eitaa logo
داوش فندک داری؟
1هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
262 ویدیو
9 فایل
سخت است همزیستیِ دائم با کسانی که دغدغه هایت را نمیفهمند، اما عزیزان تو هستند .
مشاهده در ایتا
دانلود
یه گوشه از کفشداریِ عزیزمون*-*
هیئت تموم شد و مربی بوکسمون اومد دستاشو مشتی کرد زد به دستم گفت خداقوت پهلوون👊🏻 بعد هم یا ذوق گفت یگانه احتمالا فردا باشگاه هست حتما بیا ستنسنسسن
استادمون اومد و یه خسته نباشید گفت و تشکر کرد که کل خستگیم در رفت : )
چایی آخر کاری -
بعد از اینکه کارمون تموم شد با مبینا راه افتادیم سمت خونه و واقعا به زور راه میومدم😭😂
هدایت شده از -NoteBook
بعد از هیئت موقع برگشت با یگانه برگشتیم
هدایت شده از -NoteBook
تو راه داشتیم برمیگشتیم ، یه سری از آشناهای دیگه هم بودن که من زیاد نمیشناختمشون😭😂
هدایت شده از -NoteBook
بعد همینجور داشتیم میرفتیم ، یهو یکی از همون خانوما اومد پیش منو یگانه [خیلی هم گوگولی دوست داشتنی بود✨😩] اومد رو به من که اسمت چیه و اینا خلاصه یکم اطلاعات گرفت بعد یهو گفت خب مبینا بیا عروس من شو من: 😳🙂 + سکوت
هدایت شده از -NoteBook
بعد از سکوتم یهو برگشت گفت بچه ها مبینا قراره عروسم شه ، باشه رو داد حالا من : من فقط سکوت کردممم😭 خانومه : نه تو محله ما سکوت همون رضایته و شروع کرد از پسرش گفتن🤣
هدایت شده از -NoteBook
حالا یهو یگانه از اونطرف : زندایی [ بقیه صداش میکنن زندایی] مبینا هیییچی از کارِ خونه بلد نیستا ، کوچولوعه من : عزیزمم؟(:
منی که داشتم تمام تلاشمو میکردم تا بگم مبینا هنوز نینی عه چون واقعا همینهه سدسنپس