#دام_شیطان😈
#قسمت_هفدهم 🎬
❌اگر اضطراب و استرس شدید دارید از خواندن این قسمت خودداری نمایید❌
قران را محکم چسپوندم به سینه ام
و مدام تکرار میکردم(یاصاحب الزمان الغوث و الامان)
,لنگ لنگان در کابینت داروها رابازکردم وچندتا چسپ برداشتم ,نشستم کف اشپزخونه ومشغول چسپ زدن به پاهام شدم....
یک دفعه..دیدم....
همینجورکه چسب دوم را روی زخم میزدم وپیش خودم (یاصاحب الزمان ,الغوث.والامان) را می گفتم
احساس کردم یه چیزی داخل بدنم از پاهام داره میاد بالا,همینجور آمد و آمد و آمد و یکباره یه دود غلیظ و سیاه رنگ همراه با بازدمم که الان تند شده بود,بیرون میامد...
دود، درمقابل چشمای من تبدیل شد به آدم کریه المنظری که ناخن های بلندی داشت,
پاهاش مثل سم بود و یک دم هم پشتش داشت...😱
واااای خدای من ,این ابلیس داخل تن من لانه کرده بود؟؟
خوشحال شدم از اینکه بالاخره از تنم بیرون کشیدمش,جن یک نگاهی به من کرد ویک نگاه به خونهای کف آشپزخانه و شروع به لیسیدن خونها کرد .
حالا میفهمیدم که هیچ ترسی از این ابلیسک ندارم,مگر من انسان اشرف مخلوقات نیستم؟؟
مگر خدا برای نجات من قرآن و پیغمبران و دوازده نور پاک ,بر زمین فرونفرستاده؟
پس من قوی تر از این اهریمن هستم ,تا نخواهم نمیتونه آسیبی به من بزند...
آروم و بی تفاوت از کنارش رد شدم...دید دارم میرم تو اتاق,به دنبالم آمد,دیگه همه چی دست خودم بود به اختیار خودم.
با خیال راحت به نماز مستحبی ایستادم وای چه آرامشی داشتم...
اونم گوشه ی اتاق ایستاده بود خیره به من ,حرفهای بسیار رکیکی از دهنش خارج میکرد...
بی توجه بهش ادامه دادم...
نمازم که تموم شد ,متوسل شدم به ارباب,برای دل خودم روضه میخوندم و گریه میکردم و اونم با صدای بلند و بلندتر فحش میداد,
اما انگار میترسید بهم نزدیک بشه.
عزاداریم بهم چسبید.
از اتاق رفتم بیرون اما همچنان قرآن دستم بود,
اونم مثل سایه پشت سرم میومد.
رفتم آشپزخونه تا یک نهار ساده برای بابا و مامان درست کنم.
یکدفعه ایفون را زدند...
کی میتونست باشه؟؟
بابا و مامان کلید داشتند.کسی هم قرار نبود بیاد.
ایفونمون تصویری بود,تا چشم به تصویر پشت آیفون افتاد بدنم شل شد...
خدای من....
دونفر تو مانیتور ایفون ,یک تن بی سر را نشونم دادند
بعدش ,جسد را انداختن
وسر خونین پدرم را بالا آوردند.
از عمق وجودم جیغ میکشیدم
,حال خودم را نمیفهمیدم
,نگاه کردم گوشه ی حال اون جن خبیث با صدای بلند بهم میخندید
دوباره ایفون ,
دوباره سر خونین بابام
,جلوی در از حال رفتم ودیگه چیزی نفهمیدم...
نمیدونم چه مدت گذشته بود که با صدای گریه ی مامان که آب رو صورتم میریخت چشام را باز کردم.
درکی از زمان و مکان نداشتم,
مامان چرا سیاه پوشیده؟؟
,یکدفعه چهره ی خونین بابام اومد جلوی نظرم ,
بدنم به رعشه افتاد,
خدایااااااا
نکنه بابام را کشتن؟؟
تا شروع کردم به لرزیدن مامان صدا زد:محسن زود بیا , آب قند را بیار, داره میلرزه,
بابا با لیوان آب قند از آشپزخونه آمد بیرون
نفس عمیقی کشیدم
و خیالم راحت شد که بابا زنده است .
خواستم بگم من خوبم,چیزیم نیست,اما هرچه کردم نتونستم حرفی بزنم,انگار که قدرت تکلم را ازم گرفتن.
مادرم گریه میکرد و یاحسین میگفت.
به یکباره از گوشه ی اتاق صدای فحش شنیدم,
بازم اون شیطان خبیث روبه مادرم فحشش میداد!
دیگه طاقت نیاوردم,حمله کردم به طرفش ,میخواستم دهنش را خورد کنم,,
رسیدم بهش میزدمش...
مامان و بابا به خیالشون من دیوونه شدم
, آخه اونا جن را نمیدیدند.
محکم گرفتنم و بردن تو اتاقم به تخت بستنم...
#ادامه_دارد ...
#رمان
18.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبدالناصر همتی کیست و چه اهداف و ارتباطات پشت پرده ای دارد؟
افشاگری و معرفی صفر تا صد شخصیت دکتر همتی از زبان استاد پورآقایی
همتی دانش اموخته لندن
#انتخابات
#دولت_سوم_روحانی
✅ شورای نگهبان همتی را تهدید کرد: صلاح بدانیم دوباره صلاحیت ها را بررسی میکنیم
◀️ عبدالناصر همتی، نامزد انتخابات چند شب پیش در صداوسیما گفت: چرا باید به دختری که تحصیلکرده است، پیامک بدهیم و بگوییم شما حجابت را در ماشین رعایت نکردی و به آنها استرس وارد کنیم؟
1️⃣ امروز احمد خاتمی، عضو فقیهان شورای نگهبان، ضمن هشدار به این نامزد انتخابات ریاست جمهوری گفت: «معنا ندارد کاندیدایی بگوید چرا خانمی که در ماشین نشسته را دعوت به حجاب میکنید؟
◀️ ماشین فضای عمومی است و حجاب هم جزو متن دین است امر به حجاب هم امر به دین است و این کاندیدا بعدا میخواهد بیاید و قسم بخورد من به اسلام عمل میکنم.
2️⃣ کدخدایی، سخنگو و عضو حقوقدان شورای نگهبان، گفت: «چون مبنای شورا نظارت استصوابی است، اگر در خلال مناظرههای نامزدها روشن شود فردی صلاحیت نداشته، یا صلاحیت داشته و الان اتفاقی پیش آمده که صلاحیتش را از دست داده، شورای نگهبان تا لحظات آخر هم میتواند صلاحیتش را بررسی و تجدیدنظر کند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨صحبتی پدرانه از #پدریعاشق...
#سخترین روز عمر من✨
بهترین روز عمر من✨
سردار دلها ! تو برای رسیدن به خدا تمام عمرت در دشت و کوه و بیابان چه سختی هایی را تحمل کردی مزدت شهادت شد مردانگی را تفسیر کردی
امروز زمان شاهد است چه نامردانی برای شهرت و قدرت و ثروت تمام مروت ها و خون شهدا را زیر پا می گذارند تا به دنیا و زرو زیورش برسند چقدر شقاوتمندند
خدایا! عاقبتمان را مثل سردار دلها به خیر و شهادت ختم کن
•┈┈••✾••┈┈•
💠 @ghadiriyeh110 💠
5.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ به نظرتون این شناسنامه مال کیه؟!
🌷 عاااااالـــــــــ💖ـــــــی 🌷
5.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤ببينيد| ۳۲ سال پیش در چنین لحظاتی (ساعت ۲۲:۲۰) روح بلند و ملکوتی رهبر مستضعفان و آزادیخواهان جهان به ملکوت اعلی پیوست...
➕بخشی از قرائت وصيتنامه امام (ره) توسط حضرت آیت الله خامنهای
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴سیاست تبلیغاتی دشمن
رهبر معظم انقلاب:
1⃣ اول میگویند مردم شرکت نمیکنند!
2⃣ سپس میگویند ممکن است تقلب بشود
3⃣ بعد از مشارکت مردم میگویند انتخابات مهندسی شده
4⃣ بعد از شروع به کار میگویند اختیارات ندارد
@PasdareEnghelab_ir
10.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•°🌱
⭕️ حکایت مردی که بخاطر یک دانه گندم از زیارت امام زمان(عج) محروم شد!
🎤#شیخ_حسین_انصاریان
#انتخابات
#من_رای_میدهم
#مشارکت_حداکثری
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
#عشاق_الحسین_محب_الحسین_ع
https://eitaa.com/oshaghalhosein_313