بافتار
🔻نقابِ «سینمای اجتماعی» وقتی از فیلم اجتماعی حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟ ✍️محمدحسین بابایی 🔹آن
🔻نقابِ «سینمای اجتماعی»
وقتی از فیلم اجتماعی حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟
(بخش دوم)
✍️محمدحسین بابایی
«علت مرگ: نامعلوم» و «ناتور دشت» مثالهای مناسبی برای اینگونه فیلمها هستند. در هر دوی این فیلمها، پسزمینههای اجتماعیِ قصه، کمرنگ یا محو شدهاند؛ در اولی با قرار دادن بستر داستان در بیابان با نوعی از انتزاع نسبت به جامعه مواجهیم و فیلمساز، به درگیری با جنبههایِ شکلی فیلم، سرگرم است.
در «ناتور دشت» هم اگرچه قصه در بستری اجتماعی رخ میدهد؛ اما واقعیت اجتماعی سهمی حداقلی و غیرضروری در فیلم دارد. ما هیچوقت نمیفهمیم آیهان (با بازی میرسعید مولویان) چرا دست به چنان کارهایی میزند و تأثیر جامعه در شکلدهی به چنین انسانهایی چیست. گویی این آدم، با این مختصات و ویژگیها، بهشکلی «تصادفی» و اتفاقی پدید آمده است. هر دوی این فیلمها، بدون مشخص کردن وجوه اجتماعی قصههایشان، فیلم را با پایانی اخلاقی به اتمام میرسانند تا لااقل، دست خالی، سالن سینما را ترک نکنیم.
البته این همهٔ ماجرای سینمای اجتماعی نیست. نمونههای ماندگار فیلمهای اجتماعی سینمای ما، حالا معیاری هستند برای اینکه یک فیلم اجتماعی چگونه باید باشد. تنها به ذکر یک نمونهٔ برجسته و متفاوت بسنده میکنیم.
«آژانس شیشهای» را بهیاد بیاورید و نقدی که هنوز برایمان تازه است و رنگش را از دست نداده است. حاتمیکیا نه حاجکاظم را قربانیِ منفعل این وضعیت میبیند و نه بهدنبال صدور پیامهای اخلاقی است. او در دل یک داستان بهشدتدراماتیک، در یک شبانهروز و در یک آژانسِ هواپیمایی، آدمهای مختلف را زیر ذرهبین میبرد و روی یک وضعیتِ اجتماعی، نور میتاباند. همهٔ ما بعد از تماشایِ «آژانس شیشهای»، فیلم و لحظاتش را بهیاد آوردهایم و در برهههایِ مختلف، وضعیت اجتماعی جامعهمان را با فیلم سنجیدهایم. (یا شاید هم برعکس).
آنچه در این روزها بهعنوان «سینمای اجتماعی» بر پرده میبینیم، در اکثر نمونهها نسبتی با واقعیت ندارد. یا بهصورت کاریکاتوری، گزینشی و اغراقآمیز حاضر است یا در سایه است و زمینهای ازپیشحاضر و آماده است برای فیلم. جایی برای کشف و شهود، چه برای سینما و چه برای مایِ مخاطب نیست. اینچنین است که ابتذال سینمایِ اجتماعی قوام پیدا میکند؛ با سوءاستفاده از احساساتِ مخاطب یا استفادهاز قصههای اخلاقی تکراری.
این دو رویکرد کلان، هیچکدام راهی به سوی سینمایِ اجتماعی ندارند. سینمایی حقیقتاً سویههای اجتماعی دارد و از پسِ اندیشه و تأملی ساخته شده است که در عینِ پیوند با واقعیت اجتماعی، سازوکارهای اجتماعی را عیان میکند و به روی جامعه نور میتاباند و آشکار میکند. هدف این سینما هم کشف و شناخت واقعیت اجتماعی است؛ شناختی که خود، قدم نخست برای حل معضلات اجتماعی است.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
شعر؛ ماتِ شکوه زینب
منتخب ابیات آیینی برای حضرت زینب (س)
بخش اول
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
شعر؛ ماتِ شکوه زینب
منتخب ابیات آیینی برای حضرت زینب (س)
بخش دوم
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane