و مریضی امروزم بخاطر اینهکه دیروز کلی تو برف نشستم و خلاصه زیاد لباس اینا نپوشیده بودم😃
قبل از راهیان که حالم بد شده بود ، داشت خوب میشداا و فقط صدام گرفته بود
الان برگشتیم سر پله اول و حالم خیلی بدتره.
و چیزی که باعث میشه حالم بدتر شه اینه که یه روز درمیون مدرسه میرم و از درسا کلیی عقبم :)))))
مامانم رفت مدرسه تا غیبتامو موجه کنه و یه سری کار دیگه رو اوکی کنه ، تو دفتر معاونمون رو دید و معاونمون گفت : به یگانه بگو یادش نره فلان مسابقه رو شرکت کنه .
خیلی زیباست که مامانم رفته مدرسه ولی بهش نگفتن بیا کارنامه دخترتو بگیرر
استرس کارنامه رو گرفتم :)))))
به رفیقام ویس میدم تهش میگم از گوشاتون معذرت میخوام که قراره صدای منو بشنون(بخاطر اینکه به شدت گرفته)
خلاصه که رفیقم شدید برای روزای سخت😔
الان واقعا به اونایی که درحالت عادی دارن زندگی میکنن حسودیم میشه و دلم میخواد زودتر خوب شمم