- 01/01/11-
*میخواستم این عکسارو درقالب یه عکس بفرستم ولی حس کردم اینجوری حس بهتری منتقل میشه.
هدایت شده از جیرانخانوم
یگانه بگو چجوری قانعم کردی برم دنبال کار که الان اعتماد به نفسم اوج گرفته:))))
داوش فندک داری؟
یگانه بگو چجوری قانعم کردی برم دنبال کار که الان اعتماد به نفسم اوج گرفته:))))
گودرتهای منو دست کم نگیرید :)))
زنگ میزنم به مامانم و دوباره تاکید میکنم ؛
یادت نره کیک منو بیاری گشنمههاا .
اونم مثل همیشه میگه : یکم تنبلی رو کنار بزار
برو خرید کن شام درست کن برای خودت
خستهتر از این حرفام که پامو از خونه بزارم بیرون
تلفنو قطع میکنم و روی تخت دراز میکشم تا یکم کتاب بخونم ، یکدو سه ؛ آخیش بالاخره قلنجم شکست .
لا به لای کلمههای کتاب گم شدم و باسردرد و از خستگی زیاد کتاب به دست خوابم برد .
راستی ساعت چنده ؟ باید پاشم،دوباره بیدارشم و کارامو انجام بدم :) ولی خستهم ، خوابم میاد پسر !
خستهم ؛ روحم خستهس :]