متن کامل
✍هشدار به فرماندهان نظامی
آقایان فرماندهان ،جانفدایان اسلام عزیز،
اگر بعد از کشته شدن امام رشید بدست دشمن زبون، شاهکارهای نظامی تان را رو کنید ، یعنی قیام توابین راه بیاندازید، دیگر قیامتان، قعود ذلت بارتان را تطهیر نخواهد کرد .
بدانید که راهبرد مقابله با تهدیدات دشمن، در سیره نبوی ص ، حمله پیش دستانه وغافلگیرانه است.
فتح خیبر که دیوارنگاره ای جاودان بر تحقیر و ذلت یهود است ، محصول حمله پیش دستانه مسلمین در تهدید جان پیامبر خدا ص بود .
راهبرد این حمله پیش دستانه در کنگره عرش رغم خورد و توسط جبرئیل امین بر پیامبر اعظم نازل وابلاغ گردید.
اگر در مقابل تهدید جان نائب امام زمان عج منتظر شروع حمله مجدد بنشینید ، آنوقت شما مانند کسی هستید که بر لبه دره عمیقی ایستاده است ومیگوید اگر دشمن مرا به اعماق دره پرت کرد ، آنوقت جواب دندان شکنی به او میدهم .
آقایان فرماندهان نظامی ، جریان برانداز داخلی آدرس های اشتباه به شما میدهد ، اینکه آبش را زدی ، آبت را میزند، زیر ساختش را زدی ، زیر ساختت را میزند ، برقش را زدی ،برقت را میزند فقط برای آن است تا دشمن ، با دقت سرت را نشانه بگیرد. همان ملاحظاتی که در جنگ ۱۲ روزه مشغول به آن شدیم ودشمن در ماه رمضان سرمان را زد واماممان را شهید کرد.
از اهم دکترین بازدارندگی، حمله پیش دستانه در مقابل متجاوز گری است که آغاز گر جنگ بوده است.
چرا؟
اصلا بزرگترین بازدارنده گی ، دفاع بدون وقفه تا رفع فتنه وتجاوز است که از آن به استقامت تعبیرمیشود.
مقابله با دشمن را نباید از سلاح های کم قدرت ترشروع وبه سلاح های پر قدرت تر ختم نمود ، راهبردی که در جنگ تحمیلی دوم وسوم سبب شد تا دفاع ملت ایران زمانبر شده ودشمن ضعف های خود را بازیابی کند و حال اینکه دیدیم دشمن اول سر را و فرماندهان نظامی را زد وآثارش این شد که تا امروز امام جامعه باید در خفا زندگی کند واین دقیقا خلاف آن آدرس های غلط نظامی است که جریان نفوذ در فرماندهان نظامی القاء کرده است.
جنگ را باید ترکیبی و همجانبه پیش برد ، چگونه؟
در یک لحظه تمامی برق وآب رژیم صهیونی را با پیشرفته ترین سلاحت هدف قراردهی وبا سلاح های کوچک تر، طومار بحرین را در هم بپیچی وبا سلاح های خیلی خیلی کوچکتر از بحرین، سقوط امارات برایت به ارمغان آورد شود.
در ادامه این گفتار، گفتنی ها زیاد است که به وقتش خواهد آمد .
والسلام
حاجیه تجلی
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
هدایت شده از مطالبه گری
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢کشور آذباریجان آماده همکاری با کردها در عملیات زمینی علیه ایران بود!
🔹چرا عده ای در کشور از جمله آقای رئیس جمهور، اینقدر علاقه مند به الهام علی اف هستند؟!
کانال مطالبه گری
splus.ir/Mohakemerohani
eitaa.com/Mohakemerohani
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحمدلله که نوکرتم ؛ الحمدلله که مادرمی ....
#حضرت_زهرا_سلاماللهعلیها
#فاطمیه
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
637.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه کار جالب و خلاقانه برای بچهها 👌
#جالب
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
دانشمندا واسه اولین بار تو تاریخ، یه ستاره کشف کردن که رنگش سبزه 💚
🔹این ستاره به نامِ WD J1330+6435 که حدود 280 سال نوری از زمین فاصله داره، برخلاف ستارههای معمولی، اگه از فاصله مناسب با چشم انسان دیده بشه، رنگش سبز مایل به زرده!
#دانستنی
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
او ایرانی ترین ایرانی بود
#جهاد فرزند آوری
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
این عکس یادتون هست .؟
امام شهید رو قبل از شهادتشون بااین عکس؛ اسراییل ترور امام رو اعلام کرد
وبعدهم ترور نائب امام زمان عج شد
⭕️حالا چون انتقام امام شهید رونگرفتیم و هیچ مسئولی صدایش بلند نشد.
دشمن وقیح امام سیدمجتبی رو تهدید ب ترور کرده .
برای حفظ جان امام سید مجتبی خامنه ای
📌فردا۱۲ابان سه شنبه
ساعت ۱۵:۳۰میدان بسیج حضور حداکثری داشته باشید .
📍کوتاهی کنیم امام رشیدمان رو شهید میکنن.
یا مهدی ادرکنی یا مهدی اغثنی
کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin
این قسمت :دستگیری از ناتوان
سرمای گزنده دی ماه هنوز در کوچهپسکوچههای باریک محله جا خوش کرده بود. زنگ ساعت روی ساعت شش صبح کوک شده بود، اما بردیا نیمساعت پیش از آن، با اولین روشنی رقیق آسمان چشم باز میکرد. لحاف را پاورچین کنار میزد تا خواب سنگین کامیار بههم نخورد؛ برادری که تا دیروقت ویدیوهای ناکاوت مسابقات را بازبینی میکرد و حالا با تنِ خسته و دستهای پینهبسته در خواب خرناس میکشید.
ادامه ...
بردیا شالگردن پشمی را دور گردن میپیچید، کتانیهایش را در راهرو بیصدا به پا میکرد و به دل مه سرد صبحگاهی میزد. مقصدش ابتدای کوچه شیبدار «سراب» بود؛ جایی که آسفالت کهنه و پر از چالهاش به خیابان اصلی میرسید.
ماجرا از دو هفته پیش شروع شده بود. یک روز صبح، وقتی بردیا برای تمرین نرمدوی از خانه بیرون زد، مشقاسم را دید. پیرمرد دورهگردی با قدی خمیده و محاسن سپید که سالها بود با گاری چوبی و سنگینش—پر از لبو و باقالی داغ یا میوههای فصل—روزی حلالش را به خانه میبرد. آن روز، پای مشقاسم روی تکه یخی لغزیده بود و گاری زنگزده و پر از بار چغندر و چوب، روی شیب سنگین پس میرفت. پیرمرد با دستهای لاغر و رگهای برآمدهاش، دستههای چوبی را دودستی گرفته بود ؛ قفسه سینهاش به شماره افتاده بود و توانِ بالا کشیدن بار از این سربالایی نفسگیر را نداشت.
بردیا در گود یاد گرفته بود که بازوی ستبر و شانه ستبر، بار است نه افتخار؛ باری که اگر زیر بار دیگران نرود، وزر و وبال است. مرشدتوفیق همیشه در هنگام کباده کشیدن میخواند: *«گر بر سر نفس خود امیری، مردی... بر دست فتاده گر بگیری، مردی.»*
از همان روز، قرار نانوشتهای میان بردیا و سحرگاهِ کوچه سراب شکل گرفت.
صبحها، درست رأس ساعت شش و ده دقیقه، صدای قیژقیژ چرخهای آهنی گاری روی سنگریزهها بلند میشد. مشقاسم هنوز به میانه شیب تند نرسیده بود که دستهایی نیرومند، چوبهای کناری و الوار سنگین زیرین گاری را بالا میداد.
«یا علی، مشقاسم! سلام ...»
پیرمرد سرش را برمیگرداند. صورت گلانداخته بردیا را میدید که بخار نفسهایش در هوا حلقه میزد و لبخند گرمی گوشه لبش نشسته بود. پیرمرد هر بار شرمنده میگفت: «آقا بردیا... فدای قد و بالات پسرم. باز زحمت دادی به خودت؟ من خودم یواشیواش میبردم، تو سرما نخوری ...»
اما بردیا اجازه نمیداد تعارف تمام شود. کمر خم میکرد، ستون عضلات پا و سینهاش را سپر گاری میساخت. تمرینات هرروزه میلگیری سنگین و سنگ گرفتن روی تخته، حالا خود را نشان میدادند؛ زوری که به جای فرود آمدن بر صورت انسانی دیگر، زیر چرخهای سنگین معیشت یک پیرمرد قرار میگرفت. گاری که برای دستهای لرزان مشقاسم مثل کوهی از آهن بود، با نیروی بازوی بردیا نرم و روان سربالایی را پشت سر میگذاشت.
تا سر پیچ خیابان اصلی، کار تمام بود، به سمت خانه بازمیگشت. او حتی یک کلمه از این بیداریهای سحرگاهی به هیچکس—حتی کامیار—نگفته بود.
تا اینکه یکروز جمعه، کامیار زودتر از خواب بیدار شد تا برای جلسه وزنکشی باشگاه آماده شود. وقتی دید جای بردیا خالی است از سر کنجکاوی به دنبال بردیا بیرون رفت .باران دیشب روی زمین یخ بسته بود. کامیار قدمهایش را با اختیاط برمیداشت ،در ابتدای شیب سراب، صحنهای دید که پاهایش را میخکوب کرد.
✍️بانو پروینیان / اندیشکده رؤیت
الإمام علي (ع) : يارَبِّ ، يارَبِّ! قَوِّ عَلى خِدمَتِكَ جَوارِحي وَاشدُد عَلَى العَزيمَةِ جَوانِحي.
امام على (ع) : پروردگارا ، پروردگارا! اندام مرا بر خدمت گزارى ات نيرومند ساز و درونم را در تصميم گيرى قوى دار
🦋 کانال آیت بین
splus.ir/AyatBin
eitaa.com/AyatBin
کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇
splus.ir/Bartarbin
eitaa.com/Bartarbin