بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۱
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۱》
#آیه: لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَ لَا عَلَى الْمَرْضَىٰ وَ لَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ۚ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
#ترجمه: نه بر افراد ناتوان و نه بر بیماران و نه بر کسانى که چیزى براى انفاق (در راه جهاد) ندارند، گناهى نیست (که در میدان جهاد شرکت نجویند،) به شرط آنکه براى خدا و پیامبرش خیرخواهى کنند (. و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند. زیرا) بر نیکوکاران راهى براى مؤاخذه نیست. وخداوند آمرزنده و مهربان است.
#تفسیر_آیه
معذورانى که از عشق جهاد اشک مى ریختند!
در این آیات، براى روشن ساختن وضع همه گروه ها، از نظر معذور بودن یا نبودن در زمینه شرکت در جهاد ، تقسیم بندى مشخصى شده است، و به پنج گروه اشاره گردیده، که چهار گروهشان واقعاً معذور، و یک گروه منافقند و غیر معذور!
در آیه نخست مى گوید: کسانى که ضعیف و ناتوان هستند، (بر اثر پیرى و یا نقص اعضاء همچون فقدان بینائى)، همچنین بیماران و آنها که وسیله لازم براى شرکت در میدان جهاد در اختیار ندارند بر آنها ایرادى نیست، که در این برنامه واجب اسلامى شرکت نکنند (لَیْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ
لا عَلَى الَّذینَ لایَجِدُونَ ما یُنْفِقُونَ حَرَجٌ).
این سه گروه، در هر قانونى معافند، و عقل و منطق نیز معاف بودن آنها را امضاء مى کند، و مسلّم است قوانین اسلامى، در هیچ مورد، از منطق و عقل جدا نیست.
کلمه حَرَج ، در اصل، به معنى مرکز اجتماع چیزى است، و از آنجا که اجتماع و انبوه جمعیت، توأم با تنگى و ضیق مکان و کمبود جا است، این کلمه به معنى ضیق و تنگى ، ناراحتى و مسئولیت و تکلیف آمده است، و در آیه مورد بحث، به معنى اخیر، یعنى مسئولیت و تکلیف مى باشد.
پس از آن، به یک شرط مهم براى حکم معافى آنها اشاره کرده، مى گوید: این در صورتى است که، آنها از هر گونه خیرخواهى مخلصانه درباره خدا و پیامبرش دریغ ندارند (إِذا نَصَحُوا لِلّهِ وَ رَسُولِهِ).
یعنى: گر چه آنها توانائى به دست گرفتن سلاح و شرکت در میدان نبرد را ندارند، ولى این توانائى را دارند که با سخن و طرز رفتار خود، مجاهدان را تشویق کنند و مبارزان را دلگرم سازند، و روحیه آنها را با شمردن ثمرات جهاد تقویت کنند، و به عکس، تا آنجا که توانائى دارند، در تضعیف روحیه دشمن، و فراهم آوردن مقدمات شکست آنها کوتاهى نورزند; زیرا کلمه نصح ، که در اصل به معنى خالص ساختن است، کلمه جامعى است که هر گونه خیرخواهى و اقدام مخلصانه را شامل مى شود، و چون مسأله جهاد مطرح است، ناظر به کوشش ها و تلاش هائى است که در این زمینه صورت مى گیرد.
سپس، براى بیان دلیل این موضوع مى فرماید: این گونه افراد، مردان نیکوکارى هستند، و براى نیکوکاران هیچ راه ملامت، سرزنش، مجازات و مؤاخذه وجود ندارد (ما عَلَى الْمُحْسِنینَ مِنْ سَبیل).
و در پایان آیه، خدا را با دو صفت از اوصاف بزرگش، به عنوان دلیل دیگرى بر معاف بودن این گروه هاى سه گانه، توصیف مى کند، مى فرماید: خداوند غفور و رحیم است (وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ).
غَفُور از ماده غفران ، به معنى مستور ساختن و پوشیدن است، یعنى: خداوند به مقتضاى این صفت، پرده بر کار افراد معذور و ناتوان مى اندازد، و عذرشان را مى پذیرد
و رَحِیم بودن خدا، اقتضاء مى کند که تکلیف شاق و مشکل، بر کسى ننهد و او را معاف دارد.
