وارد دانشگاه تهران که شدم مردم بغض داشتند و خیلیها هم گریه میکردند.
جمعیت زیادی اومده بودند. همه مشکی پوش شهدا بودند. به هر طرف نگاه میکردی همه را عزادار میدیدی.
لحظه به لحظه صدای صلوات بود و نوحه. عدهای نوحه میخواندند و عده ای برای آن گریه میکردند.
هر لحظه که اسمی از شهدا میآمد بغض ها تبدیل به گریه میشد. گریهها بلندتر از قبل در فضای دانشگاه میپیچید.
همه برای بیعت آمده بودند. با چشمانی پر از گریه و با دلی پر از ناراحتی.
مائده محمدی از زنجان
پنجشنبه ۰۳/۰۳/۰۳ |#تهران
روایتی از تشییع شهدا در تهران
#شهید_جمهور
#خادم_الرضا
#مثل_رجایی
#شهید_خدمت
🚩 به #حسینیه_هنر_زنجان بپیوندید
➕@hoseinieh_honar_zanjan
خدافظی سختی بود...
هوا گرم بود و جمعیت رفته رفته بیشتر میشد. به هرکسی که نگاه میکردم چشمهایشان گریان بود و گاهی شانههایشان میلرزید. یک روضه کافی بود تا گریههایشان بلندتر شود.
یک خانمی در حالی که گریه میکرد، با صدای بلند میگفت: «بلندشو علمدار... بلندشو، قدر تو را ندانستیم، بلندشو...»
با حرفهایش حزنم بیشتر شد و بهم ریختم. صدای هق هقِ مردم بلندتر شد.
هر گوشهای که نگاه میکردی کسی با شهدا زمزمهای داشت.
یکی میگفت: «سلام ما را برسان به امام رضا... »
یکی میگفت: «بعد از تو عاقبت ما چه میشود؟»
یکی با صدای بلند گریه میکرد و بر سر زنان میگفت: «امام زمان ظهور کن آقا... آقای رئیسی واسطهی ما باش برای ظهورش»
با شنیدن این حرفها داغ دلم بیشتر و سنگینتر میشد.
خدافظی سختی بود...
مائده محمدی از زنجان
پنجشنبه ۰۳/۰۳/۰۳ |#تهران
روایتی از تشییع شهدا در تهران
#شهید_جمهور
#خادم_الرضا
#مثل_رجایی
#شهید_خدمت
🚩 به #حسینیه_هنر_زنجان بپیوندید
➕@hoseinieh_honar_zanjan
📌 #رئیسجمهور_مردم
جشنی که عزا شد
حوزههای کارگری و کارفرمایی خوشحال بودند، دولت دهم بدهی سیودو هزار میلیاردیاش به تامین اجتماعی را با صورت جلسه کردن چند معدن پرداخت کرده بود. برای این اتفاق بیسابقه جشن تسویه حساب گرفتند. دولت دهم به پایان خودش رسیده بود و کار را به دولت یازدهم سپرد.بعداز تشکیل اولین جلسهی هئیت دولت جدید، مصوبهی دولت دهم لغو شد و بدهیها سرجایش باقی ماند.
زمانی که آقای رئیسی کارش را به عنوان رئیس دولت سیزدهم شروع کرد، نام تامیناجتماعی در لیست ابر بدهکاران بانکی جا خوش کرده بود. بدهی سه دولت روی هم انباشت شده بود و به چهارصد هزار میلیارد رسیده بود. دولتها بدهیهایشان به سازمان تامین اجتماعی را پرداخت نکرده بودند اما سازمان باید حقوق مردم و کارگرها را پرداخت میکرد به همین دلیل مجبور به گرفتن وام از بانک میشد و وامهای گرفته شده را هم نمیتوانست تسویه کند.
در این شرایط و با خزانهی خالی آقای رئیسی دولت را تحویل گرفت. در همان ابتدای کار پرداخت بدهی دولت به تامین اجتماعی جز اولویتهای آقای رئیسجمهور قرار گرفت. با کم کردن هزینههای دولت و با استفاده از تمام امکانات توانستند در مرحله اول ۱۱۰ تا ۱۲۰ همت از دیون را پرداخت کنند و تلاطم و ناترازی صندوق را کنترل کنند.
علیرضا عسگریان
به قلم: فاطمه نصراللهی
چهارشنبه | ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ | #تهران
🆔 @ravina_ir
🆔 @revayate_kefayat
📌 #رئیسجمهور_مردم
کلاسهای بیمعلم
سال تحصیلی جدید شروع شده بود و بعضی کلاسها بیمعلم مانده بودند. مشکل دیگر جمعیت کلاسها بود. یک معلم برای سی دانشآموز. این شرایط هم برای معلمان سخت بود هم پدر و مادرها را نگران کرده بود.
ایراد کار از آنجا بود که در سالهای گذشته تعداد نیروهای تازه نفس آموزش و پرورش به پای بازنشستگانش نمیرسید. از طرف دیگر تعداد مدارس به اندازه نیاز کشور نبود.
آقای رئیسجمهور اداره استخدامی، سازمان برنامه و بودجه و آموزش و پرورش را پای کار آورد و مشکل کمبود نیرو را با جذب دویست هزار نفر حل کرد. برای آقای رئیسی مهم بود که نیروهای جذب شده کارآمد باشند برای همین کانونهای ارزیابی را تشکیل داد تا بعد از آزمون استخدامی، نیروها از نظر کیفیت ارزیابی شوند. خیرین مدرسه ساز هم پای کار ساخت مدارس آوردهشدند.
مرتضی فاطمینژاد
به قلم: فاطمه نصراللهی
دوشنبه | ۷ خرداد ۱۴۰۳ | #تهران
🆔 @ravina_ir
🆔 @revayate_kefayat