🪜 نردبان بیپایان
💯 یکی از عناصر مهم در باب نویسندگی این است که انسان روزبهروز کیفیت آن را بیشتر کند؛ والّا هرکس استعدادی پیدا کند، چیزی مینویسد.
📊 این مرحلهی اول را باید به مرحلهی دوم و مراحل گوناگون دیگر همینطور ادامه داد. واقعاً یکی از اسرار وجود بشر، پایانناپذیری اوست؛ یعنی در هیچ حدی آدم نمیتواند بگوید که الحمدللَّه کارمان خوب است؛ نه، باید در همان لحظه احساس کرد که ما در قدمهای اول و پلههای پایین نردبانیم و پلههای این نردبان همچنان ادامه دارد.
🗓️ ۲۸/۱۱/۱۳۷۰
#راهنمای_نویسندگی
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📜 تأدیبِ «تدبیر»
دیدهبانی دور، خستگی نزدیک
🌳 مردمسالاریِ دینی، نه آن نهالِ فانتزیِ گلخانهای است که با بادی بلرزد، نه آن چوبِ خشکی که فقط به دردِ تکیه دادن بخورد. درختی است که ریشهاش را در زمینِ «حقانیت» سفت کرده؛ اما برای قد کشیدن، محتاجِ آفتابِ «مقبولیت» است. این وسط، «ولیِ فقیه» کیست؟ «باغبان» است. از آن پیرمردهایِ حکیمِ روزگاردیده که میداند گاهی برایِ فهمیدنِ فرقِ غوره و انگور، باید اجازه داد شاگرد، طعمِ گسِ میوهیِ نارس را بچشد.
🌫 «برجام»، قصهیِ همین اجازه دادن بود. حضرتِ آقا، همانروزها هم میدانستند که تهِ این جادهی مهآلود، سراب است. هشدار دادند؟ بله. تذکر دادند؟ بله. اما فرمان را رها نکردند؛ تا ملت، خودش دست به فرمان شود. اجازه دادند این مسیرِ پر پیچ و خم تجربه شود. این سکوت، از رضایت نبود؛ یکجور فرصتدادن برای «بزرگ شدن» بود. نتیجه را هم دیدیم؛ آمریکا زیرِ میز زد. اروپاییها هم جز «ای وایِ» دیپلماتیک، هنری نداشتند. اما دستاوردِ اصلی، همین «تجربهیِ برجام» بود. ملت فهمید با کسی که در جیبش چاقویِ ضامندار دارد، نمیشود سرِ سفرهیِ رفاقت نشست. باغبان اجازه داد میوهیِ نارس چیده شود تا ذائقهیِ سیاسیِ ملت، طعمِ واقعیِ «ناپایبندیِ دشمن» را یاد بگیرد.
⚖️ همین الگو را بگذارید کنارِ انتخاباتِ ۱۴۰۳. جایی که صندوقِ رای، دوباره فصلالخطاب شد. عدهای فکر میکردند لابد باید از غیب، دستی بیرون بیاید و مهرهها را جابجا کند. اما نه! مردم در چهارچوبِ نظام، میانِ گزینههایِ تایید شده، چرخیدند و گشتند و به کسی رسیدند که شاید برایِ خیلی از مدعیان، «غیرمنتظره» بود. اینجا مردمسالاری از لایِ کتابها بیرون آمد و روی برگههای رای نشست. ولیِ فقیه، زمینِ بازی را برای مردم صاف کرد. خطکشیها را کشید، اما نگفت چه کسی گل بزند. این یعنی احترام به همان «حقِ مقبولیت»؛ یعنی مردم در میدان باشند، بیازمایند و انتخاب کنند.
🩸 اما اشتباه نکنید؛ اینجور حکمرانی کردن، از کوهکنیِ فرهاد هم دشوارتر است. راه رفتن رویِ لبهیِ تیغ است. اینکه از یک طرف اجازه بدهی مردم بدوند، تجربه کنند و حتی زمین بخورند تا «مرد» شوند؛ از طرف دیگر، ششدانگِ حواست به سقفِ مملکت باشد که اصلِ بنا پایین نریزد؛ کارِ هر کسی نیست. حاکم باید خونِ جگر بخورد، تهمت بشنود و صبوری کند تا «توده» به «امت» تبدیل شود. در این مسیر، سفرهها کوچک میشود و صورتها با سیلی سرخ! اما همهاش هزینهیِ همان «بلوغ سیاسی» است.
🔭 حالا کافی است کمی سرمان را بالا بیاوریم و به دور و برمان نگاه کنیم. به کشورهایی که یا در استبدادِ مطلق یخ زدهاند یا در دموکراسیهایِ فرمایشی، مهرهیِ خیمهشببازیِ این و آن شدهاند. آنوقت میفهمیم که ایران کجایِ داستان ایستاده است. بلوغِ سیاسیِ این ملت، با تزریقِ بخشنامه حاصل نمیشود؛ محصولِ چشیدنِ سرد و گرمِ روزگار به دست آمده است.
🕯 رهبری بازیکنِ میدان نیست که بخواهد همهیِ توپها را خودش گل کند. او داوری است که چراغ میافروزد. او میداند ملتی که خودش طعمِ اشتباه را نچشد، هیچوقت خردمند نمیشود. او راه را نشان میدهد، اما قدمزدن را به عهدهی خودِ ملت میگذارد. قافله باید خودش به مقصد برسد، وگرنه مسافری که با زورِ کتک به مقصد رسیده باشد، هنوز در بندِ آغازِ راه است...
✍🏻 محمدحسین نجفی
#یادداشت_اختصاصی
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰آن روز که تو را از ایران گرفتند، پشت امتی لرزید.
🔺️برخیز مردِ میدان که دلتنگ ترس دشمن از نیم نگاه تو هستیم.
