eitaa logo
برتربین | اندیشکده رؤیت
2.7هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
8.1هزار ویدیو
31 فایل
سایت برتربین از سال ۱۳۸۷ شروع به فعالیت نمود. » کانال اصلی برتربین در سروش بهمراه ۱۰ الی ۲۰ کانال موضوعی دیگر است اما فعلا آنجا کمتر هستیم splus.ir/Bartarbin » در ایتا نیز مطلب منتشر میکنیم سایت برتربین Bartarbin.com ارتباط با مدیر: @Andishkadeh_rowyat
مشاهده در ایتا
دانلود
رسانه‌ی گلوب‌آی‌نیوز نوشته: سال گذشته در آلمان بیش از ۱۱ هزار خودکشی رقم خورده! کاربر عرب واکنش نشون داده: چه مرگتونه! بهترین زیرساخت و طبیعت و تکنولوژی رو دارین! چرا خودکشی؟! کاربر فرانسوی جواب داده: اینجا هم همینطوریه. من ۸ ماه میشه که با کسی حرف نزدم!! چقدر مسائل ذهن‌های مستعمره شبیه هم است. همه چیز را در تکنیک می‌بیند و غافل از داشته‌های خودش است؛ چیزی مثل معنای زندگی وقتی معنویت نباشه همینه کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
تاریخ دنیا به قبل و بعد حمله به ایران تقسیم شد!! شروع تحولات بزرگ جهان.. فارین پالیسی: جنگ علیه ایران جهان را برای همیشه تغییر داد کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️ جلوی این پرچم باید زانو بزنید خط‌ونشان زارع پس از برد ۱۰-۰ حریف آمریکایی. کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
احمد زید آبادی اصلاحطلب (تسلیم طلب) نباید انتقام بگیریم نباید انتقام ناو دنا رو بگیریم بشنویم صحبت‌های یکی از جانبازان ناو دنا حتی بهمون اخطار هم ندادن کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
🔻 محسن رضایی: حلاوت نمازی که در دیدار اخیر به امامت ایشان نصیبم شد را فراموش نمی‌کنم. اشراف کامل رهبر انقلاب بر مسائل مختلف عامل سرافرازی کشور خواهد بود خوش به حالت آقا محسن کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️ صهیونیست‌ها چه نگاهی به جنگ ایران و اسرائیل دارند؟ خاخام اسرائیلی: ممکن است مردم بگویند اینجا چه خبر است؟ از هر طرف به این ایرانی‌ها ضربه می‌زنند و فشار وارد می‌کنند، چطور تسلیم نمی‌شوند؟ پای جنون یا دیوانگی در میان نیست؛ اصل ماجرا چیست؟ خداوند از میان تمامی ملت‌ها، آن هماورد واقعاً برخوردار از شجاعت و صلابت را برای نبرد پایانی تاریخ انتخاب کرده؛ ما باید با هماوردی قدرتمند یعنی ایران روبرو شویم؛ «ای پروردگار جهان، ما را از شر ایران نجات بده!» «ده پیمانه شجاعت و دلاوری به جهان فرود آمد؛ نُه پیمانه سهم پارسیان شد و یک پیمانه نصیب تمامی جهانیان گشت!» البته مسلماً ما از آن‌ها برتریم و به اصطلاح در جیب کوچکمان جا می‌گیرند! ✍به خودتون افتخار کنید اگر دنبال تسلیم نیستید کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان مناظره نفس نوری با نفس ناری مبتنی‌بر مباحث جلسه بیست‌وپنجم کرسی اندیشکده تثبیت ♨️نفس ناری: محبوس در لایه‌ی «صدر» و «شغاف»؛ با چشمانی ناآرام و حریص، لباسی به سبک طراحی‌های تجاری و زاویه‌دار، مدام به پوست و موی خود در آینه‌ها خیره می‌شود. 🔆نفس نوری: مستقر در ساحت «فؤاد» و سکینه؛ بدون آرایه، آرام و اندیشه‌ورز. شرح داستان در ادامه... ✍️ بانو پروینیان
نفس ناری، دستش را روی گونه‌اش می‌کشد، زیر نور متمرکز چراغ گریم خم می‌شود و با پودرو کرم ور می‌رود. صدای موسیقی صنعتیِ ممتد و کوتاهی  شنیده می‌شودو با خود زمزمه میکند: خطِ لبخند نیست؛ این فروپاشیِ زاویه‌هاست. اگر گوشه‌ی این چشم یک میلیمتر بالا نرود، اگر این استخوان برجسته نشود، در اینستاگرام، در راهروهای اداره، زیر نگاهِ خریدارانِ چهره، یک «عدم» خواهم بود. باید تیغ کشید، باید قالب ریخت! زیبایی یعنی انطباقِ بی‌نقص با آخرین ژورنال، یعنی شکست دادنِ پیری با کلاژن و خون و فلز. من نمی‌خواهم ذوب شوم؛ من خودِ شعله‌ام که باید خیره کند! نفس نوری :(بی‌آنکه سر بچرخاند، با صدایی استوار) تو در چاهِ «شغاف» دست‌وپا می‌زنی؛ در حیاتِ حیوانیِ حسادت و تقاضا. این که بر چهره‌ات می‌آویزی، حُسن نیست؛ سودِ سرشارِ کارتل‌های رنگ و جراحی‌ست. تو «تغییر در خَلقِ خدا» را مدرنیته نامیده‌ای، و ترسی را که بادِ سوزانِ «لَفح» در جانت انداخته، پشتِ زاویه‌سازیِ فک پنهان می‌کنی. کدام زیبایی؟ زیباییِ طاووس‌های پلاستیکیِ ویترین؟ نفس ناری :(با خشم روی برمی‌گرداند، یک ظرف کرم را روی میز می‌کوبد) طاووسِ پلاستیکی؟ این نبردِ من با زوال است! تو از پشتِ آن پنجره‌ی کهنه فتوا می‌دهی، اما بیرون، در بازار، قیمتِ هر زن  را نگاهِ دیگری تعیین می‌کند. اگر استانداردهای فصلی را نخرم، اگر تنم را شبیه‌سازی نکنم به پیکره‌های تراشیده‌ی هالیوود، چه کسی به من خیره خواهد شد؟ انسان یعنی تصویر؛ تصویری که می‌درخشد و مصرف می‌شود! نفس نوری : مصرف می‌شود... دقیقاً همین است! تو زیبایی را از ساحتِ «رؤیت» پایین کشیده‌ای و برده‌ای به مذبحِ «ژویسانس» و شهوت. آن آتشی که در تو زبانه می‌کشد، همان مشعلِ دزدیده‌شده‌ی پرومتئوس است؛ طغیانی کور بر ضدِ زمان، اضطرابی حیوانی در محاصره‌ی آینه‌ها. چرا وقتی زنانِ مصر دست‌هایشان را با کارد بریدند، نگفتند یوسف «جمیل» است؟ فریاد زدند: «ما هذا بَشَراً إن هذا إلا مَلَکٌ کَریم»! آنچه آن‌ها را مبهوت کرد، کاتالوگِ اندام نبود؛ شکوهِ نور بود در لایه‌ی فؤاد؛ عفتی بود که هیبتِ فرشتگان را در خاک منعکس می‌کرد. اما تو... یوسف را در حد یک مانکنِ بی‌خون تقلیل داده‌ای! نفس ناری :(لحنش میان اضطراب و تمسخر در نوسان است، دستش را روی گردنش فشار می‌دهد) ملکِ کریم؟ آن قصه‌ها خاک خورده است! من در قرنِ سیمان و سلفی نفس می‌کشم. اینجا اگر به پوستت نرسی، دفنت می‌کنند. پیری یک جذام است و من با این تیغ‌ها جلویش سد بسته‌ام. چرا نباید هر سال پوستی تازه بیندازم؟ مگر تقارن، ذاتِ آفرینش نیست؟ نفس نوری :  تقارن وتناسب ساختگی، مرگِ کرامت است. تو پیری را جراحی نمی‌کنی، تو داری وحشتت را از «لقاء» بتونه می‌کشی! این خطوطِ پیشانی، سیرِ آوندها بود به سمتِ پاییز؛ پاییزی که خود معبری‌ست به رستاخیزِ نور. اما دستگاهِ طاغوت به تو آموخته که چینِ چهره یعنی انقضا، تا برای هر روزنه‌ی پوستت، مالیاتِ مصرف بپردازی. ببین چگونه با هر تزریق، شبیه به هزاران ماسکِ مسخ‌شده‌ی دیگر می‌شوی؛ شبیه‌سازیِ گله‌ای، بدون هیچ «نشانه‌ای» از فردیتِ الهی. تو در «صدر» مانده‌ای، نبات‌وار؛ و گمان می‌کنی صعود کرده‌ای. نفس ناری:(به آینه خیره می‌شود، دست‌هایش شل می‌شوند و سایه‌ی دودآلود چهره‌اش لرزان می‌شود) پس چه کنم با این حسرتِ تماشا؟ با این تمنای ستایش شدن؟ اگر این نقاب را بشکنم، در چشمانِ جهان فقط یک خطای ژنتیکی‌ام؛ پوستی که می‌افتد، خاکی که خاکستر می‌شود... چه چیز در من می‌ماند که زیبا صدایش کنند؟ نفس نوری:(آرام به سمت خودناریش میچرخد ، دست بر آینه‌ی غبارگرفته می‌گذارد) آرام میگوید : از «شغاف» هجرت کن به سمت «قلب»؛ از شهوتِ دیده شدن هجرت کن به سکینه‌ی دیدن. زیباییِ نار، سوزان است؛ بعد از هر تماشا، طعمِ خاکستر در دهان می‌گذارد! ✍️بانو پروینیان / اندیشکده رؤیت 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin