۷ آذر ، سالروز شهادت مظلومانه دانشمند بزرگ هسته ای کشور ، *دکتر محسن فخری زاده* محضر حضرت بقیة الله اعظم (ارواحنا فداه) ، رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی ، وهمه ملت شهید پرور ایران تبریک و تسلیت عرض مینمائیم. ❤شادی ارواح مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی، و تمامی شهدا، ومجدوعظمت ایران اسلامی و سلامتی مقام عظمای ولایت صلوات نثارمی کنیم. *اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم*🔴
19.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدار آخر
🍃بخش دیگری از کتاب تنها گریه کن به روایت مادر شهید محمد معماریان
مادری #زینب(سلام الله علیها) گونه
#پیشنهاد_دانلود
🇮🇷کانال بسيج اساتيد و نخبگان جامعه الزهراء(سلام الله علیها)
https://eitaa.com/joinchat/300875895Cca33e6af03
🌷 شهات محسن فخریزاده رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع
✍️ شهید محسن فخریزاده مهابادی (۱۳۳۶ – ۷ آذر ۱۳۹۹) رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع در ۷ آذر ۱۳۹۹ش، در یک عملیات تروریستی توسط عوامل رژیم صهیونیستی ترور شد و در پی شدت جراحات در بیمارستان به شهادت رسید.
✅ وی یکی از مدیران ارشد صنعت هسته ای و دفاعی کشور بود که در طول دوران عمر با برکت خود منشا خدمات فراوانی بود و توانست توان دفاعی کشور را به تراز قابل قبولی از بازدارندگی برساند.
✅ او یکی از پنج شخصیت ایرانی بود که نامش در فهرست ۵۰۰ نفرهٔ قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی فارن پالیسی منتشر میشود، قید شده بود. در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت که در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷، علیه فعالیتهای هستهای ایران تصویب شد، نام وی جزو افراد تحریم شده بود و از طریق سازمان ملل در اختیار موساد قرار گرفت.
✅ شهید فخری زاده تنها دانشمندی بود که نتانیاهو در یک برنامه از او نام برده بود و رسانههای اسرائیلی اعلام کرده بودند که نقشه ترور وی یک بار در سالهای گذشته شکست خورده بود.
✅ ترور این مدیر توانا و شایسته گرچه تلخ و ضربه سنگینی به مجموعه دفاعی کشور بود، اما دشمنان کوردل بدانند راهی را که شهید فخری زاده ها آغاز کرده اند، هرگز متوقف نخواهد شد.
🇮🇷کانال بسيج اساتيد و نخبگان جامعه الزهراء(سلام الله علیها)
https://eitaa.com/joinchat/300875895Cca33e6af03
29.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانشمند شهید #محسن_فخریزاده را در یک و نیم دقیقه بشناسیم.
گوهر بیهمتایی که به فیض عظیم #شهادت رسید و بهایی صدچندان یافت.
دریغ و درد که چه دیر شناخته شد در میان ما!
┅⊰༻▫️💠▫️༺⊱┅
#گروه_فرهنگی_تبار
🔗 #منگنهچی
╔═.💠▫️༺.══╗
@mangenechi
╚══.💠▫️༺.═╝
#استاد_قرائتی
✅ تحصیل فضیلت است، ارزش است، ازدواج ضرورت است، بخاطر فضیلت، ترک ضرورت، نکنید. سال اول است دانشجو است، خواستگار هست دخترت را شوهر بده، باقیاش را هم درس بخواند.
📌من نمیدانم چه حسابی است كه پدر و مادرها روی ازدواج بچه شان حساس نیستند ولی روی تحصیل بچه شان حساس هستند. اگر آدم بچهاش فوق لیسانس باشد بهتر از لیسانس است. هر چه باسوادتر باشیم كمال است اما ازدواج یك ضرورت است؛ دین در خطر است ولی میبینیم پدر و مادرها آن مقداری كه به تحصیل اهمیت میدهند. برای ازدواج ارزش قائل نیستند.
⚠️حتی برای مدل ماشیناش حساس است از همه جا قرض میكند خودش را به آب و آتش میزند تا ماشیناش را عوض كند اما برای ازدواج میگوید حالا كه جوان هستند بگذار خوش باشند یعنی برایشان مطرح نیست كه بچهشان فاسد بشود یا نشود یا كم مطرح است.
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#سبک_زندگی_اسلامی
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کیک ۱۰ دقیقه ای
مواد لازم :
کیک تیتاب
شیر یک و نیم لیوان
کرم کارامل ۲ بسته
خامه قنادی ۱۷۰ گرم
بیسکویت پتی بور ۲۰ عدد
پودر نسکافه ۱ ق غ
پودر کاکائو تزیین
توضیحات به صورت ویس هست
✦••┈❁🍟🍔❁┈••✦
الإمامُ الباقرُ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَنِ النِّكاحِ ـ : مَن خَطَبَ إلَيكُم فَرَضِيتُم دِينَهُ و أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ «إلاّ تَفعَلُوهُ تَكُنْ فِتنَةٌ فِي الأَرضِ و فَسادٌ كَبيرٌ» .
امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از ازدواج ـ فرمود: هرگاه كسى از دختر شما خواستگارى كرد و ديندارى و امانتدارى او را پسنديديد، به او همسر دهيد كه «اگر چنين نكنيد فتنه و فساد بزرگى در روى زمين پديد آيد».
ميزان الحكمه جلد نهم محمّد محمّدی ری شهری صفحه 134
اَُِلَُِلَُِهَُِمَُِ َُِعَُِجَُِلَُِ َُِلَُِوَُِلَُِیَُِکَُِ َُِاَُِلَُِفَُِرَُِجَُِ
015.mp3
1.37M
🔶 صحبت های دکتر حبشی در مورد رابطه صحیح زن و شوهر در خانواده
"بخش پانزدهم"
❤️ توقعات طبیعی دو طرف
💥 دکتر حمید #حبشی
🔹@IslamlifeStyles
#ساره
#قسمت_شصت_و_سوم(فصل پنجم)
خرمشهر را از دست دادیم، همین طور سوسنگرد را.
همه ی نوارهای مرزی درگیر شده بود. قسمت هایی از غرب را هم از دست دادیم و عراق در حال پیشروی بود.
حالا همه ی مردم درگیر جنگ شده بودند و انقلابی که با آن ذوق و شوق عجیب به دست آمده بود، با یک جنگ نابرابر و ناگهانی مواجه شده بود و انتظار می رفت که از دست برود.
امام حکم جهاد داد و از همان روزهای اول جنگ، همت مردم و اعزام جوان ها به مناطق جنگی چشم گیر بود.
بابا به ماشینش بلندگو بست و شروع کرد به جمع آوری کمک های مردمی.
مرکز اصلی و پایگاه مردمی هم مهدیه ی امیرکلا بود.
بعد از جمع کردن کمک ها، زن ها هم کمک می کردند و هدایا را بسته بندی و به جبهه می فرستادند.
دولت از پسِ هزینه سرسام آور جنگ برنمی آمد. تجهیزات می خواست و به همین راحتی این تجهیزات به دست آمدنی نبود و اعلام کرده بود: ملت بیایید و کمک کنید.
با همه ی این جریانات سخت و سنگینی که وارد زندگی مردم شده بود، همه سعی می کردند به روال زندگی خودشان رنگ و بوی عادی بدهند و تلاش می کردند انقلاب را به سر منزل اصلی برسانند.
سال 59 تمام شده بود و آغاز سال 60 بود.
حمیده عروسی گرفت و رفت خانه بخت و زندگی اش را شروع کرد و عفت هم نامزد گرفت.
من هم خواستگار داشتم، اما دوست داشتم همسرم پاسدار باشد یا یکی از بچه های مسجدی مذهبی و اهل جبهه و جنگ باشد.
دوستم عفت هم با کسی ازدواج کرده بود که در کمیته بود. چیزی شبیه حمیده که همسرش در سپاه بود و رفته بود جبهه.
#ساره
#قسمت_شصت_و_چهارم
ماه رمضان سال 60 رسید.
چهار هفته ماه مبارک رمضان، نماز جمعه را از دست نمی دادیم؛ با آن فضا و تبلیغات و مسائل جنگ و شهدایی که می آوردند و خطبه های آیت الله روحانی که حالا نماینده ولی فقیه در استان مازندران و امام جمعه شهر بابل بودند، ایراد می کردند.
هوای گرم مرداد، روزه داری را سخت کرده بود.
مدتی بود که از ازدواج دوستان صمیمی ام می گذشت و دیگر کمتر از حمیده و عفت خبر داشتم.
خودم هم رعایت می کردم، به خاطر این که دیگر رفته بودند سر زندگی شان.
همیشه این نوع مراعات کردن ها را در زندگی ام داشتم و دارم.
وقت نماز خواندن بود که دیدم حمیده آمد. احوالپرسی کردیم و بعد از مدتی که همدیگر را دیده بودیم، کلی شادی به جانمان افتاد، گفت: تو کجایی معلومه؟
-هستم. خونه بودم. من جایی رو ندارم برم. شما ها سرتون گرمه، معلوم نیست کجایید!
خندید و گفت: خب حالا توام. می دونی چند بار زنگ زدم خونه تون، نبودی؟
نگاهی به دوروبر انداخت. کنار من جا نبود. نماز هم داشت شروع می شد. هوا آنقدر گرم بود که آدم کلافه می شد.
گفت: ساره! می رم یک گوشه ای جا پیدا کنم. بعد از نماز ضلع جنوبی دانشگاه همدیگر رو ببینیم.
مثل همیشه نماز جمعه در دانشگاه فنی نوشیروانی بابل برگزار می شد. گفتم: باشه! میام.