- دیگه خودتو از چشمم انداختی
دیگه کافیه هر چی صبر و تحمل کردم ،
خودم با پای خودم میرم از زندگیت
میرم و فراموشت میکنم
تو هم بهم میخندی و با خودت میگی
میاد ، دوباره برمیگرده و پا سوز این عشق یه طرفه میشه ولی نه !
احساسات من بازیچه دست تو نیست ، میرم و دیگه برنمیگردم ...!
و اونجاست که تو مفهوم دیر شدن رو متوجه میشی ؛))
منِ بی تو .
من ناراحت نیستم ولی خوشحالم نیستم، زندگی داره میگذره ولی من حس میکنم خودمو لای زمان و خاطراتش جاگذاشتم، من متعلق به این زمان نیستم، انگار تویه سیاهچاله ازخاطرات گیرافتادم که درش ازبیرون قفل شده و راه نجاتی نیست.
منِ بی تو .
من از اونام که جواب پیامها رو زود میدم.
اگه زنگ بزنی جواب ندم، بعدش زنگ میزنم و میگم چرا نبودم، توضیح میدم.
نه که بیکار باشم یا ساده و احمق باشم،
چون از نظر من اینها ادب و احترامه.
منِ بی تو .