🔹️برخیز که دخترانِ یتیم شده، آرامش دستهای پدرانهات را میخواهند.
🔹️برخیز که ملتی، قهرمانِ روزهای سختشان را گم کردهاند.
📌مگر چند نفر بودهای مرد؟
هر طرف سر بچرخانی جای خالی تو در چشم فرو میرود.
روزت مبارک مرد
✍🏻 زینب رحیمی
#سردار_دلها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🙋🏻 سلام و عرض ادب
به دلیل همزمانی جلسهی خوانش با ایّام اعتکاف، جلسه با یک هفته تاخیر، مورّخ یکشنبه ۲۱ دی ماه برگزار میگردد.
در این ایام عزیز، دعاگوی همدیگر باشیم.🙏🏻🌱
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
31.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📋 کلاس نویسندگی
درس دوم: چهارستون داستان
🎙️ #عباس_معروفی
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 مژده به علاقهمندان نویسندگی!
اگر دل به دنیای نوشتن سپردهاید، ولی نمیدانید از کجا شروع کنید؛ این فرصت ویژه را از دست ندهید!
🏠 خانه نویسندگان بهانش برای بار سوم دوره مقدماتی «بمبنویس» را برگزار میکند:
✓ آموزش آفلاینِ فوتوفن نوشتن
✓ مشاوره آنلاین و مِنتوری اختصاصی
✓ بستر تعامل با علاقهمندان نویسندگی
✓ فضای کارگاهی پویا
💎 ویژهترین مزیت:
این دوره برای اعضای بهانش و کمک به ارتقای مهارت نویسندگان متعهد، کاملاً رایگان است!
👈 جهت عضویت در باشگاه نویسندگان بهانش و ثبتنام در دوره پیام دهید:
@admin_bahanesh
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📜 تـــجـــدیــــدِ تـــردیـــــد
مـردمسـالاری جـدی، مدیـریت شـوخی!
🌳 اگر در «تأدیبِ تدبیر» گفتیم که باغبان اجازه میدهد شاگرد، طعمِ گسِ میوهیِ نارس را بچشد تا بزرگ شود، حالا حرفِ دیگری در میان است. بلوغ سیاسیِ «ملت» هزینهای دارد که پرداخت شده؛ اما قرار نیست این هزینه، «نسیه» باشد و مدام به حسابِ صبرِ مردم شارژ شود. مردمسالاریِ دینی، یعنی مسئولیتِ انتخاب با مردم است؛ اما «پاسخگویی» تکلیفِ ابدیِ دولت است.
📉 قصه، قصهی جابجایی آدمها نیست؛ قصهی جابجایی وقاحت است. حضرتِ دولت، در یک حرکتِ انتحاری، کسی را بر صندلیِ داغِ بانکِ مرکزی نشانده که پیشتر، کـارنامهیِ مشعشعاش در مجلسِ همین نظام، مُهرِ «عدمِ کفایت» خورده بود. آدم یادِ آن مَثَلِ قدیمی میافتد که موش را به انبارِ غله راه نمیدادند، توفیقِ اجباری یافت و کلیددارِ انبار شد! این دیگر «چرخشِ نخبگان» نیست؛ این «چرخشِ رفقا»ست در یک دایرهیِ بسته که شعاعاش به سفرهی مردم نمیرسد.
🌫 شعبده با سفرهی مردم: نمیشود قیمتها را با آسانسورِ بیتدبیری به پشتبام فرستاد و بعد با پلهبرقیِ رسانهای، دو پله پایین آورد و نامش را «مهارِ تورم» گذاشت. بیشتر به شعبدهبازیِ ناشیانه میماند. این بازی با اعداد، دردی از آن بازنشستهای که نسخهاش در دستش میلرزد، دوا نمیکند. مردمسالاریِ دینی یعنی مسئول «پاسخگو» باشد، نه «طلبکار»! نمیشود پشتِ عبایِ رهبری پنهان شد و بابتِ نابلدیِ خود، از جیبِ «نظام» خرج کرد. رهبری زمین را صاف میکند تا مردم بدوند، نه اینکه عدهای رویِ این زمینِ صاف، لِیلِی بازی کنند و وقتِ ملت را بکُشند.
⚖️ حمایتِ مشروط، نقدِ عریان: ما پشتِ دولت میایستیم؟ بله! چون این دولت، برآمده از همان صندوقی است که آقا بابتِ وجاهتاش، آبرو گذاشته است. اما این حمایت، به معنایِ سکوت در برابرِ «دهنکجی» به فهمِ اقتصادیِ ملت نیست. نمیشود دم از «وفاق» زد اما در انتصابات، فقط به دنبالِ «رفاقت» بود. رهبری جاده را صاف کرده تا دولت «بتازد»، نه اینکه با همان آدمهایی که قبلاً بنزینِ مملکت را تمام کردهاند، در جاده بماند و فقط راه را بند بیاورد.
🔭 ختمِ کلام: جنابِ دولت! این صندلیها، مِلکِ طِلقِ رفقایِ گرمابه و گلستان نیست. اینها «امانتِ امت» است. اگر قرار بود همان راهِ نرفته و همان بیراههیِ آزموده را بروید، پس این همه هیاهو برای چه بود؟ مردمسالاریِ دینی یعنی لرزیدنِ زانویِ مدیر، وقتِ امضا کردنِ حکمِ یک آدمِ رفوزه. اگر نمیلرزد، بدانید یک جای کارِ ایمانتان میلنگد، نه جـایِ کارِ نظام...
✍🏻 محمدحسین نجفی
#یادداشت_اختصاصی
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
☝🏻 مردم از من قبول کنید...
#رهبر_نویسندگان
#حاج_قاسم_سلیمانی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh