eitaa logo
بانوان فرهیخته ی فلارد
136 دنبال‌کننده
9.7هزار عکس
9.8هزار ویدیو
385 فایل
ارتباط با مدیر کانال https://eitaa.com/hosseini12345
مشاهده در ایتا
دانلود
۴ صفر مرزی لب مرز که می‌رسیدیم؛ این یک کیلومتر عجیب می‌گذشت. حال وهوای خوبی بود. این سو پرچم ایران آن سو پرچم عراق. اما در میانه حرکت مستانه پرچم‌ها، چشم‌مان به سیاهی پرچم اباعبدالله می‌افتاد. مدهوش راه را می‌پیمودیم. فراموش می‌کردیم رسیدن به حسین(ع) گذشتن از مرز ایران است. در نجف اما حس پدرانه مولا خانه آبادت می‌کرد. نجف شده‌بود همان خانه پدری که باید از او به سختی بگذری تا به حسین‌ علیه‌السلام برسی. لحظه وداع سنگی بزرگ روی دل می‌نشست. تا به مرز برسیم؛ صفر مرزی. از دور که پرچم ایران را می‌دیدیم. بال در می‌آوردیم. آنجا بود که می فهمیدیم در ایران نبودیم. بوی وطن تو را سبک‌بارتر از موقع رفتن به سمت خود می‌کشاند. انگار کوله‌ات پراز سوغات معنوی اربعین است که برای فامیل و دوستان و شهر به ارمغان می‌آوری. انگار می‌خواهی شکوه مستانه هوشیاریت را به کام همه بریزی. تمدن اسلامی یعنی من به کشوری بروم و بی‌هیچ حس غربت، به موطنم برگردم. و دلتنگ موطن معنوی‌ام شوم. -----------❀❀✿❀❀---------
: بیت المال احدی حریف من نبود ... گفتم یا مرگ یا علی😤 ... به هر قیمتی باید برم جلو ... دیگه عقلم کار نمی کرد ... با مجوز بیمارستان صحرایی خودم رو رسوندم اونجا ... اما اجازه ندادن جلوتر برم😩 ... دو هفته از رسیدنم می گذشت ... هنوز موفق نشده بودم علی رو ببینم که آماده باش دادن ... آتیش💥 روی خط سنگین شده بود ... جاده هم زیر آتیش🔥 ... به حدی فشار سنگین بود که هیچ نیرویی برای پشتیبانی نمی تونست به خط برسه ... توپخونه خودی هم حریف نمی شد... حدس زده بودن کار یه دیدبانه و داره گرا میده😖 ... چند نفر رو فرستادن شکارش اما هیچ کدوم برنگشتن ... علی و بقیه زیر آتیش سنگین دشمن💥🔥 ... بدون پشتیبانی گیر کرده بودن... ارتباط بی سیم 📞 هم قطع شده بود ... دو روز تحمل کردم ... دیگه نمی تونستم ... اگر زنده پرتم می کردن وسط آتیش🔥، تحملش برام راحت تر بود ... ذکرم شده بود ... علی علی ... خواب و خوراک نداشتم ... طاقتم طاق شد ... رفتم کلید آمبولانس 🚑 رو برداشتم ... یکی از بچه های سپاه فهمید ... دوید دنبالم ... - خواهر ... خواهر ... جواب ندادم ... - پرستار ... با توئم پرستار ... دوید جلوی آمبولانس 🚑 و کوبید روی شیشه ... با عصبانیت داد زد ... - کجا همین طوری سرت رو انداختی پایین؟😠 ... فکر کردی اون جلو دارن حلوا پخش می کنن؟ ... رسما قاطی کردم ... - آره ... دارن حلوا پخش می کنن ... حلوای شهدا رو ... به اون که نرسیدم ... می خوام برم حلوا خورون مجروح ها ... - فکر کردی کسی اونجا زنده مونده؟😔 ... توی جاده جز لاشه سوخته ماشین ها و ... جنازه سوخته بچه ها هیچی نیست... بغض گلوش رو گرفت ... 😢به جاده نرسیده می زننت ... این ماشین هم بیت الماله ... زیر این آتیش🔥 نمیشه رفت ... ملائک هم برن اون طرف، توی این آتیش سالم نمیرسن ... - بیت المال ... اون بچه های تکه تکه شده ان ... من هم ملک نیستم ... من کسیم که ملائک جلوش زانو زدن ... و پام رو گذاشتم روی گاز😠 ... دیگه هیچی برام مهم نبود ... حتی جون خودم ...
: وجعلنا و جعلنا خوندم ... پام تا ته روی پدال گاز بود 🚑 ... ویراژ میدادم و می رفتم ... حق با اون بود ... جاده پر بود از لاشه ماشین های سوخته😣... بدن های سوخته و تکه تکه شده 😫... آتیش دشمن🔥 وحشتناک بود ... چنان اونجا رو شخم زده بودن که دیگه اثری از جاده نمونده بود ... تازه منظورش رو می فهمیدم ... وقتی گفت ... دیگه ملائک هم جرات نزدیک شدن به خط رو ندارن ... واضح گرا می دادن... آتیش 🔥خیلی دقیق بود ... باورم نمی شد😱 ... توی اون شرایط وحشتناک رسیدم جلو ... تا چشم کار می کرد ... شهید بود و شهید😞 ... بعضی ها روی همدیگه افتاده بودن ... با چشم های پر اشک فقط نگاه می کردم ... دیگه هیچی نمی فهمیدم ... صدای سوت خمپاره ها رو نمی شنیدم👂 ... دیگه کسی زنده نمونده که هنوز می زدن ... چند دقیقه طول کشید تا به خودم اومدم ... بین جنازه شهدا دنبال علی خودم می گشتم😟 ... غرق در خون ... تکه تکه و پاره پاره ... بعضی ها بی دست✋... بی پا ... بی سر ... بعضی ها با بدن های سوراخ و پهلوهای دریده ... هر تیکه از بدن یکی شون یه طرف افتاده بود ... تعبیر خوابم رو به چشم می دیدم😩 ... بالاخره پیداش کردم ... به سینه افتاده بود روی خاک ... چرخوندمش ... هنوز زنده بود😨 ... به زحمت و بی رمق، پلک هاش حرکت می کرد ... سینه اش سوراخ سوراخ و غرق خون ... از بینی و دهنش، خون می جوشید ... با هر نفسش حباب خون می ترکید و سینه اش می پرید😭 ... چشمش که بهم افتاد ... لبخند ملیحی صورتش رو پر کرد😊 ... با اون شرایط ... هنوز می خندید ... زمان برای من متوقف شده بود ... سرش رو چرخوند ... چشم هاش پر از اشک شد😢 ... محو تصویری که من نمی دیدم ... لبخند عمیق و آرامی، پهنای صورتش رو پر کرد😄 ... آرامشی که هرگز، توی اون چهره آرام ندیده بودم ... پرش های سینه اش آرام تر می شد ... آرام آرام ... آرام تر از کودکی که در آغوش پر مهر مادرش ... خوابیده بود ... پ.ن: برای شادی ارواح مطهر شهدا ... علی الخصوص شهدای گمنام ... و شادی ارواح مادرها و پدرهای دریا دلی که در انتظار بازگشت پاره های وجودشان ... سوختند و چشم از دنیا بستند ... صلوات ... ان شاء الله به حرمت صلوات ... ادامه دهنده راه شهدا باشیم ...
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♥️ واکنش مردم عراق در پیاده‌روی اربعین وقتی با انگشتر حاج قاسم غافلگیر شدند تا آخر ببینید😭😢
Majid Banifateme - Arbaein No1 (128).mp3
7.75M
🎤 <َسٍتًوٌنً‌ْبِهَ‌ْسُتُوُنَ‌ِمّیُرَوّمْ... دَلٍمٍ‌ّغُرِقِِ‌ًخٍوُنِ‌َمّیٍرِوّمَ...>ً
▪️امسال اربعین من فرق دارد: امسال من هستم و یک کوله دلتنگی؛ امسال باید در جاده تنهایی، عمودهای بی لیاقتی ام را بشمارم؛ امسال باید به جای چای ابوسجاد، در موکب جامانده ها، شوکران حسرت را سر بکشم؛ حسرت زیارت... حسرت هم‌ قدم شدن با شما... حسرت دعا برای ظهورتان در اجابت خانه کربلا...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📺سخنرانی استاد عالی ✍️موضوع: یک کار برای امام زمان (عج) 【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
بهشت روی زمین 🌴🌺🌴🌺🌴🌺🌴🌺
7.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*💥دیشب* ؛ *غوغای دعای فرج در حرم* *حسینی❗️* *🙏مهدی جان!* *👈دیشب در زیر قبه الحسین؛ محل قطعی استجابت دعا همه ظهور شما را از خدای مهربان تقاضا کردند ...💚😭* *اللهم عجل لولیک الفرج🤲🏼😭*
5.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩 🚩 عجب شوری تو موکب‌هاست... ۳ روز تا اربعین 🚩 🚩🚩🚩
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مگر مردم بچه هاشون را دادند شما بیایید سر کار ؛ آنها بچه هاشون را دادند اسلام بیاد سرکار.... استاد رحیم پور ازغدی
﷽ شهید حاج قاسم سلیمانی: امروز اگر میخواهیم جامعه توجه کند به حقیقت وضع خودش، باید در آن جامعه یاد شهید زنده بماند... دلتنگم حاجی💔