eitaa logo
بانوان فرهیخته ی فلارد
139 دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
9.8هزار ویدیو
385 فایل
ارتباط با مدیر کانال https://eitaa.com/hosseini12345
مشاهده در ایتا
دانلود
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۷۷》 : فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ : این عمل، (روحِ) نفاق را، تا روزى که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این سزاى شکستن پیمانى است که با خدا بسته بودند و سزاى دروغ هایى است که مى گفتند. و نتیجه این عمل و این پیمان شکنى و بخل، این شد که روح نفاق به طور مستمر و پایدار در دل آنان ریشه کند و تا روز قیامت و هنگامى که خدا را ملاقات مى کنند ادامه یابد (فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ). این به خاطر آن است که; از عهدى که با خدا بستند تخلف کردند، و به خاطر آن است که مرتباً دروغ مى گفتند (بِما أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ). ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۷۸》 : أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ : آیا نمى دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشىِ آنها را مى داند. و خداوند داناى اسرار نهان است؟! و سرانجام، آنها را با این جمله مورد سرزنش و توبیخ قرار مى دهد: آیا آنها نمى دانند خداوند اسرار درون آنها را مى داند، و سخنان آهسته و درگوشى آنان را مى شنود، و خداوند از همه غیوب و پنهانى ها با خبر است ؟! (أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللّهَ عَلاّمُ الْغُیُوبِ). ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۷۹》 : الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ ۙ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ : کسانى که از مؤمنان فرمانبردار، در صدقاتشان عیبجویى مى کنند، و کسانى را که (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدارِ (ناچیزِ) توانایى خود دسترسى ندارند، مسخره مى نمایند، خدا آنها را استهزا مى کند. (و کیفر مى دهد.) و براى آنها عذاب دردناکى است! : کارشکنى منافقان در این آیه و آیه بعد، اشاره به یکى دیگر از صفات عمومى منافقان شده است که آنها افرادى لجوج، بهانه جو، ایرادگیر، و کارشکن هستند، که هر کار مثبتى را، با وصله هاى نا مناسبى تحقیر کرده، و بد جلوه مى دهند. تا هم مردم را از انجام کارهاى نیک دلسرد سازند، و هم تخم بدبینى و سوء ظن را در افکار بپاشند و به این وسیله چرخ هاى فعالیت‌هاى مفید و سازنده در اجتماع از کار بیفتد. قرآن مجید، این روش غیر انسانى آنها را شدیداً نکوهش مى کند، و مسلمانان را از آن آگاه مى سازد، تا تحت تأثیر این گونه القائات سوء قرار نگیرند، و هم منافقان بدانند حناى آنان در جامعه اسلامى رنگى ندارد! نخست مى فرماید: آنها که به افراد نیکوکار مؤمنین در پرداختن صدقات و کمک‌هاى صادقانه، عیب مى گیرند، و مخصوصاً آنها که افراد با ایمان تنگدست را که دسترسى جز به کمک هاى مختصر ندارند، مسخره مى‌کنند، خداوند آنان را مسخره مى کند، و عذاب دردناک در انتظار آنها است (الَّذینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ فِی الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لایَجِدُونَ إِلاّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ). یَلْمِزُون از ماده لمز ، (بر وزن طنز)، به معنى عیبجوئى و مُطَوِّعِیْن از ماده طَوْع ، (بر وزن موج)، به معنى اطاعت است، ولى معمولاً این کلمه به افراد نیکوکار، و آنهائى که علاوه بر واجبات، به مستحبات نیز عمل مى کنند، اطلاق مى شود. از آیه فوق استفاده مى شود، منافقان گروهى را عیبجوئى مى کردند، و گروهى را مسخره مى نمودند، روشن است، سخریه درباره کسانى بوده، که قادر به کمک مختصرى به ارتش اسلام بودند، و لابد عیبجوئى مربوط به کسانى بوده، که به عکس آنها کمک هاى فراوانى داشتند، دومى را به عنوان ریاکارى، و اوّلى را به عنوان کم کارى، تخطئه مى نمودند. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۰》 : اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ : چه براى آنها استغفار کنى، و چه نکنى، (حتّى) اگر هفتاد بار براى آنها استغفار کنى، هرگز خدا آنها را نمى آمرزد. چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند. و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمى کند. در این آیه، تأکید بیشترى روى مجازات این گروه از منافقان نموده، و آخرین تهدید را ذکر مى کند، به این ترتیب که روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله)نموده، مى فرماید: چه براى آنها استغفار کنى و چه نکنى، حتى اگر هفتاد بار براى آنها از خداوند طلب آمرزش نمائى، هرگز خدا آنها را نمى‌بخشد(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ). چرا که آنها خدا و پیامبرش را انکار کردند، و راه کفر پیش گرفتند و همین کفر; آنها را به درّه نفاق و آثار شوم آن افکند (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ). روشن است، هدایت خدا شامل حال کسانى مى شود که، در طریق حق طلبى گام برمى دارند و جویاى حقیقت اند، ولى... خداوند افراد فاسق، گنهکار و منافق را هدایت نمى‌کند(وَاللّهُ لایَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ). ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۱》 : فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَالُوا لَا تَنفِرُوا فِي الْحَرِّ ۗ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ : تخلف کنندگان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با پیامبر خدا و کناره گیرى از جهاد، خوشحال شدند. و خوش نداشتند که با مال و جان خود، در راه خدا جهاد کنند. و گفتند: «در این گرما، (به سوى میدان) حرکت نکنید.» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این سوزان تر است!» اگر مى فهمیدند. باز هم کارشکنى منافقان در این آیه و آیات بعد نیز، سخن، همچنان پیرامون معرفى منافقان، به وسیله اعمال، رفتار و افکار آنها است، تا مسلمانان به روشنى، این گروه را بشناسند، و تحت تأثیر نقشه هاى شوم آنان قرار نگیرند. نخست مى فرماید: آنها که در (تبوک) از شرکت در جهاد تخلف جستند ـ و با عذرهاى واهى در خانه هاى خود نشستند، و به گمان خود سلامت را بر خطرات میدان جنگ ترجیح دادند ـ از این عملى که بر ضد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مرتکب شدند، خوشحالند (فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ). آنها از این که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کنند، و به افتخارات بزرگ مجاهدان نائل گردند، کراهت داشتند(وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ). این نابخردان به تخلف خودشان از شرکت در میدان جهاد قناعت نکردند، بلکه با وسوسه هاى شیطانى کوشش داشتند، دیگران را نیز دلسرد، یا منصرف سازند، به آنها گفتند: در این گرماى سوزان تابستان به سوى میدان نبرد حرکت نکنید(وَ قالُوا لاتَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ). آنها در حقیقت، مى خواستند هم اراده مسلمانان را تضعیف کنند، و هم شریک هاى بیشترى براى جرمشان فراهم سازند. اما قرآن روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده، و با لحن قاطع و کوبنده اى، مى فرماید: به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از این هم گرم تر و سوزان تر است اگر مى‌فهمیدند!(قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ). ولى، افسوس که بر اثر ضعف ایمان، و عدم درک کافى، توجه ندارند چه آتش سوزانى در انتظار آنها است، آتشى که یک جرقه کوچکش از آتش هاى دنیا سوزنده تر است. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۲》 : فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ : از این رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند. (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزاى کارهایى است که انجام مى دادند. آنها به گمان این که پیروزى به دست آورده اند، و با تخلّف از جهاد، و دلسرد کردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسیده اند، قهقهه سر مى دهند، و بسیار مى خندند، همان گونه که همه منافقان در هر عصر و زمان چنینند. ولى، قرآن به آنها اخطار مى کند که: باید کم بخندند و بسیار بگریند (فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیراً). گریه براى آینده تاریکى که در پیش دارند. گریه براى مجازات هاى دردناکى که در انتظار آنها است. گریه به خاطر این که همه پل هاى بازگشت را پشت سر خود ویران ساخته اند. و بالاخره، گریه براى این که این همه استعداد و سرمایه عمر را از دست داده، و رسوائى، تیره روزى و بدبختى براى خود خریده اند. و در آخر آیه مى فرماید: این جزاى اعمالى است که آنها انجام مى دادند (جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ). از آنچه گفتیم، روشن شد: منظور این است این گروه، باید در این جهان کم بخندند و بیشتر گریه کنند; زیرا مجازات هاى دردناکى در پیش دارند که، اگر از آن آگاه شوند، بسیار گریه خواهند کرد و کمتر مى خندند. ولى، گروهى از مفسران، احتمال دیگرى در معنى این جمله داده اند، و آن این که: اینها هر قدر بخندند، با توجه به عمر کوتاه دنیا، خنده آنان کم خواهد بود، و در آخرت آن قدر باید گریه کنند که، گریه هاى دنیا در برابر آن ناچیز است. ولى، تفسیر اوّل، با ظاهر آیه و تعبیرات مشابه آن، که در گفته ها و نوشته ها مى آید، سازگارتر است، به خصوص این که، لازمه تفسیر دوم این است که، صیغه امر به معنى اِخبار بوده باشد، و این بر خلاف ظاهر است. حدیث معروفى که بسیارى از مفسران از پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل کرده اند که فرمود: لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِکْتُمْ قَلِیلاً وَ لَبَکَیْتُمْ کَثِیراً: اگر آنچه را من (از کیفرهاى هولناک قیامت) مى دانم، شما هم مى دانستید، کم مى خندیدید و بسیار گریه مى کردیدنیز، شاهد معنى اول است ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۴》 : وَ لَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَ لَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ ۖ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَاتُوا وَ هُمْ فَاسِقُونَ : هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان و بر کنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نایست. چرا که آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند. و در حالى که فاسق بودند از دنیا رفتند. روش محکم تر در برابر منافقان پس از آن که، منافقان با تخلّف صریح از شرکت در میدان جهاد، پرده ها را دریدند، و کارشان بر ملا شد، خداوند به پیامبرش دستور مى دهد: روش صریح تر و محکم ترى در برابر آنها اتخاذ کند، تا براى همیشه، فکر نفاق و منافق گرى از مغزهاى دیگران برچیده شود، و منافقان نیز بدانند، در جامعه اسلامى محلى براى آنها وجود نخواهد داشت. لذا مى فرماید: بر هیچ یک از آنها (منافقان) که از دنیا مى روند، نماز مگزار ! (وَ لاتُصَلِّ عَلى أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً). و هیچ گاه در کنار قبر او براى طلب آمرزش و استغفار نایست (وَ لاتَقُمْ عَلى قَبْرِهِ). این یک نوع مبارزه منفى، و در عین حال مؤثر، در برابر گروه منافقان است; زیرا به جهاتى که در گذشته گفتیم، پیامبر(صلى الله علیه وآله) نمى توانست رسماً دستور قتل آنها، و پاکسازى محیط جامعه اسلامى را از این طریق صادر کند، ولى، مبارزات منفى به حدّ کافى در بى اعتبار ساختن آنان، و انزوا و طردشان از جامعه اسلامى، اثر مى گذاشت. مى دانیم: یک فرد مؤمن راستین، هم در حال حیات، و هم پس از مرگ، محترم است، به همین دلیل در برنامه هاى اسلامى، دستور غسل و کفن و نماز و دفن او داده شده است که: با احترام هر چه بیشتر و با تشریفات خاصى، او را به خاک سپارند، و حتى پس از دفن در کنار قبر او بیایند، و براى گناهان و لغزش هاى احتمالى او، از خداوند طلب بخشش کنند. عدم انجام این مراسم درباره یک فرد، به معنى