eitaa logo
برتربین | اندیشکده رؤیت
2.7هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
8.2هزار ویدیو
31 فایل
سایت برتربین از سال ۱۳۸۷ شروع به فعالیت نمود. » کانال اصلی برتربین در سروش بهمراه ۱۰ الی ۲۰ کانال موضوعی دیگر است اما فعلا آنجا کمتر هستیم splus.ir/Bartarbin » در ایتا نیز مطلب منتشر میکنیم سایت برتربین Bartarbin.com ارتباط با مدیر: @Andishkadeh_rowyat
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشمندا واسه اولین بار تو تاریخ، یه ستاره کشف کردن که رنگش سبزه 💚 🔹این ستاره به نامِ WD J1330+6435 که حدود 280 سال نوری از زمین فاصله داره، برخلاف ستاره‌های معمولی، اگه از فاصله مناسب با چشم انسان دیده بشه، رنگش سبز مایل به زرده! کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
او ایرانی ترین ایرانی بود فرزند آوری کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
این عکس یادتون هست .؟ امام شهید رو قبل از شهادتشون بااین عکس؛ اسراییل ترور امام رو اعلام کرد وبعدهم ترور نائب امام زمان عج شد ⭕️حالا چون انتقام امام شهید رونگرفتیم و هیچ مسئولی صدایش بلند نشد. دشمن وقیح امام سیدمجتبی رو تهدید ب ترور کرده . برای حفظ جان امام سید مجتبی خامنه ای 📌فردا۱۲ابان سه شنبه ساعت ۱۵:۳۰میدان بسیج حضور حداکثری داشته باشید . 📍کوتاهی کنیم امام رشیدمان رو شهید میکنن. یا مهدی ادرکنی یا مهدی اغثنی کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
این قسمت :دستگیری از ناتوان سرمای  گزنده دی ماه هنوز در کوچه‌پس‌کوچه‌های باریک محله جا خوش کرده بود. زنگ ساعت روی ساعت شش صبح کوک شده بود، اما بردیا نیم‌ساعت پیش از آن، با اولین روشنی رقیق آسمان چشم باز می‌کرد. لحاف را پاورچین کنار می‌زد تا خواب سنگین کامیار به‌هم نخورد؛ برادری که تا دیروقت ویدیوهای ناک‌اوت مسابقات  را بازبینی می‌کرد و حالا با تنِ خسته و دست‌های پینه‌بسته در خواب خرناس می‌کشید. ادامه ...
بردیا شال‌گردن پشمی را دور گردن می‌پیچید، کتانی‌هایش را در راهرو بی‌صدا به پا می‌کرد و به دل مه سرد صبحگاهی می‌زد. مقصدش   ابتدای کوچه شیب‌دار «سراب» بود؛ جایی که آسفالت کهنه و پر از چاله‌اش به خیابان اصلی می‌رسید. ماجرا از دو هفته پیش شروع شده بود. یک روز صبح، وقتی بردیا برای تمرین نرم‌دوی از خانه بیرون زد، مش‌قاسم را دید. پیرمرد دوره‌گردی با قدی خمیده و محاسن سپید که سالها  بود با گاری چوبی و سنگینش—پر از لبو و باقالی داغ یا میوه‌های فصل—روزی حلالش را به خانه می‌برد. آن روز، پای مش‌قاسم روی تکه یخی لغزیده بود و گاری زنگ‌زده و پر از بار چغندر و چوب، روی شیب سنگین پس می‌رفت. پیرمرد با دست‌های لاغر و رگ‌های برآمده‌اش، دسته‌های چوبی را دودستی گرفته بود ؛ قفسه سینه‌اش به شماره افتاده بود و توانِ بالا کشیدن بار از این سربالایی نفس‌گیر را نداشت. بردیا در گود یاد گرفته بود که بازوی ستبر و شانه ستبر، بار است نه افتخار؛ باری که اگر زیر بار دیگران نرود، وزر و وبال است. مرشدتوفیق همیشه در هنگام کباده کشیدن می‌خواند: *«گر بر سر نفس خود امیری، مردی... بر دست فتاده گر بگیری، مردی.»* از همان روز، قرار نانوشته‌ای میان بردیا و سحرگاهِ کوچه سراب شکل گرفت. صبح‌ها، درست رأس ساعت شش و ده دقیقه، صدای قیژقیژ چرخ‌های آهنی گاری روی سنگ‌ریزه‌ها بلند می‌شد. مش‌قاسم هنوز به میانه شیب تند نرسیده بود که دست‌هایی نیرومند، چوب‌های کناری و الوار سنگین زیرین گاری را بالا می‌داد. «یا علی، مش‌قاسم! سلام ...» پیرمرد سرش را برمی‌گرداند. صورت گل‌انداخته بردیا را می‌دید که بخار نفس‌هایش در هوا حلقه می‌زد و لبخند گرمی گوشه لبش نشسته بود. پیرمرد هر بار شرمنده می‌گفت: «آقا بردیا... فدای قد و بالات پسرم. باز زحمت دادی به خودت؟ من خودم یواش‌یواش می‌بردم، تو سرما نخوری ...» اما بردیا اجازه نمی‌داد تعارف تمام شود. کمر خم می‌کرد، ستون عضلات پا و  سینه‌اش را سپر گاری می‌ساخت. تمرینات هرروزه میل‌گیری سنگین و سنگ گرفتن روی تخته، حالا خود را نشان می‌دادند؛ زوری که به جای فرود آمدن بر صورت انسانی دیگر، زیر چرخ‌های سنگین معیشت یک پیرمرد قرار می‌گرفت. گاری که برای دست‌های لرزان مش‌قاسم مثل کوهی از آهن بود، با نیروی بازوی بردیا نرم و روان سربالایی را پشت سر می‌گذاشت. تا سر پیچ خیابان اصلی، کار تمام بود، به سمت خانه بازمی‌گشت. او حتی یک کلمه از این بیداری‌های سحرگاهی به هیچ‌کس—حتی کامیار—نگفته بود. تا اینکه یکروز جمعه‌،  کامیار  زودتر از خواب بیدار شد تا برای جلسه وزن‌کشی باشگاه  آماده شود. وقتی دید جای بردیا خالی است  از سر کنجکاوی به  دنبال بردیا بیرون رفت .باران دیشب روی زمین یخ بسته بود. کامیار قدمهایش را با اختیاط برمیداشت ،در ابتدای شیب سراب، صحنه‌ای دید که پاهایش را میخکوب کرد. ✍️بانو پروینیان / اندیشکده رؤیت الإمام علي (ع) : يارَبِّ ، يارَبِّ! قَوِّ عَلى خِدمَتِكَ جَوارِحي وَاشدُد عَلَى العَزيمَةِ جَوانِحي. امام على (ع) : پروردگارا ، پروردگارا! اندام مرا بر خدمت گزارى ات نيرومند ساز و درونم را در تصميم گيرى قوى دار 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این آزمایش  را با دقت ببینیم.... چقدر زیبا در مهندسی اجتماعی، برخی اوقات دشمن یک عمل و کاری که اشتباه هست را تبدیل به لذت میکند. اینکه ما لذت ببریم از داشتن یک برند خاص، یک محصول خاص یا مثلا انجام عمل های زیبایی نازیبا، کشیدن سیگار و غیره 🦋 کانال آیت بین splus.ir/AyatBin eitaa.com/AyatBin کانال برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
بازار وکیل، شیراز💚 کانال جامع برتربین | اندیشکده رؤیت 👇 splus.ir/Bartarbin eitaa.com/Bartarbin
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸خانه امینی، بنای تاریخی تربت حیدریه با معماری اصیل و ریشه‌های استوار در دل تاریخ خراسان، گواهی بر فرهنگ و تمدنی ریشه‌دار است -------- قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ بگو: در زمین بگردید، سپس با تأمل بنگرید که فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟ کانال سفرمفر splus.ir/safarmafar کانال جامع برتربین l اندیشکده رؤیت splus.ir/bartarbin eitaa.com/Bartarbin
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ شهروند آمریکایی  دو هفته‌ است به‌ دلیل ناتوانی مالی هیچ خوارباری نخریدم و صرفاً با کمک خیریه‌های غذایی زندگی می‌کنم. با این وضعیت اقتصاد، نمی‌دانم مردم در آینده چطور  دوام بیاورند کانال دکترین آنفولانزای اکراینی (غرب بدون روتوش) splus.ir/ukrainedoctrine کانال اصلی (برتربین) splus.ir/bartarbin eitaa.com/Bartarbin
صدای 4 انفجار از بندرعباس
۵ انفجار شدید در قشم شنیده شد. دو صدای انفجار در بندر عباس شنیده شد