:
🕊 تفسیر آیه ۹۹ سوره یوسف 🕊
🍃 فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَي يُوسُفَ آوَي إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ 🍃
ترجمه :
🍃 پس چون (پدر ومادر وبرادران) بر يوسف وارد شدند، پدر ومادرش را در كنار خويش جاى داد وگفت: به خواست خدا با امن و امان داخل مصر شويد. 🍃
نمى دانم اين فراز از داستان را چگونه بنويسم!
يوسف براى استقبال از والدين خود، در بيرون شهر خيمه اى زده وبه انتظار ايستاده بود تا آنها را با عزّت و احترام وارد مصر كند؛ «فلمّا دخلوا على يوسف... ادخلوا مصر» به طور طبيعى وقتى پدر و مادر و برادران يوسف، خود را براى سفر آماده مى كردند، شور و غوغا در كنعان بود.
مردم مى ديدند چگونه بعد از سالها، با دريافت خبر خوش سلامت يوسف، در حالى كه يعقوب بينايى خود را باز يافته با اشتياق عزم ديدار فرزند را دارد.
آنها نيز خوشحال از احوال اين پدر وپسر بودند، مخصوصاً از اينكه يوسف در مصر خزانه دار و حاكم است و در دوره قحط سالى، با ارسال غلّه آنها را نيز حمايت كرده است. با چه شوق و شور و عشقى مى توان اين قصه را نوشت و تمام نمود!.
از «اَبوَيه» معلوم مى شود كه مادر يوسف نيز زنده بوده است، ولى سؤالى كه خودم نيز به جواب آن پى نبرده ام اين است كه چرا در سرتاسر داستان نامى از گريه، سوز وناله هاى مادرش مطرح نشده و اين موضوع مسكوت مانده است؟
در روايات آمده كه يعقوب با اصرار وسوگند از يوسف خواست تا ماجراى خود را بازگو كند. وقتى يوسف شروع به گفتن كرد كه برادران مرا لب چاه برده و با تهديد پيراهنم را كندند، يعقوب بى هوش شد. چون به هوش آمد، درخواست كرد كه ادامه دهد، ولى يوسف گفت: پدر تو را به حقّ ابراهيم، اسماعيل و اسحاق(عليهم السلام) مرا از نقل داستان معاف كن! يعقوب پذيرفت.
تفسير نمونه و مجمع البيان.
📌 پیام ها
🌿 استقبال در بيرون شهر، كار نيكويى است. «فلمّا دخلوا على يوسف» در بيرون شهر مراسم استقبال از يعقوب بود و يوسف در آنجا خيمه زده بود.
🌿 پست ومقام نبايد ما را از احترام به والدين غافل كند. «قال ادخلوا مصر...»
🌿 حتّى اگر شخص اوّل كشور نيز خواست از امنيّت سرزمين خود سخن بگويد، بايد توجّه به لطف خداوند داشته باشد. «ان شاء اللَّه» زيرا تا خدا نخواهد، امنيّتى در كار نيست، چنانكه گروهى از سنگ هاى كوه خانه ساختند تا درامان باشند، ولى قهر خداوند امنيّت آنان را به هم زد. «وكانوا ينحتون من الجبال بيوتاً آمنين فاخذتهم الصيحة مصبحين» حِجر، ۸۲ - ۸۳.
🌿 در انتخاب محلّ سكونت، يكى از مهم ترين مسائل، امنيّت است. «آمنين»
🌿 اگر يوسف ها حاكم باشند، امنيّت برقرار خواهد شد. «آمنين»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۰ سوره یوسف 🕊
🍃 وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ 🍃
ترجمه :
🍃 *و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد ولى همه آنان پيش او افتادند و سجده كردند. و (يوسف) گفت: اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آنرا تحقق بخشيد و به راستى كه به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان آزاد ساخت و شما را پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را بر هم زد از بيابان (كنعان به مصر) آورد. همانا پروردگار من در آنچه بخواهد صاحب لطف است. براستى او داناى حكيم است. 🍃
«عرش» به تختى مى گويند كه سلطان روى آن مى نشيند. «خَروّا» به زمين افتادن، «بَدْو» به باديه و صحرا و «نزغ» به ورود در كارى به قصد فساد معنا شده است.
