eitaa logo
برتربین | اندیشکده رؤیت
2.7هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
6.6هزار ویدیو
25 فایل
سایت برتربین از سال ۱۳۸۷ شروع به فعالیت نمود. » کانال اصلی برتربین در سروش بهمراه ۱۰ الی ۲۰ کانال موضوعی دیگر است اما فعلا آنجا کمتر هستیم splus.ir/Bartarbin » در ایتا نیز مطلب منتشر میکنیم سایت برتربین Bartarbin.com ارتباط با مدیر: @Andishkadeh_rowyat
مشاهده در ایتا
دانلود
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید ما ملت گیر چه کودن های عوضی هستیم
🔴 رد پای افعی برق تهران در یک سفارتخانۀ خارجی 🔹۱۴ روز است که برق همۀ ایران روزانه ۲ ساعت قطع می‌شود اما پرمصرف‌ترین مشترک خانگی ایران معروف به «اَفعی برق تهران» از ابتدای امسال تاکنون بدون توقف ۱۰۵ هزار و ۹۲۰ کیلووات‌ساعت برق مصرف کرده؛ مصرفی که به‌اندازه یک محله با ۶۳ خانه است. 🔹براساس اطلاعات مندرج در قبض این مشترک پرمصرف، مکانی که او بیش از هر مشترک دیگری در ایران برق مصرف می‌کند، یک خانه‌باغ متعلق به سفارت خارجی در پایتخت است. 🔹ارزش مصرف برق ۸ ماهۀ این مشترک در کشور خودش ۱۰ برابر بهایی است که در ایران برای انرژی می‌دهد و در این مدت ۲ میلیارد تومان از جیب همۀ مردم به افعی برق تهران یارانه پرداخت شده است. 🔸اندیشکدۀ مانا فعال در صنعت برق پیشنهاد کرده که قیمت برق در سفارت‌خانه‌ها معادل قیمت انرژی در آن کشور تعیین شود و از این مسیر علاوه بر کنترل مصرف از پرداخت یارانه از جیب مردم به این بخش نیز جلوگیری شود. ✍ فقط سفارت خانه‌ها نیستن، خیلی از قصرهای چندهزار متری مناطق بالانشین همینطوری مصرف میکنن. یا باید قیمت انرژی رو آزاد کنن تا اینا پول آب و برق و گاز خونه‌های بزرگ استخر دارشون رو میلیاردی پرداخت کنن و این یارانه بره تو جیب کم مصرف‌ها. یا حداقل اگه ساختارشو ندارید، اینهایی که پرمصرفن قیمتشون رو آزاد حساب کنید و تصاعدی قیمتشو ببرید بالا. والا کاری نداره
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسئول بی‌تکرار💔 روحت شاد هراتفاقی هم میفتاد میدانستیم داری با جان و دل کار میکنی، دلمان آرام میگرفت. میدانستیم داری کارهای زیرساختی انجام میدهی. ولی راضی نبودیم برایمان جان بدهی...😔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ♻️ عجوزه فریبکار، چگونه سر تیم ظریف کلاه گذاشت! 🔹قسمت اول 🔰 حمید رسایی: در گفتگوهایی که در این چند روز درباره انتصاب غیرقانونی آقای ظریف داشتم، به این نکته اشاره کردم که روابط احساسی تیم مذاکره کننده برجام با آمریکایی‌ها آنقدر زیاد شده بود که وندی شرمن می‌گوید که من در مذاکرات تیم ایرانی را با اسم کوچک صدا می‌زدم و به طنز گفتم که حتما به ظریف می‌گفته "مای جواد" شاید باورش برای جماعت ساده‌لوحی که از سیاست فقط یک متر و هشتاد سانت روی زمینش را می‌بینند سخت باشد ولی واقعا او گفته که در مذاکرات با اسم کوچک تیم ایران را خطاب قرار می‌داده! بد نیست اشاره کنم، تیم مذاکره کننده آمریکایی با چه شیوه‌ای توانسته بود قاپ مذاکره کنندگان ما را بدزدند و اعتماد مذاکره کنندگان ایران را جلب کنند؟ پاسخ را از میان نوشته ها و مصاحبه های مذاکره کننده ارشد آمریکایی (وندی شرمن) با اندیشکده آمریکایی "آسپن"، انديشکده بيکر دانشگاه "رايس"، نشریه "فارن پالیسی/ Foreign Policy"، نشريه "فارن افرز/Foreign Affairs" و کتاب خاطراتش برایتان روایت می‌کنم. حتما به یاد دارید که وندی شرمن در گفتگویی توهین آمیز، بخشی از ژن ایرانی ها را همراه با فریبکاری دانسته بود. 🔹آنچه در ادامه می خوانید، تماما به نقل از وندی شرمن است: «مذاكرات ١+٥ ماه نوامبر در ژنو سوييس از سر گرفته‌ شد. من احساس كردم كه ايجاد يك رابطه صميمانه شخصي در رويارويي‌هاي روزمره با ايرانيان بسيار كارساز است. مشكل اساسي اينجا بود كه من هنوز هم نمي‌توانستم با همتايان ايراني‌ام مصافحه كنم و دست بدهم... اما اين موضوع يك جا به داد من رسيد تا بتوانم باب گفت‌وگويي باز كنم. يك روز در طول استراحت مذاكرات، من به سمت عراقچي و تخت‌روانچي رفتم تا با آنها در مورد ناتواني در مصافحه گفت‌وگو كنم. به آنها گفتم كه من در يك محله يهودي‌نشين بيرون شهر بالتيمور بزرگ شده‌ام و بسياري از همسايگانم يهوديان متدين ارتدكس بودند كه برخي از آنها مانند مسلمانان محافظه‌كار، از لمس كردن هر فردي از جنس مخالف به جز همسر، فرزند و والدين‌شان خودداري مي‌كنند. عراقچي و تخت‌روانچي اول كمي جا خوردند، اما با ادامه داستان من، آنها هم كم‌كم با دقت و علاقه بيشتري به حرف‌هايم گوش دادند. آنها خبر نداشتند كه رسوم‌شان شبيه به يهوديان ارتدكس است و صحبت در مورد ناخوشايند بودن نحوه تعارف و مصافحه، اهميت خودش را نشان داد. آنها مقداري از گذشته من را فهميدند. حالا مي‌توانستند كمي مرا واضح‌تر از قبل درك كنند: من نه تنها نماينده ايالات متحده يا يك فرد غيرقابل لمس از جنس مخالف بودم بلكه يك انسان بودم كه براي هنجارهاي فرهنگي آنها احترام قايل بودم. ايجاد يك زمينه مشترك با ايرانيان، اهميت ويژه‌اي داشت، چرا كه به لحاظ سياسي و حتي روانشناسي، پژواك گفت‌وگوها در ذهن امريكايي‌ها با ايراني‌ها كاملا متفاوت بود.» «ما اکنون در مذاکرات با ایران به اسم کوچک همدیگر را صدا می‌زنیم و به انگلیسی صحبت می‌کنیم چیزی که خیلی با قبل فرق دارد و گفتگو را بسیار راحت‌تر کرده است؛ ما خانواده‌های همدیگر را نیز می‌شناسیم و هر وقت لازم باشد به هم ایمیل یا تلفن می‌زنیم. هم اکنون به مراحل بسیار حساس و سخت رسیده‌ایم و ایرانی‌ها باید تصمیم‌های بسیار مهمی را اتخاذ کنند. مذاکرات با زبان انگلیسی و بسیار ساده و روان انجام می‌شود، در صورت نیاز به هم ایمیل می‌زنیم و یا تلفنی حرف می‌زنیم تا کارها را با هم هماهنگ کنیم.» «هرچند بي اعتمادي ها هرگز برطرف نشد، اما به واسطه بحث هايي که عباس عراقچي و من، مجيد روانچي و من در مورد "موضوعات شخصي" داشتيم، اين مسئله در طول مذاکرات به ما کمک کرد که دستکم صبوري بيشتري مقابل هم به خرج دهيم. ما همچنان به يکديگر ايميل مي زنيم و بايد بگويم که اين تغيير بزرگي در روابط ديپلماتيکي بود که شاهدش بوديم. علاوه بر اين، اين "رابطه شخصي" بين وزرا موجب شد تا ما بتوانيم ملوان هايي را که ايران بازداشت کرده بود، بسرعت به خانه بازگردانيم.»
