مردم در اطراف خانه امیرالمؤمنین علیهالسلام جمع شده و نگران و ناراحت بودند. به آنها اجازه دادند که به دیدار امیرالمؤمنین بیایند و از حضرت عیادت کنند. حضرت در همان حال ناتوانی که اثر زهر در همهی بدن آن بزرگوار آشکار بود خطاب به مردم میگفت: سلونی، سلونی؛ از من بپرسید! از من بپرسید، سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بخواهید، از من بپرسید. حتی در این لحظات آخر زندگی از تلاش و مجاهدت باز نمیماند. خفقوا سوالکم..اما کوتاه بپرسید. حال امامتان حال خوبی نیست...
۲۵-۹-۱۳۷۹ | آقا
@bagherzadeh91
هرکسی در لحظات آخر عمر سعی میکند لُبّ افکار و روحیّات و نظرات و منش خود را به بهترین و امینترین اشخاص بیان کند. دید علی بن ابی طالب، علیهالصّلاة والسّلام، دید الهی است؛ دیدِ صائب است. مثل نگاه خداوند متعالْ به موجودات عالم است. کوچک و بزرگ در معیار خدایی و در دید علوی، با کوچک و بزرگ در دید ما، فرق دارد. لذا، اگر کسی با این دید نگاه کند - که البته دست ما کوتاه است و از دور تحلیل میکنیم - با همین تحلیل، آن وقت عباراتْ همخوان است. مطالب، بسیار دقیق تنظیم شده است.
📚نقشِ نگار
@bagherzadeh91
9.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هزار برده را با دسترنج خودش آزاد کرده بود!
در حالی که غذایش شیر و خرما
و لباسش از کرباس بود...
_ او #امیرالمومنین و خلیفه مسلمین بود!
@bagherzadeh91
هدایت شده از شاهد|مصطفی باقرزاده
8.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو طرفه ست داستان!
@bagherzadeh91
زندگی ارزشمند این است که انسان هدفی را، معشوقی و محبوبی را، ایدهی شریف و عزیزی را پیدا کند و دنبالش راه بیفتد. آن کسی که کنار مینشیند تا ببیند چه میشود او هیچوقت یک انسان والا و برجسته نیست و نمیتواند باشد. لذا خود امیرالمؤمنین در مقابل این روحیه بود. آن وقتی که علی ایمان آورد همه در خانه هایشان راحت و آسوده نشسته بودند و سر بی درد خود را به درد نمیآوردند؛ اما امیرالمؤمنین دنبال دردسر میگشت. منتها دردسری که برای خداست...
@bagherzadeh91