بعضی رابطهها تموم میشن، ولی تأثیری که روی آدم میذارن تا مدتها بعدش میمونه؛ یه جوری که دیگه هیچکس رو مثل قبل دوست نداری.
منِ بی تو .
انتخاب من فردیه که خودش بهم توجه کنه، خودش منو بذاره اولویت، خودش بدونه که یسری کارارو نباید انجام بده و یسری جاها نباید بره، خودش منو بلد باشه، خودش بخواد تایمشو با من بگذرونه، خودش دلش بخواد به ردفلگای من احترام بذاره.
منِ بی تو .
من هیچوقت دنبال دعوا نبودم،
فقط دلم میخواست یه بار هم که شده، قبل از اینکه ازم ناراحت شی، بفهمی چی توی دلم گذشته.
کاش میفهمیدی بعضی بحثا از روی دوست داشتنن، نه از روی اینکه بخوایم همدیگه رو از دست بدیم.
منِ بی تو .
قول داده بودی بمونی، هرچی پیش بیاد کنارم باشی؛
منم به همون قولت دل خوش کرده بودم، به اینکه حداقل تو قرار نیست مثل بقیه باشی.
ولی آخرش رفتی و من موندم با یه عالمه حرفی که هیچوقت به آخرشون نرسیدیم، با خاطرههایی که هنوز پاک نشدن و یه سوالی که هرچی میگذره بیشتر توی سرم میچرخه
چجوری تونستی همهچی رو اینقدر زود فراموش کنی؟ :)
منِ بی تو .
هنوز بعضی شبا دلم برای تو تنگ میشه،
میرم سراغ عکسای قدیمی و یکییکی نگاهشون میکنم؛
انگار با هر عکسی یه تیکه از اون روزا دوباره برمیگرده.
تو شاید فراموش کرده باشی، ولی من هنوز بعضی شبا توی همون خاطرهها گیر میکنم.
منِ بی تو .