. ♻️ عجوزه فریبکار، چگونه سر تیم ظریف کلاه گذاشت! 🔹قسمت دوم «دستکم براي ايالات متحده، مذاکرات هرگز مبتني بر اعتماد نبود. هم من و هم همتايم، عباس عراقچي در طول مذاکرات براي اولين بار نوه دار شديم. حتي بعد از آن برهه انساني، که من و عباس عراقچي فيلم نوه هايمان را به يکديگر نشان داديم، مذاکرات به همان اندازه قبل مبتني بر بي اعتمادي ادامه يافت.» «گفته می‌شود زنان زمانی که خشمگین می‌شوند، گریه می‌کنند. من در طول این سال‌ها تلاش کردم که این کار را متوقف کنم. در یکی از آخرین بخش‌های مذاکرات قطعنامه شورای امنیت بود که اگرچه اساسا امر جدایی از مذاکرات نبود، اما باید با قطعنامه‌های قبلی اجماع می‌شد . روز بیست و پنجم از ۲۷ روز دور آخر مذاکرات در هتل کوبورگ بود ما در یک مایلی بیرون هتل نشسته بودیم. هیچ یک از ما زیاد نخوابیده بودیم. من قطعه کاغذی را وسط میز گذاشتم که در آن شاخص‌هایی که فکر می‌کردم کارساز است و باید به عنوان جزییات در قطع نامه ذکر شود، گفته شده بود. عباس عراقچی گفت که خب من فکر می‌کنم این کارساز است و من با خودم گفتم پس ما به توافق رسیدیم. او گفت فقط یک چیز! این حمله همیشگی ایرانی‌هاست که می‌گویند"فقط یک چیز". من خشمگین شدم. از به تاخیر افتادن و کش دادن مذاکرات که برنامه من برای بازنشستگی و بازگشت به هاروارد را به تاخیر انداخته بود، خشمگین شدم. من شروع به فریاد کشیدن کردم و گفتم شما همه چیز را به خطر می‌اندازید. اینجا بود که نتوانستم جلوی اشک ریختنم را بگیرم. همه ساکت شده بودند چون این وندی شرمنی بود که تا آن روز ندیده بودند. بعد از آن عباس گفت بسیار خب. ما قبول می‌کنیم. البته من هرگز از زنان نمی‌خواهم که این تاکتیک را به کار ببرند اما این داستان را در کتابم ذکر کردم چون ما زمانی در اوج قدرت هستیم که خودمان باشیم. شما باید به نوعی از طریق روابط انسانی به زمینه مشترک برسید. زمانی که من و عباس عراقچی هر دو همزمان با مذاکرات پدر بزرگ و مادر بزرگ شدیم، و عکسی در این باره رد و بدل کردیم این به ما اجازه داد نشان دهیم ما افرادی هستیم که سعی می‌کنیم بهترین راه را برای رسیدن به منافع کشورمان انتخاب کنیم.» رهبر انقلاب از همان ابتدا بارها اعلام کرده بودند که به مذاکرات برجام خوش بین نیستند، حتی خطوط قرمز مذاکرات را علنی کرده بودند تا تیم مذاکره کننده را بیشتر به مقاومت در برابر مطالبات غربی ها وادارند، در بیاناتشان به یک نکته روان شناختی هم اشاره کرده‌اند. ایشان خطاب به مذاکره کنندگان ایرانی که محو روابط احساسی با تیم فریبکار آمریکایی شده بودند، فرمودند: «به مسئولین گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ نقد که می دهد ــ وعده‌ نقد، نه عمل نقد ــ اعتماد نکنید، [چون] وقتی خرش از پل گذشت، برمی گردد و به ریش شما می خندد! اینقدر اینها وقیحند.»