«لطيف» از اسم هاى خداوند است، يعنى قدرت او در لابلاى كارهاى پيچيده نيز نفوذ مى كند. و تناسب آن با اين آيه در اين است كه در زندگى يوسف گره هاى كورى بود كه فقط قدرت خداوند در آنها نفوذ كرده و آنها را باز نمود.
يوسف مثل كعبه شد و پدر و مادر وبرادران رو به او، به عنوان كرامت او، براى خدا سجده كردند. «خرّوا له سجداً» و اگر اين سجده براى غير خدا و شرك بود، يعقوب و يوسف كه دو پيامبر خدايند شاهد چنين منكرى نمى شدند. شايد هم اين سجده، نشانه ى تواضع بوده، نه پرستش كه در اين صورت سجده بر يوسف بوده و اشكالى نداشته است.
📌 پیام ها
🌿 در هر مقامى هستيد والدين خود را بر خود برتر بدانيد. «رفع ابويه» آنكه رنج بيشتر داشته بايد عزيزتر باشد.
🌿 انبيا هم بر تخت حكومت نشسته اند. «على العرش»
🌿 احترام به حاكمان برحقّ وتواضع در برابر آنان لازم است. «خرّوا له سجداً»
🌿 سجده ى پدر و برادران بر يوسف، خواب او را تعبير كرد. «رأيتهم لى ساجدين - خرّوا له سجّداً»
🌿 خداوند حكيم است. گاهى اجابت دعايى يا تعبير خوابى را بعد از ساليان طولانى واقع مى گرداند. «هذا تأويل رؤياى من قبل»
🌿 به واقعيّت رساندن طرحها، كار خداوند است. «قد جعلها ربّى حقّاً» آرى يوسف از پايدارى و صبر خود سخنى نمى گويد و همه را كار خدا مى داند.
🌿 خواب اولياى خدا، حقّ است. «جعلها ربّى حقّاً»
🌿 در برخورد با واسطه ها و ابزار و وسايل، هميشه خدا را اصل و ناظر بدانيم. با آنكه در زندگى يوسف اسباب و عللى دست به هم دادند كه او به اين مقام رسيد، ولى باز مى فرمايد: «قد احسن بى»
🌿 در هنگام برخورد با يكديگر، از تلخى هاى گذشته چيزى نگوييد. «احسن بى اذ اخرجنى من السجن» اولين سخن يوسف با پدر شكر خدا بود، نه نقل تلخى ها.
🌿 با فتوت باشيم و دل مهمان را نيازاريم. (در آيه شريفه، يوسف عليه السلام بيرون آمدن از زندان را مطرح مى كند، امّا از بيرون آمدن از چاه سخن نمى گويد مبادا كه برادران شرمنده شوند.) «اذ اخرجنى من السجن»
🌿 جوانمرد و با فتوت باشيم نه اهل عقده و انتقام. يوسف مى گويد: «نزغ الشيطان» شيطان وسوسه كرد وگرنه برادرانم بد نيستند.
🌿 اولياى الهى، ورود به زندان و خروج از زندان را در مدار توحيد و ربوبيّت مى دانند. «ربّ السّجن احب» آيات قبل و «احسن بى ربّى اذ اخرجنى من السجن»
🌿 پايان سختى ها، گشايش است. «اخرجنى من السّجن»
🌿 باديه نشينى، ضرورت است نه ارزش. «قد احسن بى ربّى اذ... جاء بكم من البدو»
🌿 زندگى والدين در كنار فرزند، يك لطف الهى است. «احسن بى ربّى... جاء بكم»
🌿 در زمان حضرت يوسف، مصر داراى تمدّن شهرنشينى؛ ولى كنعان سرزمينى عشايرى بوده است. «جاء بكم من البدو»
🌿 براى پيشرفت و زندگى بهتر، بايد سفر كرد. «جاء بكم من البدو»
🌿 مخلَص همه چيز را از خدا مى بيند و از حوادث گله نمى كند. (در اين آيه كلمات «جعلها ربّى، احسن بى، اخرجنى و جاء بكم»، سخن از الطاف الهى است)
🌿 برادران و اعضاى يك خانواده، بايد بدانند شيطان به دنبال اختلاف ميان آنهاست. «من بعد أن نزغ الشيطان بينى و بين اخوتى»
🌿 خود را برتر ندانيد. «بينى وبين اخوتى» يوسف نگفت شيطان آنان را فريب داد، مى گويد شيطان بين من و آنهارا... يعنى خود را نيز در يك سمت قرار مى دهد.
🌿 همان گونه كه حضرت يعقوب در كودكى و اوّل داستان به يوسف گفت: «اِنّ الشيطان للانسان عدو مبين» يوسف نيز در پايان مى گويد: «مِن بعد ان نَزغ الشَّيطان بَينى و بين اخوَتى».
🌿 كارهاى خداوند، همراه با رفق، مدارا و لطف است. «انّ ربّى لطيف»
🌿 همه حوادث تلخ وشيرين براساس علم وحكمت الهى صورت مى گيرد. «العليم الحكيم»
🌿 بعد از بخشيدن، كسى را شرمنده نكنيد. چون يوسف برادران را بخشيده بود، در نقل ماجرا نام چاه را نبرد تا شر
🕊 تفسیر آیه ۱۰۱ سوره یوسف🕊
🍃 رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ 🍃
ترجمه :
🍃 (يوسف گفت:) پروردگارا؛ تو مرا (بهره اى) از حكومت دادى و از تعبير خواب ها به من آموختى. (اى) پديدآورنده ى آسمان ها و زمين، تنها تو در دنيا وآخرت مولاى منى، مرا تسليم خود بميران ومرا به شايستگان ملحق فرما 🍃
اولياى خدا وقتى به عزّت و قدرت خود نگاه مى كنند، فوراً به ياد خداوند مى افتند و مى گويند: خدايا هر چه هست از توست.
يوسف نيز اينچنين كرد، سخن را از پدر برگرداند و متوجّه خدا شد.
خداوند حكومت مصر را به دو نفر داد:
يكى فرعون كه آن را به خود نسبت داد و گفت: «أليس لى ملك مصر»
و ديگر به يوسف داد كه آنرا به خدا نسبت داد و گفت: «آتيتنى من الملك»
تفكّر ابراهيم، در ذريّه و فرزندان او جلوه گرى مى كند؛ ابراهيم گفت: «اَسلمت لربّ العالمين» من تسليم پروردگار عالميان هستم، سپس نوه او يعقوب به فرزندانش سفارش مى كند كه با ايمان از دنيا برويد. «لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون»
در اينجا فرزند يعقوب نيز مرگ در حال تسليم را از خدا مى خواهد؛ «توفّنى مسلماً»
به هر حال ابراهيم(عليه السلام) از صالحين است؛ «انّه فى الآخرة لمن الصّالحين» و حضرت يوسف(عليه السلام) مى خواهد به او ملحق شود. «الحقنى بالصّالحين»
حضرت يوسف(علیه السلام) كه خداوند همواره او را حفظ كرد، به او علم داد، به او حكومت داد و خطر را از او دور كرد، باز نگران عاقبت خود است. واى به حال كسانى كه قدرت، مال و علم خود را با حيله به دست آورده اند، آنان چه عاقبتى خواهند داشت!.
خداوند به حضرت آدم اسمائى را آموخت؛ «و علّم آدم الاسماء»
به حضرت داود علم زره بافى؛ «و علّمناه صنعة لبوس»
به حضرت سليمان، علم نطق پرندگان؛ «عُلّمنا منطق الطير»
به حضرت يوسف، علم تعبير خواب؛ «علّمتنى من تأويل الاحاديث»
و به پيامبر اسلام علوم اوّلين و آخرين. «و علّمك ما لم تكن تعلم»
📌 پیام ها
🌿 اعطاى حكومت، از شئون ربوبيّت الهى است. «ربّ قد آتيتنى من الملك»
🌿 حكومت را نتيجه ى فكر، مال، قدرت، يار و طرح خود ندانيم، بلكه اراده ى خداوند عامل اصلى است. «آتيتنى»
🌿 آنچه خدا به نيكان بدهد يا از آنان بگيرد، براى تربيت آنان است. «ربّ قد آتيتنى، ربّ السجن احب»
🌿 حكومت، حقّ دانشمندان است نه بى سوادان. «آتيتنى... علمّتنى» دانش يوسف وسيله حاكميّت او شد.
🌿 در هر موقعيّت وحالى، خود را به خداوند بسپاريد. «انت ولىّ فى الدنيا والاخرة»
🌿 قدرت و حكومت و سياست، زمينه خروج از دين است، مگر اينكه خداوند لطف كند. «توفّنى مسلماً»
(يوسف در چاه دعايى داشت و در زندان دعاى ديگر داشت، ولى همين كه به حكومت رسيد دعاى او اين بود: خدايا من مسلمان بميرم.)
🌿 بندگان خدا در اوج عزّت و قدرت به ياد مرگ وقيامت و سرانجام كار خود هستند. «توفّنى مسلماً و الحقنى بالصالحين» همان گونه كه همسر فرعون در كاخ فرعون به فكر قيامت بود و مى گفت: «ربّ ابن لى عندك بيتاً فى الجنّة» پروردگارا! در بهشت براى من جايى نزد خود قرار بده.
🌿 عظمت خداوند تنها به خاطر نعمت هايى كه به ما ارزانى داشته نيست، بلكه او بوجود آورنده كل هستى است. «فاطر السموات والارض»
🌿 افتخار يوسف آن نيست كه حاكم بر مردم است، افتخارش آن است كه خداوند حاكم بر اوست. «انت ولىّ فى الدنيا و الاخرة»
🌿 حسن عاقبت وپايدارى در كار خير، مهمتر از شروع آن است. انبيا براى حسن عاقبت دعا مى كردند؛ «توفّنى مسلماً» يعنى مرا در تسليم خود تا مرگ پايدار بدار.
🌿 در دعا، اوّل از نعمت هاى الهى ياد كنيد؛ «ربّ قد آتيتنى» بعد درخواست خود را مطرح كنيد. «توفّنى مسلماً»
🌿 چون به قدرت رسيديد، مناجات با خدا را از ياد نبريد. «ربّ قد آتيتنى...»
🌿 حضرت يوسف(عليه السلام) در شور انگيزترين لحظات متوجّه خدا شده و با او مناجات مى كند. «ربّ قد آتيتنى...»
🌿 علم و دانش در حكمرانى صحيح و عادلانه نقش مهمّى دارد. «آتيتنى من الملك و علّمتنى»
🌿 در دعاها ومناجات ها تنها به فكر دنيا ومسائل مادى نباشيد. «فى الدنيا والاخرة»
🌿 قدرت انسان ناچيز؛ «من الملك» علم انسان ناچيز؛ «من تأويل الاحاديث...» اما حكومت خداوند بر همه هستى است. «فاطر السموات والارض»
🌿 خدايى كه خالق آسمان ها و زمين است مى تواند كسى را از لابلاى تمام سختى ها نجات داده و او را به بالاترين درجه ها برساند. «ربّ قد آتيتنى من الملك... فاطر السموات...»
🌿 به ايمان فعلى خود مغرور نشويم، حفظ ايمان تا آخر مهم است. «توفّنى مسلماً»
🌿 نهايت ايمان، تسليم در برابر خداوند است. «توفّنى مسلماً»
🌿 عاقبت خير، بهترين نعمتى است كه خداوند به بندگانش عطا مى كند. «توفّنى مسلماً»
🌿
🕊 تفسیر آیه ۱۰۲ سوره یوسف 🕊
🍃 ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ 🍃
ترجمه :
🍃 (اى پيامبر) اين (داستان) از خبرهاى غيبى است كه ما به تو وحى مى كنيم و تو نزد آنان (برادران يوسف) نبودى آنگاه كه در كار خويش هم داستان و متفق شدند ونيرنگ مى نمودند (كه چگونه يوسف را در چاه اندازند و بگويند گرگ او را دريده است) 🍃
📌 پیام ها
🌿 انبيا از طريق وحى، با غيب آشنا مى شوند. «ذلك من انباء الغيب...»
🌿 انبيا، تمام اخبار غيبى را نمى دانند. «من انباء الغيب»
🌿 آنجا كه خدا نخواهد، نه تصميم مردم «امرهم» نه اجماع آنان «اجمعوا» ونه نقشه وتوطئه «يمكرون» اثرى ندارد.
🌿 در حوادث پى درپى و مرتبط، نكته اصلى و نقطه ى شروع را فراموش نكنيد. محور داستان يوسف توطئه نابودى يوسف بود. «اَجمعوا أمرهم و هم يمكرون»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
سلام خدا وملائک برشماغیور مردان وزنان ایران زمین خدا قوت وخسته نباشید زنده وپاینده باشید 🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🕊 تفسیر آیه ۱۰۳ سوره یوسف 🕊
🍃 وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ🍃
ترجمه :
🍃 اى پيامبر بيشتر مردم ايمان بياور نيستند، هر چند (سخت بكوشى و) حرص و آرزو داشته باشى. 🍃
«حرص» به معناى علاقه شديد به چيزى وتلاش براى دستيابى به آن است.
📌 پیام ها
🌿 بارها اكثريّت مردم از نظر اعتقادات دينى، مورد انتقاد قرآن قرار گرفته اند. «و ما اكثر الناس... بمؤمنين»
🌿 پيامبران نسبت به هدايت ديگران، سوز و درد و اشتياق دارند. «حرصت»
🌿 هر حرصى مذموم نيست. (پيامبر براى ايمان آوردن مردم، حرص مى ورزيد) «حرصتَ»
🌿 كج فهمى و ايمان نياوردن اكثريّت مردم نبايد مانع تبليغ دين و بيان حقيقت گردد. «ما اكثر الناس... بمؤمنين»
🌿 ايمان نياوردن اكثريّت مردم، به خاطر كوتاهى پيامبران نيست، بلكه نتيجه ى اختيار وآزادى خود انسان ها است كه نخواسته اند ايمان بياورند. «ما اكثر النّاس ولو حرصت بمؤمنين»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۵ سوره یوسف 🕊
🍃 وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ🍃
ترجمه :
🍃 و چه بسيار نشانه در آسمان ها و زمين، كه بر آن مى گذرند، در حالى كه از آن روى گردانند. 🍃
گويا اين آيه براى تسلّى خاطر رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) و هر رهبر و امام بر حقّ است كه اگر مردم به فرمان و دستور آنان بى اعتنا بودند نگران نباشند، آنان دائماً بر نشانه هاى قدرت و حكمت خدا در طبيعت و خلقت برخورد مى كنند، ولى لحظه اى نمى انديشند.
اين همه زلزله، كسوف، خسوف، صاعقه، گردش ستارگان، كهكشان ها، همه و همه را مى بينند، ولى از آن اعراض مى كنند.
جمله «يمّرون عليها» را سه نوع معنى كرده اند:
✅ منظور از مرور انسان ها بر آيات الهى، مشاهده آنهاست.
✅ منظور از مرور انسان ها بر آيات، حركت زمين است، زيرا با حركت زمين، انسان بر اجرام آسمانى مرور مى كند.
✅ مرور بر آيات آسمانى، پيشگويى سوار شدن انسان بر وسايل فضايى و حركت آنها در آسمان ها است.
اعراض، از غفلت خطرناكتر است. با اينكه تعداد نشانه ها زياد است «كايّن» و انسان دائماً با آنها رابطه دارد «يمرّون» امّا نه تنها از آنها غفلت مى كند، بلكه مواقعى نيز با عنايت از آنها اعراض مى كند.
📌 پیام ها
🌿 تمام هستى، نشانه و رمز خداشناسى است. «آيةٍ»
🌿 انسان اگر لجاجت كند، هيچ نشانه اى را نمى پذيرد. «و كأيّن من آية... يمرّون عليها و هم عنها معرضون»
🌿 نگاه سطحى و بدون فكر و تأمّل، زمينه ى هدايت و رشد نيست. «يمرّون... معرضون»
🌿 علم به تنهايى كافى نيست، حقّ پذيرى نيز لازم است تا ايمان حاصل شود. «يمرّون عليها و هم عنها معرضون»
🌿 احسن القصص بودن داستان به تنهايى كافى نيست؛ مهم آمادگى براى به كار بستن و پذيرفتن اين همه درس بزرگ است. «و هم عنها معرضون»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۴ سوره یوسف 🕊
🍃 وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ 🍃
ترجمه :
🍃 و تو بر اين (وظيفه ى ارشاد) پاداشى از آنان نمى خواهى. آن (رسالت و قرآن) جز تذكر و پندى براى جهانيان نيست. 🍃
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نيز همانند ساير پيامبران، هرگز از مردم در قبال هدايت آنان پاداشى درخواست نكرد. زيرا توقع داشتن از مردم، پذيرش دعوت را سنگين مى كند.
در سوره طور آيه ۴۰ مى خوانيم: «ام تسئلهم اجراً فهم من مغرمٍ مثقلون» مگر از مردم مزدى درخواست كردى تا پرداخت آن برايشان سنگين باشد.
اگر در آيه ديگر مى بينيم كه مزد رسالت را مودّت اهل قربى مى داند، «الاّ المودّة فى القرُبى » براى آن است كه پيروى و تبعيّت اهل بيت، براى خود مردم سودمند است نه پيامبر، زيرا در جاى ديگر مى خوانيم: «قل و ما سئلتكم من اجر فهو لكم» آرى كسى كه اهل بيت را دوست دارد از آنان اطاعت مى كند و اطاعت از آنان اطاعت از پيامبر و خداست.
قرآن ذكر است، زيرا:
✅ يادآور آيات، نعمات و صفات الهى است.
✅ يادآور گذشته و آينده انسان است.
✅ يادآور عوامل سقوط و عزّت جوامع است.
✅ يادآور صحنه هاى قيامت است.
يادآور عظمت هستى است.
✅ يادآور تاريخ و زندگى شخصيّت هاى تاريخ ساز است.
✅ معارف قرآن و احكام آن حقايقى است كه بايد آنرا فرا گرفت و همواره به خاطر داشت. زيرا «ذكر» به علم ومعرفتى گفته مى شود كه در ذهن حاضر باشد واز آن غفلت نشود.
