آیت الله شوشتری:
نزد هر استادی که رفتید اگر بر دریا راه می رفت اگر پرواز میکرد اگر غیب میگفت اما با رهبر معظم و معزز انقلاب زاویه داشت سریع برخیزید و بیرون بروید که او شیطانی مجسم است.
#بصیرت
#فتنه
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
⚠️ هنگامي كه نامي از «تهاجم فرهنگي» برده ميشود، عدهاي بيجهت موضع ميگيرند؛ اما باور كنيم يك مجسمه ساده بودا، صدف مارپيج، وزغ سهپا بهشكل سربازان اين تهاجم در يونيفرم قدرت نرم فنگشويي باورهاي ما را هدف قرار دادهاند.
♻️شايد از هنگامي كه بشر در قرن 21 خود را از مباني اصيل الهي دور كرد و با پيشرفت روزافزون علم از معنويت فاصله گرفت و به مرز افسردگي رسيد؛ بر آن شد كه به دنبال معنويتي برود كه ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنياي ايدهآل را جستوجو كرده و به خوشبختي مورد انتظار خود دست يابد. در محيط اطراف ما نيز گاهي شنيده ميشود كه برخي افراد به دنبال خوشبختي خيالي خود به سمت عرفانهاي خوشآب و رنگ اما پوچ كشيده ميشوند.‼️
«فنگشويي» نيز يكي از مواردي است كه در ايران طي چندين سال فعاليت، توانسته علاقهمندان را بهسوي خود جذب كند؛ اما اينكه صحت و سقم فنگشويي تا چه ميزان است در این مطلب بیان می شود:
👇👇👇
⛔️ فنگشويي؛ خرافه يا واقعيت؟
بخش اول
💠 فنگ شویی چیست؟
◀️ در تعريف فنگشويي آوردهاند: به معناي باد و آب است، يك فلسفه و فن باستاني در چين است و براي پيدا كردن دكوراسيون مناسب و چيدمان درست اشيا در ساختمانهاي مسكوني، تجاري، باغ و غيره استفاده ميشود تا بهترين اثر را بر سلامتي، شادي، موفقيت، هماهنگي و به طور كلي انرژي مثبت «چي» داشته باشد. مهمترين چيزهايي كه بايد رعايت كرد، پرهيز از بينظمي و هرگونه انباشتگي، استفاده از رنگهاي مناسب، خطوط منحني، در نظر گرفتن جهتهاي مناسب است، البته امروزه به طور رسمي در #چين آن را خرافات ميدانند .
◀️ در فنگشويي برای نشان دادن نحوه درست تقسيم #انرژي از اين #نمادها استفاده ميكنند كه عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژي «ينگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژي آن در سمت شرق يا سمت راست بنا قرار ميگيرد. در مقابل اژدها، «ببر» داراي انرژي «يين» است و نشانه عنصر فلز. «لاكپشت» نيز نشان ثبات و استحكام قسمت پشتي زمين و بناست. «ققنوس سرخ» نيز در مقابل لاكپشت، حيواني افسانهاي بسيار فعال و هميشه در حال حركت و پرواز، به عنوان سمبل آسايش مادي در زندگي است.😐
⛔️ «فنگشويی»؛ بتپرستی مدرن قرن بيستويكم
💠 اما پناه بردن به مجسمه و طلسم و انتظار قدرت و تاثیر و انرژی از آنها داشتن، #خرافات و باورهای بی خردان است.
فنگشويي نوعی #بت پرستی با چهره ای مدرن و خرافه گرایی با شکلی جدید است و چيزي جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستي و كمشدن #توكل در زندگي نیست. انساني كه از صبح تا شب خود را اسير چندين نماد فلزي و چوبي و سنگي كند، چه رهاوردي را براي خود به ارمغان خواهد آورد؟ 😕
💠 از نظر آسيبشناسي رفتاري نیز، استفاده از مجسمههاي زشت و بدشكل در ضمير ناخودآگاه افراد اثر منفي گذاشته و حتي ممكن است باعث شباهت جنين انسان به آنها شود، بنابراين استفاده از اينگونه اشيا يعني مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» يا «موش» در محيط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره كودكان ميشود و هيچ نفع ديگري ندارد.😱😱
💠ساده زیستی، مرتب و منظم بودن و نظیف و پاك نگه داشتن محيط زندگي و تغييرات چيدماني در آنها استفاده از ابزار و وسايلي كه نياز واقعي به آنها وجود دارد،🌷 خودداري از خريد و نگهداري از وسايلي كه مازاد و احتياج است، همگی دستوراتی اسلامی است که بیش از يكهزار سال پيش توسط ائمه عليهمالسلام مورد تاكيد قرار گرفته است. 👌
اما انرژی و شادی هر خانه به وسایل درون آن خانه نیست، بلکه به رفتار و اخلاق نیکو اعضای آن خانه نسبت به یکدیگر است.
بسیاری از خانه ها وجود دارد که دکوراسیون داخلی آن دقیقاً بر اساس اصول فنگ شویی طراحی شده است، اما از بیشترین میزان ناآرامی و پریشانی برخوردار است و اعضای آن خانه همواره از هم جدا و نامهربان هستند. 👈آنچه اعضای یک خانواده را دور هم جمع می کند و بین آنها الفت و مهربانی بر قرار می کند، عمل به دستورات دینی و پایبندی به آن است. به هر میزان که خداوند در زندگی کم رنگ شود به همان میزان اضطراب و پریشانی بیشتر خواهد بود. 🙏
بخش دوم
دکتر سید کاظم موسوی عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي علت پناهآوردن برخي از مردم به فنگشويي را چنين بيان ميكند:
🔺 دور شدن از باورهاي اصيل باعث پناهبردن به اين گونه طلسمها و خرافهها ميشود، مثل مهره خوشبختي، مجسمه گشايش بخت و يا عروسك آورنده خواستگار! اين گونه باورها صدها سال است كه در جوامع منزوي شده است، نمي دانم چرا امروز عدهاي تلاش ميكنند، دوباره جوانان ما را با اين گونه ابزار مشغول كنند؟! اين بخشي از ناتوي فرهنگي است كه ميخواهد بين باورهاي اصيل اسلامي و جوانان فاصله ايجاد كنند. * فنگشويي نوعي از بتپرستي مدرن است.
ایشان با اشاره به اينكه فنگشويي از بطن اعتقادي بودا نشأت گرفته و نگاه الوهيتي ندارد، بيان ميدارد:
🔺در واقع فنگشويي بتپرستي مدرن است. در فنگشويي سادهزيستي تبليغ ميشود، در حالي كه اسلام به ساده زيستي به عنوان اصلي اساسي نگاه كرده است، به طوري كه سادهزيستي در سيره عملي رسول اكرم صليالله عليه وآله وسلم و ائمه عليهمالسلام، به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشيدن، ساده معاشرت كردن با مردم به وضوح ديده ميشود.
وي فنگشويي را وصله ناچسب ميداند و ميگويد:
🔺 جريان فنگشويي يك نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراين محققان و انديشمندان حوزوي و دانشگاهي بايد در خصوص عوامل انحرافي، آگاهي لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم كوشا باشند و با بيان زيباييها همراه با آيات قرآن و روايات، اسلام ناب محمدي را به مردم بيشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوي فرهنگي واكسينه كنند.
* ضرورت تقويت توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار(ع) توجه به اين نكته كه فنگشويي آرام آرام در محيط اجتماعي و اعتقادي مردم دام ميگستراند و محققان ديني بايد با معرفي صحيح آن به مردم در پيشگيري هر چه بيشتر آن كوشا باشند، چرا كه فراروي فنگشويي چيزي جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستي و كمشدن توكل در زندگي به چشم نميخورد. انساني كه از صبح تا شب خود را اسير چندين نماد فلزي و چوبي و سنگي كند، چه رهاوردي را براي خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستي انسان مسلمان، پرودگار عالم را در كجاي قلب خويش جاي داده است؟! بياييم با دوري از شرك ظاهري و خفي، با تقويت توكل و توسل خويش به خداوند متعال و ائمه معصومين عليهمالسلام ـكه رابطه فيض الهي هستندـ معناي صحيح زندگي را درك كنيم و با افزايش رابطه خود با خالق هستي، دنيا را به خاطر او به تسخير درآوريم.
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها
#بسیج_طلاب
23.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قصه شب 🏴
حضرت رقیه سلام الله علیها
قسمت اول
#داستان
#کانون_نور_الثقلین
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
این داستان فوق العاده زیباس حتما بخوانید
🔹ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشمو چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهی تابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه... برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدند.
🔹پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم. بابام میگفت: نون خوب خیلی مهمه.
من که بازنشسته ام، کاری ندارم، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم. در میزد و نون رو همون دم در میداد و میرفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد. هیچ وقت.
🔹دستم چرب بود، شوهرم در را باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند. صدای شوهرم از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت میکرد بالا.
🔹برای یک لحظه خشکم زد! آخه ما خانوادۀ سرد و نچسبی هستیم. همدیگه رو نمی بوسیم، بغل نمی کنیم، قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم. اما خانواده ی شوهرم اینجوری نبودن، در می زدند و میامدند تو، روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند.
قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند. برای همین هم شوهرم نمی فهمید که کاری که داشت میکرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می کرد، اصرار می کرد. آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم.
🔹خونه نا مرتب بود، خسته بودم. تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم. چیزهایی که الان وقتی فکرش را میکنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید.
شوهرم توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید. پرسیدم: برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت: خب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم.
گفتم: ولی من این کتلت ها رو برای فردامون هم درست کردم.
گفت: حالا مگه چی شده؟ گفتم: چیزی نشده؟
در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم.
🔹پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت: دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نون ها رو برات ببرم؟ تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم. پدر و مادرم تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند.
وقتی شام آماده شد، پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند و این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت.
🔹پدر و مادرم هردو فوت کردند. چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق از سرم گذشت: نکنه وقتی با شوهرم حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود؟ نکنه برای همین شام نخورد؟
از تصورش مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند.
راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم؟
آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم. یک قطره روغن می چکد توی ظرف و جلز محزونی می کند.
واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت؟
حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد. حالا دیگه چه اهمیتی داشت وسط آشپزخانه ی خالی، چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد، آه بکشم؟
چقدر دلم تنگ شده براشون. فقط، فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه، میوه داشتیم یا نه. چرا همش میخواستم همه چی کامل باشه بعد مهمون بیاد!
همه چیز کافی بود، من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک. پدرم راست میگفت که:
نون خوب خیلی مهمه. من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم، اما کسی زنگ این در را نخواهد زد، کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد. اما دیگه چه اهمیتی دارد؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیتشو می فهمی.
بیایم برای عزیزان پر کشیده از دنیا با دعا و اعمال صالح برای آنها صدقه باشیم
و قدر عزیزان در حال حیات زندگیمون رو بیشتر بدونیم...❤️
#خاطرات_تلخ_به_یاد_ماندنی
#کانون_نور_الثقلین
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
.
♻️ فلسفه حرمت خودآرایی و تبرّج زن برای بیگانه از نظر شهید مطهری (ره)
اسلام اصرار فراوانی دارد که محیط #خانوادگی آمادگی کامل برای #کامیابی زن و شوهر از یکدیگر داشته باشد. زن یا مردی که از این نظر کوتاهی کند، مورد نکوهش صریح اسلام قرار گرفته است.
اسلام اصرار فراوانی به خرج داده که محیط اجتماع بزرگ محیط #کار و عمل و #فعالیت بوده و از هر نوع کامیابی جنسی در آن محیط خودداری شود.
فلسفه تحریم نظر بازی و تمتعات جنسی از غیر همسر قانونی، و هم فلسفه حرمت #خودآرایی و #تبرّج زن برای بیگانه همین است. "
(اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، ص ۵۱)
#بصیرت_افزایی
#کانون_نور_الثقلین
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
۳۰ مرداد سالروز بزرگداشت
رئیسالمحدثین، فخرالمجتهدین،
علامه مجلسی (ره)
✍️رهبر معظم انقلاب:
علامه مجلسی رحمت الله علیه مرد خیلی بزرگی بود. یعنی کسی نگاه کند به بیانهایی که ایشان در بحار دارد میفهمد که این مرد هم فقیه است هم متکلم و هم اهل عقلیات، منتها فقط به حدیث معروف شده؛ در حالی که اینطور نیست.
۱۳۹۶/۱۲/۰۷
#بصیرتی
#کانون_نور_الثقلین
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
به مناسبت بزرگداشت فخر المجتهدین علامه مجلسی.
✅ دعای مستجاب پدر علامه در حق ایشان.
#بصیرتی
#کانون_نور_الثقلین
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
◾️ اهل «حلب» چه بلایی را بر سر أسرای آل الله، آوردند ...
⚡️ وقتیکه با ریختن یک قطره از خون سر مطهر سیدالشهداء علیهالسلام، آب چشمهای گوارا، تلخ و مکدّر میشود...
در نقلی آمده است:
چون کاروان أسرای آل الله، با سختی و مشقت به شهر «حلب» نزدیک شدند، در نزدیکی آن شهر، چشمهای بود که آب شیرین و گوارایی داشت به نام «یوثمة»؛
🩸لشکریان نانجیب خودشان به سراغ خوردن آب از آن چشمه گوارا رفتند و اسیران را بر فراز شتران متوقف کردند و سرهای مطهر را بر فراز نیزه ها نهادند؛
فَجَعَلَ اَولادَ السَفاحِ یَتَفاخَرُ بَعضُهُم عَلیٰ بَعضٍ
▪️آن حرامزادگان سُفله، که هر یک نیزهای را به دست داشت، بر یکدیگر فخر میکردند.
🩸اهل حلب شهر را آزین بسته و به استقبال آن حرامیان آمدند؛ حاکم حلب با نهایت عیش و طرب، با طبل و نای و عود به همراه جماعتی از یهود به استقبال آنان آمد.
🩸آن جماعت نانجیبی که به استقبال آمدند، ابداً شرم و حیا نمیکردند و بی شرمی و بیحیایی را به جایی رسانیدند که راوی گوید:
چون به نزدیکی اهل بیت اطهار و اسرای دل فَکار رسیدند،
شَرَعوا یَرمونَهُم بِالحِجارَةِ والمَدَر
▪️شروع کردند به سنگ و کلوخ انداختن بر آن أسرای بی پناه.
🩸تا جایی که راوی گوید:
واللهِ فَلَم یَبقَ اَحَدٌ مِنَ الْاُساریٰ وَ الرُووسِ اِلّا اَصابَهُ حَجَرٌ و مَدَرٌ
▪️به خدا قسم یک نفر از اسیران و سرهای مطهر، باقی نماند مگر اینکه سنگ و کلوخی به او اصابت کرد.
و اَصابَ حَجَرٌ مِن تِلکَ الْاَحجارِ عَلیٰ رَاسِ الْحسینِ علیه السلامُ فَشَرَعَ یَجری مِنهُ دَمٌ عَبیطٌ و سَقَطَتْ قَطرَةٌ مِن ذٰلکَ الدَّمِ عَلیٰ عَینِ الثَریمَةِ
▪️ و یکی از آن سنگها به سر مطهر امام حسین علیهالسلام اصابت کرد و از آن سر مطهر ، خون تازهای جاری شد و قطرهای از آن خون بر چشمه «ثریمه» افتاد.
🩸در اینجا بود که راوی گوید:
و صارَ مائُها مُنکَدِراً فوراً فَلَم یَرَ اَحَدٌ بَعدَ ذٰلکَ صَفاءَ مائِها و ذَهَبَ عَذبُهُ و اِنقَلَبَ لَونُهُ
▪️آب چشمه بلافاصله مکدر شد و پس از آن هیچ کس، پاکیِ آب آن چشمه را ندید و شیرینی آن از بین رفت و رنگ آن تغییر کرد.
فَلَمَّا رَأَتْ زینبُ ذٰلکَ بَکَتْ بُکاءً شَدیداً و قالَتْ: وا اَخاه!
▪️همینکه حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها این صحنه را دیدند، گریه شدیدی کردند و صدای «وا اخاه» سر دادند.
ثُمَّ ضَرَبَتْ رَأسَها عَلیٰ خَشَبِ الْمَحمِلِ ضَرباً شَدیداً بِحَیثُ جَری الدَمُ مِن تَحتِ مَقنَعِها
▪️سپس سرشان را محکم به چوبه محمل زدند، به گونهای که خون از زیر معجر آن بانوی مظلومه، جاری شد.
📚بحر المصائب ج۷ ص۲۶۱
این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب ، قیامت روان شده
یک جا ز پیرِ کوفه شنیدهست ناسزا
یک جا به سنگ کودکِ شامی نشان شده...
#ایام_شهادت_تسلیت
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز
◾️ اهل «حلب» چه بلایی را بر سر أسرای آل الله، آوردند ...
⚡️ وقتیکه با ریختن یک قطره از خون سر مطهر سیدالشهداء علیهالسلام، آب چشمهای گوارا، تلخ و مکدّر میشود...
در نقلی آمده است:
چون کاروان أسرای آل الله، با سختی و مشقت به شهر «حلب» نزدیک شدند، در نزدیکی آن شهر، چشمهای بود که آب شیرین و گوارایی داشت به نام «یوثمة»؛
🩸لشکریان نانجیب خودشان به سراغ خوردن آب از آن چشمه گوارا رفتند و اسیران را بر فراز شتران متوقف کردند و سرهای مطهر را بر فراز نیزه ها نهادند؛
فَجَعَلَ اَولادَ السَفاحِ یَتَفاخَرُ بَعضُهُم عَلیٰ بَعضٍ
▪️آن حرامزادگان سُفله، که هر یک نیزهای را به دست داشت، بر یکدیگر فخر میکردند.
🩸اهل حلب شهر را آزین بسته و به استقبال آن حرامیان آمدند؛ حاکم حلب با نهایت عیش و طرب، با طبل و نای و عود به همراه جماعتی از یهود به استقبال آنان آمد.
🩸آن جماعت نانجیبی که به استقبال آمدند، ابداً شرم و حیا نمیکردند و بی شرمی و بیحیایی را به جایی رسانیدند که راوی گوید:
چون به نزدیکی اهل بیت اطهار و اسرای دل فَکار رسیدند،
شَرَعوا یَرمونَهُم بِالحِجارَةِ والمَدَر
▪️شروع کردند به سنگ و کلوخ انداختن بر آن أسرای بی پناه.
🩸تا جایی که راوی گوید:
واللهِ فَلَم یَبقَ اَحَدٌ مِنَ الْاُساریٰ وَ الرُووسِ اِلّا اَصابَهُ حَجَرٌ و مَدَرٌ
▪️به خدا قسم یک نفر از اسیران و سرهای مطهر، باقی نماند مگر اینکه سنگ و کلوخی به او اصابت کرد.
و اَصابَ حَجَرٌ مِن تِلکَ الْاَحجارِ عَلیٰ رَاسِ الْحسینِ علیه السلامُ فَشَرَعَ یَجری مِنهُ دَمٌ عَبیطٌ و سَقَطَتْ قَطرَةٌ مِن ذٰلکَ الدَّمِ عَلیٰ عَینِ الثَریمَةِ
▪️ و یکی از آن سنگها به سر مطهر امام حسین علیهالسلام اصابت کرد و از آن سر مطهر ، خون تازهای جاری شد و قطرهای از آن خون بر چشمه «ثریمه» افتاد.
🩸در اینجا بود که راوی گوید:
و صارَ مائُها مُنکَدِراً فوراً فَلَم یَرَ اَحَدٌ بَعدَ ذٰلکَ صَفاءَ مائِها و ذَهَبَ عَذبُهُ و اِنقَلَبَ لَونُهُ
▪️آب چشمه بلافاصله مکدر شد و پس از آن هیچ کس، پاکیِ آب آن چشمه را ندید و شیرینی آن از بین رفت و رنگ آن تغییر کرد.
فَلَمَّا رَأَتْ زینبُ ذٰلکَ بَکَتْ بُکاءً شَدیداً و قالَتْ: وا اَخاه!
▪️همینکه حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها این صحنه را دیدند، گریه شدیدی کردند و صدای «وا اخاه» سر دادند.
ثُمَّ ضَرَبَتْ رَأسَها عَلیٰ خَشَبِ الْمَحمِلِ ضَرباً شَدیداً بِحَیثُ جَری الدَمُ مِن تَحتِ مَقنَعِها
▪️سپس سرشان را محکم به چوبه محمل زدند، به گونهای که خون از زیر معجر آن بانوی مظلومه، جاری شد.
📚بحر المصائب ج۷ ص۲۶۱
این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب ، قیامت روان شده
یک جا ز پیرِ کوفه شنیدهست ناسزا
یک جا به سنگ کودکِ شامی نشان شده...
#ایام_شهادت_تسلیت
#کارگروه_جمعیت_دختران_انقلاب
#معاونت_فرهنگی_تبلیغی
#مدرسه_علمیه_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها_البرز