طرد او از جامعه اسلامى است، و اگر این طردکننده، شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) بوده باشد، ضربه اى سخت و سنگین، به حیثیت چنین فرد مطرودى وارد خواهد آمد. این یک برنامه مبارزه حساب شده، در برابر گروه منافقان در آن زمان بود، که امروز هم مسلمانان باید از روش هاى مشابه آن، استفاده کنند. یعنى، مادام که افراد اظهار اسلام مى کنند، و به ظواهر اسلام پاى بندند، باید معامله یک مسلمان با آنها کرد، هر چند باطنشان طور دیگرى باشد، ولى، اگر پرده ها را دریدند و نفاق خود را ظاهر کردند، باید با آنها همانند بیگانگان از اسلام رفتار نمود. در پایان آیه، بار دیگر، دلیل این دستور را روشن مى سازد مى فرماید: این حکم به خاطر آن است که آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند (إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ). و در حالى که فاسق و مخالف فرمان خدا بودند، از دنیا رفتند نه از کرده خود پشیمان شدند، و نه با آب توبه لکّه هاى گناه را از دامان خود شستند (وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ). ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۵》 : وَ لَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَ أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَ تَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَ هُمْ كَافِرُونَ : (فزونى) اموال و فرزندانشان، تو را در شگفتى فرو نبرد! (این براى آنها نعمت نیست. بلکه) خدا مى خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند. ممکن است در اینجا براى مسلمانان سؤالى مطرح شده باشد یا بشود که: اگر منافقان به راستى این همه از رحمت خدا دورند و نباید مسلمانان هیچ گونه ابراز محبت و علاقه در مورد آنان کنند، پس چرا خداوند به آنها این همه محبت کرده، و این همه مال و فرزند (نیروى اقتصادى و انسانى) را، در اختیارشان قرار داده است. خداوند، در آیه بعد، روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله)کرده، و این سؤال را چنین پاسخ مى دهد: اموال و فرزندانشان هیچ گاه نباید مایه اعجاب تو شود (وَ لاتُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ). چرا که، به عکس آنچه مردم ظاهربین خیال مى کنند، این اموال و فرزندان، نه تنها باعث خوشوقتى آنها نیست، که خداوند مى خواهد آنان را به وسیله اینها در دنیا مجازات کند، و با حال کفر جان بدهند (إِنَّما یُریدُ اللّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ). این آیه، که نظیر آن را در همین سوره (آیه ۵۵) داشتیم، اشاره به این واقعیت مى کند که: امکانات اقتصادى، و نیروهاى انسانى در دست افراد ناصالح، نه تنها سعادت آفرین نیست، که غالباً مایه دردسر، بلا و بدبختى است; زیرا چنین اشخاصى، نه اموال خود را به مورد، مصرف مى کنند، تا از آن بهره مفید و سازنده اى بگیرند، و نه فرزندان سر براه و با ایمان و تربیت یافته اى دارند، که مایه روشنى چشم آنان، و حل مشکلات زندگانیشان گردد، بلکه اموالشان غالباً در راه هوس هاى کشنده و سرکش، تولید فساد، و تحکیم پایه هاى ظلم مصرف مى گردد، و مایه غفلت آنها از خدا و مسائل اساسى زندگى است. و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مى گیرند، و مبتلا به انواع انحراف هاى اخلاقى مى شوند، و سرانجام دردسرآفرین خواهند بود. منتهى، براى کسانى که ثروت و نیروى انسانى را اصیل مى پندارند، و چگونگى مصرف آن، براى آنها مطرح نیست، زندگانى این گونه اشخاص، دورنماى دل انگیزى دارد، اما اگر به متن زندگیشان نزدیک تر شویم، و به این حقیقت نیز توجه کنیم که، چگونگى بهره بردارى از این امکانات مطرح است، تصدیق خواهیم کرد که: هرگز افراد خوشبختى نیستند. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۶》 : وَ إِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قَالُوا ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ : و هنگامى، که سوره اى نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید، و همراه پیامبرش جهاد کنید» افرادى از آنها [=گروه منافقان] که توانایى(بر جهاد) دارند، از تو اجازه مى‌خواهند و مى‌گویند: «بگذار ما با افراد ناتوان(و آنها که از جهاد معافند) باشیم.» دون همتان و مؤمنان راستین در این آیه و آیات بعد، باز سخن درباره منافقان است، یعنى زشتکارى‌هاى آنان، با اعمال نیک مؤمنان راستین، در اینجا مقایسه شده است، که با این مقایسه انحراف و بیچارگى آنان روشن تر مى‌شود. در این آیه مى‌گوید: هنگامى که سوره‌اى درباره جهاد نازل مى‌شود و از مردم دعوت مى‌کند که به خدا ایمان بیاورند، (یعنى بر ایمان خود ثابت قدم بمانند و آن را تقویت نمایند) و همراه پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) در راه او جهاد کنند، در این هنگام، منافقان قدرتمند، که توانائى کافى از نظر جسمى و مالى براى شرکت در میدان جنگ دارند، از تو اجازه مى‌خواهند در میدان جهاد شرکت نکنند، و مى‌گویند: بگذار ما با قاعدین (آنها که از جهاد معذورند) باشیم(وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا نَکُنْ مَعَ الْقاعِدینَ). طَوْل (بر وزن قول)، به معنى امکانات و توانائى مالى آمده است، بنابراین، أُولُوا الطَّوْلِ ، به معنى کسانى است که داراى قدرت مادى کافى براى حضور در میدان جنگ هستند، و با این حال، مایل بوده اند، در صف افراد ناتوان یعنى آنها که از نظر جسمى یا مالى توانائى جهاد نداشته اند، بمانند. اصل این کلمه، از طُول (بر وزن پول)، که ضد عرض است گرفته شده، و تناسب این دو معنى با یکدیگر روشن است، زیرا توانائى مالى و جسمى، یک نوع کشش و ادامه و طول قدرت را مى‌رساند. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن اک الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۷》 : رَضُوا بِأَن يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ : (آرى،) آنها راضى شدند که با واماندگان (و افراد ناتوان) باشند. و بر دلهایشان مهر نهاده شده. از این رو (حقایق را) درک نمى کنند. در این آیه، قرآن آنها(منافقین) را، با این جمله مورد ملامت و مذمت قرار مى‌دهد که: آنها راضى شدند با متخلفان باقى بمانند(رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ). همان طور که سابقاً نیز اشاره کردیم، خَوالِف جمع خالفة ، از ماده خلف ، به معنى پشت سر است; به همین جهت به زنان که به هنگام رفتن مردان به خارج از منزل، در منزل باقى مى‌مانند خالفة گفته مى شود، و در این آیه، منظور از خَوالِف ، تمام کسانى است که به نحوى از شرکت در میدان جنگ معذور بودند، اعم از زنان، پیران و یا بیماران و کودکان. بعضى از احادیث، که در تفسیر آیه وارد شده نیز، به این موضوع اشاره کرده است. سپس اضافه مى کند: اینها بر اثر گناه و نفاق، به مرحله‌اى رسیده اند که، بر قلب هایشان مهر زده شده، به همین دلیل چیزى نمى‌فهمند(وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لایَفْقَهُونَ). در آغاز سوره بقره، درباره معنى مُهر نهادن بر قلب، سخن گفته ایم. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۸۸》 : لَٰكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ ۖ وَ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ : ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آوردند، با مال و جانشان جهاد کردند. و همه نیکیها براى آنهاست. و رستگاران آنها هستند. این آیه، از گروهى که در نقطه مقابل این دسته قرار دارند، و صفات و روحیات آنها، و این که سرانجام کارشان درست به عکس آنها است، سخن به میان آورده، مى فرماید: اما پیامبر و آنها که با او ایمان آورده اند، با اموال و جان هاى خود، در راه خدا جهاد کردند (لکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ). و سرانجام، کارشان این شد که: انواع نیکى‌ها، سعادت‌ها، پیروزى‌ها و خیرات مادّى و معنوى در این جهان و جهان دیگر، نصیبشان است (وَ أُولئِکَ لَهُمُ الْخَیْراتُ). و گروه رستگاران همین‌ها هستند (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). کلمه الْخَیْراتُ ، به