31.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش_ویدیویی🎥
سلام بر کسی که روضهاش مرهمی است بر جان خسته ما… 🖤🕊
گزارشی از دو روز خدمتگذاری در موکب پذیرایی و فرهنگی به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
🔹به همت بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی و دانشکده حقوق و علوم سیاسی
📍آذرماه ۱۴۰۴
.
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
السلام علیك یا أمُّ الوَفاء
أم العباس قمر بنیهاشم، أم البنین..
اُمُّ الوفاء...
اين عبارت چه بلند است كه گفتي كوتاه
پسرانم همه قربان اباعبدالله
#استاد_شجاعی
#حضرت_امالبنینسلاماللهعلیها🖤
#مسابقه_کتابخوانی 📖
🔰 کتاب «تفکر» اثر آیتالله حائری
(ویژه شرکتکنندگان دوره میعاد وصال ۲)
⏳ زمان برگزاری آزمون:
جمعه ۲۱ آذر، ساعت ۲۱
🎁 به ۵ نفر از برگزیدگان با بالاترین نمره،
کارت هدیهی ۲۰۰ هزار تومانی اهدا خواهد شد.
📝 ثبتنام از طریق لینک زیر:
https://shirazu-basir.ir/thinking-book-contest/
⚠️ توجه: برای با خبر شدن از اطلاعیه های مسابقه در کانال بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی عضو باشید 🌻
🌐 بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
هدایت شده از بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
مناظره ای شفاف برای حقیقت جویی و اعتمادسازی در دانشگاه شیراز
دعوت رسمی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز از هیئت رئیسه محترم دانشگاه و جناب اقای دکتر جمالی جهت حضور در یک مناظره عمومی با مشارکت اساتید، دانشجویان و رسانه های دانشگاهی؛ با هدف روشنگری، پاسخ به ابهامات موجود، ایجاد شفافیت در مدیریت و تقویت جایگاه دانشگاه به عنوان خانه ی حقیقت جویی و گفتوگوی آزاد علمى.
صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر در سال ۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همهی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیلهی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود میآید. چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا ۱۶ آذر در همهی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
روز دانشجو گرامی باد.
🌐 بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
فعالیت های اجتماعی
خاطره ۱
🔹 من ورودی هفتاد و شش برق🔌 بودم، مصطفی هفتاد و هفت مهندسی شیمی🧪. هر دو عضو شورای مرکزی بسیج بودیم.
دافعهش کم بود و جاذبه اش زیاد. دامنه دوستانش فراگیر بود. حتی با کسانی که از نظر ظاهر با ما تفاوت داشتند، رابطه داشت. ولی حلقه ی اصلی دوستانش بچههای بسیجی بودند.
بچههای بسیج دانشگاه، علاوه بر عرصهی علمی🔬 تو عرصهی شناخت مسائل سیاسی و موضع گیری صحیح در مواقع حساس هم اعتقاد داشتند باید فعالیت کنند. یکی از این مواقع، انتخابات🗓 بود. با بررسی روزنامههای مختلف🗞 پیش از انقلاب تا زمان حاضر، تغییر و تحولات کاندیداها👨 را ارزیابی می کردند. علت دگرگونی آنها را ریشه یابی میکردند. این کار خیلی به شناخت مخاطب کمک میکرد. مصطفی در این زمینه خیلی وقت🕥 میگذاشت.
خاطره۲
🔹 در جریان فتنه، خیلی ناراحت😔 بود از نپذیرفتن سخنان فصل الخطاب رهبری توسط برخی و اتفاقاتی که باعث به هم خوردن نظم و امنیت کشور شده بود. بالعکس؛ از تظاهرات ۹ دی که میثاقی با آرمان های امام و رهبری و نشانی از ولایتمداری مردم بود، بسیار خوشحال بود و در راهپیمائی شرکت میکرد.
