مرحوم صفایی نقل میکنه: يكى از دوستان بزرگوار كه از جمع بنى هندل درخشيده بودند و مردانگى را آبرودار بودند، هميشه براى من آموزنده بوده است. او پس از مرگ تصادفى دوستش، مىخواست كه زندگى آنها را بچرخاند و می خواست كه با عزت آنها را حمايت نمايد. پس از مراسم با شكستگى و شرمندگى به خانواده ى مصيبت زده ى دوستش ابراز داشت كه مىخواهم به شما چيزى بگويم و ناچارم از شما چيزى بخواهم. فلانى مبالغ زيادى به من وام داده بود و حتى از من سند و شاهدى هم نگرفته بود و حالا كه رفته بار من سنگين شده و در برابر وارث او وامدارم. خواهش می کنم كه مرا مراعات كنيد و به اقساط، ماهيانه از من بگيريد؛ چون گرفتارم و توان پرداخت يكجا را ندارم. آن خانواده با عزت و حتى غرور، اين ماهيانه را به خيال مطالبه دريافت كرد و تا آخر از راز كار واقف نشد. اينگونه نوشيدن رنجها و تلخىها است كه تماميت مردانگى را به فتوت و جوانمردى پيوند میزند.
#فقطبرایرضایخدا
#زندگیباآیهها
#عکس_نوشت
@banooye_pishro_nkh