eitaa logo
برتربین | اندیشکده رؤیت
2.7هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
6.5هزار ویدیو
25 فایل
سایت برتربین از سال ۱۳۸۷ شروع به فعالیت نمود. » کانال اصلی برتربین در سروش بهمراه ۱۰ الی ۲۰ کانال موضوعی دیگر است اما فعلا آنجا کمتر هستیم splus.ir/Bartarbin » در ایتا نیز مطلب منتشر میکنیم سایت برتربین Bartarbin.com ارتباط با مدیر: @Andishkadeh_rowyat
مشاهده در ایتا
دانلود
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم بسر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته اند توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت. روده تنگ به یک نان تهی پرگردد نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ که شهوت آتشست از وی بپرهیز بخود بر آتش دوزخ مکن تیز سعدی
🕊 تفسیر آیه ۹۴ سوره یوسف 🕊 🍃 وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ 🍃 ترجمه : 🍃 وچون كاروان (از مصر به سوى كنعان محل زندگى يعقوب) رهسپار شد، پدرشان گفت: همانا من بوى يوسف را مى يابم، البته اگر مرا كم خرد ندانيد. 🍃 «فَصلت» يعنى فاصله گرفت. «فَصَلت العير» يعنى كاروان از مصر فاصله گرفت. «تُفنّدون» از ريشه «فَنَد» به معنى ناتوانى فكر و سفاهت است. يعقوب نگران بود كه اطرافيانش نسبت بى خردى به او دهند و فرمود: «لولا أن تفنّدون»، ولى با كمال تأسّف اطرافيان و بعضى اصحاب پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اين نسبت را به آن حضرت دادند، آنجا كه در آستانه رحلت فرمود: قلم و كاغذ بياوريد تا چيزى بگويم و ثبت شود كه اگر به آن عمل كنيد، هرگز گمراه نشويد! يكى گفت: «اِنّ الرجلَ ليهجر» پيامبر هذيان مى گويد و نگذاشتند چيزى نوشته شود. ⭕ سؤال: چگونه است كه تنها يعقوب بوى يوسف را درك مى كند؟ «اِنّى لاجد ريح يوسف» ✅ پاسخ: هيچ مانعى ندارد، همان گونه كه انبيا، وحى را درك مى كنند و ما آن را درك نمى كنيم، در بقيه امور نيز آنان چيزى را بيابند كه ما نمى يابيم. مگر در آستانه ى جنگ خندق، به هنگام كندن خندق، رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) از جهش برقى كه از اصابت كلنگ به سنگى نمايان شد، نفرمود: در اين برق سقوط امپراطورى ها را ديدم؟ امّا بعضى از افراد ضعيف الايمان گفتند: پيامبر از ترس خود، دور شهر خندق مى كند، ولى با هر ضربه و جرقّه اى، از سقوط يك رژيم و حكومتى و پيروزى خود وعده مى دهد! در شرح نهج البلاغه مرحوم خويى آمده است: براى امام معصوم، عمود نورى است كه چون خدا اراده كند، امام با نگاه به آن، آينده را مى بيند وگاهى نيز مثل مردم عادى است. زمصرش بوى پيراهن شنيدى چرا در چاه كنعانش نديدى بگفت: احوال ما برق جهان است گهى پيدا و ديگر دم، نهان است گهى بر طارم اَعلى نشينيم گهى تا پشت پاى خود، نبينيم شايد مراد از «بوى يوسف» خبر تازه اى از يوسف باشد. اين مسئله امروزه در دنياى علم، به «تله پاتى» يعنى انتقال فكر از نقاط دور دست، مشهور شده وبه عنوان يك مسئله مسلّم علمى درآمده است. يعنى كسانى كه پيوند نزديكى با هم دارند و يا داراى قدرت روحى خاص هستند، همين كه مسئله اى در گوشه اى از جهان براى شخصى پيش آيد او نيز در گوشه اى ديگر از جهان آن را درمى يابد. شخصى از امام باقر(عليه السلام) سؤال كرد: گاهى بدون جهت قلبم را غم فرا مى گيرد، به نوعى كه اطرافيان مى فهمند. امام فرمود: مسلمانان در آفرينش از يك حقيقت و طينت هستند، همين كه حادثه ى تلخى براى يكى از آنان اتفاق بيافتد، ديگرى در سرزمين و منطقه اى ديگر غمناك مى شود. اگر استشمام بوى يوسف را مربوط به قواى شامّه بدانيم، بايد به عنوان يك امر خارق العاده و معجزه پذيرفت كه يعقوب بويى را از دور استشمام مى كند. در ايّام تجاوز عراق به جمهورى اسلامى ايران كه مردم به فرمان امام خمينى قدس سره در جبهه هاى غرب و جنوب حاضر بودند، بنده نيز در خدمت شهيد آيةاللَّه اشرفى اصفهانى كه حدود