خاطره۳
🔹داشتم رد می شدم. جلوی ساختمان کلاسها توی دانشگاه شریف چشمم افتاد به یک دختر و پسر👫. وضع حجاب دختر خوب نبود. آرام رفتم جلو، تذکر دادم که دختر حجابش🧕 را درست کند و رد شدم. صدای داد و بیداد دختر و پسر🗣 از پشت سرم آمد، داد می زدند که به چه حقی تذکر داده ام. برگشتم و جوابشان را دادم. گفتم شما وضع حجابت بد بود، من هم تذکر دادم. بگو مگویمان بالا گرفت. بچه ها از اتاق بسیج دانشگاه صدایمان را شنیدند و آمدند بیرون. مصطفی هم آمد به دفاع از من. رگ گردنش زده بود بیرون.
🔹«سعید، می شه آرومتر تذکر بدی؟ یک کم ملاطفت🌸 بیشتر خرج کنی؟» گفتم «خودت که می دونی، من آروم تذکر می دم و رد می شم. خودشون شروع کردن به داد و بیداد.» آرام طوری که به من هم برنخورد گفت «می دونم سعید، حق با توئه، وضعشون خوب نبود، باید امر به معروف کنیم، ولی اگه یه خرده آرومتر بگی اثرش هم بیشتره🌱» خودش هم همینطور بود. آرام می گفت و رد می شد یا رویش را می کرد یک طرف دیگر.
خاطره۴
زودتر از بقیه بچه ها ازدواج💍 کرده بود. به قول بچهها افتاده بود توی کار «راویگری» یا خودمانیاش «جوشکاری». آمار رفقای همسرش را میگرفت و معرفیشان میکرد به رفقای خودش. وارد شده بود. چند تا مورد را با هم پیگیری میکرد. انگار داشت برای برادر خودش این کارها را میکرد. بس که وسواس داشت روی رفقایش. دستم را گرفت و برد کنار دیوار و گفت: «بنده خدا را دیدم، ساعت دو تا چهار توی نوارخانه بسیج است. ببینم چهکار میکنی.» این را گفت و دوید جلوی در نوارخانه. زود برگشت و گفت: «الان وقتش است. برو.» خودش هم رفت توی دفتر بسیج که ببیند من چه میگویم. دست و پایم را گم کرده بودم. رنگم پریده بود. این پا و آن پا میکردم. صدای مصطفی آمد «خره🐴، چرا نرفتی؟ منتظرمها!» زیر لب بسم الله گفتم و رفتم تو.
@mostafaahmadiroshan
🌐 بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
خب دیشب از مصطفیِ تلاشگر و دانشگاهی گفتیم…
اما اونورِ این قصه یه چیز دیگهست؛
یه معنویت آروم، بیسروصدا، واقعی…
همینی که شخصیتش رو ساخت و ستون شد برا زندگیش.😍
⭕️اگر دوست دارید و آماده اید که
مصطفیِ درونیتر رو بشناسید، این قسمت مخصوص شماست.»⭕️
📌"از نهجالبلاغه تا بهشتزهرا؛ آن روزهایی که مصطفی آرام آرام قد میکشید…"
خاطره۱
🔹در زمان دانشجوییشان، چون فراغت بیشتری داشتند. مسائل اعتقادیشان را در فاصله دبیرستان تا دانشگاه خیلی محکم کردند. اما بعد از دانشگاه اصلا وقت نداشتند. مثلا دوره کامل کتابهای شهید مطهری را در دوران دانشجویی خوانده بودند.
توصیه اش به من کتاب های شهید مطهری بود.
می گفت:« بنیان اعتقادی آدم با این کتاب ها محکم می شه.»
به تاریخ هم علاقه داشت. چه اسلام، چه معاصر.
خاطره۲
🔹نهج البلاغه فوق العاده مورد توجهش بود. دوران دانشجویی بارها و بارها نهج البلاغه را خوانده بود.
خاطره۳
🔹یک بار خودش به من گفت برای اثبات قضیه غدیر برای خودش، شاید حدود هفت تا کتاب اهل تسنن را خواندهاست.
نتیجه آن مطالعات هم این شده بود که میگفت در طول حجشان سال 87، با عربی دست و پا شکسته با یک برادر اهل تسنن در این رابطه بحث میکرده و آن فرد کم آورده بود. در بحث خیلی منطقی میتوانست طرف مقابل را با استدلالهای محکم خود قانع کند.
خاطره۴
🔹زمان دانشجویی کتاب های شهید آوینی و مجموعه کتاب های روایت فتح را می خواندیم، مثل کتاب شهید همت و حاج احمد متوسلیان.