اگر این گروه ها مجبور به حضور در میدان بودند، با غفوریت و رحیمیت خداوند سازگار نبود، یعنى خداوند غفور و رحیم حتماً آنها را معاف خواهد داشت.
از پاره اى روایات، که مفسران در ذیل آیه نقل کرده اند چنین استفاده مى شود: گروه هاى معذور، نه تنها از تکلیف معافند، و از مجازات بر کنار، بلکه، به مقدار اشتیاقشان به شرکت در میدان جهاد، در پاداش ها و افتخارات مجاهدان شریکند، چنان که در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم:
هنگامى که از غزوه تبوک بازگشت، و به نزدیکى مدینه رسید فرمود: شما در این شهر مردانى را پشت سر گذاشتید، که در تمام مسیر با شما بودند!، هر گامى که برداشتید، و هر مالى که در این راه انفاق کردید، و هر سرزمینى را که پیمودید با شما همراهى داشتند!
عرض کردند: اى رسول خدا! چگونه با ما بودند با این که در مدینه ماندند؟
فرمود: به این دلیل که آنها به خاطر عذر، نتوانستند در جهاد شرکت کنند (اما قلبشان با ما بود).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۲
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۲》
#آیه،: وَ لَا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوا وَّ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا مَا يُنفِقُونَ
#ترجمه: و (نیز) گناهى نیست بر آنها که وقتى نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبى (براى جهاد) سوار کنى، گفتى: «مرکبى که شما را بر آن سوار کنم، در اختیار ندارم.» (از نزد تو) بازگشتند در حالى که چشمانشان از اندوه اشکبار بود. زیرا چیزى نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند).
#تفسیر_آیه
و در آیه بعد، به گروه چهارمى اشاره مى کند، که آنها نیز از شرکت در جهاد معاف هستند، مى فرماید: همچنین بر آن گروه ایراد نیست، که وقتى نزد تو آمدند تا مرکبى براى شرکت در میدان جهاد در اختیارشان بگذارى، گفتى مرکبى در اختیار ندارم که شما را بر آن سوار کنم، ناچار از نزد تو خارج شدند، در حالى که چشم هایشان اشکبار بود، و این اشک به خاطر اندوهى بود، که از نداشتن وسیله براى انفاق در راه خدا، سرچشمه مى گرفت (وَ لا عَلَى الَّذینَ إِذا ما أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّ یَجِدُوا ما یُنْفِقُونَ).
تَفِیضُ از ماده فیضان ، به معنى ریزش بر اثر پر شدن است، هنگامى که انسان ناراحت مى شود، اگر ناراحتى زیاد شدید نباشد، چشم ها پر از اشک مى شود، بى آن که جریان یابد، اما هنگامى که ناراحتى به مرحله شدید رسد، اشک ها جارى مى شود.
این نشان مى دهد: این گروه از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)، به قدرى شیفته، دلباخته و عاشق جهاد بودند، که نه تنها از معاف شدن خوشحال نشدند، بلکه همچون کسى که بهترین عزیزانش را از دست داده است، در غم این محرومیت اشک مى ریختند.
البته، شک نیست گروه چهارم، از گروه سوم، که در آیه قبل ذکر شد جدا نیستند، ولى، به خاطر امتیاز خاصى که بر آنها دارند، و نیز، به خاطر قدردانى از این گروه، به طور مستقل، ضمن یک آیه وضع حالشان مجسّم شده است، و ویژگى آنها در این بود که:
اوّلاً ـ به این قناعت نکردند که، خودشان وسائل لازم را براى شرکت در جهاد ندارند، بلکه نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله)آمدند و با اصرار، از او مطالبه مرکب کردند.
ثانیاً ـ هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله)به آنها جواب منفى داد، نه تنها از معاف گشتن شادمان نشدند، بلکه فوق العاده منقلب، ناراحت و اندوهناک گشتند، به خاطر این دو جهت، خداوند آنها را به طور مشخص و جداگانه بیان کرده است.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۳
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۳》
#آیه: إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لایَعْلَمُونَ
#ترجمه: راه مؤاخذه تنها به روى کسانى باز است که از تو اجازه مى خواهند در حالى که توانگرند; (و امکانات کافى براى جهاد دارند;) آنها راضى شدند که با متخلفان (زنان و کودکان و بیماران) بمانند; و خداوند بر دل هایشان مُهر نهاده; به همین جهت چیزى نمى دانند!
#تفسیر_آیه
در این آیه، حال گروه پنجم را شرح مى دهد، یعنى آنها که به هیچ وجه در پیشگاه خدا معذور نبوده و نخواهند بود، مى فرماید:
راه مؤاخذه و مجازات تنها به روى کسانى گشوده است که از تو اجازه مىخواهند در جهاد شرکت نکنند، در حالى که امکانات کافى و وسائل لازم براى این کار در اختیار دارند، و کاملاً بى نیازند(إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ).
سپس اضافه مى کند:
این ننگ براى آنها بس است که، راضى شدند با افراد ناتوان، بیمار و معلول، در مدینه بمانند و از افتخار شرکت در جهاد محروم گردند(رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ).
و این کیفر نیز آنها را بس که خداوند قدرت تفکر و ادراک را از آنها به خاطر اعمال زشتشان گرفته، و بر دل هایشان مُهر نهاده و به همین دلیل چیزى نمى دانند(وَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لایَعْلَمُونَ).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۳
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۳》
#آیه: إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لایَعْلَمُونَ
#ترجمه: راه مؤاخذه تنها به روى کسانى باز است که از تو اجازه مى خواهند در حالى که توانگرند; (و امکانات کافى براى جهاد دارند;) آنها راضى شدند که با متخلفان (زنان و کودکان و بیماران) بمانند; و خداوند بر دل هایشان مُهر نهاده; به همین جهت چیزى نمى دانند!
#تفسیر_آیه
در این آیه، حال گروه پنجم را شرح مى دهد، یعنى آنها که به هیچ وجه در پیشگاه خدا معذور نبوده و نخواهند بود، مى فرماید:
راه مؤاخذه و مجازات تنها به روى کسانى گشوده است که از تو اجازه مىخواهند در جهاد شرکت نکنند، در حالى که امکانات کافى و وسائل لازم براى این کار در اختیار دارند، و کاملاً بى نیازند(إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیاءُ).
سپس اضافه مى کند:
این ننگ براى آنها بس است که، راضى شدند با افراد ناتوان، بیمار و معلول، در مدینه بمانند و از افتخار شرکت در جهاد محروم گردند(رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ).
و این کیفر نیز آنها را بس که خداوند قدرت تفکر و ادراک را از آنها به خاطر اعمال زشتشان گرفته، و بر دل هایشان مُهر نهاده و به همین دلیل چیزى نمى دانند(وَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لایَعْلَمُونَ).
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۴
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۴》
#آیه: يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ ۚ قُل لَّا تَعْتَذِرُوا لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ ۚ وَ سَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
#ترجمه: هنگامى که به سوى آنها (که از جهاد تخلّف کردند) بازگردید، براى شما عذر (و بهانه) مى آورند. بگو: «عذر نیاورید، ما هرگز (سخن) شما را باور نخواهیم کرد! چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته. و خدا و پیامبرش، اعمال شما را خواهند دید. سپس به سوى کسى که داناى پنهان و آشکار است بازگشت داده مى شوید. و او شما را به آنچه انجام مى دادید، آگاه مى کند (و جزا مى دهد.)»
#تفسیر_آیه
به عذرها و سوگندهاى دروغینشان اعتنا نکنید!
این آیه و آیات بعد آن، همچنان پیرامون اعمال شیطانى منافقان سخن مى گوید، و پرده از روى کارهایشان، یکى پس از دیگرى، برمى دارد، و به مسلمانان هشدار مى دهد فریب اعمال ریاکارانه و سخنان ظاهراً دلپذیر آنها را نخورند.
در آیه نخست مى فرماید:
هنگامى که شما (از جنگ تبوک) به مدینه باز مى گردید، منافقان به سراغ شما مى آیند و عذرخواهى مى کنند (یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ).
از تعبیر یَعْتَذِرُون که فعل مضارع است و معنى آینده را مى تواند در بر داشته باشد، چنین برمى آید قبلاً خداوند، پیامبر و مسلمانان را از این موضوع آگاه کرده که منافقانِ دروغگو، به عنوان عذرخواهى، به زودى نزد آنها خواهند آمد، لذا طرز پاسخگوئى آنها را نیز به مسلمانان تعلیم مى دهد.
در اینجا، روى سخن را به پیامبرش، به عنوان رهبر مسلمین کرده، مى گوید:
به منافقان بگو عذرخواهى مکنید، ما هرگز به سخنان شما ایمان نخواهیم آورد(قُلْ لاتَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکُمْ).
چرا که خداوند ما را از اخبار شما آگاه ساخته(قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبارِکُمْ)
بنابراین، ما از نقشه هاى شیطانى شما به خوبى باخبریم!
ولى در عین حال، راه بازگشت و توبه، به سوى شما باز است، اعمال آینده شما روشن مى سازد از عدم شرکت در نبرد پشیمان شده اید یا این عذرخواهى فریب و خدعه است و به زودى خداوند و پیامبرش اعمال شما را مى بینند(وَ سَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ).
این احتمال نیز، در تفسیر آیه داده شده است که منظور از این جمله، مسأله توبه نیست، بلکه هدف آن است در آینده نیز، خداوند و پیامبرش (طبق وحى الهى) از اعمال و نقشه هاى شما آگاه مى شود، و آنها را نقش بر آب خواهد کرد، بنابراین، نه امروز از دست شما کارى ساخته است و نه فردا!.
ولى، تفسیر اول با ظاهر آیه سازگارتر است.
ضمناً، توجه داشته باشید درباره این جمله، و مسأله عرضه داشتن همه اعمال امت بر پیامبرش(صلى الله علیه وآله)، بحث مشروحى داریم که در ذیل آیه ۱٠۵ همین سوره خواهد آمد.
و پس از آن مى فرماید:
همه اعمال و نیات شما، امروز ثبت و بایگانى مى شود، سپس به سوى کسى که اسرار پنهان و آشکار را مىداند، باز مى گردید، و او شما را از آنچه انجام مى دادید آگاه مىکند(ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)
و جزاى آن را به شما خواهد داد.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۵
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۵》
#آیه: سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ ۖ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ ۖ إِنَّهُمْ رِجْسٌ ۖ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
#ترجمه: هنگامى که به سوى آنان بازگردید، براى شمابه خدا سوگند یاد مى کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید. (آرى) از آنها اعراض کنید (و روى بگردانید). چرا که آنها پلیدند. و به کیفر اعمالى که انجام مى دادند، جایگاهشان، دوزخ است.
#تفسیر_آیه
در این آیه، بار دیگر به سوگندهاى دروغین منافقان اشاره مى کند و مىفرماید:
آنها براى فریب شما، به زودى دست به دامن قسم مىزنند، و هنگامى که به سوى آنان بازگشتید، به خدا سوگند یاد مى کنند که از آنها صرف نظر کنید و اگر خطائى کرده اند، مشمول عفوشان سازید(سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَکُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ).
آنها از هر درى وارد مى شوند، تا خشم شما را فرو نشانند و مورد مجازات قرار نگیرند.
گاهى از طریق عذرخواهى مىخواهند خود را بى گناه قلمداد کنند.
و گاهى با اعتراف به گناه، تقاضاى عفو و گذشت دارند، شاید به یکى از این دو طریق بتوانند در دل شما نفوذ کنند.
ولى شما نباید به هیچ وجه تحت تأثیر آنان قرار گیرید و ...
باید از آنها روى بگردانید( فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ).
اما به عنوان اعتراض و خشم و انکار! نه به عنوان عفو و بخشش و گذشت.
آنها تقاضاى اعراض دارند، اما اعراض به معنى گذشت، شما هم اعراض کنید، ولى به معنى تکذیب و انکار.
این دو تعبیر مشابه، با دو معنى کاملاً متضاد، لطافت و زیبائى خاصى دارد که، بر اهل ذوق پوشیده نیست.
آنگاه به عنوان تأکید و توضیح و بیان دلیل مى فرماید:
چرا که آنها موجوداتى پلیدند (إِنَّهُمْ رِجْسٌ)
و باید از چنین موجودات پلیدى، اعراض کرد.
و چون چنین اند...
جایگاهى جز جهنم نخواهند داشت(وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ).
زیرا، بهشت جاى نیکان و پاکان است، نه جایگاه پلیدان و آلودگان!
🔹اما...
⚜🔸همه اینها نتیجه اعمالى است که خودشان انجام داده اند(جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ)
و نسبت به آنان هیچ ستمى نشده است.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۶
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۶》
#آیه: يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ ۖ فَإِن تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَىٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ
#ترجمه: براى شما قسم یاد مى کنند تا از آنها راضى شوید. اگر شما از آنها راضى شوید، خداوند (هرگز) از گروه فاسقان راضى نخواهد شد.
#تفسیر_آیه
براى شما قسم یاد مى کنند که از آنها خشنود شوید (یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ).
سوگندى که در آیه قبل مورد اشاره قرار گرفت، به خاطر این بود که: مؤمنان عملاً واکنشى در مقابل آنها نشان ندهند، ولى سوگندى که در این آیه، به آن اشاره شده، براى آن است که: علاوه بر جنبه عملى، قلباً هم از آنها خشنود شوند!
این در صورتى است که آیه قبل را اشاره به سوگند آیه بعد ندانیم و گرنه هر دو آیه اشاره به یک سوگند خواهند داشت.
و در ادامه آیه، با تعبیرى که بوى تهدید از آن مى آید، مى فرماید: اگر شما هم از آنها راضى شوید، خدا هرگز از جمعیت فاسقان راضى نخواهد شد (فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لایَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقینَ).
بدون این که دستور دهد شما از آنها راضى نشوید.
شک نیست، آنها از نظر دینى و اخلاقى، اهمیتى براى خشنودى مسلمانان قائل نبودند، بلکه مى خواستند از این راه، کدورت هاى قلبى آنان را بشویند، تا از عکس العمل هاى آنان در امان بمانند، و دستورات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مورد عدم مجالست با آنها را خنثى سازند.
ولى خداوند، با تعبیر لایَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقینَ ، به مسلمانان هشدار مى دهد: اینها فاسقند، و جاى این ندارد که از آنها راضى شوند، این سوگندها دام هاى فریبى است که، بر سر راه شما مى گسترند، بیدار باشید، در آنها گرفتار نشوید!
چه خوب است مسلمانان در هر عصر و زمان، مراقب نقشه هاى شیطانى و شناخته شده منافقان باشند، نکند با استفاده از همان نیرنگ ها و دام هاى گذشته، در برابر آنان ظاهر شوند، و به مقاصد شوم خود با استفاده از این وسائل، برسند.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۷
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۷》
#آیه: الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا وَ أَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
#ترجمه: بادیه نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است. و به ناآگاهى از حدود احکامى که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند. و خداوند دانا و حکیم است.
#تفسیر_آیه
در آیه نخست مى فرماید: اعراب بادیه نشین (به حکم دورى از تعلیم و تربیت، و نشنیدن آیات الهى و سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)) کفر و نفاقشان شدیدتر است (الأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً).
باز به همین دلیل، به جهل و بى خبرى از حدود فرمان ها، و احکامى که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، سزاوارترند (وَ أَجْدَرُ أَلاّ یَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللّهُ عَلى رَسُولِهِ).
اعراب از کلماتى است که معنى جمعى دارد، و مفردى براى آن از نظر لغت عرب نیست، و چنان که ائمه لغت مانند: مؤلف قاموس ، صحاح ، تاج العروس و دیگران گفته اند: این کلمه، تنها به عرب هاى بادیه نشین اطلاق مى شود، و هنگامى که معنى مفرد آن را اراده کنند، همین کلمه را با یاء نسبت ، به صورت اعرابى به کار مى برند.
بنابراین، بر خلاف آنچه بسیارى تصور مى کنند، اعراب جمع عرب نیست بلکه به معنى عرب هاى بادیه نشین است.
أَجْدَر از ماده جدار به معنى دیوار است، سپس به هر چیز مرتفع و شایسته اطلاق شده است، به همین جهت أَجْدَر معمولاً به معنى شایسته تر استعمال مى شود.
و در پایان آیه مى فرماید: خداوند دانا و حکیم است (وَ اللّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ).
