برای حسین گلویش را ببوس وقت وداع مادری کن خودت برای حسین ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌ محمود کریمی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ زینبم! اهل آسمانها آن روز همگی کشته مرده ی عشقند زینب آن روز دو پسر داری دو گُلَت سرسپرده ی عشقند اهل بیت رسول در بندِ فتنه های نفاق افتادند چند سالی گذشت و آن اسرار یک به یک اتفاق افتادند عاقبت روز واقعه که رسید نوبت مادریِ خواهر شد دید با چشم خویش غربت را هر چه که گفته بود مادر، شد شاهِ بی یار ناله ای سر داد رعد هل مِن معین او پیچید زینب از لابلای خیمه ی خود اشک بر چشم ماجرا را دید دختر مرتضی حیدری است گفت امروز عید قربان است پسرانم فدای دخترکت وقت رفتن به سوی میدان است گفتی ای شاه ارتش تو منم ابر فیضی و بارش تو منم تیغ در حال چرخش تو منم خواهرم، پس بلاکش تو منم ای محاسن سفیدِ خسته ی من با توام یار دلشکسته ی من بعد اکبر توان نداری که نیمه جانی و جان نداری که غیر اشک روان نداری که لشکری بِینمان نداری که بچه هایم فدای اکبر تو پیشمرگ علیِ اصغر تو ما که پنجاه سال غم دیدیم کوچه و میخ و قدّ خم دیدیم فرق بشکسته از ستم دیدیم جگر پاره پاره هم دیدیم جان زهرا تو را به این قرآن سهم من را بده از این میدان پاره های تنم فدای تنت به فدای نخی ز پیرهنت هر دو قربان خشکی دهنت جانشان نذر جسم بی کفنت پیش تو بلکه روسفید شوم بایدم مادر شهید شوم *حسین جانم! همه رفتن، حسین جانم! مدینه که بودیم بچه ها صبح که بیدار میشدن، ثانیه شماری می‌کردن بیان خونه ات تو رو ببینن، برن علی اکبرو ببینن، اینا هم بازیای قاسمن، الان دیگه هیچکسی نمونده، اینا هم عین خودت غیرتی ان، اگه اینا بمونن منو بزنن اینا میمیرن..* من به جان میخرم اسارت را میروم مجلس جسارت را شاکرم لحظه های غارت را بر لبم دارم این عبارت را دَخَلَت زَینبُ عَلَی بنَ زیاد ای برادر سرت سلامت باد *فرمود: روضه بخون، شروع کرد روایت خوندن، تا شروع کرد، اون عالِم بزرگ نشسته، جمله ی اول از زبان روضه خون خارج شد، دخلت زینب علی بن زیاد، اومد ادامه بده فرمود: صبر کن، همین روضه برا ما بسه، که عمه ی ما وارد مجلسی شد که ابن زیاد روی تخت نشسته.. خلاصه اینا باید برن حسین جان! اگه نرن من خودم کفن به تن میکنم، نگو اینا بچه ان، اول مسیر عبدالله بن جعفر با دو تا بچه هاش داشت میومد، یه غباری بلند شد گفتن یا اباعبدالله سه نفر دارن از سمت مدینه میان، سه تا سوار دارن میان وایستیم ببینیم کیه، با همه خداحافظی کردیم یه جا وایستادیم عباس رفت با ام البنین صحبت کرد برگشت، دیگه کی داره میاد؟ حالا خانم حضرت زینب دل تو دلش نیست، هی نگاه میکرد می‌دید نجمه سرباز آورده، بچه های عقیل سرباز آورده، امام حسن سرباز فرستاده، یهو یه نفر از انتهای قافله داد زد آقا عبدالله بن جعفر با دو تا آقازاده هاش دارن میان، یه لبخند رو لب خانم اومد.. گفت: ای خدا خیرت بده، من هیچی با خودم نیاوردم. آخه بعضیا میگن مادر شهدا عاطفه ندارن، انگار از خداشه که بچه هاش رفتن شهید شدن، تو آخه نمیدونی، خبر نداری...* «احساس سوختن به تماشا نمی‌شود آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم» ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop