یه جایی از دوست داشتنت دیگه دست خود آدم نیست هرچقدر هم بخوای فاصله بگیری، باز یه چیزی توی تو هست که سمتش برمیگرده.
منم هنوز همون آدمیم که با یه نگاهت همهی فاصلهها یادش میره و دلش میخواد فقط چند دقیقه بیشتر کنارت بمونه.
بعضی آدما رو نمیشه از خودت جدا کنی، چون زیادی با قلبت قاطی شدن.
منِ بی تو .
شاید خیلی چیزا عوض شد، ولی قشنگترین تاریخ زندگیم هنوز همون روزه، روزی که با تو آشنا شدم.
منِ بی تو .
شاید دیگه توی زندگیم نباشی، ولی هنوز خیلی از جزئیاتت توی ذهنم مونده:))🖤
منِ بی تو .
من که از تو گذشتم ولی تو یادت بمونه من تو روزایی که هیچ چیزی رنگ واقعیت نداشت؛ تو رو واقعا و از ته قلبم دوست داشتم، بهت اهمیت میدادم، از بدیهایی که در حقم کرده بودی گذشته بودم و داشتم سرت قمار میکردم، ناراحتیات ناراحتیام بود، خوشحالیات خوشحالیم بود، سر تو که میشد نمیتونستم حریف دلم بشم و از دلخوریهای ریزو درشتی که برام درست میکردی میگذشتم و میبخشیدم، من انقدر دوسِت داشتم که همهی فرصتهایی که تا حالا به هیچکس نداده بودم و به تو دادم، تا برگ آخر کوپن بخششمو خرجت کردم و همهی اینا یه دلیل داشت اونم این بود که یه وقت بعدترها که وسط یه شب زمستونی یادم افتادی شرمندهی خودم و قلبم نشم.
ولی اخیرا متوجه شدم تمام اینا زمانی اهمیت داره و قشنگه که همهی حسا متقابل باشن در غیر این صورت اسمش میشه حماقت نه دوست داشتن.
میسپرمت به آدمای بعد من که هیچ کدومشون هیچوقت نمیتونن حتی شبیه چیزی بشن که من بودم برات.
منِ بی تو .
هرچیزی یه گلدن تایمی داره. مثلا تو نمیتونی،یک ماه بعد تولدم بهم تبریک بگی و من خوشحال شم. یا یک هفته بعد از شبی که،آسیب دیدم حالم رو بپرسی و من باور کنم که اهمیت دادی. یا بری دور هاتو بزنی،خستگی هاتو در کنی و بیای من ببخشمت. معلومه که تو فرصت رو از دست میدی،چون هرچیزی یه گلدن تایمی داره.
منِ بی تو .