یعنى: اگر درباره عرب هاى بادیه نشین چنین داورى مى کند، روى تناسب خاصى است که محیط آنها، با این گونه صفات دارد، و از روى علم و حکمت این معنى را اعلام مى دارد.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۸
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۸》
#آیه: وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ ۚ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
#ترجمه: گروهى از (این) اعراب بادیه نشین، چیزى را که(در راه خدا)انفاق مى کنند، غرامت محسوب مى دارند.
و انتظار حوادث ناگوار براى شما مى کشند. حوادث بد، سزاوار خودشان است. و خداوند شنوا و داناست.
#تفسیر_آیه
براى این که چنین توهمى پیدا نشود که: همه اعراب بادیه نشین، و یا همه بادیه نشینان، داراى چنین صفاتى هستند، به دو گروه مختلف آنها اشاره مى کند.
نخست مى گوید: گروهى از این عرب هاى بادیه نشین، کسانى هستند که بر اثر نفاق یا ضعف ایمان، هنگامى که چیزى را در راه خدا انفاق کنند، آن را ضرر و زیان و غرامت محسوب مى دارند (وَ مِنَ الأَعْرابِ مَنْ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ مَغْرَماً)، نه یک موفقیت و پیروزى و تجارت پر سود.
و دیگر از صفات آنها این است که: همواره در انتظار این هستند، بلاها و مشکلات شما را احاطه کند، و تیره روزى و ناکامى به سراغ شما بیاید (وَ یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ).
دَوائِر جمع دائره و معنى آن معروف است، ولى عرب به حوادث سخت و دردناک، که انسان را احاطه مى کند نیز، دائره و در حال جمعى دوائر مى گوید.
در واقع آنها افرادى تنگ نظر، بخیل و حسودند، بخل آنها سبب مى شود، هر گونه خدمت مالى در راه خدا را غرامت بپندارند، و حسادتشان موجب این مى شود که، همیشه در انتظار بروز مشکلات، گرفتارى ها و مصائب براى دیگران باشند، سپس اضافه مى کند:
حوادث دردناک براى خود آنها است (عَلَیْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ.
آنها نباید در انتظار بروز مشکلات و نزول بلاها بر شما باشند; چرا که این مشکلات، ناکامى ها و بدبختى ها، تنها به سراغ این گروه منافق بى ایمان، جاهل، نادان، تنگ نظر و حسود مى رود.
سرانجام، آیه را با این جمله که: خداوند شنوا و دانا است پایان مى دهد (وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ).
هم سخنان آنها را مى شنود و هم از نیات و مکنون ضمیر آنها، آگاه است.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۹۹
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۹۹》
#آیه: وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ الرَّسُولِ ۚ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ ۚ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
#ترجمه: گروهى (دیگر) از عربهاى بادیه نشین، به خدا و روز بازپسین ایمان دارند. و آنچه را انفاق مى کنند، مایه تقرّب به خدا، و دعاى پیامبر مى دانند. آگاه باشید اینها مایه تقرّب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت. به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است.
#تفسیر_آیه
به مؤمنان با اخلاص بادیه نشین اشاره کرده مى گوید: اما گروهى از این عرب هاى بادیه نشین کسانى هستند که، ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند (وَ مِنَ الأَعْرابِ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ).
به همین دلیل، هیچ گاه انفاق در راه خدا را، غرامت و زیان نمى دانند، بلکه با توجه به پاداش هاى وسیع الهى در این جهان و سراى دیگر، این کار را وسیله نزدیکى به خدا، و مایه توجه و دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، که افتخار و برکت بزرگى است مى شمارند (وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُبات عِنْدَ اللّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ).
در اینجا خداوند، این طرز فکر آنها را با تأکید فراوان تصدیق مى کند، و مى فرماید: آگاه باشید این انفاق ها، به طور قطع، مایه تقرّب آنها در پیشگاه خداوند است (أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ).
و به همین دلیل، خدا آنان را به زودى در رحمت خود وارد مى سازد (سَیُدْخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحْمَتِهِ).
و اگر لغزش هائى از آنها سرزده باشد، به خاطر ایمان و اعمال پاکشان، آنها را مى بخشد. زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است (إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ).
تأکیدهاى پى در پى که در این آیه دیده مى شود، به راستى جالب است، کلمه أَلا و إِنَّ که هر دو براى بیان تأکید مى باشند.
و پس از آن، جمله سَیُدْخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحْمَتِهِ ، مخصوصاً با توجه به فِى که ورود و غوطه ور شدن در رحمت الهى را مى رساند.
و سرانجام، جمله آخر، که با إِنَّ و دو صفت از صفات مهرآمیز خدا (غفور و رحیم) را ذکر مى کند، همه بیان کننده نهایت لطف و رحمت خدا، درباره این گروه است.
شاید به این جهت که این گروه، با محروم بودن از تعلیم و تربیت، و عدم دسترسى کافى به آیات الهى، و سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، باز از جان و دل اسلام را پذیرا شده اند، و با نداشتن امکانات مالى (چنان که وضع بادیه نشینان ایجاب مى کند)، از انفاق در راه خدا خوددارى نمى کنند.
بنابراین، شایسته هر گونه تقدیر و تشویق اند، بیش از آنچه شهرنشینان متمکّن، شایستگى دارند.
مخصوصاً، توجه به این نکته لازم است که: در مورد اعراب منافق جمله عَلَیْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ ـ که نشان دهنده احاطه بدبختى ها به آنها است ـ به کار رفته، اما در مورد اعراب با ایمان و فداکار کلمه فی رَحْمَتِهِ که بیانگر احاطه رحمت الهى به آنها است.
یکى، در رحمت خداوند غوطه ور است، و دیگرى را، بدبختى ها احاطه کرده است!
✍تهیه و تنظیم :عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۱۰۰
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۱۰۰》
#ترجمه: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
#ترجمه: پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند. و باغهاى بهشتى براى آنان آماده ساخته، که نهرها از پاى درختانش جارى است. جاودانه در آن خواهند ماند. و این است رستگارى و پیروزى بزرگ!
#تفسیر_آیه
پیشگامان اسلام
به دنبال آیات گذشته، که بیان حال کفار و منافقان را مى نمود، در این آیه، اشاره به گروه هاى مختلف از مسلمانان راستین شده است و آنها را در سه گروه مشخص، تقسیم مى کند.
1⃣ نخست
آنها که پیشگامان در اسلام و هجرت بوده اند(وَ السّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ).
2⃣ دوم:
آنها که پیشگام در نصرت و یارى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و یاران مهاجرش بودند(وَ الأَنْصارِ).
3⃣ سوم:
آنها که بعد از این دو گروه آمدند، و از برنامه هاى آنها به نیکى پیروى کردند، و با انجام اعمال نیک، قبول اسلام، هجرت، و نصرت آئین پیامبر(صلى الله علیه وآله)، به آنها پیوستند(وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسان).
روشن شد منظور از بِإِحْسان ، در واقع بیان اعمال و معتقداتى است که، در آنها از پیشگامان اسلام پیروى مى کنند، و به تعبیر دیگر: احسان ، بیان وصف برنامه هائى است که، از آن متابعت مى شود.
ولى، این احتمال نیز در معنى آیه داده شده است که: احسان بیان وصف چگونگى متابعت و پیروى باشد، یعنى: آنها که به طور شایسته پیروى مى کنند (در صورت اول باء به معنى فِى ، و در صورت دوم به معنى مَعَ است).
گر چه ظاهر آیه، مطابق تفسیر اول است.
پس از ذکر این گروه سه گانه، مى فرماید:
هم خداوند از آنها راضى، و هم آنها از خدا راضى شده اند (رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ).
رضایت خدا از آنها; به خاطر ایمان و اعمال صالحى است که انجام داده اند، و خشنودى آنان از خدا، به خاطر پاداش هاى گوناگون، فوق العاده و پر اهمیتى است، که به آنان ارزانى داشته.
به تعبیر دیگر: آنچه خدا از آنها خواسته، انجام داده اند، و آنچه آنها از خدا خواسته اند، به آنان بخشیده، بنابراین، هم خدا از آنها راضى است، و هم آنان از خدا راضى هستند.
با این که، جمله گذشته همه مواهب و نعمت هاى الهى را در برداشت، (مواهب مادّى و معنوى، جسمانى و روحانى) ولى، بعنوان تأکید و بیان تفصیل بعد از اجمال ، اضافه مى کند:
خداوند براى آنها باغ هائى از بهشت فراهم ساخته، که از زیر درختانش نهرها جریان دارند (وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنّات تَجْری تَحْتَهَا الأَنْهارُ).
از امتیازات این نعمت، آن است که:
⚜🔸جاودانى است و همواره در آن خواهند ماند(خالِدینَ فیها أَبَداً).
و مجموع این مواهب معنوى و مادّى، براى آنها پیروزى بزرگى محسوب مى شود(ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ).
چه پیروزى از این برتر، که انسان احساس کند آفریدگار، معبود و مولایش، از او خشنود است، و کارنامه قبولى او را امضاء کرده؟
و چه پیروزى از این بالاتر، که با اعمال محدودى در چند روز عمر فانى، مواهب بى پایان ابدى پیدا کند.
این احتمال نیز وجود دارد که رضایت خدا مربوط به پذیرش آئین او باشد و رضایت آنها به خاطر عظمت قدرت و خروج از تحت سلطه فرهنگ منحط و ستمگران جاهلى.
✍تهیه و تنظیم : عاشوری
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۱۰۱
نام سوره: توبه
شماره آیه:《۱۰۱》
#آیه: وَ مِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٍ
#ترجمه: و از (میان) اعرابِ بادیه نشین که اطراف شما هستند، جمعى منافقند. و از اهل مدینه (نیز)،گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آنها را نمى شناسى، ولى ما آنها را مى شناسیم. بزودى آنها را دو بار مجازات مى کنیم (:مجازاتى در زمان حیات، ومجازاتى به هنگام مرگ). سپس به سوى مجازات بزرگى (در قیامت) فرستاده مى شوند.
#تفسیر_آیه
منافقان مدینه
بار دیگر قرآن مجید، بحث را متوجه اعمال منافقان و گروه هاى آنها کرده مىفرماید:
از میان کسانى که در اطراف شهر شما مدینه هستند، گروهى منافقند(وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الأَعْرابِ مُنافِقُونَ).
یعنى نباید تنها توجه خود را به منافقان داخل بیندازید، باید هشیار باشید، منافقان بیرون را نیز زیر نظر بگیرید، و مراقب فعالیت هاى خطرناک آنان باشید.
کلمه أَعْراب همان گونه که سابقاً هم اشاره کردیم، معمولاً به عربهاى بادیه نشین گفته مى شود.
آنگاه اضافه مى کند:
در خود مدینه و از اهل مدینه نیز، گروهى سخت به نفاق پایبندند(وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ).
نفاق را تا سر حدّ سرکشى و طغیان رسانده، سخت به آن پایبند، و در آن صاحب تجربه اند!
مَرَدُوا از ماده مرد ، (بر وزن سرد)، به معنى طغیان و سرکشى و بیگانگى مطلق مى باشد، و در اصل به معنى برهنگى و تجرد آمده، و به همین جهت به پسرانى که هنوز مو در صورتشان نروئیده است أمرد مى گویند.
شجرة مرداء یعنى: درختى که هیچ برگ ندارد، و مارد به معنى شخص سرکش است، که به کلّى از اطاعت فرمان خارج شده است.
بعضى از مفسران و اهل لغت، این ماده را به معنى تمرین نیز گرفته اند (از جمله در تاج العروس و قاموس تمرین، یکى از معانى آن ذکر شده است).
و این، شاید به خاطر آن باشد که تجرد مطلق از چیزى، و خروج کامل از آن بدون ممارست و تمرین ممکن نیست.
به هر حال، این گروه از منافقان، چنان از حق و حقیقت عارى، و چنان بر کار خود مسلط بودند که مى توانستند: خود را در صف مسلمانان راستین جا بزنند، بدون این که کسى متوجه نفاق آنها بشود.
این تفاوت تعبیر، درباره منافقان داخلى و خارجى در این آیه، گویا اشاره به این نکته است که:
منافقان داخلى در کار خود مسلط تر و طبعاً خطرناک ترند، و مسلمانان باید شدیداً مراقب آنها باشند، هر چند منافقان خارجى را نیز، نباید از نظر دور دارند.
لذا بلافاصله بعد از آن مىفرماید:
تو آنها را نمى شناسى، ولى ما مىشناسیم(لاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ).
البته، این اشاره به علم عادى و معمولى پیغمبر(صلى الله علیه وآله) است، ولى هیچ منافات ندارد که او از طریق وحى، و تعلیم الهى، به اسرار آنان کاملاً واقف گردد.