نود سال داشت، در عمليات «مسلم بن عقيل» بودم. ايشان بارها در شب حمله به من فرمود: من بوى بهشت را مى يابم، ولى من هرچه بو كشيدم چيزى نيافتم!. آرى، كسى كه نود سال در علم و تقوا و زهد و تهجّد بوده، مى تواند احساسى داشته باشد كه ديگران نداشته باشند. همانگونه كه پيشگويى ايشان كه گفتند: من چهارمين شهيد محراب خواهم بود، عملى شد!. (منافقان در فاصله ى يكى دو سال، آية اللَّه مدنى، صدوقى، دستغيب و ايشان را در نماز جمعه يا مسير رفتن به نماز جمعه، با نارنجك قطعه قطعه نمودند.) به هر حال ممكن است مراد از بوى بهشت، يك بوى عرفانى باشد. نظير شيرينى مناجات كه يك مزه معنوى است. و ممكن است بوى طبيعى باشد، ليكن هر شامه اى لايق استشمام آن نيست. نظير امواج راديويى كه در فضاست، ليكن هر راديويى تمام آنها را نمى گيرد. 📌 پیام ها 🌿 انسان، با صفاى باطن مى تواند حقايق معنوى را درك كند. «انّى لاَجد ريح يوسف» ولى درك حقايق محدود است، اينگونه نيست كه آنان در هر مكان و زمان بتوانند هرچه را دريابند و لذا بوى پيراهن را بعد از فاصله كاروان دريافت نمود. «فصلت العير» 🌿 اگر حقايقى را درك نمى كنيم، مقام ديگران را انكار نكنيم. «لولا أن تفندون» 🌿 همه ى مردم ظرفيّت شنيدن حقايق را ندارند و نسبت بى خردى به گوينده مى دهند. «لولا أن تفنّدون» 🌿 زندگانى عالمان در ميان نادانان، رنج آور ومشكل است. «لولا أن تفنّدون» 🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۹۶ سوره یوسف 🕊 🍃 فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَي وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ 🍃 ترجمه : 🍃 پس چون (آن برادرى كه حامل پيراهن يوسف بود) مژده رسان آمد، پيراهن را روى صورت يعقوب انداخت. پس يعقوب بينا گشت و گفت: آيا به شما نگفتم: همانا من از (عنايت) خداوند چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد. 🍃 اگر مراد از سفيد شدن چشم «وابيضت عيناه»؛ كم نور شدن باشد، «بصيراً» به معناى پر نور شدن است و دلالت بر اين دارد كه حزن و شادى در ديد و قوه باصره ى انسان مؤثر است. امّا اگر مراد نابينايى مطلق باشد كه از ظاهر آيه و «فارتدّ بصيراً» بر مى آيد، يك معجزه و توسّل است كه قرآن آن را اثبات مى كند. دنيا فراز و نشيب دارد؛ برادران يوسف يك روز كشته شدن يوسف را به دست گرگ و يك روز خبر حاكم شدن يوسف را مى آورند. 📌 پیام ها 🌿 سرچشمه علم انبيا، علم الهى است. «أعلم من اللَّه...» 🌿 انبياى الهى به وعده هاى خداوند اطمينان دارند. «ألَم أقل...» 🌿 يعقوب بر خلاف فرزندانش، به زنده بودن يوسف و پايان پذيرفتن فراقش اطمينان داشت. «ألم أقل لكم» 🌿 فرزند ناصالح باعث كورى پدر وفرزند صالح موجب بينايى او مى شود. «ابيضّت عيناه... فارتدّ» 🌿 اراده ى الهى، بر قوانين طبيعى حاكم است. «فارتدّ بصيراً» 🌿 لباس و تعلّقات اولياى خدا، مى تواند منشأ اثر باشد. «فارتدّ بصيراً» 🌿 چه بسا امرى كه مكروه شمرده مى شود؛ ولى براى همه خير است، چنان كه قحطى ناخوشايند بود، ولى موجب آزادى بى گناهى چون يوسف و حاكميّت او، وصال يعقوب وكنترل قحطى شد. «انّى اعلم من اللّه مالاتعلمون» 🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۹۵ سوره یوسف 🕊 🍃 قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلاَلِكَ الْقَدِيمِ🍃 ترجمه : 🍃 (پسران يعقوب به پدر) گفتند: به خدا سوگند تو سخت در گمراهى ديرين خود هستى. 🍃 در آيه ۸ اين سوره خوانديم كه برادران در حقّ پدر خود گفتند: «انّ ابانا لفى ضلال مبين» پدرمان به خاطر علاقه بى جهت به يوسف و برادرش، در گمراهى آشكار است. در اينجا گفتند: «ضلالك القديم»، يعنى هنوز در آن خطاى پيشين به سر مى برد. افراد عادّى نبايد اولياى خدا را با فهم خود بسنجند و حكم كنند كه اين شدنى است يا نشدنى. حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «النّاس اعداء ما جهلوا» يعنى مردم همين كه خود نمى دانند با هر دانايى مخالفت مى كنند. 📌 پیام ها 🌿 كار نيكان را قياس از خود مگير. «انّك لفى ضلالك» (نسبت گمراهى به پدر، ناشى از قياس وسنجيدن درك او با فهم خود بود.) 🌿 يعقوب در طول دوران فراق يوسف، به زنده بودن او اعتقاد داشت و آن را براى اطرافيانش اظهار مى كرد. «انّك لفى ضلالك القديم» 🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۹۷ و ۹۸ سوره یوسف 🕊 🍃 قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ (۹۷) 🍃 🍃 قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (۹۸)🍃 ترجمه : 🍃 (فرزندان) گفتند: اى پدر! براى گناهانمان (از خداوند) طلبِ آمرزش كن كه براستى ما خطاكار بوديم. 🍃 🍃 (يعقوب) گفت: بزودى از پروردگارم براى شما طلب آمرزش مى كنم، براستى كه او، خود آمرزنده وبسيار مهربان است. 🍃 فرزندان يعقوب موحّد بودند وبه مقام والاى پدرشان آگاه بودند؛ «يا ابانا استغفر لنا» آنچه در آيات قبل به عنوان «ضلال» به پدر نسبت داده اند، مراد گمراهى در عقيده نيست، بلكه گمراهى در تشخيص و علاقمندى او به يوسف بود. ⭕ براى ظالم سه روز است: ✅ روز قدرت ✅ روز مهلت ✅ و روز ندامت. 🌱 براى مظلوم نيز سه روز است: ✅ روز حسرت كه مورد ظلم قرار گرفته، ✅ روز حيرت كه در فكر چاره انديشى است ✅ و روز نصرت در اين دنيا يا جهان آخرت. كسانى كه در اثر اشتباه به پدر گفتند: «انّ ابانا لفى ضلال مبين» بعد از توجّه به اشتباه مى گويند: «انّا كنّا خاطئين» در تفسير مجمع البيان و اطيب البيان آمده است كه حضرت يعقوب(علیه السلام) در انتظار شب جمعه يا سحر بود تا براى فرزندانش دعا كند. 📌 پیام ها 🌿 ظلم، مايه ى ذلّت است. روزى كه برادران، يوسف را به چاه انداختند، روز خنده آنان و ذلّت يوسف بود و امروز به عكس شد. 🌿 براى آمرزش گناهان، توسّل به اولياى خداوند جايز است. «يا ابانا استغفر لنا» 🌿 دعاى پدر تأثير ويژه اى دارد. «يا ابانا استغفر لنا» 🌿 براى توبه هيچگاه دير نيست. «استغفر لنا» 🌿 اعتراف به گناه و خطا زمينه آمرزش است. «انّا كنّا خاطئين» 🌿 براى دعا، ساعات خاصّى اولويّت دارد. «قال سوف استغفر لكم» 🌿 دعاى پدر در حقّ فرزندان، اثر خاصّى دارد. «سوف استغفر لكم» 🌿 پدر نبايد كينه توز باشد ولغزش فرزندان را در دل نگهدارد. «استغفر لكم» 🌿 به هنگام اقرار خلافكار، او را ملامت نكنيد. هنگامى كه گفتند: «انّا كنّا خاطئين» ما خطاكار بوديم. پدر گفت: «سوف استغفر لكم» 🌿 گناهكار را به مغفرت الهى اميدوار كنيم. «قال سوف استغفر لكم ربّى» 🌿 در استجابت دعا و توسّل به اولياى الهى صبور باشيم. «سوف استغفر لكم» 🌿 حضرت يعقوب از حقّ خويش گذشت و براى حقّ الهى وعده دعا به فرزندان داد. «استغفر لكم ربّى» 🌿 لطف خداوند، شامل بزرگ ترين گناه و گناهكاران نيز مى شود. «هو الغفور الرّحيم» با اينكه دو نفر از پيامبران الهى مورد آزار و اذيّت چندين ساله قرار گرفته اند، باز اميد بخشايش از او مى رود. 🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🍎🍎🍎 🍏 توصیه های مهم علمدار برای این روزها در کشور. به نام خدای عزت بخش دوستان🌺 و خوار کننده دشمنان و با عرض سلام💝 با کمان قرآن در کمین دشمن!! ... إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ...حقیقتا ﺧﺪﺍ سرنوشت ﻫﻴﭻ ﻣﻠﺘﻲ ﺭﺍ( ﺑﻪ ﺑﻠﺎ ﻭ ﻓﻠﺎﻛﺖ) ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻤﻲ‌ﺩﻫﺪ؛ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ‌ﺧﺎﻃﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺯﺷﺖِ ﻣﻠﺘﻲ، ﺑﺪِﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺷﺪﻧﺸﺎﻥ ﺑُﺮﻭﺑﺮﮔﺮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ( چون سزاوارند) ﻭ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ، هیچ ﻛﺲ‌ﻭﻛﺎﺭی( دوستدار و حامی) ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ. (رعد ١١) 🔰 بیانات بیدار کننده و هشدار دهنده رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ 💎روز بیست‌ و دوّم بهمن، روزِ عظمتِ ملّتِ ایران است، روزِ نشان دادن عزّتِ ملّتِ ایران است. 💎ما در تاریخ طولانی‌ای که داریم هیچ روزی برای ملّت ایران افتخارآمیزتر از بیست‌ودوّم بهمن نیست. 👈بیست‌ودوّم بهمن زنده نگه داشته شده؛ باید هم زنده بماند. ✨انقلابِ زنده آن انقلابی است که بتواند در هر دوره‌ای: 📌نیازهای خودش را بشناسد، 📌خطرات متوجّه به خودش را بشناسد، 📌راه تأمین آن نیازها را پیدا کند، 📌راه خنثی کردن آن خطرات را پیدا کند. 🚨اینکه می‌بینید انقلابهای بزرگ تاریخ زنده نماندند... علّت این بود که نیازهای انقلاب، خطرات انقلاب را، اقتضائات انقلاب را درک نکردند، توجّه نکردند، مشغول دعوا و مسائل شخصیِ خودشان شدند. 🔺انقلاب زنده آن انقلابی است که بتواند خودش را از این آفتها مصون نگه دارد؛ انقلابِ جمهوری اسلامی خودش را مصون نگه داشت. 📌بله، ما هم مشکلاتی داشته‌ایم؛ بالاخره همّتها در طول این چهل و چند سال یکسان نبوده. امّا حرکت، حرکت مستمر به سمت قلّه بوده، حرکت به سمت پیشرفت بوده؛ هم پیشرفت مادّی، هم پیشرفت معنوی. 🏷درباره نیاز ما به اتحاد ملی 📌یکی از نیازهای مهمّ امروزِ ما اتّحاد ملّی است. 🔻نقشه‌ی دشمن برای ما روشن است. 👈یک هدف وجود دارد، یک راهبرد وجود دارد و تاکتیک‌ها: ⭕️هدف دشمن : به زانو درآوردن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی چرا؟ 🔻علل مختلفی دارد: ۱. بالاخره جمهوری اسلامی آمده این منطقه‌ی مهم و راهبردی و پُرمنفعت و پُرمعدن طبیعی و انسانی را از دست اینها خارج کرده. ۲. جمهوری اسلامی ندای استقلال و ندادنِ باج را بلند کرده. ⭕️راهبرد دشمن : ایجاد اختلاف، ایجاد بی‌اعتمادی. ⭕️ تاکتیک‌ها ، مختلف است؛ هر زمانی با یک تاکتیک؛ عمده‌ی تاکتیک هم دروغ‌پردازی و شایعه‌سازی است. 🌷توصیه‌‌ی من هم به همه‌ی آحاد مردم عزیزمان این است که سعی کنند: این راه‌پیمایی[بیست‌ودوّم بهمن] را، این روز بزرگ را، این حرکت باشکوه را، مظهر اتّحاد ملّی و وحدت ملّی قرار بدهند و این پیام را به طور صریح به دشمن برسانند که تلاش او برای از بین بردن اتحاد ملّی، تلاش خنثی‌شده‌ای است. 🍀خداوند متعال روح مطهّر امام را شاد کند که او ما را به این راه آورد و وارد کرد، ما را هدایت کرد و درجات گذشتگان و شهدا را ان‌شاءاللّه عالی کند. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ هان ای خدا باوران ! ﺍﮔﺮ ﻋﺪﻩ‌ﺍی ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻦ، ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺛﺎﺑﺖ‌ﻗﺪم ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ‌ﺻﺤﻨﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ: ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﺮم ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥِ ﺑﻲ‌ﺩﻳﻦ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﻗﺎﻃﻊ‌ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻲ‌ﺟﻨﮕﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﻛﻮﻓﺖِ ﻫﻴﭻ ﺳﺮﺯﻧﺶ‌ﻛﻨﻨﺪﻩ‌ﺍی ﻧﻤﻲ‌ﺗﺮﺳﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻣﻠﺘﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺑﺪﺍﻧﺪ، ﻣﻲ‌ﺩﻫﺪ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺯی‌ﮔﺴﺘﺮِ بسیار ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ. (مائده ٥٤)
🔴 «متبادر به ذهن» متنی تبیینی درباره‌ی حجاب با اینکه حجاب از دیر زمان و در بین همه‌ی ادیان، و حتی در بین اقوام بی‌دین هم بوده، لکن از آنجا که ادیان الهی بویژه اسلام، بیشترین تأکید را بر مقوله‌ی حجاب داشته، تا اسم حجاب میآید، ذهن به سراغ دین میرود. و نیز در تاریخ معاصر ایران، با وجود اینکه حجاب، حتی در بین خانواده‌ی پادشاهی نیز رواج داشت و اتفاقا گاهی زنهای اشراف و درباریان، حجاب را مظهر شخصیت میدانستند و پوشیده‌تر از بقیه، ظاهر میشدند؛ اما از زمان رضاخان علیه‌اللعنة، جوری وانمود شد که گویی حجاب، نقشه و طراحی آخوندها برای تسلط بر زنها و عقب‌ نگه‌داشتن آنها بوده است. لذا رژیم منحوس پهلوی، طرح ننگین «کشف حجاب»، را بیشتر با انگیزه‌ی جلوگیری از نفوذ روحانیت، به اجرا گذاشت. چرا که روحانیت شیعه، برای حفظ شخصیت زن مسلمان و دفاع از کانون گرم خانواده، به تأسی از معصومین علیهم‌السلام بویژه ٱم الأئمه، صدیقه طاهره سلام الله علیها، همواره بر حجاب بانوان، تأکید خاص داشته است. اما پهلوی بی‌دین، در هر دو دوره‌ی تاریک خود، جوری تبلیغات کرد که با کلمه‌ی«حجاب»، ناخودآگاه، محدودیت، اسارت، حبس در خانه، بیسوادی و امٌل‌ بودن و خلاصه عقب‌ماندگی زن، متبادر به ذهن شود و بی‌حجابی و تبرج، مظهر ترقی، پیشرفت و تمدن زن ایرانی به حساب آید‼️ رژیم میخواست مردم تا اسم حجاب میشنوند، به این مفاهیم جعلی، منتقل شوند و روحانیون را عامل اصلی بیسوادی، ذلت و عقب‌ماندگی زنان ایرانی بدانند. بی‌جهت نبود که حتی مقاله‌ی توهین به روحانیت بویژه حاج آقا روح‌الله خمینی، درست در ۱۷ دی یعنی سالروز واقعه‌ی ننگین«کشف حجاب»، چاپ و منتشر شد؛ که البته به کوری چشمشان، بهانه‌ای برای قیام ۱۹ دی مردم قم و دیگر شهرها به دست آمد. و اکنون که بانوان ایرانی، به برکت انقلاب و جمهوری اسلامی، در همه‌ی زمینه‌ها به اوج عزت و کرامت لایق خویش رسیدند، دشمنان، برای براندازی این حکومت مقتدر، دوباره به این دو عنصر کلیدی یعنی حجاب و روحانیت، حمله‌ور شده‌اند. لذا هر مسئولی که دانسته یا ندانسته، با سکوت یا کلام، به هنجارشکنان، چراغ سبز نشان دهد و باعث رواج بی‌حجابی و هرزگی در جامعه گردد، مثل رضاخان و پسرش، مطرود و ملعون از طرف ملت غیور و انقلابی ایران اسلامی خواهد بود. ✍🏻 ن.عیسی‌پور
بی تو چقدر غصه به عالم اضافه شد باران گرفت و بر دل من غم اضافه شد بالا گرفت دردم و بر زخم انتظار با دست مهربان تو مرهم اضافه شد میخواستم به یاد تو باشم شبانه روز اما بر اضطرارِ دلم کم اضافه شد لعنت به نفْس ِ شعله وری که تمام عمر هم بست دست و بال مرا، هم اضافه شد اصلا برای گریه ی بر داغ دیدنت بر چشم ِ کعبه، چشمه ی زمزم اضافه شد با دست کردگار به خیلِ زنان اگر- -یک زن به نام ِ حضرت مریم اضافه شد تنها بهانه بود که عیسی بیاورد اینگونه در سپاه تو آدم اضافه شد ذکر «بنفسی أنت» به روی لبم نشست در قلب من هوای تو هردم اضافه شد این هفته هم به جمعه رسید و نیامدی😭 بر غیبتت دوباره گمانم اضافه شد : 💔 ترسم که شعر مزار من این شود: او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت😭 سلام عليكم و رحمة الله، آدینتون معطر بنام 🌷 .
🛑 این زن از زیر آوار بیرون نمی آید، چرا؟ چون می گوید روسری ندارم. و امداد رسانان برای او روسری می آورند به نظر بنده این کلیپ دو پیام مهم برای دو طیف دارد: ▪️پیام اول برای دشمنان حجاب است(برای کسانی که می گویند، حجاب یک امر غلط است و کلا باید از جامعه‌ی بشری حذف شود): ای مخالفان! این مادر مسلمان به شما می گوید، شاید بتوانید افراد ضعیف الایمان را با خود همراه نمایید. ولی هیچ گونه دسترسی به قلعه‌های ایمانی زنان مسلمان ندارید. و بی شک این ایمان پولادین، نقشه ها‌ی شما (برای مقابله با فرموده‌ی الله متعال) را بر هم می زند. ▪️پیام دوم برای خانم های مسلمان است: آری خواهرانم، ما هم از هجمه‌های سنگین رسانه‌ای بر روی اندیشه‌ی شما آگاهیم. و حتی می دانیم حجاب شما چگونه مورد طعن افراد جامعه‌ی اسلامی خودمان! قرار می گیرد. ولی، یقین بدانید در نهایت کسی برنده‌ است که دنیایش را به قیامتش می فروشد. کسی که به رضایت الله می اندیشد و به سرزنش سرزنش کنندگان توجهی ندارد. واقعا خانم های مسلمانی که رسانه قلب آنها را نسبت به حجاب سنگین کرده، به حیای ایمانی این خانم مسلمان غبطه نمی خورند؟ 🪸🖤🌹💚💚💚💚🌹🖤🪸
: 🕊 تفسیر آیه ۹۹ سوره یوسف 🕊 🍃 فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَي يُوسُفَ آوَي إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ 🍃 ترجمه : 🍃 پس چون (پدر ومادر وبرادران) بر يوسف وارد شدند، پدر ومادرش را در كنار خويش جاى داد وگفت: به خواست خدا با امن و امان داخل مصر شويد. 🍃 نمى دانم اين فراز از داستان را چگونه بنويسم! يوسف براى استقبال از والدين خود، در بيرون شهر خيمه اى زده وبه انتظار ايستاده بود تا آنها را با عزّت و احترام وارد مصر كند؛ «فلمّا دخلوا على يوسف... ادخلوا مصر» به طور طبيعى وقتى پدر و مادر و برادران يوسف، خود را براى سفر آماده مى كردند، شور و غوغا در كنعان بود. مردم مى ديدند چگونه بعد از سالها، با دريافت خبر خوش سلامت يوسف، در حالى كه يعقوب بينايى خود را باز يافته با اشتياق عزم ديدار فرزند را دارد. آنها نيز خوشحال از احوال اين پدر وپسر بودند، مخصوصاً از اينكه يوسف در مصر خزانه دار و حاكم است و در دوره قحط سالى، با ارسال غلّه آنها را نيز حمايت كرده است. با چه شوق و شور و عشقى مى توان اين قصه را نوشت و تمام نمود!. از «اَبوَيه» معلوم مى شود كه مادر يوسف نيز زنده بوده است، ولى سؤالى كه خودم نيز به جواب آن پى نبرده ام اين است كه چرا در سرتاسر داستان نامى از گريه، سوز وناله هاى مادرش مطرح نشده و اين موضوع مسكوت مانده است؟ در روايات آمده كه يعقوب با اصرار وسوگند از يوسف خواست تا ماجراى خود را بازگو كند. وقتى يوسف شروع به گفتن كرد كه برادران مرا لب چاه برده و با تهديد پيراهنم را كندند، يعقوب بى هوش شد. چون به هوش آمد، درخواست كرد كه ادامه دهد، ولى يوسف گفت: پدر تو را به حقّ ابراهيم، اسماعيل و اسحاق(عليهم السلام) مرا از نقل داستان معاف كن! يعقوب پذيرفت. تفسير نمونه و مجمع البيان. 📌 پیام ها 🌿 استقبال در بيرون شهر، كار نيكويى است. «فلمّا دخلوا على يوسف» در بيرون شهر مراسم استقبال از يعقوب بود و يوسف در آنجا خيمه زده بود. 🌿 پست ومقام نبايد ما را از احترام به والدين غافل كند. «قال ادخلوا مصر...» 🌿 حتّى اگر شخص اوّل كشور نيز خواست از امنيّت سرزمين خود سخن بگويد، بايد توجّه به لطف خداوند داشته باشد. «ان شاء اللَّه» زيرا تا خدا نخواهد، امنيّتى در كار نيست، چنانكه گروهى از سنگ هاى كوه خانه ساختند تا درامان باشند، ولى قهر خداوند امنيّت آنان را به هم زد. «وكانوا ينحتون من الجبال بيوتاً آمنين فاخذتهم الصيحة مصبحين» حِجر، ۸۲ - ۸۳. 🌿 در انتخاب محلّ سكونت، يكى از مهم ترين مسائل، امنيّت است. «آمنين» 🌿 اگر يوسف ها حاكم باشند، امنيّت برقرار خواهد شد. «آمنين» 🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۰ سوره یوسف 🕊 🍃 وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ 🍃 ترجمه : 🍃 *و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد ولى همه آنان پيش او افتادند و سجده كردند. و (يوسف) گفت: اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آنرا تحقق بخشيد و به راستى كه به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان آزاد ساخت و شما را پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را بر هم زد از بيابان (كنعان به مصر) آورد. همانا پروردگار من در آنچه بخواهد صاحب لطف است. براستى او داناى حكيم است. 🍃 «عرش» به تختى مى گويند كه سلطان روى آن مى نشيند. «خَروّا» به زمين افتادن، «بَدْو» به باديه و صحرا و «نزغ» به ورود در كارى به قصد فساد معنا شده است. «لطيف» از اسم هاى خداوند است، يعنى قدرت او در لابلاى كارهاى پيچيده نيز نفوذ مى كند. و تناسب آن با اين آيه در اين است كه در زندگى يوسف گره هاى كورى بود كه فقط قدرت خداوند در آنها نفوذ كرده و آنها را باز نمود. يوسف مثل كعبه شد و پدر و مادر وبرادران رو به او، به عنوان كرامت او، براى خدا سجده كردند. «خرّوا له سجداً» و اگر اين سجده براى غير خدا و شرك بود، يعقوب و يوسف كه دو پيامبر خدايند شاهد چنين منكرى نمى شدند. شايد هم اين سجده، نشانه ى تواضع بوده، نه پرستش كه در اين صورت سجده بر يوسف بوده و اشكالى نداشته است. 📌 پیام ها 🌿 در هر مقامى هستيد والدين خود را بر خود برتر بدانيد. «رفع ابويه» آنكه رنج بيشتر داشته بايد عزيزتر باشد. 🌿 انبيا هم بر تخت حكومت نشسته اند. «على العرش» 🌿 احترام به حاكمان برحقّ وتواضع در برابر آنان لازم است. «خرّوا له سجداً» 🌿 سجده ى پدر و برادران بر يوسف، خواب او را تعبير كرد. «رأيتهم لى ساجدين - خرّوا له سجّداً» 🌿 خداوند حكيم است. گاهى اجابت دعايى يا تعبير خوابى را بعد از ساليان طولانى واقع مى گرداند. «هذا تأويل رؤياى من قبل» 🌿 به واقعيّت رساندن طرحها، كار خداوند است. «قد جعلها ربّى حقّاً» آرى يوسف از پايدارى و صبر خود سخنى نمى گويد و همه را كار خدا مى داند. 🌿 خواب اولياى خدا، حقّ است. «جعلها ربّى حقّاً» 🌿 در برخورد با واسطه ها و ابزار و وسايل، هميشه خدا را اصل و ناظر بدانيم. با آنكه در زندگى يوسف اسباب و عللى دست به هم دادند كه او به اين مقام رسيد، ولى باز مى فرمايد: «قد احسن بى» 🌿 در هنگام برخورد با يكديگر، از تلخى هاى گذشته چيزى نگوييد. «احسن بى اذ اخرجنى من السجن» اولين سخن يوسف با پدر شكر خدا بود، نه نقل تلخى ها. 🌿 با فتوت باشيم و دل مهمان را نيازاريم. (در آيه شريفه، يوسف عليه السلام بيرون آمدن از زندان را مطرح مى كند، امّا از بيرون آمدن از چاه سخن نمى گويد مبادا كه برادران شرمنده شوند.) «اذ اخرجنى من السجن» 🌿 جوانمرد و با فتوت باشيم نه اهل عقده و انتقام. يوسف مى گويد: «نزغ الشيطان» شيطان وسوسه كرد وگرنه برادرانم بد نيستند. 🌿 اولياى الهى، ورود به زندان و خروج از زندان را در مدار توحيد و ربوبيّت مى دانند. «ربّ السّجن احب» آيات قبل و «احسن بى ربّى اذ اخرجنى من السجن» 🌿 پايان سختى ها، گشايش است. «اخرجنى من السّجن» 🌿 باديه نشينى، ضرورت است نه ارزش. «قد احسن بى ربّى اذ... جاء بكم من البدو» 🌿 زندگى والدين در كنار فرزند، يك لطف الهى است. «احسن بى ربّى... جاء بكم» 🌿 در زمان حضرت يوسف، مصر داراى تمدّن شهرنشينى؛ ولى كنعان سرزمينى عشايرى بوده است. «جاء بكم من البدو» 🌿 براى پيشرفت و زندگى بهتر، بايد سفر كرد. «جاء بكم من البدو» 🌿 مخلَص همه چيز را از خدا مى بيند و از حوادث گله نمى كند. (در اين آيه كلمات «جعلها ربّى، احسن بى، اخرجنى و جاء بكم»، سخن از الطاف الهى است) 🌿 برادران و اعضاى يك خانواده، بايد بدانند شيطان به دنبال اختلاف ميان آنهاست. «من بعد أن نزغ الشيطان بينى و بين اخوتى» 🌿 خود را برتر ندانيد. «بينى وبين اخوتى» يوسف نگفت شيطان آنان را فريب داد، مى گويد شيطان بين من و آنهارا... يعنى خود را نيز در يك سمت قرار مى دهد. 🌿 همان گونه كه حضرت يعقوب در كودكى و اوّل داستان به يوسف گفت: «اِنّ الشيطان للانسان عدو مبين» يوسف نيز در پايان مى گويد: «مِن بعد ان نَزغ الشَّيطان بَينى و بين اخوَتى». 🌿 كارهاى خداوند، همراه با رفق، مدارا و لطف است. «انّ ربّى لطيف» 🌿 همه حوادث تلخ وشيرين براساس علم وحكمت الهى صورت مى گيرد. «العليم الحكيم» 🌿 بعد از بخشيدن، كسى را شرمنده نكنيد. چون يوسف برادران را بخشيده بود، در نقل ماجرا نام چاه را نبرد تا شر
🕊 تفسیر آیه ۱۰۱ سوره یوسف🕊 🍃 رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ 🍃 ترجمه : 🍃 (يوسف گفت:) پروردگارا؛ تو مرا (بهره اى) از حكومت دادى و از تعبير خواب ها به من آموختى. (اى) پديدآورنده ى آسمان ها و زمين، تنها تو در دنيا وآخرت مولاى منى، مرا تسليم خود بميران ومرا به شايستگان ملحق فرما 🍃 اولياى خدا وقتى به عزّت و قدرت خود نگاه مى كنند، فوراً به ياد خداوند مى افتند و مى گويند: خدايا هر چه هست از توست. يوسف نيز اينچنين كرد، سخن را از پدر برگرداند و متوجّه خدا شد. خداوند حكومت مصر را به دو نفر داد: يكى فرعون كه آن را به خود نسبت داد و گفت: «أليس لى ملك مصر» و ديگر به يوسف داد كه آنرا به خدا نسبت داد و گفت: «آتيتنى من الملك» تفكّر ابراهيم، در ذريّه و فرزندان او جلوه گرى مى كند؛ ابراهيم گفت: «اَسلمت لربّ العالمين» من تسليم پروردگار عالميان هستم، سپس نوه او يعقوب به فرزندانش سفارش مى كند كه با ايمان از دنيا برويد. «لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون» در اينجا فرزند يعقوب نيز مرگ در حال تسليم را از خدا مى خواهد؛ «توفّنى مسلماً» به هر حال ابراهيم(عليه السلام) از صالحين است؛ «انّه فى الآخرة لمن الصّالحين» و حضرت يوسف(عليه السلام) مى خواهد به او ملحق شود. «الحقنى بالصّالحين» حضرت يوسف(علیه السلام) كه خداوند همواره او را حفظ كرد، به او علم داد، به او حكومت داد و خطر را از او دور كرد، باز نگران عاقبت خود است. واى به حال كسانى كه قدرت، مال و علم خود را با حيله به دست آورده اند، آنان چه عاقبتى خواهند داشت!. خداوند به حضرت آدم اسمائى را آموخت؛ «و علّم آدم الاسماء» به حضرت داود علم زره بافى؛ «و علّمناه صنعة لبوس» به حضرت سليمان، علم نطق پرندگان؛ «عُلّمنا منطق الطير» به حضرت يوسف، علم تعبير خواب؛ «علّمتنى من تأويل الاحاديث» و به پيامبر اسلام علوم اوّلين و آخرين. «و علّمك ما لم تكن تعلم» 📌 پیام ها 🌿 اعطاى حكومت، از شئون ربوبيّت الهى است. «ربّ قد آتيتنى من الملك» 🌿 حكومت را نتيجه ى فكر، مال، قدرت، يار و طرح خود ندانيم، بلكه اراده ى خداوند عامل اصلى است. «آتيتنى» 🌿 آنچه خدا به نيكان بدهد يا از آنان بگيرد، براى تربيت آنان است. «ربّ قد آتيتنى، ربّ السجن احب» 🌿 حكومت، حقّ دانشمندان است نه بى سوادان. «آتيتنى... علمّتنى» دانش يوسف وسيله حاكميّت او شد. 🌿 در هر موقعيّت وحالى، خود را به خداوند بسپاريد. «انت ولىّ فى الدنيا والاخرة» 🌿 قدرت و حكومت و سياست، زمينه خروج از دين است، مگر اينكه خداوند لطف كند. «توفّنى مسلماً» (يوسف در چاه دعايى داشت و در زندان دعاى ديگر داشت، ولى همين كه به حكومت رسيد دعاى او اين بود: خدايا من مسلمان بميرم.) 🌿 بندگان خدا در اوج عزّت و قدرت به ياد مرگ وقيامت و سرانجام كار خود هستند. «توفّنى مسلماً و الحقنى بالصالحين» همان گونه كه همسر فرعون در كاخ فرعون به فكر قيامت بود و مى گفت: «ربّ ابن لى عندك بيتاً فى الجنّة» پروردگارا! در بهشت براى من جايى نزد خود قرار بده. 🌿 عظمت خداوند تنها به خاطر نعمت هايى كه به ما ارزانى داشته نيست، بلكه او بوجود آورنده كل هستى است. «فاطر السموات والارض» 🌿 افتخار يوسف آن نيست كه حاكم بر مردم است، افتخارش آن است كه خداوند حاكم بر اوست. «انت ولىّ فى الدنيا و الاخرة» 🌿 حسن عاقبت وپايدارى در كار خير، مهمتر از شروع آن است. انبيا براى حسن عاقبت دعا مى كردند؛ «توفّنى مسلماً» يعنى مرا در تسليم خود تا مرگ پايدار بدار. 🌿 در دعا، اوّل از نعمت هاى الهى ياد كنيد؛ «ربّ قد آتيتنى» بعد درخواست خود را مطرح كنيد. «توفّنى مسلماً» 🌿 چون به قدرت رسيديد، مناجات با خدا را از ياد نبريد. «ربّ قد آتيتنى...» 🌿 حضرت يوسف(عليه السلام) در شور انگيزترين لحظات متوجّه خدا شده و با او مناجات مى كند. «ربّ قد آتيتنى...» 🌿 علم و دانش در حكمرانى صحيح و عادلانه نقش مهمّى دارد. «آتيتنى من الملك و علّمتنى» 🌿 در دعاها ومناجات ها تنها به فكر دنيا ومسائل مادى نباشيد. «فى الدنيا والاخرة» 🌿 قدرت انسان ناچيز؛ «من الملك» علم انسان ناچيز؛ «من تأويل الاحاديث...» اما حكومت خداوند بر همه هستى است. «فاطر السموات والارض» 🌿 خدايى كه خالق آسمان ها و زمين است مى تواند كسى را از لابلاى تمام سختى ها نجات داده و او را به بالاترين درجه ها برساند. «ربّ قد آتيتنى من الملك... فاطر السموات...» 🌿 به ايمان فعلى خود مغرور نشويم، حفظ ايمان تا آخر مهم است. «توفّنى مسلماً» 🌿 نهايت ايمان، تسليم در برابر خداوند است. «توفّنى مسلماً» 🌿 عاقبت خير، بهترين نعمتى است كه خداوند به بندگانش عطا مى كند. «توفّنى مسلماً» 🌿