📌 پیام ها
🌿 مبلّغ نبايد از مردم توقعى داشته باشد، همانگونه كه پيامبران چنين بودند. «و ما تسئلهم عليه من اجر»
🌿 آنچه زشت است درخواست پاداش است، نه دريافت آن. «تسئل»
🌿 معارف قرآن فطرى است و همه مردم از آن مى توانند بهره ببرند. («ذكر» در جايى است كه انسان در درون خود مى دانسته، ولى فراموش كرده است)
🌿 كار پيامبران يادآورى و بيدار ساختن فطرت هاست. «ذكر للعالمين»
🌿 رسالت پيامبر اسلام، جهانى است. «للعالمين»
🌿 ايمان نياوردن گروهى از مردم، حتّى اكثريّت آنان در يك زمان و مكان نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس نمايد. اگر در منطقه اى از زمين گروهى ايمان نياوردند، در جاى ديگر تبليغ نمايند. «للعالمين»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
:
#هر_روز_یک_احکام_شرعی
💠#عطر_زدن_خانم_ها
💬 پرسش:
آیا خانمها میتوانند موقع بیرونرفتن از خانه عطر بزنند؟
🔹 همه مراجع:
بله. میتوانند و اشکال ندارد؛ فقط اگر معطّر بیرونرفتن (بهخاطر نوع عطر یا مقدار عطر زدهشده) باعث #تحريک شهوت جنسی و #جلب توجه مردهای نامحرم بشود، این کار #اشکال دارد.
اینم البته زن و مرد ندارد و مردها هم نباید از اینجور عطرها بزنند.
🔺مكارم، استفتائات، ج1، س797؛ تبريزى، استفتائات، س1616؛ خامنهاى، استفتا، س667 و 621؛ نورى، استفتائات، ج1، س1033؛ بقیه مراجع: دفتر.
🕊 تفسیر آیه ۱۰۶ سوره یوسف 🕊
🍃 وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ🍃
ترجمه :
🍃 و بيشترشان به خداوند ايمان نمى آورند، جز اينكه (با او چيزى را) شريك مى گيرند. (و ايمانشان خالص نيست) 🍃
امام رضا(عليه السلام) فرمودند: شرك در اين آيه به معناى كفر و بت پرستى نيست، بلكه مراد توجّه به غير خداوند است.
از امام صادق(عليه السلام) نيز نقل شده است كه فرمودند: شرك در انسان، از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر سنگ سياه، مخفى تر است.
امام باقر(عليه السلام) نيز فرمودند:مردم در عبادت موحد هستند، ولى در اطاعت از غير خدا گرفتار شرك مى شوند.
و در روايات ديگرى مى خوانيم كه مراد از شرك در اين آيه، شرك نعمت است. مثل اينكه انسان بگويد فلانى كار مرا سرو سامان داد، اگر فلانى نبود نابود شده بودم و امثال آن.
📌 پیام ها
🌿 ايمان، مراتبى دارد و ايمان خالص كه هيچ گونه شركى در آن نباشد كم است. «و ما يؤمن... الا و هم مشركون»
نشانه هاى مؤمن مخلص
✅ در انفاق: «لانريد منكم جزاء و لاشكوراً» از كسى توقع پاداش و تشكر ندارد.
✅ در عبادت: «و لا يشرك بعبادة ربّه احداً» جز خداوند كسى را بندگى نمى كند.
✅ در تبليغ: «إن اجرى الاّ على اللَّه» به غير خداوند از كسى پاداش نمى خواهد.
✅ در ازدواج: «ان يكونوا فقراء يغنهم اللَّه من فضله» از فقر نمى هراسد و با توكل به وعده خدا ازدواج مى كند.
✅ در برخورد با مردم: «قل اللَّه ثم ذرهم» جز رضاى او همه چيز را كنار مى گذارد.
✅ در جنگ وبرخورد با دشمن: «و لايخشون احداً الا اللَّه» از كسى به جز خداوند نمى هراسد.
سلام
✅ در مهرورزى و محبّت: «والّذين آمنوا اشدّ حبّاً للَّه» هيچ كس را به اندازه خداوند دوست نمى دارد.
✅ در تجارت وكسب وكار: «رجال لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذكراللَّه» از ياد خداوند غافل نمى شود.
نشانه هاى مؤمن مشرك
✅ عزّت را از ديگران آرزو مى كند: «أيبتغون عندهم العزّة»
✅ در عمل: «خلطوا عملاً صالحاً وآخر سيّئاً» كار شايسته را با ناشايست مى آميزد.
✅ در برخورد باديگران: «كلّ حزب بما لديهم فرحون» دچار تعصّبات حزبى و گروهى مى شود.
✅ در عبادت: «الّذين هم عن صلاتهم ساهون . الّذين هم يرائون» بى توجّهى و رياكارى مى كند.
✅ در جنگ و نبرد: «يخشون النّاس كخشية اللَّه» از مردم مى ترسد.
✅ در تجارت وامور دنيوى: «اَلْهاكم التَّكاثُر» افزون طلبى، او را سرگرم مى كند.
✅ در انتخاب دين و دنيا: «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائماً» دنيا را مى گيرند و پيامبر را تنها مى گذارند.
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۷ سوره یوسف🕊
🍃 أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ 🍃
ترجمه :
🍃 آيا (آنها كه ايمان نمى آورند) از اينكه عذاب الهى آنها را در برگيرد و يا قيامت در حالى كه نمى دانند ناگهانى فرارسد در امانند؟ 🍃
«غاشيه» به معناى عقوبتى است كه جامعه يا فردى را در برمى گيرد.
📌 پیام ها
🌿 هيچ كس خود را تضمين شده نپندارد. «أفآمنوا»
🌿 احتمال قهر الهى، براى حركت انسان به سوى راه حقّ كافى است، مشكل در اين است كه بعضى اين احتمال را هم نمى دهند. «أفآمنوا»
🌿 قهر خداوند، فراگير است و امكان فرار نيست. «غاشية»
🌿 جزيى از عذاب، براى گرفتار كردن انسان كافى است. «غاشية من عذاب»
🌿 ياد قيامت، عامل تربيت است. «تاتيَهم السّاعة»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️
🕊 تفسیر آیه ۱۰۸ سوره یوسف 🕊
🍃 قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَي اللّهِ عَلَي بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ 🍃
ترجمه :
🍃 (اى پيامبر تو نيز) بگو: اين راه من است. من و هر كس پيروى ام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مى كنيم و خداوند (از هر شريكى) منزه است و من از مشركان نيستم. 🍃
دعوت كننده به توحيد با توده مردم فرق دارد، همان گونه كه در دو آيه قبل گفتيم توده ى مردم غالباً ايمانشان آلوده به شرك است؛ «و ما يؤمن اكثرهم باللَّه الاّ و هم مشركون» امّا مبلغ آسمانى بايد بتواند بگويد: «و ما انا من المشركين»
📌 پیام ها
🌿 راه انبيا، روشن و در معرض شناخت وديد همگان است. «هذه سبيلى»
🌿 پيمايندگان راه حقّ بايد مواضع خود را با صراحت و بدون ترس بيان و اعلام كنند. «هذه سبيلى»
🌿 دعوت رهبر بايد به سوى خدا باشد، نه به سوى خود. «ادعوا الى اللَّه»
🌿 رهبر بايد بصيرت كامل داشته باشد. «على بصيرة»
🌿 مردم را چشم بسته و بدون آگاهى نبايد به انجام كارى ترغيب كرد. «على بصيرة»
🌿 پيروان پيامبر بايد هر كدام مبلغى باشند كه با بصيرت و آگاهى مردم را به سوى خدا دعوت كنند. «ادعوا الى اللَّه... اَنَا و من اتّبعنى»
🌿 محور تبليغ، تنزيه خداوند از هرگونه شرك وشريك است. «سبحان اللَّه»
🌿 مبلّغان دينى بايد افرادى خالص ومخلص باشند. «ما أنا من المشركين»
🌿 توحيد ونفى شرك، اساس دين اسلام مى باشد. «ادعوا الى اللَّه، ما أنا من المشركين»
🕊️🍃🕊️🍃🕊️