هدایت شده از ؛کاتوره
با داشم جوراب ست خریدیم بعدم رفتیم مسجد عبادت 😔💚
اوج خلافم اینجاست که به مامانم گفتم میرم کلاس ولی چون حوصله کلاس نداشتم اومدم کتابخونه :)))
مراسمای دهه سوم هیئتمون شروع شده و من مسئول کفشداری بودم که این بخش تازه به هیئتمون اضافه شده
حقیقتا خیلی ذوق داشتم براش چون از اول همه کاراش با خودمون بود بخاطر همین خیلی حس خوبی بهم میداد
من نتونستم برای تزیینات و فضا سازی برم ولی خیلی خیلی خوشگل شده بود ؛ ولی یادم رفت عکس بگیرم😭😂