نمیخوام متعلق به من باشی، میخوام کاملا آزاد باشی و با این حال هر روز من رو انتخاب کنی، برای من عمیقترین شکل عشق همینه.
منِ بی تو .
منِ بی تو .
منِ بی تو .
یعنی من مُردم برا این فیلم سینمایی :))
خیلی خفن بود حتما ببینید .
حد وسط رو گم کردم، نه با آدمها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق میرسم، نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام، نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم نه با خودخوری حس راحتی دارم، بعضی روزها به معنای واقعی کلمه از کادر زندگی خارج میشم.
منِ بی تو .
منطق عاطفی من اینطوریه که اگه تو واسه منی پس حرفهایی که به من میزنی رو به بقیه نزن، جاهایی که با من میری با بقیه نرو، اونطوری که به من نگاه میکنی به هیچکس نگاه نکن، اگه یه نفر واسه منه باید فقط واسه من باشه اگه بقیه هم بتونن مثل من داشته باشنش من نمیخوامش.
منِ بی تو .
از چشم افتادن میتونه خیلی قشنگ باشه. فکر کن تمامتو واسه یکی میذاری، میدوئی، تلاش میکنی واسه بودنش، اولویتت میشه، میجنگی و بار ها شکست میخوری، شب های زیادی ناراحت میمونی و بازم توی قلبته. یهو یه روز یه کاری انجام میده یا یه حرفی میزنه که تو کلاً نا امید میشی و از چشمت میافته. انگار یک چیزی درون تو اون فردو رها میکنه. فرکانسی که بین تو اون بود قطع میشه. صبح روز بعد که از خواب پا میشی نه ناراحتی نه عصبی. همه چیز توی اروم ترین حالت خودشه. انگار نه انگار همچین فردی وجود داشته. صبحانتو میخوری، بعد مدتی به خودت میرسی، ذهنت خالیه و میتونی بالاخره به چیزای غیر اون فکر کنی. میتونی تمرکزتو بذاری روی خودتو کارای مورد علاقت و ایندت. میتونی یه نفس راحت بدون اون بکشی و بالاخره قشنگیای زندگی که به خاطر اون تاریک شده بودن رو ببینی. چیزی که به نظرت غیر ممکن بود.
-دیاکو.
منِ بی تو .
حد وسط رو گم کردم، نه با آدمها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق میرسم، نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام، نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم نه با خودخوری حس راحتی دارم، بعضی روزها به معنای واقعی کلمه از کادر زندگی خارج میشم.
منِ بی تو .