مصطفی می گفت:« این ها نباید جوری معرفی بشن که غیرقابل دسترس باشن.»
خاطره۵
🔸یک روز بهم میگفت «ببین مرتضی، ما باید توی دانشگاه، خودمون رو حفظ کنیم، باید خودسازی داشته باشیم. من و چند تا از بچه ها تصمیم گرفتیم صبحهای پنجشنبه بریم بهشت زهرا، سر قبر شهدا، زیارت عاشورا بخونیم.»
من را کشید کنار. آرام طوری که بچه های دیگر متوجه نشوند گفت «مرتضی تو که مسؤول فرهنگی بسیجی، می تونی از بسیج برامون ماشین جور کنی؟ می خوایم با چند تا از بچه ها بریم بهشت زهرا.»
عادت همیشه اش شده بود. وقت بی وقت با بچه های خوابگاه قرار می گذاشتند و می رفتند بهشت زهرا.
خاطره۶
🔹مصطفی پای من را به بهشت زهرا باز کرد. از دوران دانشگاه، هر وقت که دلش تنگ می شد، دستم را می گرفت و می گفت برویم بهشت زهرا. این اواخر سرش خیلی شلوغ بود ولی یک وقت 6 صبح زنگ می زد می گفت «آماده ای بریم.» می آمد دنبالم و می رفتیم.
🔹اول می رفتیم قطعه اموات بعد سر مزار شهدا. همیشه می گفت «اینجا رو نگاه کن، اصلاً احساس می کنی این شهدا مردن؟ اینجا همون حسی رو داری که توی قطعه اموات داری؟» حس می کردم سینه اش سنگین شده. سنگ قبرها رو نگاه می کرد، سنشان را حساب می کرد، می گفت «اینایی که می بینی همه نوزده بیست ساله بودن. ماها رسیدیم به سی سال. خیلی دیر شده، اینا سنشون خیلی کمتر از ما بود که شهید شدن. اصلاً تو کَتَم نمی ره که بخوان ما رو توی قطعه مرده ها دفن کنن.» با سوزی می گفت اینها را.
انگار یک حسرت همیشگی توی دلش بود، می ترسید از قافله جا بماند. می نشستیم پای قبرها و فاتحه می خواندیم، می گفت «خدا ما رو رحمت کنه، اینا که رحمت شده ان.»
خاطره۷
🔹یک بار با بقیه هم اتاقی ها دور هم نشسته بودیم. من شروع کردم به تعریف کردن از مصطفی. بچه ها ما را دست انداختند که « برو بابا! شهرستانی گیرت آورده، داره سرت شیره می ماله.»
وقتی مصطفی آمد، بچهها گفتند:« فلانی را چه جوری خامش کردی که پشت سرت شیره می ماله.»
چیزی نگفت و گذشت. آخر شب یک نامه گذاشت کف دستم و سرسنگین رفت.
باز کردم، دیدم کلی از دستم دلخور شده. دو روز با من سرسنگین بود که تو چرا رفتی این حرف ها را گفتی این تعریف ها را از من کردی؟
@mostafaahmadiroshan
🌐 بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
📚مسابقه بزرگ کتابخوانی به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س)🥳
📔کتاب شبیه مریم اثر اکرم صادقی
🏆جوایز:
🥇نفر اول ۹۰۰ هزارتومان
🥈نفر دوم ۷۰۰ هزارتومان
🥉نفر سوم ۵۰۰ هزارتومان
📆 مهلت ثبت نام: ۱۸ لغایت ۲۶ آذر ماه
📍آزمون بصورت مجازی برگزار میشود
⏳زمان برگزاری آزمون: چهارشنبه ۳ دی ساعت ۲۱
جهت ثبت از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:
https://shirazu-basir.ir/mosabeqe_ketabkhani_shabihe_maryam/
📞کسب اطلاعات بیشتر:
0938 668 0295
آقای بقایی فرد
جهت دریافت لینک خرید نسخه الکترونیکی کتاب کلیک کنید!
🔴اطلاعات بیشتر در مورد مسابقه برای افرادی که ثبت نام میکنند ارسال خواهد شد🔴
🌐 بسیج دانشجویی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز