بافتار
سرخ بر تختهسیاه مدرسه پیوند جنگ و مدرسه در اشعار قیصر امینپور و سلمان هراتی 🔺رسانه بافتار 🆔https:
🔹اوایل مهرماه و شروع سال تحصیلی، درست همان زمانی است که هنوز به حضور و غیابها و روال مرسوم مدرسه عادت نکردهایم و معمولاً برایمان تازگی دارد. مهرماه همچنین بهار دید و بازدید دانشآموزان در حیاط مدرسه است. حال دوستانی که میبینیمشان را میپرسیم و از دوستان غایب، خبر میگیریم. حالا اگر چند تن از دانشآموزان یک مدرسه، شهید شده باشند، بچهها چه حالی پیدا میکنند؟
🔹روزهای مدرسه دوران دفاع مقدس، رنگ و بوی دیگری داشتند. گاهی میشد که دانش آموزان از شهری به شهر دیگری میرفتند تا کمی از جنگ دور باشند و در جایی ایمنتری درس بخوانند. گاهی هم خبر شهادت همکلاسیشان به گوششان میرسید. از طرفی نیز شوق به شهادت و مبارزه در جبههها، دانشآموزان را بین مدرسه و جبهه رفتن مردد میگذاشت.
🔹در این میان، شاعرانی همچون «قیصر امینپور» و «سلمان هراتی» که هر دو معلم هم بودند، پای کار توصیف شاعرانه این موقعیت تاریخی برآمدند و اشعار بسیاری در این خصوص سرودند.
در این شعرها، هر کدام از این دو شاعر گرامی، به نحوی این فضای حاکم بر کشور را به تصویر کشیدهاند؛ برای مثال در شعر مشهور قیصر امینپور، بند «ما همه اکبر لیلازادیم!» همین وضعیت را توصیف میکند که گرچه همه دانشآموزان بنا به دلایل مختلف نتوانستند به جنگ بروند؛ اما در همان فرهنگ عاشورایی نفس میکشند.
🔹این اشعار قیصر و سلمان، زبانی ساده و روان و فضایی دبستانی دارند و گویی از زبان یک دانشآموز سروده شدند؛ مثلاً شعر «ساعت انشا» سروده سلمان هراتی، خودش به تنهایی تعیینکننده همین زاویهدید است: «مصطفی گفت: شهید/ مثل یک نمره بیست/ داخل قلب من و تو میماند».
🔹در این روزهای اول مهر که با هفته دفاع مقدس همزمان شده، به سراغ برخی از اشعار قیصر و سلمان رفتهایم که از پیوند جنگ و مدرسه سخن گفتهاند.
پینوشت: عکس استفاده شده در جلد، تصویر مدرسهای در سوسنگرد است که در فروردین ۱۳۶۳ توسط علیرضا عابدی ثبت شده است.
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم
۱۰ قاب شاعرانه از دفاع مقدس
🔺رسانه بافتار
🆔https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35