اصطلاح، صیغه جمع توأم با الف و لام است، و از آن عمومیت استفاده مى شود و تعبیر جامعى است که، هر گونه موفقیت، پیروزى، موهبت و خیرى را، اعم از مادّى و معنوى شامل مى گردد. ضتعبیرات این دو جمله، طبق قواعدى که در علم معانى بیان آمده است، همگى دلیل بر انحصار است، یعنى تعبیرات فوق نشان مى دهد: رستگاران تنها این گروهند، و همچنین، کسانى که استحقاق هر گونه خیر و سعادتى را دارند، تنها این دسته اند، همانها که با تمام وجود و امکاناتشان، جهاد مى کنند. از این آیه، به خوبى استفاده مى‌شود: اگر ایمان و جهاد توأم گردد، هر گونه خیر و برکتى را با خود همراه خواهد داشت، و جز در سایه این دو، نه راهى به سوى فلاح و رستگارى است، و نه نصیبى از خیرات و برکات مادّى و معنوى. این نکته نیز، شایان توجه است که، از مقابله صفات این دو گروه با هم، چنین استفاده مى شود که: منافقان به خاطر فقدان ایمان و آلودگى فوق العاده به گناه، افرادى نادان و بى‌خبرند; و به همین جهت از علوّ همت ، که زائیده فهم و شعور و آگاهى است محرومند، آنها راضى اند که با بیماران و کودکان بمانند، ولى از شرکت در میدان جهاد، با آن همه افتخاراتش ابا دارند. اما در مقابل، افراد با ایمان آنچنان روشن‌بینى، فهم و درک و علوّ همت دارند، که تنها راه پیروزى بر مشکلات را جهاد، آن هم با تمام امکاناتشان، یافته‌اند. این، همان درس بزرگى است که قرآن در بسیارى از آیاتش به ما داده و باز هم از آن غافلیم! ✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم نام سوره: توبه شماره آیه:《۹۰》 : وَ جَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ۚ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ : و معذوران از اعراب ، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه (عدم شرکت در جهاد) داده شود. ولى کسانى که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، (بدون هیچ عذرى) از جهاد کناره گیرى کردند. بزودى به کسانى از آنها که کفر ورزیدند (و بدون عذر مخالفت کردند)، عذاب دردناکى خواهد رسید! معذوران واقعى! در این آیه، به تناسب بحث هاى گذشته، پیرامون منافقان بهانه جو و عذرتراش، اشاره به وضع دو گروه از تخلف کنندگان از جهاد شده است: نخست، آن دسته که واقعاً معذور بوده اند. و دیگر، گروهى که بدون عذر، و به عنوان سرکشى و عصیان، سر از انجام این وظیفه بزرگ باز زدند. در آغاز مى گوید: گروهى از اعراب بادیه نشین، که از شرکت در میدان جهاد معذور بودند، نزد تو آمده اند تا به آنها اجازه داده شود و معاف گردند (وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرابِ لِیُؤْذَنَ لَهُمْ). و در مقابل، کسانى که به خدا و پیامبر دروغ گفتند، بدون هیچ عذرى در خانه خود نشستند و به میدان نرفتند (وَ قَعَدَ الَّذینَ کَذَبُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ). در پایان آیه، گروه دوم را شدیداً تهدید کرده، مى گوید: به زودى آن دسته از ایشان که کافر شدند، گرفتار عذاب دردناکى خواهند شد (سَیُصیبُ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ). آنچه در تفسیر آیه فوق گفتیم، همان چیزى است که با قرائن موجود در آیه سازگارتر است; زیرا از یکسو مى بینیم این دو گروه، در برابر یکدیگر قرار داده شده اند. و از سوى دیگر، کلمه مِنْهُم نشان مى دهد که: تمام این دو گروه کافر نبودند، از مجموع این دو قرینه استفاده مى شود، مُعَذِّرُون معذوران حقیقى بوده اند. ولى، در برابر این تفسیر، دو تفسیر دیگر نیز گفته شده: نخست، این که: منظور از مُعَذِّرُون کسانى بوده اند که، عذرهاى واهى و دروغین، براى فرار از جهاد مى تراشیده اند. و منظور از گروه دوم، آنهائى که حتى زحمت عذرتراشى به خود نمى دادند، و صریحاً از اطاعت فرمان خدا درباره جهاد سر باز مى زدند. دوم این که: مُعَذِّرُون ، همه گروه هائى را شامل مى شود که، با اظهار عذر، اعم از این که راست باشد یا دروغ، از شرکت در جهاد خوددارى مى کنند. ولى قرائن نشان مى دهد که مُعَذِّرُون همان معذوران واقعى هستند. ✍تهیه و تنظیم : عاشوری